زندگینامه استاد حاج حامد شاکر نژاد
ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

 

 

 

 

استاد حاج حامد شاکر نژاد یکی از قاریان نام آشنا در عرصه فن قرائت قرآن است. وی متولد سال ۱۳۶۲هجری شمسی است. و در حاضر در رشته مدیریت بازرگانی مشغول به تحصیل است. استادان فرقانی، حاج جواد و حاج مجتبی سادات فاطمی در تعلیم و تربیت وی نقش بسزایی داشتند. پدر و برادر بزرگترش حاج حمید شاکرنژاد، نیز از قاریان مطرح و موفق جامعه قرآنی به شمار می روند.
او در تلاوتهای خویش پیرو سبک اکبر القراء استاد مرحوم مصطفی اسماعیل است. با فن اختلاف قرائات به خوبی آشنا ست و در تلاوتهای مجلسی خویش قرآن را به روایتهای چندگانه قرائت می کنند.
صدای پخته، انعطاف پذیر، قدرتمند، انواع تحریرهای چرخشی، چکشی، و... به همراه استفاده بجا از مقامها، گوشه ها، ملودیها و مبدلهای قرآنی، از وی چهره ای ممتاز و برجسته ساخته است؛ چندانکه که اگر کسی وی را نشناسد و فقط صدای او را بشنود گمان می کند یکی از قاریان مصری مشغول تلاوت است.
پاره ای از مقامات داخلی و بین المللی وی بدین شرح است:

مقامهای داخلی:
نفر اول مسابقات قرآن کریم دانش آموزی مشهد مقدس در سال ۱۳۷۴
نفر اول مسابقات قرآن کریم دانش آموزی استان خراسان در سال ۱۳۷۴
نفر اول مسابقات قرآن کریم دانش آموزی کشور در سال ۱۳۷۴
نفر اول مسابقات قرآن کریم اوقاف و امور خیریه مشهد مقدس در سال ۱۳۷۴
نفر اول مسابقات قرآن کریم اوقاف در استان خراسان در سال ۱۳۷۴
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم اوقاف و امور خیریه در سال ۱۳۷۴

مقامهای بین المللی:
نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم عربستان سعودی در رشته قرائت و حفظ ۵ جزء در سال ۱۳۷۴

مأموریت های قرآنی داخل کشور:
تلاوت قرآن کریم در حرم مطهر امام رضا (ع) و در محضر مقام معظم رهبری

مأموریت های قرآنی در خارج از کشور:
سفر به کشورهای عربستان سعودی، پاکستان، قطر، امارات متحده عربی، سوریه و لبنان جهت تبلیغ

منبع : سایت سبطین


زندگینامه استاد حاج احمد ابوالقاسمی
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

«احمد ابوالقاسمی» متولد سال ۱۳۴۷ منطقه جنوب‌غربی تهران است و در حال حاضر مدیر مرکز آموزش قرآن حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)می‌باشد.
«ابوالقاسمی»درباره آغاز فعالیت‌های قرآنیش می‌گوید:«از سال ۵۶ وارد کلاس‌های آموزش قرآن شدم و در مدت کوتاهی روخوانی را یاد گرفتم. البته ورود من به این مسیر چندان با علاقه وانگیزه هم نبود و درابتدا اصرار وعلاقه مادرم باعث شد تا در این جلسات شرکت کنم. چون پسرعموی من استاد«محمد رضا ابوالقاسمی» نیز از قاریان ممتاز آن زمان بودند، مادرم خیلی دوست داشتند تا یکی از پسرانشان مثل ایشان قاری قرآن باشند.
بعد از این‌که یکی دو هفته در کلاس‌های استاد «رضا شهدادی» شرکت کردم، برخورد خوب ایشان و محیط دوستانه‌ای که آن‌جا بود باعث شد تا بحث روخوانی را تکمیل کنم.
سال ۶۱ جذب کلاس‌های قرائت استاد «جابر جلیلی» شدم که شاید ایشان استاد معروفی نبودند اما زحمات زیادی برای من کشیدند.
حدود ۴،۵ سال در جلسات ایشان فقط قرائت‌ها را گوش می‌دادم اما اصلاً جرأت خواندن حتی یک آیه را نیز نداشتم، هرچه استاد به من اصرار می‌کرد نمی‌خواندم تا این‌که یک‌روز قسم خوردم که هرطور شده باید بخوانم. فردای آن‌روز وقتی برای اولین‌بار درعمرم درحضور چند نفر قرآن را با قرائت خواندم، با تشویق و تعجب استادم مواجه شدم. ایشان از آمادگی من خیلی تعجب کرده بودند و تصور می‌کردند قبل از کلاس ایشان، کلاس دیگری می‌رفتم. به هر حال حضور من در جلسات و شنیدن قرائت‌ها، گوش دادن نوارهای قرآنی که در منزل ما بودم، نزدیکی منزل ما به مسجد و شنیدن قرائت‌هائی که قبل از اذان از مسجد محلمان پخش می‌شد، همه‌ی این‌ها سرمایه‌ای شده بود که از همان ابتدا قرائت خوبی داشته باشم.
احمد ابوالقاسمی:
اگر کسی بخواهد در بخش صوت و لحن پیشرفت کند،ابتدا باید از قاریان بزرگ تقلید کند، آن هم تقلید در حالت، طنین و تزیینی که قاری در صوت خود ایجاد می‌کند نه در جنس صدا؛
ازهمین مسأله برای گفتن یک‌نکته آموزشی استفاده می‌کنم و به اساتید می‌گویم که هرکسی در جلسات شما اظهار کرد که من نمی‌توانم بخوانم، اتفاقاً که می‌تواند؛ چون کسی‌که هوش موسیقیائی خوبی دارد نقاط ضعفش را بهتر می‌فهمد، به همین دلیل از خواندن واهمه دارد، اما کسی‌که فکر می‌کند می‌تواند بخواند، همین فکر غلط، نشانه‌ی عدم استعداد او است.
بعد از تشویق‌های استادم، به قدری این موضوع برای من جالب شد که از آن‌روز به بعد کسی مرا در خانه پیدا نمی‌کرد. آدرس تمام جلساتی که اطراف منزلمان برگزار می‌شد را پیدا کردم تا جائی که بعد از گذشت۲،۳ ماه، ۸ جلسه می‌رفتم. ازقبل مغرب آن‌جا نوبت می‌گرفتم تا اولین نفر بخوانم و به جلسه بعدی که کیلومترها فاصله داشت برسم. هیچ شبی نبود که جلسه‌ای باشد و من آن‌جا نباشم تا این‌که بعد از ۶ ماه، خواندن من پیشرفت چشم‌گیری کرد.
آقای «جلیلی» نیز حق استادی را به‌جا آوردند و مثل بعضی از اساتید که شاگردان با استعدادشان را پیش خودشان نگه می‌دارند ایشان این کار را نکردند و مرا به جلسه استاد «محمد غفاری» که آن زمان از بزرگ‌ترین اساتید قرائت قرآن در ایران بودند، معرفی کردند و من همین‌جا از زحمات ایشان که مرا با چنین استاد بزرگی آشنا کردند تشکر می‌کنم و جادارد فاتحه‌ای را به روح ایشان هدیه کنیم.
این سیر ابتدایی کار من بود، بعد از آن با استاد «خدام حسینی» آشنا شدم و به همراه تعدادی از دوستانم که درزمینه قرائت قرآن کار می‌کردیم از ایشان که هم محلی ما بودند خواستیم تا جلساتی را در محلمان برگزار کنند.
ایشان هم از همان سال، جلساتشان را برقرار کردند که تا امروز این جلسات ادامه دارد و جمعه شب‌ها بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار می‌شود.»
از «استاد ابوالقاسمی» در مورد روند قرائت قرآن در ایران می‌پرسم، او می‌گوید: «روند قرائت قرآن در ایران، سیر صعودی داشته است وبا جرأت می‌گویم سطح قرائت فعلی قاریان مصری با قاریان ایرانی هم‌تراز است، چون سطح فعلی قرائت قرآن در مصر، مثل ۵۰ سال قبل نیست. آن جو موجبات پرورش قاریان بزرگ را فراهم ساخت.
اگر همان جوی که ۵۰ سال پیش در مصر ایجاد شد، در کشور ما به وجود آید، ما قاری در همان سطح خواهیم داشت. البته خیلی‌ها ممکن است این حرف را قبول نداشته باشند و تصور کنند تنها مصریان صدا و استعداد لازم برای تلاوت زیبای قرآن را دارند، اما من معتقدم قاریان ایرانی نیز توانائی لازم را دارند و فقط تجربه و سابقه ما از آنها کمتر است و گرنه حتی موسیقی آنها نیز موسیقی تبدیل شده ایرانی است، مثل لغاتی که از فارسی به عربی رفته و معرب شده‌اند.»
نمره دادن به قاری غلط است
اشکال اصلی ما این است که به قاری نمره می‌دهیم. قاریان ما باید سطح بندی و کلاس بندی شوند که این کار ما را به داوری عادلانه‌تر، نزدیک می‌کند.
فکر می‌کنید اگر کسی بخواهد در زمینه‌های لحنی پیشرفت کند، حتماً باید موسیقی بداند؟ این سؤال من از استاد است که در پاسخ به آن می‌گوید: «تا حدی بله، البته ممکن است بعضی از خوانندگان این شبهه برایشان ایجاد شود که باید از ابتدا به سراغ موسیقی بروند، در صورتی که این طور نیست موضوع اولیه ما در بحث ورود به صوت و لحن، ساختن صدا و کار بر روی صوت است، نه یادگیری مقامات و الحان عربی؛ صدا وقتی زیبا و پخته شد هر مقام و نغمه‌ای را که بخواند زیبا است، اما اشتباه اصلی ما این است که قرآن آموزانمان را از ابتدا به سمت یادگیری مقامات سوق می‌دهیم و همین وارد شدن بی‌موقع و بدون آمادگی به مباحث لحنی، قرائت آنها را دچار افت می‌کند.
اگر کسی بخواهد در بخش صوت و لحن پیشرفت کند ابتدا باید از قاریان بزرگ تقلید کند، آن هم تقلید در حالت، طنین و تزیینی که قاری باید در صوت خود ایجاد کند نه در جنس صدا؛ جنس صدا تقلیدی نیست و هر فردی یک نوع صدا با یک رنگ خاصی دارد. مثلاً وقتی شما یک متن عارفانه‌ای می‌خوانید، حالت خاصی به صدا می‌دهید که در محاوره‌های معمولی چنین حالتی را در صدا به‌وجود نمی‌آورید.
داوری صوت ولحن، سلیقه‌ای است
به هر حال این آقای داور یک سلیقه‌ای دارد، مهم این است که از داوران خوش سلیقه استفاده شود. ضمن اینکه ما در داوری صوت و لحن باید از افرادی استفاده کنیم که خودشان قاریان خوب و ممتازی باشند؛ کسی که خودش تلاوت خوبی ندارد، چگونه می‌تواند در مورد صوت و لحن نظر بدهد.
بنابراین ایجاد حالت صدای عربی و رسیدن به توانایی‌های ویژه صوتی اولین گام برای کسی است که می‌خواهد صوت و لحن را یاد بگیرد، اگر کسی به این حد رسید و در پی اضافه کردن اطلاعات خود بود، یادگیری موسیقی می‌تواند او را در اجرای بهتر الحان کمک کند.»
بحث صاحب سبک بودن قراء مصری به میان می‌آید، «ابوالقاسمی» معتقد است: «تفاوت قرائت‌های قاریان مصری دراختلاف سبک آنها نیست، بلکه در ویژگیهای صوتی قاریان مصری است.»
او می‌گوید: «به عنوان مثال آنچه در خواندن استاد «شحات انور» وجود دارد، یک سبک جدید نیست. همان نغمات و آهنگ‌هایی است که دیگران خوانده‌اند، منتها با یک صدای جدید و الا چه تفاوتی بین تلاوت «احمد شبیب» و «شحات انور» وجود دارد. ما حتی نشانه‌های تقلید در بعضی از قرائت‌های قراء مصری را می‌بینیم، اگر نوار «سعید زناتی» را شنیده باشید، متوجه تقلید صددرصد شحات انور از «زناتی»خواهید شد. حتی استاد «مصطفی اسماعیل» هم از «طه الفشنی»،«عبدالفتاح» و «منصور بداح» تقلید کرده است، «مصطفی اسماعیل» حتی گرفتگی‌های صدایش هم شبیه «منصور بداح» است.
با این دیدگاه، «سبک» معنائی متفاوت خواهد داشت و منظور از سبک همان تفاوت در صوت است.
سبک از نظر لحنی جائی مطرح می‌شود که بحث انتخاب ردیف آهنگی و یا تعویض‌های مقامات و ارتباط مقام به مقام بعدی باشد که هر کدام از اینها مرتبه‌ای از سبک هستند که با این تعریف، هیچ قاری مصری، صاحب سبک نیست.»
نظر «استاد ابوالقاسمی» را در مورد کیفیت و چگونگی داوری‌های صوت و لحن می‌پرسم، او با اعتقاد به این‌که اصولاً نمره دادن به قاری غلط است، ادامه می‌دهد: « اشکال اصلی ما این است که به قاری نمره می‌دهیم. قاریان ما باید سطح بندی و کلاس بندی شوند که این کار ما را به داوری عادلانه‌تر، نزدیک می‌کند.
و اما اینکه بعضی معتقدند، داوری صوت و لحن سلیقه‌ای است، بله سلیقه‌ای است. به هر حال این آقای داور یک سلیقه‌ای دارد، مهم این است که از داوران خوش سلیقه استفاده شود. ضمن اینکه ما در داوری صوت و لحن باید از افرادی استفاده کنیم که خودشان قاریان خوب و ممتازی باشند؛ کسی که خودش تلاوت خوبی ندارد، چگونه می‌تواند در مورد صوت و لحن نظر بدهد.»

منبع : سایت سبطین


زندگینامه حجت الاسلام محمدرضا شهیدی پور
ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

محمد رضا شهیدی پور

محل تولد : قم

شهرت تابعیت : ایران

تاریخ تولد : ۱۳۳۷/۱/۱

زندگینامه علمی در سال ۱۳۳۷ هجری شمسی در یک خانواده روحانی در شهرستان قم دیده به دنیا گشودم تحصیلات ابتدایی را در دبستان ملی مسعود گذراندم و در بیشتر سالها شاگرد نمونه کلاس بودم پس از گذراندن ششم ابتدایی با تشویق پدرم که روحانی برجسته‌ای است در سال ۱۳۵۱ وارد حوزه‌ی علمیه قم شدم و در مدرسه علمیه مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی مشغول به تحصیل ادبیات و زبان عربی و دروس مقدماتی حوزه گردیدم. از همان دوران تحصیلات حوزوی اشتیاق فراوانی نسبت به قرائت و حفظ قرآن کریم در خویش یافتم و در کنار تحصیل به فراگیری فنون قرائت و حفظ قرآن پرداختم و به فضل الهی موفق به حفظ کل قرآن کریم در مدت چهار سال (۱۳۵۲ ـ ۱۳۵۵) شدم و در مدارس حوزه به تدریس فنون قرائت قرآن پرداختم. ضمناً در جلسات قرائت قرآن نیز به تدریس قرائت و مفاهیم قرآن به جوانان مشغول بودم. در سال ۱۳۵۶ در مسابقات حفظ و قرائت قرآن که در سطح شهرستان قم در مسجد محمدیه سه راه موزه برگزار گردید به عنوان استاد و داور قرآن، همکاری داشته‌ام. با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) که احیاگر ارزشهای قرآنی در کشور ایران و جهان اسلام بود فعالیتهای قرآنی شکل تازه‌ای به خود گرفت و فراگیر شد و با استقرار دولت جمهوری اسلامی در ایران، فعالیت‌های قرآنی در نهادهای انقلابی و مؤسسات علمی و حوزه و دانشگاه آغاز و رشد و توسعه یافت اینجانب نیز در نهادهایی انقلابی از جمله سپاه پاسداران، بسیج، جهاد سازندگی اوقاف و امور خیریه سازمان تبلیغات اسلامی به تدریس فنون قرائت پرداختم. در سال ۱۳۵۹ به دعوت سازمان اوقاف و امور خیریه به عنوان داور مسابقات سراسری حفظ و قرائت قرآن و سپس در سال ۱۳۶۰ در مسابقات بین‌المللی حفظ و قرائت قرآن به داوری مشغول شدم که تاکنون ادامه دارد و سابقه اینجانب در داوری مسابقات بین‌المللی بالغ بر ۲۵ سال می‌باشد سابقه تدریس اینجانب در دانشگاه از سال ۱۳۶۳ تاکنون و افزون بر ۲۲ سال می‌باشد و در دانشکده شهید محلاتی دانشگاه آزاد اسلامی قم و اراک دانشگاه قم پیام نور دانشکده علوم قرآنی قم و مجمع آموزش عالی پردیس قم به تدریس فنون قرائت مشغول می‌باشم. اینجانب تاکنون در مسابقات قرآنی فراوانی به عنوان داور مسابقات شرکت داشته‌ام از جمله: دانشگاه آزاد (قرآن و عترت) سازمان تبلیغات، نیروهای مسلح، ارتش، نیروهای انتظامی‌، سپاه پاسداران، مسیح، جهاد دانشگاهى، پیام نور، بنیاد شهید، بنیاد جانبازان، تربیت بدنى، فهرستی و سازمان اداره زندانها می‌باشد. بیشترین فعالیت اینجانب در کنار تدریس فنون قرائت، تربیت مربی قرآن بوده که با همکاری برخی نهادها از جمله سازمان تبلیغات اسلامى، مرکز پژوهشهای قرآن و عترت و جهاد دانشگاهى و نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها انجام شد و حاصل آن به ترتیب مربیان برجسته و متعهد در سراسر نقاط میهن اسلامی ایران می‌باشد. اینجانب موفق به تألیف چند کتاب گردیدم که هر کدام متن درسی قرائت و تجوید قرآن در حوزه علمیه و دانشگاه‌ها از جمله دانشگاه آزاد اسلامی در سراسر کشور می‌باشد از جمله کتاب روان‌خوانی و تجوید قرآن، همکاری جناب آقای علی حسینی و آموزش قرائت قرآن با همکاری آقای حسین اسدى. نوشته دیگری که به سفارش مرکز جهانی علوم اسلامی انجام شده کتاب آشنایی با اصول قرائات می‌باشد که متن درسی طلاب علوم دینی غیرایرانی قرار گرفته است. توضیحات تحلیلی وقف و ابتداء در حاشیه مصحف به سفارش شواری عالی قرآن صدا و سیما انجام شده که در مراحل چاپ و نشر می‌باشد و برای قاریان قرآن بسیار لازم و ضروری می‌باشد. با توجه به این که عنوان درس قرائت قاریان برجسته جهانی اسلام را تهیه کرده‌ام که از جمله غنی ترین آرشیو تلاوت‌هایی قرآن در کشور به شمار می‌رود که شامل ده هزار تلاوت می‌گردد که برخی از آنها در اختیار رادیو قرآن قرار گرفته و از آن رادیو پخش شده است این مجموعه در اختیار افرادی که در زمینه قبول قرائت تلاش می‌کنند قرار می‌گیرند و نیز در کلاسها و جلسات آموزش قبول قرائات استفاده می‌شود. اینجانب عضو شورای عالی قرآن اوقاف و امور خیریه و کارشناس تلاوت‌های قرآن در شورای قرآن صدا و سیما و عضو کمیسیون تحقق مرکز طبع و نشر قرآن کریم می‌باشم. در گروه گزینش استادان قرآن در دانشگاه آزاد اسلامی عضو بوده و در سال ۱۳۸۴ به عنوان خادم نمونه قرآن در زمینه آموزش و ترویج فرهنگ قرآنی معرفی گردیده و توسط رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد مورد تقدیر قرار گرفته‌ام که خداوند را بسیار شاکرم که توفیق خدمتگزاری به ساحت مقدس قرآن کریم را به اینجانب عنایت فرمود امید است لیاقت این عنوان را داشته باشم و از شفاعت قرآن و عترت در دو جهان بی‌بهره نباشم. 
 

منبع : سایت سبطین


زندگینامه استاد شهریار پرهیزکار
ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

استاد شهریار پرهیزکار، در ۲۵ مرداد ماه سال ۱۳۴۳ هـ.ش در شهر تهران دیده به جهان گشود. اشتیاق خود او به آموختن قرآن و نیز جوّ مذهبى خانواده، یکى از عوامل اصلى در گرایش قرآنى او شد. خود او مى گوید: میل و اشتیاق درونى به شنیدن نغمات روحانى، اعم از دعا و قرآن که بویژه توسط مادرم در برخى مواقع به شکلى محزون تلاوت مى شد مرا ترغیب مى کرد. یکى از تفریحات کودکى من این بود که گوشه اى مى نشستم و مسابقه اى قرانى براى خودم ترتیب مى دادم و خود را قارى تجسم مى نمودم و احساس مى کردم که از من دعوت شده براى اجراى برنامه و در شروع مسابقه باید من بخوانم بعد هم با یک لحن و وضعیت خاصى شروع مى کردم به خواندن و خانواده این را دیدند بیشتر توجه شان جلب شد و مرا به جلسات قرآن راهنمایى کردند، استاد شهریار پرهیزکار، در سال ۱۳۵۲ که ۹ سال بیشتر نداشت، با شنیدن پخش چند تلاوت زیبا از مسابقات جهانى در مالزى که از طریق تلویزیون پخش مى شد، مجذوب تلاوت قرآن شد و بخصوص تلاوت استاد محمد تقى مرّوت که رتبه نخست آن سال را در مسابقات مالزى را کسب کردند، بر او اثرى ویژه گذاشت و زندگى آینده اش در مسیر قرآن رقم زد.
آقاى شهریار پرهیزکار، روخوانى و روانخوانى و مباحث اجمالى در زمینه تجوید مقدماتى را در محضر استاد ادیب و تجوید و صوت و لحن قرآن کریم را همزمان در جلسات استاد مروت آغاز کرد. و سپس با راهنمایى استاد و مروت به جلسات درس استاد مولائى حضور یافت و بدین ترتیب، حفظ قرآن را نیز آغاز نمود. استاد پرهیزکار، اولین بار بصورت رسمى در مسابقات قرآنى که در سال ۱۳۵۶ در مسجد لاله زار و در مقابله با رژیم طاغوت برگزار شد به تلاوت پرداخت در این مراسم که بسیار با شکوه برگزار شد آیاتى از سوره مبارکه یوسف را به زیبائى تلاوت کردند.
آقاى پرهیزکار پس از دریافت دیپلم در سال ۱۳۶۰، در دانشگاه شهید بهشتى تهران و در رشته کامپیوتر و نرم افزار تحصیل خود را آغاز کرد و مدرک کارشناسى را دریافت نمود. آقاى پرهیزکار در سال ۱۳۶۹ ازدواج کرد که ثمره این ازدواج دو فرزند بنامهاى فاطمه و مهدیه است.
استاد پرهیزکار قرآن کریم را در طول سه سال در جلسات حفظ استاد مولائى از حفظ نمود او همچنین در بسیارى از مسابقات داخلى در کشور شرکت کرده و رتبه هاى ممتاز کسب نموده است.
در سال ۱۳۶۲ در مسابقات بین المللى جمهورى سلامى ایران در حفظ ۱۵ جزء رتبه نخست را کسب کرد همچنین در سال ۱۳۶۴ در حفظ ۲۰ جزء رتبه دوم را در کشور عربستان بدست آورد در سال ۶۶ هم استاد پرهیزکار در رشته حفظ کل قرآن در مسابقات بین المللى ایران شرکت کرد و رتبه نخست را در این مسابقات از آن خود ساخت. او علاوه بر آن، در سال ۷۱ نیز به رتبه نخست مسابقات کشور عربستان در رشته حفظ کل دست یافت. وى شیرین ترین خاطرات فراموش نشدنى خود را دستبوسى حضرت حضرت امام خمینى (ره) و تفقد و صمیمیت ایشان را با خود دانسته و خاطره دیگر را ورودشان به داخل کعبه پس از انجام مسابقات عربستان، در سال ۶۶ مى داند.
دوره کامل تلاوت ترتیلى با صداى استاد پرهیزکار که از سالها پیش و به برکت نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران ضبط شده است همه ساله از شبکه هاى مختلف رادیو و تلویزیون جمهورى اسلامى ایران پخش مى شود. که بسیار مورد توجه دوستداران و علاقه مندان به قرآن قرار گرفته است. نوار کاست با تکرار تلاوت ترتیل با صداى استاد پرهیزکار براى علاقه مندان به حفظ قرآن کریم تدوین شده است و در دسترس علاقه مندان است. آقاى پرهیزکار مانند بسیارى دیگر از اساتید و صاحبظران امر تلاوت معتقدند که قارى قرآن شایسته است در ابتداى کار از یک قارى مصرى برجسته تقلید کند و در این مرحله باید از هرگونه ابداع و ابتکار سبک نوین پرهیز کند او معتقد است پس از سپرى کردن این دوره مى توان سبکى نو، ابداع کرد به همین دلیل خود او نیز در ابتدا از مرحوم استاد عبدالباسط سپس مرحوم منشاوى و پس از آن از مصطفى اسماعیل تقلید نموده است. آقاى پرهیزکار به قاریان جوانى که در ابتداى راه هستند سفارش مى کند که در شنیدن تلاوتها براى یادگیرى توجه و دقت بالایى را مبذول دارند؛ یعنى بصورت تفننى به تلاوت گوش ندهند بلکه به تمام ظرایف و ریزه کارى هاى تلاوت قارى مورد تحقیق گوش بسپارند. استاد پرهیزکار تا کنون در جلسات مختلفى در سطح تهران و یا در دبیرستانهاى مختلف در زمینه اى قرآنى تدریس کرده اند ایشان هم چنین در دانشکده الهیات و معارف اسلامى دانشگاه تهران دو واحد درس آوا شناسى را تدریس نموده است. آقاى پرهیزکار در زمینه فعالیت هاى قرآنى خود در دوره هاى تربیت مربى قرآن، در سپاه پاسداران و تصمیم گیرى جلسات برخى از نهادهاى کشور حضورى فعال داشته است. او در طول ۸ سال دفاع مقدس که دل و جان نیروهاى رزمنده لبریز از معنویت بود، در ایامى که مجاهدان این مرز و بوم با عشق به قرآن و اهل بیت (ع) لحظات را سپرى مى کردند حضور قاریان برجسته کشور در جمع آنان تأثیرى بسزا داشت، از این رو استاد پرهیزکار نیز مانند بسیارى از برادران قارى در جمع رزمندگان اسلام در جبهه هاى مختلف حاضر مى شد و با تلاوت آیات وحى دل و جان آنها را از عشق حق حیاتى دوباره مى بخشید.
آقاى پرهیزکار معتقد است که حضور قرآن در جامعه موجب طراوت بخشیدن به زندگى مردم و ایجاد امید به رحمت پروردگار و در نتیجه ایجاد آرامش و ممانعت از انحرافات فکرى و اعتقادى در جامعه است. او در کنار انس با قرآن به مطاله نیز اهتمام مى ورزد و علاوه بر مطالعه تفسیرهاى قرآن به ترجمه کتاب در زمینه کامپیوتر پرداخته است. او کتابى نیز در زمینه حفظ قرآن به رشته تحریر در آورده است که در این کتاب به نکات خاصى در زمینه حفظ قرآن کریم اشاره شده است. او علاوه بر اوقاتى که در کنار سایر فعالیتها به خانواده اختصاص داد، به بسیارى از کشورها براى تبلیغ قرآن نیز سفر نموده است. از جمله این کشورها مى توان عربستان، لیبى، سوریه، مالزى، تانزانیا، و اطریش را نام برد که در تمامى این کشورها تلاوتهایش مورد استقبال مسلمانان قرار گرفته است. آقاى پرهیزکار از اساتید؛ رفعت، شعشاعى، مصطفى اسماعیل و شعیشع به عنوان قاریان برتر پیشکسوت در کشور مصر یاد مى کند. او همچنین در میان اساتید حاضر در کشور مصر از اساتید: شحات محمد انور، اللّیثى و نعینع به عنوان قاریان برتر کشور مصر نام مى برد. آقاى شهریار پرهیزکار که تا کنون بارها و بارها در مسابقات بین المللى در کشورمان و نیز در مسابقات بین المللى کشور مالزى به قرائت پرداخته است معتقد است که: فعالیتهاى قرآنى در کشور باید از حالت ضعیف، پراکنده و غیر تشکیلاتى خاج شود و مورد توجه مسئولان قرار گیرد او همچنین به همدلى واقعى در میان عناصر قرآنى کشور به عنوان یکى از عوامل مهم براى گسترش فعالیتهاى قرآنى کشور نام مى برد او به دلسوزان مسائل قرآنى در کشور سفارش مى کند تا در موضعگیرى هاى خود همواره تمایلات معنوى را مدّ نظر بگیرند و از هرگونه نفسانى عمل کردن در این زمینه بپرهیزید او هم چنین از برگزارى مسابقات قرآن کریم در سطح داخلى به عنوان یکى از اقدامات مؤثر در زمینه نشر فرهنگ قرآنى یاد مى کند و معتقد است که باید تشکیلات مستقل و منظمى در سازمان اوقاف باشد تا امر مسابقات قرآن سازماندهى شود.
وى در توصیه هاى خود به جوانان معتقد است که فعالیت در امر قرآنى به یک اشتیاق و علاقه خاصى نیازمند است و صرف دوست داشتن را کافى نمى داند؛ باید عشق و علاقه در خود ایجاد کرد تا بتوان با این موتور محرکه که از درون ما را سوق مى دهد به سمت انس هر چه بیشتر با قرآن در این عرصه موفق باشیم.

منبع : سایت سبطین


زندگینامه استاد حسن رضائیان
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

آقاى حسن رضائیان در ۷ مهرماه سال ۱۳۳۴ هـ.ش در شهر تهران در خانواده اى مذهبى دیده به جهان گشود. استماع صوت زیبا و روح بخش مرحوم استاد عبدالباسط، با تلاوت سوره هاى حشر و تکویر، نخستین بارقه عشق به تلاوت آیات روحى را در نهاد او تاباند و از این رو از همان سنین نوجوانى، به تلاوت و تقلید از این استاد پرداخت که تاکنون نیز ادامه دارد. جوّ قرآنى و مذهبى خانواده آقاى حسن رضائیان، و اهتمام بسیار پدر به امر تلاوت قرآن، پرورش قرآنى او را چنان سرعت بخشید که در فاصله کوتاهى در شمار قاریان قرآن قرار گرفت چرا که پدرش نیز خود قارى قرآنى بود و بر تلاوت فرزندش بسیار مشتاق. آقاى رضائیان مراحل ابتدائى تلاوت قرآن را به کمک والدینش در سن ۱۲ سالگى آغاز کرده، با کوشش و تلاش خود و تمرین در زمینه تلاوت به موفقیتهایى در این زمینه دست یافت. او در ابتداى کار به تقلید از استاد مرحوم عبدالباسط پرداخت و آنچنان در تقلید از این استاد مرحوم پیش رفت که صداى او با سبک تلاوت مرحوم عبدالباسط، عجین شد. از این رو، اگر چه گاهى از سبک اساتیدى چون غلوش، مصطفى اسماعیل و منشاوى تقلید مى کند اما بطور کلى تلاوتهاى او رنگ و بوى تلاوتهاى استاد عبدالباسط را دارد. او نیز چون بسیارى از قاریان برجسته معتقد است که قارى در ابتداى امر تلاوت باید به تقلید محض از قاریان مشهور مصرى بپردازد. و پس از آن براى خود سبکى را برگزیند. آقاى حسن رضائیان در بسیارى از مسابقات سراسرى قرآن کریم شرکت کرده و رتبه هاى برترى را از آن خود ساخته است. او در مسابقات جهانى مالزى رتبه سوم و در مسابقات بین المللى قرآن کریم در آفریقاى جنوبى رتبه نخست را کسب نمود. آقاى رضائیان در بسیارى از استانهاى کشور به تلاوت پرداخته، و همچنین بعنوان داور در بسیارى از مسابقات استانى قرآن کریم حضور داشته است.
حاج حسن رضائیان در سال ۱۳۶۰ ازدواج نمود که ثمره آن دو فرزند است ـ فرزند اوان کودکى به تلاوت اشتغال داشته و در حال حاضر در شمار قاریان مى باشد آقاى رضائیان نخستین برنامه رسمى تلاوت خود را در مسجد دارالسلام تهران اجرا کرد. او در این برنامه آیاتى از سوره مبارکه ابراهیم را تلاوت نمود. آقاى رضائیان علاوه بر اجراى تلاوت قرآن جلساتى نیز جهت آموزش تجوید و صوت و لحن تشکیل داده که در حال حاضر نیز این جلسات ادامه دارد و به تدریس در این جلسات مى پردازد.
آقاى رضائیان در راستاى فعالیتهاى قرآنى خود، به بسیارى از کشورهاى جهان سفر نموده است او دو مرتبه به کشور هندوستان سفر نمود که در اکثر استانهاى شمالى و شهرهاى تابعه آن، به تلاوت قرآن پرداخت. در این جلسات مردم با شور و اشتیاق، تا پاسى از شب تلاوت او را و برخى دیگر از قاریان ایرانى حاضر در جلسه، گوش جان مى سپردند و حتى اگر قاریان دچار تأخیر یک ساعته مى شوند مردم همچنان در مسجد با اشتیاق فراوان، در انتظار مى ماندند. آقاى حسن رضائیان در صحبتهاى خود به خاطرات سفرش از کره چنین اشاره مى کند: در کره جنوبى هنگامى که ما قرآن تلاوت مى کردیم، مردم مى گریستند و اشتیاق عجیبى داشتند. در سفر به کانادا و تلاوت در این کشور، مردم چنان به وجد مى آمدند که او را براى مراسم افطارى به منزلشان دعوت مى کردند. او همچنین به کشورهاى دیگرى چون ژاپن، ترکیه، پاکستان، بنگلادش، امارات متحده عربى، تانزانیا، آفریقاى جنوبى، عربستان و استرالیا سفر کرده است.
آقاى حسن رضائیان نخستین بار در سال ۱۳۵۸ در سیماى جمهورى اسلامى ایران به تلاوت پرداخت و تاکنون بارها تلاوتهاى او از شبکه هاى مختلف صدا و سیما به سمع دوستداران تلاوتهاى او رسیده است؛ تلاوتهایى که خاطره خوش تلاوتهاى مرحوم عبدالباسط را در اذهان تداعى مى کند.
آقاى رضائیان اذان را نیز به زیبائى اجرا کرده است که از سالها قبل در صدا و سیما پخش مى شود. او به قاریانى که در ابتداى راه هستند توصیه مى کند که ابتدا به حفظ قرآن همت گمارند، پس از آن احکام تجویدى از استادى که خود قارى باشد، بیاموزند. او معتقد است که این افراد پس از یادگیرى صوت و لحن و پس از مدتى تقلید از یکى از قاریان مشهور مى توانند، به ترکیب خوانى بپردازند او همچنین به قاریان قرآن سفارش مى کند که اعمال و کردار خود را با قرآن بیامیزند. آقاى حسن رضائیان در دوران ۸ سال دفاع مقدس بارها در جبهه هاى حق علیه باطل حضور یافت و با برپائى مراسم هاى شبى با قرآن در تقویت روحیه معنوى رزمندگان اسلام، قدم برداشت او معتقد است که به برکت خون شهیدان است که قرآن این گونه جایگاه بالایى یافته است و انقلاب اسلامى ما، راه را براى جوانان هموار کرده است. آقاى رضائیان اساتید عبدالباسط، غلوش، مصطفى اسماعیل، محمد صدیق منشاوى بعنوا قاریان برتر مصر از آغاز تا کنون یاد مى کند او همچنین از قاریان کنونى مصر اساتید غلوش، شحات انور و سید متولى عبدالعالى را برترین مى داند آقاى رضائیان مى گوید: من زندگیم را با قرآن و عترت عجین شده یافتم زیرا از هنگامى که خود را شناختم در خانواده اى بودم که با تلاوت قرآن مأنوس بود. آقاى رضائیان در حال حاضر به عنوان دست اندر کار تهیه و توزیع داروهاى گیاهى مى باشد.

منبع : سایت سبطین


زندگینامه قاسم رضیعى
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

آقاى قاسم رضیعى در ۸ فروردین ماه سال ۱۳۴۹ شمسى در شهر ازنا در استان لرستان در خانواده اى مذهبى دیده به جهان گشود در سال ۱۳۵۹ همزمان با تحصیل در مقاطع ابتدائى صحنه تشویق یکى از همکلاسیانش او را به تلاوت قرآن بسیار علاقه مند ساخت زیرا تلاوت سوره حمد به شیوه استاد عبدالباسط توسط همکلاسى اش مورد توجه معلم دینى و قرآن گرفته بود دیدن این صحنه قاسم رضیعى را متوجه توانایى هایش کرد و پى برد که او بهتر از همکلاسى اش مى تواند تلاوت کند بهمین دلیل او نیز به تلاوت پرداخت و بسیبار مورد تشویق قرار گرفت امرى که باعث شد قاسم رضیعى به طور جدى به تلاوت به تلاوت قرآن بپردازد.
قاسم رضیعى از جذابیت و اعجاز لفظى قرآن کریم به عنوان مهمترین عامل در تربیت و پرورش قرآنى خود یاد مى کند. حمایتهاى والدین و جوّ مذهبى خانواده اش عامل دیگرى در پیشرفت قرآنى آقاى رضیعى شد. او همچنین از معلمان و برخى دوستان قرآنى که باعث پیشرفت و تشویق او شدند به عنوان عوامل دیگر در تربیت و آموزش قرآنى خود اشاره مى کند. آقاى رضیعى آموزش صوت و لحن را همزمان با هم آغاز کرد و تا کنون نیز در این زمینه مداومت دارد. او نخستین تلاوت رسمى خود را در مسابقات دانش آموزى سراسر کشور در شهر رامسر اجرا کرد. همچنین آقاى دکتر رضیعى در سال ۱۳۷۰ براى اولین بار بصورت فنى در محفل انس با قرآن شهر کاشان تلاوت کرد که مورد استقبال حاضران قرار گرفت.
حاج قاسم رضیعى در سال ۱۳۶۸ تحصیلات خود را در رشته پزشکى در دانشگاه علوم پزشکى شهید بهشتى آغاز کرد و در سال ۱۳۷۵ موفق به اخذ درجه دکترا شد. پس از آن او با ادامه تحصیل در این رشته در سال ۷۷ مدرک دکتراى تخصصى در رشته پزشکى هسته اى را از دانشگاه علوم پزشکى شهید بهشتى دریافت کرد. او در کنار امر تحصیل در زمینه تلاوت قرآن نیز تلاش مى کرد و بر آن مداومت داشت. و در دوره هاى مختلف مسابقات قرآن رتبه هاى برترى را کسب کرد. آقاى دکتر قاسم رضیعى در سال ۱۳۶۴ در مسابقات سراسرى دانش آموزان کشور، رتبه نخست را بدست آورد او در سال ۱۳۷۰ در مسابقات سراسرى دانشجویان علوم پزشکى مقام اول را ر کشور بدست آورد و در سال ۱۳۷۹ در مسابقات سراسرى جانبازان کشور نیز حائز رتبه نخست شد و در سال ۱۳۸۰ در مسابقات سراسرى اوقات و امور خیریه در شهر اردبیل موفق به کسب مقام سوم در رشته قرائت شد. آقاى دکتر رضیعى در زمینه فعالیتهاى قرآنى خود علاوه بر موفقیت هایى که در مسابقات داخلى کشور کسب کرد در سال ۷۳ در سومین دوره مسابقات بین المللى بنگلادش رتبه نخست را بدست آورد، و پس از آن نیز در سال ۱۳۷۷ در مسابقات بین المللى کشور سوریه در قرائت رتبه اول را از آن خود کرد. دکتر قاسم رضیعیى که زندگیش با تحصیل و عشق به قرآن بهم آمیخته است از جمله کسانى است که در کنار تحصیل در جامعه پزشکى و دریافت درجات بالاى آن به امر تلاوت قرآن نیز پرداخته و در این زمینه نیز از قاریان برجسته کشور است. او مجموعه مقالاتى در مباحث تجوید و صوت و لحن تحریر کرده که از سوى دانشگاه علوم پزشکى شهید بهشتى منتشر شده است قاسم رضیعى که در زمینه طب و پزشکى به تحصیل پرداخته، در دانشگاه عبور پزشکى شهید بهشتى در دانشکده هاى پزشکى، پرستارى و مامایى به امر آموزش در زمینه هاى مختلف قرآنى پرداخت. او علاوه بر این، در دانشکده هاى برق و عمران خواجه نصیر الدین طوسى و مسجد على ابن ابیطالب تهران نیز جلساتى در زمینه آموزش تجوید و صوت لحن داشته است.
دکتر قاسم رضیعى، همچون دیگر قاریان برجسته تلاوت معتقد است که یک فرد قارى در ابتداى کار با تقلید از قاریان مشهور جهان، باید شیوه خود را در تلاوت برگزیند. او معتقد است براى ابتداى راه تقلید تنها وسیله است. او خود نیز در ابتداى کار از اساتیدى چون مرحوم عبدالباسط، مرحوم منشاوى، مرحوم مصطفى اسماعیل تقلید کرد پس از آن نیز به تقلید از اساتیدى چون کامل یوسف، عبدالفتاح شعشاعى، محمود رمضان، حسّان و شحات محمد انور پرداخت.
پرداختن به مفاهیم آیات شریف قرآن در کنار امر تلاوت، یکى از نکات بسیار مهمى است که باید مورد توجه قرار گیرد از این رو آقاى قاسم رضیعى به قاریانى که در ابتداى راه قرار دارند توصیه مى کند که در جلسات قرآن، علاوه بر پرداختن به فنون قرائت، با مفاهیم قرآن نیز آشنا شوند او براى دستیابى به این هدف، توضییح خواستن از اساتید راه حل خوبى مى داند. او همچنین به قاریان قرآن سفارش مى کند که با ضبط نوار تلاوت خود براى شناسائى نقاط ضعفشان تلاش کنند.
آقاى دکتر قاسم رضیعى در سال ۱۳۷۷ ازدواج کرد که ثمره این ازدواج یک فرزند پسر است. همسر ایشان نیز پزشک است و به مسائل قرآنى علاقه دارد. آقاى رضیعى آیات قرآن را بصورت موضوعى حفظ کرده است و براى تبلیغ این کتاب عظیم بر تلاوت قرآن از حفظ اهتمام دارد.
آقاى رضیعى تا کنون به کشور هاى مختلفى براى تلاوت قرآن سفر کرده است. از جمله کشورهاى بنگلادش و ترکیه وى در سال ۱۳۷۴ بهمراه آقایان سید حسین موسوى و محمد تهرانى به کشور ترکیه سفر کرد و در شهرهاى استامبول و آنکارا به تلاوت قرآن پرداخت. او در سال ۱۳۷۵ بهمراه جناب آقاى على اکبر حشمتی، سفرى به کشور نامیبیا داشت و در میان استقبال مردم آن دیار، آیات و کلمات وحى را تلاوت کرد. از دیگر سفرهاى دکتر رضیعى که به منظور آشنا ساختن هر چه بیشتر مسلمانان جهان با کتاب آسمانى قرآن است باید به سفر ایشان به کشور روسیه اشاره کرد که در سال ۷۶ بهمراه آقاى اصغر شعاعى در این کشور به تلاوت پرداخت. همچنین او در سال ۱۳۷۷، بهمراه آقایان علّامى، ستوده نیا، دولتى، و امام جمعه براى اجراى تلاوت قرآن، به کشور سوریه اعزام شد. قاسم رضیعى در سفرهاى تبلیغى خود به خارج از کشور در سالهاى ۷۸ و ۷۹ به کشور هاى هندوستان و اتیوپى نیز سفر کرد و در آن کشورها، آیات قرآن را تلاوت نمود.
دکتر قاسم رضیعى هم اکنون به عنوان متخصص پزشکى هسته اى در بیمارستان آیت الله طالقانى تهران مشغول به فعالیت است. وى معتقد است انسان باید همواره قرآن را در محضر خود ببیند. او مى گوید: هدف و غایت نهایى از تلاوت ظاهرى قرآن، مانند حفظ و قرائت این است که ما بتوانیم مقیاس خوبیها و بدیهاى خود را از مفاهیم آیات قرآن در یابیم. آقاى رضیعى از اساتید بزرگ همچون مصطفى اسماعیل، رفعت، عبدالفتاح، کامل یوسف، حسّان، محمد صدیق منشاوى و عبد الباسط به عنوان برترین اساتید تلاوت قرآن در مصر یاد مى کند.
دکتر قاسم رضیعى چندین بار در دیدار رهبر معظم انقلاب با قاریان و حافظان قرآن در حضور ایشان به تلاوت پرداخته اند و از رهنمودهاى ارزنده ایشان، بهره ها گرفته اند. آقاى رضیعى که خود نیز به ابتهال و مناجات علاقه دارد، برخى از ادعیه مفاتیح الجنان را اجرا کرده است که از سوى مؤسّسه امام رضا علیه السلام در یک لوح فشرده با عنوان مفاتیح مورد استفاده علاقه مندان است. او به قاریان توصیه مى کند که همیشه عظمت کلام الهى را در نظر داشته باشند که این امر باعث تواضع بیشتر انسان مقابل کلام الهى مى شود و در تلاوتش هم بروز خواهد کرد یعنى توجه به عظمت قرآن، تلاوتهاى بهترى را نیز در دل خواهد داشت.

منبع : سایت سبطین


زندگینامه حسین فردی
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

نام : فردی، حسین
ملیت : ایران
سال تولد : ۱۳۵۷
مدرس قرآن‌کریم
مدرک: کارشناس علوم قرآن و حدیث
سفرهای خارجی جهت تبلیغ: هندوستان – سوریه – لبنان – عربستان – امارات – ترکیه – آلمان
نفر اول مسابقات بین‌المللی قرائت قرآن در سال ۸۶ در ایران
نفر اول تا پنجم مسابقات کشوری اوقاف در سالهای اخیر
متولد تهران

منبع : سایت سبطین


زندگینامه استاد رحیم خاکى
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

آقاى رحیم خاکى در ۳۰ خرداد ماه سال ۱۳۵۱ هـ.ش در شهر مراغه در استان آذربایجان شرقى در میان خانواده اى مذهبى و اهل علم پا به عرصه وجود نهاد. جو مذهبى خانواده و علاقه بسیار به فراگیرى قران و مسائل دینى زمینه بسیار مناسبى براى علاقه مندى او به مسائل قرآنى شد. اهتمام خانواده بخصوص پدربزرگ ایشان که حافظ برخى سور مختلف قرآن بوده و با صوتى زیبا به تلاوت آیات قرآن مى پرداخت یکى از عوامل مهم تربیت قرآن ایشان بود. پدر او آقاى کریم خاکى که مدیر دبستان بود و سالها در مسجد محله قدیمى به تدریس قرآن و احکام مى پرداخت تمام تلاش خویش را براى پرورش مذهبى فرزندش بکار بست. خود او درباره نخستین طلیعه هاى این پرورش قرآنى مى گوید: بى شک همان تربیتى که پدر بزرگم به هنگام تولد در کامم نهاد و همان آیاتى که در گوشم زمزمه کرد اولین نشئه جان بخشى خواهد بود که تا ابد جان و روحم را سیراب خواهد نمود.
رحیم خاکى نخستین آموخته هاى قرآنى را به هنگام برگزارى جلسات قرآنى که در منزلشان برگزار مى شد دریافت نمود در همین جلسات بود که در کنار پدر به استماع آیات قرآن گوش جان فرا مى داد و نخستین تلاوتهایى که او را مجذوب نمود، تلاوتهاى مرحوم استاد عبدالباسط بود که به تقلید از او تلاوت سوره مبارکه ضحى را در بسیارى از مراسم شهر مراغه اجرا مى کرد و مورد استقبال قرار مى گرفت. در مدرسه به او لقب عبدالباسط کوچک دادند.
او پس از مدت ۵ سال به تقلید حرف از استاد مرحوم منشاوى پرداخت زیرا به عقیده او بدون تقلید نمى توان از چهار چوب تلاوت آگاهى پیدا کرد. در یکى از مساجد شهر مراغه اولین جلسه عشق به قرآن به صورت جدى در جانش زده شد و بدین سان آموزش قرآن را براى نخستین بار در کلاسهاى انجمن اسلامى مکتب قرآن زیر نظر استاد اصغر محمد نژاد فرا گرفت. خاطره اى شنیدنى از تلاوت او در ۶ - ۵ خالى از لطف نیست: او مى گوید ۶ - ۵ سالم بود که در یک محفلى از من خواستند که قرآن بخوانم و منکه دو سه آیه اول سوره ناس را بواسطه والدینم یاد گرفته بودم با یک صداى بلند و جیغ مانندى شروع به خواندن کردم. پس از این خواندن مورد تشویق حضار قرار گرفتم که از خجالت از مسجد فرار کردم.
حاج رحیم خاکى در سال ۱۳۶۱ در سن ده سالگى نخستین تلاوت رسمى خود را شامل تلاوت سوره هاى ضحى و انشراح به سبک مرحوم عبدالباسط و در مراسم رژه نیروهاى مسلح مراغه اجرا نمود. او تحصیلات ابتدایى تا اخذ دیپلم را در فاصله سالهاى ۱۳۵۸ - ۱۳۷۰ در شهرستان مراغه به پایان رساند. پس از آن با پذیرفته شدن در رشته زبان و ادبیات فارسى تحصیلات خود را در مقطع کارشناسى در دانشگاه علامه طباطبائى به پایان رساند و در حال حاضر نیز در مقطع کارشناسى ارشد در رشته زبان و ادبیات فارسى دانشگاه تهران در حال تحصیل است.
رحیم خاکى در سال ۱۳۵۶ در سن ۵ سالگى آموزش روخوانى و روانخوانى قرآن را در شهر مراغه آغاز نمود که این دوره تا سال ۱۳۶۰ ادامه یافت. او از سال ۱۳۶۰ دوره آموزش تجوید مقدماتى را آغاز نمود و پس از فراگیرى دوره تجوید مقدماتى قرآن، از سال ۱۳۶۷ تا سال ۱۳۶۹ دوره تجوید عالى و از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۰ دوره آموزش صوت و لحن مقدماتى قرآن کریم را به پایان رساند او پس از آن در سال ۱۳۷۱ - ۱۳۷۰ در حضور استاد حنیفى دوره عالى آموزش صوت و لحن را در دانشگاه تهران تکمیل نمود.
رحیم خاکى از اساتید انجمن اسلاى مکتب قرآن شهر مراغه از جمله شهید حمید پرکار، شهید نادر قادرى شهید الله یارى بعنوان اولین اساتید خویش یاد مى کند از جمله اساتید و دیگر معلمان او شهید دوستان و شهید عادل نسبت هستند که در مسیر تربیت قرآنى او بسیار تلاش کردند همچنین او از استاد حنیفى در دانشگاه تهران و استاد خدام حسینى در مسجد ابوذر تهران نکات بسیارى را در زمینه صوت و لحن و مسائل قرآنى فرا گرفته است.
آقاى رحیم خاکى در سال ۱۳۷۴ با یکى از اقوام ازدواج نمود همسر ایشان نیز خانه دار است و نسبت به فراگیرى علوم قرآنى و پرورش قرانى فرزندشان بسیار مشتاق است. آقاى خاکى بسیار از موفقیتهاى خود را مرهون زحمات همسرش مى داند.
رحیم خاکى چند سال در مسجد کوى دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشته است همچنین در مسجد امام صادق محله صادقیه نیز جلسات قرآن را برگزار نموده است. او به خوشنویسى، نقاشى و موسیقى سنتى و موسیقى هاى اصیل مصر علاقه دارد و در زمینه اى ورزشى به فوتبال، ورزشهاى رزمى و تنیس روى میز علاقه مند است. او از اساتید؛ محمد رفعت، عبدالفتاح شعشاعى، مصطفى اسماعیل، کامل یوسف و محمد صدیق منشاوى بعنوان ۵ قارى برتر کشور مصر از آغاز تا کنون نام مى برد.
او تا کنون به کشورهاى زیادى از جمله اطریش، کوروواسى، بوسنى و هرزوگوین، ترکیه، سوریه، عراق، ترکمنستان، امارات و غنا سفر نموده که با استقبال گرم مردم این کشورها مواجه شده است.
آقاى خاکى در سال ۱۳۷۰ رتبه نخست دانش آموزى را در آذربایجان شرقى و در سال ۱۳۷۳ رتبه نخست دانشجویان کشور را در شهر مقدس مشهد کسب نمود در سال ۱۳۷۶ پس از کسب عنوان نخست در مسابقات کشورى در کرمانشاه به مسابقات بین المللى ایران راه یافته و در این مسابقات رتبه دوم قرائت را از آن خود ساخت.
رحیم خاکى از اساتید؛ شحات محمد انور، ابوالعینین شعیشع و عبدالعزیز حسان بعنوان قارى بزرگ مصر که هم اکنون در قید حیاتند یاد مى کند. او علاقه ویژه اى به ابتهال و مو شحات مصرى دارد بخصوص اجراهاى محمد عمران، کامل یوسف بطحینى، طه الفشمى و محمد نقش بندى و محمد طوخى.
او در گروه تواشیح شهر مراغه، گروه تواشیح دانشگاه تهران عضویت داشته و از سال ۱۳۷۲ هم عضو گروه تواشیح پر افتخار " قدر " است و در برخى اجرا ا نقش تکخوان را داشته است.
آقاى رحیم خاکى در سال ۱۳۷۰ همکارى خود را بصورت افتخارى با جهاد دانشگاهى تهران آغاز نمود و پس از آن نیز چند سال در سمت مسئول قرآن با آن نهاد همکارى داشته است. او اکنون بعنوان کارشناس مسئول در دبیرخانه دائمى فعالیتهاى قرآنى دانشگاهها وابسته به جهاد دانشگاهى مشغول به فعالیت است او بسیارى از موفقیتهاى خود را مرهون همکرى و حمایتهاى مسئولان این نهاد شریف مى داند.
توصیه او به جوانان این است که در یادگیرى حوصله داشته و در پیشرفت عجله نکند و قدم به قدم از حفظ قرآن شروع کند و تجوید و صوت و لحن را از اساتید گرانقدر فرا بگیرند و براى خودشان سبکى نو ابداع نمایند.

منبع : سایت سبطین


زندگینامه محمد حسین سبزعلى
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

حاج محمد حسین سبزعلى در اول آبان ماه سال ۱۳۳۵ در شهر تهران چشم به جهان هستى گشود تولد او در خانواده اى مذهبى، زمینه ساز پرورش در مسیر پربرکت قرآن کریم شد. شنیدن تلاوت قرآن توسط یکى از اعضاى هیئت محله اولین بارقه هاى عشق و علاقه به تلاوت قرآن را در او ایجاد کرد. پس از آن آشنایى با یک قارى به نام حاج محمد ثابتى و شرکت در کلاسهاى آموزش او، اشتیاق آقاى سبزعلى را به امر تلاوت قرآن دو چندان نمود محمد حسین سبز على از پدر و مادرش، آقاى محمد ثابتى و نیز استاد ابراهیم پور فرزید به عنوان افراد مؤثر در امر تربیت و آموزش قرآن خود یاد مى کند. او توصیه هاى مقام معظم رهبرى از سال ۱۳۵۲ و همچنین شرکت در جلسات قرآن مسجد على ابن موسى الرضا علیه السلام را بد این مسیر بسیار مؤثر مى داند. آقاى سبزعلى آموزش علوم مختلف قرآنى را از سال ۱۳۵۰ در تهران آغاز کرد.
آقاى سبزعلى داراى دیپلم طبیعى است. او در سال ۱۳۶۰ ازدواج کرده و سه فرزند دارد. فرزندان و اعضاى خانواده او نیز در قرائت قرآن تلاش خوبى دارند و در این راه از راهنمائیهاى ارزشمند پدر، بهره ها مى گیرند. محمد حسین سبزعلى براى اولین بار در سال ۱۳۵۹ موفق شد در رادیو سراسرى تلاوت کند. او مى گوید اولین بار که صداى خود را از رادیو شنیدم، باورم نمى شد و خیلى منقلب شده و تصمیم گرفتم تا آخر عمر این راه نورانى و جذاب را ادامه دهم.
حاج محمد حسین سبزعلى در امر تلاوت قرآن در ابتدا از استاد عبدالباسط سپس از محمود على البنّاء تقلید مى کرد.
و بمدت دو سال از مرحوم شعبان محمود عبدالعزیز صیاد و آنگاه از مرحوم مصطفى اسماعیل تقلید مى کرد او در زمینه تقلید از قاریان مشهور کشور مصر معتقد است: باید از بزرگان و مشاهیر قرائت قرآن در جهان که قدمت بسیار دارند تقلید نمائیم و تلاش کنیم با قاریان کنونى کشور مصر به رقابت بپردازیم.
آقاى سبزعلى توجه به قاریان جوانى را که در ابتداى راه تلاوت قرآن هستند به ۴ نکته جلب مى کند:
اول اینکه هر روز هر نوار یک قارى که انتخاب نموده اند گوش کنند دوم در جلسات قرآن اساتید شرکت کنند و تلاش کنند جلسه اى که مى روند از بهترین ها باشد سوم هر روز ۲ یا ۳ مرتبه تمرین تلاوت قرآن داشته باشند و چهارم اینکه امور اجتماعى و اخلاقى باید در حد عالى باشد تا با شخصیت قرآنیش تعادل داشته باشد. حاج محمد حسین سبزعلى همراه دیگر قاریان، به کشورهاى مختلفى سفر کرده و در آنجا به تلاوت قرآن پرداخته که با استقبال گسترده حاضرین مواجه شده است. از جمله به کشورهاى عربستان سعودى، سوریه، اندوزنزى، مالزى، تایلند، چین، غنا، نیجریه، آفریقاى جنوبى، بنگلادش، ایالیا، فرانسه، پاکستان و هندوستان سفر کرده است.
آقاى محمد حسین سبزعلى نخستین بار در سال ۱۳۵۲ در مسجد کرامت مشهد مقدس در جلسه آقاى فاطمى در محضر مقام معظم رهبرى به تلاوت پرداخت و معظم له که همواره با رهنمودهاى خویش، قاریان قرآن را مورد عنایت قرار داده اند، او را تشویق نمودند. او تا کنون بارها در حضور معظم له به تلاوت قرآن پرداخته است. آقاى سبزعلى قرآن را راه رهایى از مفاسد اجتماعى مى داند و معتقد است که باید جاذبه ها در این مسیر که در برابر جذبه هاى دیگر جامعه بیش از پیش رهنما باشد.
حاج محمد حسین سبزعلى علاوه بر تلاوت قرآن در محافل و مجالس مختلف، به تدریس در دبیرستان نیز اشتغال داشته، در شوراى عالى قرآن بعنوان کارشناسى مشغول همکارى است.
او از اساتید: مصطفى اسماعیل، غلوش و منشاوى به عنوان برترین اساتید مصر از آغاز تا کنون نام مى برد و همچنین معتقد است که اساتید شحات محمد انور، اللّیثى و دکتر نعینع از قاریان برتر کشور مصر در حال حاضر هستند. آقاى سبزعلى از سال ۱۳۶۰ تا کنون بارها در مسابقات مختلف قرآن در استانها و شهرهاى مختلف به داورى پرداخته است.
آقاى سبزعلى در بسیارى از مسابقات قرآن شرکت نموده است. در سال ۱۳۶۰ مقام دوم استان تهران و نیز مقام دوم مسابقات بین المللى اوقاف را کسب نموده و همچنین در سال ۱۳۷۵ در مسابقات بین المللى کشور مالزى شرکت نموده و مقام دوم این دوره از مسابقات را به خود اختصاص داد. او از سال ۱۳۵۰ به تدریس در زمینه هاى مختلف قرآنى در حسینه ها، مساجد، جلسات و هیئتهاى مذهبى مبادرت ورزیده است.

منبع : سایت سبطین


زندگینامه آقاى محمد عباسى
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

آقاى محمد عباسى در ۲۵ اسفند ماه سال ۱۳۴۵ هـ.ش در شهر تهران در خانواده اى مذهبى دیده به جهان گشود جوّ مذهبى خانواده و اشتیاق پدر و مادر براى پرورش قرآنى این کودک، نخستین بارقه عشق به قرآن را در نهاد ایشان به ودیعه نهاد از این رو به تدریج شعله و این اشتیاق در درونش وسعت مى گرفت و او را به جلسات و محافل انس با این کتاب سعادت مى کشاند. در سالهاى ۵۳ تا ۵۴ هـ.ش پدر ایشان تمامى فرزندانش، از جمله محمد را در فصل تابستان به مسجد محل خودشان یعنى مسجد موسى بن جعفر (ع) مى بدر تا فرزندانش نخستین الفباى فراگیرى کتاب خدا را بیاموزند و محمد که اشتیاق زاید الوصفى در فراگیرى کتاب وحى داشت در جلسات درس مى درخشید. استعداد ایشان در این مسیر آن چنان بود که استاد جلسات از او مى خواست تا در غیابش کلاس درس را اداره کند و او هم که کودکى بیش نبود برنامه تدریس را از جزء سى ام قرآن دنبال مى کرد. در همان ایام محمد عباسى بنا به توحید استاد روحانى اشان در مسابقه اى شرکت کرد و با عنایت الهى جزء نفرات برتر انتخاب شد و عکسش را در یکى از مجلات فرهنگى آن زمان به چاپ رساندند و بدین سان موفقیت او در امر فراگیرى قرآن روز بروز چشمگیرتر از گذشته مى شد.
در سال ۵۷ در همان ایام اوج درگیریهاى مردم با رژیم طاغوت، محمد عباسى بهمراه تنى چند از دوستانش در مسجد محل گرد هم مى آمدند و آیات الهى را تلاوت مى کردند در این جلسات ایشان با تقلید از نوارهاى مرحوم عبدالباسط گامهاى اولیه تلاوت طى مى کرد و بتدریج با اجازه امام جماعت مسجد و مسئول بسیج مسجد آقاى عباسى قبل از نماز مغرب و عشاء، بصورت زنده در مسجد به تلاوت قرآن مى پرداخت. همین تلاوتها و گفتن تکبیر و اذان استعداد نهفته ایشان را بارور کرد.
اقاى عباسى در کنار فعالیتهاى معمولى از سال ۱۳۶۰ تا کنون به تدریس قرآن نیز اشتغال دارد. ایشان بنابه توصیه استادانش، استاد خدام حسینى، نسبت به یادگیرى موضوعى و تفسیر مفاهیم قرآن هم وارد این زمینه شد و در همین ایام مدرک کارشناسى خود را در رشته علوم قرآنى و حدیثى از دانشگاه تهران دریافت کرد. آقاى محمد عباسى همچنین از سال ۱۳۶۵ بمدت دو سال به فراگیرى دروس حوزوى در مدرسه علمیه آیت الله مجتهدى پرداخت آقاى عباسى علاوه بر این داراى مدرک ممتاز خوشنویسى در رشته خط نستعلیق از انجمن خوشنویسان تهران نیز هست و در این زمینه از استاد هاشم زمانیان بسیار یاد مى کند.
آقاى محمد عباسى در سال ۱۳۶۸ ازدواج کرد و ثمره این ازدواج دو فرزند است و ایشان از همسرشان بعنوان یکى از عوامل پیشرفت و موفقیت خود در مسیر تلاوت یاد مى کندو معتقد است که با همیارى و همفکرى و کمکهاى همسرش توانسته است در مسیر فعالیتهاى قرآنى موفق باشد.
آقاى محمد عباسى در آغاز کار تلاوت بمدت ۳ سال از استاد عبدالباسط تقلید کرد پس با توصیه استادش به تقلید از استاد مرحوم، منشاوى و مرحوم استاد مصطفى اسماعیل پرداخت و کمتر از حدود ۶ سال به صورت تقلید از این اساتید به تلاوت ادامه داد.
سپس به تلفیق الحان اساتید برجسته اى چون مصطفى اسماعیل، کامل یوسف البطئینى و شعیشع پرداخت و با ترکیب الحان تلاوت این اساتید سبکى ویژه براى خود برگزید.
بهمین دلیل آقاى عباسى نیز چون سایر اساتید تلاوت به قاریان قرآن سفارش مى کند که در ابتداى کار با تقلید از تلاوت قاریان برجسته مصرى به تلاوت بپردازند و به تدریج براى خود سبکى برگزینند تا بتوانند از استعدادهاى خود در مسیر تلاوت به خوبى بهره بگیرند.
در سال ۱۳۶۰ مسابقه اى از سوى اوقاف برگزار شد که آقاى محمد عباسى در این دوره از مسابقات به عنوان نفر چهارم برگزیده شد در این سال براى اولین بار قاریان برتر به تعداد ۷۲ نفر به حج اعزام شدند و آقاى عباسى نیز جزء این گروه بود.
آقاى عباسى در سال ۶۷ در مسابقات سراسرى قرآن که در کرمان و از سوى اوقاف برگزار شد با کسب رتبه سوم به هندوستان اعزام شد ولى در مسابقات بین المللى قرآن کریم هندوستان رتبه نخست را از آن خود نمود ایشان همچنین در سال ۷۱ در مسابقات سراسرى طلاب علوم دینى در قم و نیز در مسابقات بین المللى ایران نفر اول و در مسابقات بن المللى قرآن در کشور مالزى در سال ۷۳ رتبه دوم را بدست آورد.
آقاى محمد عباسى نخستین تلاوت رسمى خودش را در سال ۱۳۵۸ در مسجد قنات اباد تهران اجرا کرد که این تلاوت از سیماى جمهورى اسلامى ایران پخش شد پس از بازگشت از مسابقات کشور هندوستان در سال ۶۷ خدمت حضرت امام خمینى (ره) مشرف شد و او با قرائت در مقام معظم رهبرى که در آن سال ریاست جمهورى را بعهده داشت مورد تفقد معظم له قرار گرفت.
آقاى محمد عباسى هم چنین به مدت ۱۶ سال در برنامه قرآن صبحگاهى رادیو به تلاوت مى پرداخت که این تلاوت از ساعت ۶ صبح از رادیو پخش مى شد آقاى محمد عباسى در حال حاضر کارشناس ارتباطات و صنعت هوایى در داشکده صنعت هواپیمایى کشورى و نیز مدیر روابط عمومى این دانشکده است جلسات تلاوت و تدریس آقاى عباسى از سال ۵۸ تا ۶۷ در مسجد حضرت ابوالفضل (ع) تهران و از سال ۷۲ تا کنون در مسجد نظام مافى واقع در خیابان آیت الله کاشانى در روزهاى شنبه بعد از نماز مغرب و عشاء تشکیل مى شود.
یکى زا ویژگیهاى جلسات آقاى عباسى توجه همزمان به مفهوم آیات در هنگام تلاوت و آموزش اصول صوت و لحن است علاوه بر این ترجمه آیات و احادیثى در رابطه با آن در جلسات مطرح مى شود.
آقاى عباسى علاوه بر تلاوت به ابتهال و مدیحه خوانى هم علاقه دارند و در برخى از اجراهاى استاد آذر در دعا و در کرهاى دسته جمعى گروه ایشان به تک خوانى هم پرداخته است مثل اجراى ربنا که در ایام ماه مبارک رمضان پخش شده است.
آقاى عباسى ضمن تلاوت در شهرهاى مختلف کشور تا کنون به ۱۷ کشور جهت اجراى تلاوت سفر کرده است.

منبع : سایت سبطین


زندگینامه آقاى حاج محمدرضا پورزرگرى
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

آقاى حاج محمدرضا پورزرگرى در ۲۸ شهریور سال ۱۳۴۹ هـ.ش در شهر تهران و در خانواده اى مذهبى دیده به جهان گشود. محیط مذهبى خانواده و اشتیاق پدر براى تربیت معنوى فرزندش، از همان آغاز بستر مناسبى براى فراگیرى قرآن، فراهم ساخت و زمزمه تلاوت قرآن، فراهم ساخت و زمزمه تلاوت قرآن پدر در سحرگاهان، اشتیاق محمدرضا را براى تلاوت قرآن دو چندان ساخت. البته جدّه مکرمه او، اولین و مؤثرترین عامل در گرایش آقاى پورزرگرى به این راه بود. از دیگر عوامل تأثیر گذار در حیات قرآنى محمدرضا پور زرگرى، باید به استادان و مربیان دوره دبستان، بویژه استادش آقاى مصطفى اسلامى اشاره کرد. آقاى پورزرگرى از خاطرات خوش نخستین سالهایى که در ایام کودکى در جوار حرم مقدس رضوى تلاوت آیات وحى را شنیده بود بسیار یاد مى کند و یکى از عوامل علاقه مندى خود به تلاوت قرآن را حال و هواى آن لحظات مقدس مى داند آقاى پورزرگرى از کلاس دوم ابتدایى در ساعات درس قرآن اشتیاق بسیار از خود نشان مى داد به همین دلیل نیز پس از پیروزى انقلاب اسلامى و آشنایى با استاد مصطفى اسلامى در دبستان علوى شماره ۲ به این دبستان رفت و با اشتیاق، پشتکار و اهتمامى بسیار به تمرین و اجراى همخوانى قرآن کریم بر اساس تلاوت سوره حشر استاد عبدالباسط پرداخت.
آقاى محمدرضا پورزرگرى آموزش روخوانى قرآن کریم را در کلاس چهارم دبستان و زیر نظر استادش آقاى فتحعلى و آموزش مقدماتى تجوید و صوت و لحن را، زیر نظر استادش آقاى مصطفى اسلامى در کلاس پنجم ابتدایى به پایان رساند و پس از آن با حضور جلسات استاد محسن موسوى نکات تجویدى و صوت و لحن را در سطح بالاتر همراه با مفاهیم قرآنى فرا گرفت.
او همزمان با فراگیرى تجوید و صوت و لحن در جلسات درس آیت الله ضیاء آبادى و حجت الاسلام قرائتى به فراگیرى مفاهیم آیات قرآن کریم نیز پرداخت.
آشنائى با مؤسسه دارالتحفیظ قرآن کریم، نقطه عطفى در زندگانى قرآنى پورزرگرى شد. در همین مکان او با کلاسهاى آموزشى تجوید استاد محسن موسوى آشنا شد و در جلسات این استاد که در بعد از ظهرهاى تابستان برگزار مى شد، بهره هاى فروان برد.
آقاى محمدرضا پورزرگرى نخستین بار در یکى از هیئتهاى مذهبى که به همت آموزش و پرورش برگزار مى شد بصورت رسمى به تلاوت قرآن پرداخت. او همچنین نخستین بار در سال ۱۳۶۱ همراه با استاد على اربابى و جمعى از قاریان مؤسسه دارالتحفیظ قرآن کریم در تلویزیون به اجراى چند برنامه همخوانى پرداخت.
حاج محمدرضا پورزرگرى نیز در ابتداى کار تلاوت خویش همچون سایر قاریان به تقلید از قاریان مشهور مصرى نظیر استادان عبدالباسط، صیاد، على البنّاء و مصطفى اسماعیل پرداخت. او معتقد است که مؤثرترین مسئله در زمینه تلاوت قرآن براى تمامى قاریان در ابتداى کار تقلید از استادان برجسته مصرى است.
آقاى پورزرگرى معتقد است که قاریان تازه کار و کسانى که در ابتداى امر تلاوتند باید علم تجوید را از مراحل ابتدایى تا سطوح عالى زیر نظر استادان، با دقت کامل فرا بگیرند و با یادگیرى ترجمه کلمات قرآن با مفاهیم آن آشنا شوند. او همچنین قاریانى را که در ابتداى مسیر تلاوتند به یادگیرى صرف و نحو زبان عربى و نیز فراگیرى مفاهیم و تفاسیر آیات قرآن سفارش مى کند.
آقاى محمدرضا پورزرگرى در سال ۱۳۷۵ ازدواج کرد که ثمره آن یک فرزند پسر است. او در مسیر زندگى قرآنى خود از همان آغاز به آموزش قرآن کریم به علاقه مندان پرداخت و از همان دوران تحصیل در دبیرستان، به تهیه و تنظیم جزواتى در خصوص آشنایى با قرآن، اقدام کرد. او همچنین در سال ۱۳۶۴ بصورت رسمى در دارالتحفیظ و علاوه بر آن تمام سالهاى دفاع مقدس را در پایگاه هاى مقاومت بسیج اقدام به برگزارى جلسات قرآن کریم نمود. آقاى پورزرگرى علاوه بر تدریس در زمینه هاى مختلف قرآن در برخى از مدارس تهران در حدود ۱۵ سال به آموزش قرآن در حسینیه محبان الحسین (علیه السلام) پرداخت او همچنین در سال ۱۳۶۳ در مسابقات قرآن کریم که سازمان تبلیغات اسلامى برگزار کرد رتبه سوم و در سال ۱۳۷۳ در مسابقات سراسرى قرآن کریم که به همت سازمان اوقاف در سمنان برگزار شد رتبه نخست را از آن خود ساخت و در همان سال، در مسابقات بین المللى قرآن کریم که در حسینیه ارشاد برگزار شد مقام نخست این دوره از مسابقات را کسب کرد.
در میان خانواده آقاى پورزرگرى باید به برادر بزرگوار او شهید حمید رضا پورزرگرى اشاره کرد. که در زمینه هاى مختلف قرآنى فعالیت داشت. در محضر استاد مولوى فراگیرى نکات مختلف قرآنى پرداخته و چهره هاى فعال در زمینه هاى قرآنى به حساب مى آمد.
آقاى پورزرگرى در سالهاى ۶۳ و ۶۲ در ایام ریاست جمهورى حضرت آیت الله خامنه اى مدظله العالى، از جلسات درس تفسیر ایشان، بهره ها گرفت. در این جلسات که صبحهاى جمعه در همان مکان ریاست جمهورى برگزار مى شد قاریان و علاقه مندان بسیارى حضور مى یافتند آقاى پورزرگرى نیز از جمله این مشتاقان بود که در این جلسات در حضور آیت الله خامنه اى به تلاوت قران مى پرداخت و مورد تفقد و تشویق ایشان قرار مى گرفت.
او همچنین از قاریانى است که همه ساله به همراه کاروان قاریان قران براى تبلغیغ به کشورهاى مختلف اعزام شده اند که از جمله این کشورها مى توان به ماداگاسکار، اتیوپى، هند، سوره و افریقاى جنوبى، پاکستان، امارات، غنا، اردن، و انگلیس اشاره کرد.
آقاى حاج محمدرضا پورزرگرى علوه بر قرائت بر قرآن کریم و اجراى اذان به اجراى برجسته تواشیح و همخوانى در کشور است که از سال ۶۸ فعالیت خود را آغاز کرد.
آقاى پورزرگرى علاوه بر داورى مسابقات داخلى یکبار نیز در کشور هند در مسابقات سارسرى قرآن کریم که در شهر حیدر آباد این کشور برگزار شد داورى کرده است.

منبع : سایت سبطین


زندگینامه آقاى محمود لطفى نیا
ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

آقاى محمود لطفى نیا در ۲۰ اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۳ شمسى در شهر لاهیجان از توابع استان گیلان دیده به جهان گشود. ولادت او در خانواده اى کم درآمد و در عین حال سرشار از جاذبه هاى معنوى بود آقاى لطفى نیا همچون بسیارى دیگر از قاریان قرآن بانواى دلنشین و روح انگیز استاد عبدالباسط در وادى تلاوت گام نهاد و نخستین بار در سال ۱۳۵۴ هـ.ش جهت آموختن تکالیف دینى به مسجد محل قدم گذارده در جلسات قرآن استاد علیزاده شرکت نمود. او که متأثر از صوت گرم مرحوم عبدالباسط اشتیاقى وصف ناپذیر نسب به تلاوت قرآن در خود یافته بود زندگى قرآنى خود را به این ترتیب آغاز نمود او از مادرش، استاد حاج آقا علیزده و استاد محمد پُر دل به عنوان عوامل اصلى در امر پرورش قرآنى خود یاد مى کند. حاج محمود لطفى نیا در ابتداى امر از استاد مرحوم عبدالباسط و سپس استاد مرحوم مصطفى اسماعیل تقلید مى کرد که مدت ۶ سال به طول انجامید پس از آن براى یافتن شیوه مستقلى در امر تلاوت به طور متناوب به تقلید از قاریان دیگرى چون محمد عبدالعزیز حسّان، کامل یوسف البطئینی، محمد محمود رمضان، سید محمد نقش بندى، محمد عمران، محمد رفعت، عبدالفتاح شعشاعى پرداخت. پس از پیروزى انقلاب اسلامى و ساماندهى فعالیتها بویژه آموزشهاى قرآنى در شهرستانها، اجراى تلاوتهاى او به تقلید از قاریانى چون عبدالباسط و شرکت در جلسات سنتى به مسابقات مختلف قرآن کریم کشیده شد و به این وسیله به سنجش آموخته هاى خود پرداخت. آریالاى لطفى نیا همچنین از محضر اساتیدى چون شهیدى و رنجبر نیز در امر تلاوت بهره گرفت او تحصیلات خود را در رشته ادبیات عرب مقطع کارشناسى ارشد در رشته علوم و قرآن و حدیث دانشگاه تهران به ادامه تحصیل پرداخت او علاوه بر تحصیلات دانشگاهى به تحصیل دروس حوزوى در شهرستان کاشان پرداخت و در فاصله سالهاى ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۰ در مدرسه علمیه مرحوم حاج آقا رضا مدنى تحصیل خود را در حدود اتمام رسائل در مکاسب ادامه داد. آقاى محمود لطفى نیا در سال ۱۳۶۹ ازدواج نمود و یک فرزند او به نام محمد حسین شیفته تلاوت قرآن و اجراى اذان است. همسرش نیز که از دبیران معارف اسلامى است با قرآن مفاهیم عالى آن مأنوس است. و در مسابقات قرآن دوران تحصیل نیز رتبه هایى به دست آورده است.
آقاى محمود لطفى نیا علاوه بر امر تلاوت در زمینه خوشنویسى نیز توفیقاتى بدست آورده است او در رشته هاى خوشنویسى چلیپا، کتابت، و نسخ درجه ممتازى را کسب نموده است. آقاى لطفى نیا نخستین تلاوت رسمى خود را در مسابقات سراسرى قرآن کریم در مدرسه علمیه شهید مطهرى در سال ۱۳۵۹ اجرا نمود حاج محمود لطفى نیا در سال ۱۳۵۹ در مسابقات استانى رشت رتبه برتر دور مسابقات کشورى قرآن کریم در مدرسه عالى شهید مطهرى رتبه سوم را از آن خود ساخت در سال ۱۳۷۵ در مسابقات قرآن کریم دانشجویان کشور در تبریز رتبه نخست این دوره از مسابقات را از آن خود نمود. در همان سال نیز در مسابقات کشورى اوقات در شهر ارومیه رتبه نخست را بدست آورد و بداین ترتیب در مسابقات بین المللى قرآن کریم در سال ۱۳۷۵ در حسینیه ارشاد رتبه برتر را کسب کرد. آقاى لطفى نیا علاوه بر تلاوت قرآن و شرکت در مسابقات قرآن کریم به امر داورى نیز پرداخته است از جمله آنها در سال ۱۳۶۸ به کشورهاى امارات، اتیوپى و ماداگاسکار سفر نمود. در سال ۱۳۶۹ به پاکستان و در سال ۱۳۷۵ به لبنان و در سال ۱۳۷۹ نیز به تایلند مسافرت داشته است. آقاى لطفى نیا در ایام و دوران دفاع مقدس چندین ماه در جبهه هاى نبرد حق علیه باطل حضور داشته است او معتقد است که تمامى زندگیش در معیت قرآن رنگى دیگ داشته و آشنائیش با کلام وحى را از همان آغاز طفولیت از برکات الهى مى داند او به قاریان قرآن نیز توصیه مى کند که عوامر تلاوت ابتدا به رفتار و اخلاقشان بنگرند و با قران منطبق کنند که آیا رفتارى در شأن کلام وحى دارند یا خیر؟ او که سالها علاوه بر تلاوت قرآن به امر تدریس در زمینه هاى مختلف چون صوت و لحن پرداخته، به قاریان قرآن سفارش مى کن که در ابتداى امر تلاوت به تقلید از یکى از قاریان برجسته مصرى بپردازند و به تدریج خود سبکى برگزینند. او همچنین توصیه مى کند که قاریانى که در ابتداى راه هستند به امر تجوید بیشتر وجه کنند تا آنرا بکار ببندند. آقاى لطفى نیا تاکنون در متعددى بتدریس صوت و لحن قرآن پرداخته است از جمله تربیت مربى حوزه علمیه قم، دوره هاى کانون قرآن دانشگاه آزاد اسلامى، دوره هاى منطقه تربیت قرآن سازمان تبلیغات اسلامى و حوزه هاى عالى آموزش تخصصى قاریان نوجوان و جوان شورایعالى قرآن او همچنین در زمینه هاى مختلف تلاوت به گرد آورى جزواتى پرداخته که در آینده نزدیک به چاپ خواهد رسید.
آقاى حاج محمود لطفى نیا از سال ۱۳۶۰ تا کنون به تدریس جلسات مختلف پرداخته است که نخستین جلسه رسمى او در سال ۱۳۶۴ در شهر کاشان تشکیل شد که یکسال به طول انجامید آقاى لطفى نیا در حال حاضر دبیر آموزش و پرورش گیلان مى باشد و همزمان نیز به تحصیلات علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران ادامه مى دهد. آقاى لطفى نیا از اساتید رفعت، عبدالفتاح شعشاعى و مصطفى اسماعیل به عنوان قاریان برتر مصر از ابتدا تا کنون یاد مى کند. و در میان قاریان عصر حاضر نیز اساتید شعیشع، غلوش و حسان را برترین مى داند او از جمله قاریانى است که علاوه بر تلاوت به امر ابتهال و تواشیح نیز اهتمام مى ورزد، اشتیاق به ابتهالات دینى باعث شده تا در محافل مذهبى، قرآنى و نیز صدا و سیما به اجراى ابتهال نیز بپردازد او در توصیه اش به جوانان و نوجوانان تأکید دارد بر استماع مداوم قرائت استادان مصرى که جوانها مى خواهند آنرا الگو خود قرار دهند و در غیر اینصورت خیلى دیر نتیجه خواهند گرفت بخصوص اگر تحت نظر استاد نباشند.

منبع : سایت سبطین


زندگینامه مسعود سیاح گرجی
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

نام : سیاح گرجی، مسعود
ملیت : ایران
سال تولد : ۱۳۵۸
مقام های داخلی : نفر ششم مسابقات قرآن کریم اوقاف و امورخیریه استان تهران (سال ۷۸). ـ نفر اول مسابقات قرآن کریم اوقاف و امورخیریه استان تهران (سال ۷۹و۸۰). ـ نفر نهم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امورخیریه (سال ۷۹). ـ نفر دوم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امورخیریه (سال ۷۹).
مقامهای بین المللی : نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم مالزی (سال۶۱).
سفرهای تبلیغی : عربستان سعودی،لبنان، سوریه، مالزی
نام اساتید : علی سیاح گرجی،سبزعلی، امام جمعه، ثابتی، حسینی، اصل محمدی و پور فرزیب (مولایی).
عامل موفقیت : علاقه به قرآن
مدرک تحصیلی : دانشجوی رشته علوم قرآن وحدیث
محل تولد : تهران
شغل : دانشجو
رشته تخصصی : قرائت

منبع : سایت سبطین


زندگینامه استاد منصور قصری زاده
ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

استاد "منصور قصری زاده " دارنده ی رتبه نخست مسابقات قرآنی دانشجویان سراسر کشور در سال های ۶۵ و ۶۷ و مقام اول مسابقات بین المللی قران کریم در مالزی در سال ۷۰ و نیز حفظ کل قرآن کریم و از افتخارهای ایران زمین است . او متولد ۱۳۴۶ در شهر تهران و در خانواده ی متدین و مذهبی به دنیا آمد . پدر و مادر او با فراهم کردن فضای مناسبی در خانه و همراهی صمیمانه و نیز تشویق های سازنده موجبات موفقیت او را فراهم کردند از جمله مشوقین اصلی او، دایی شان آقای اکبر شریعتمداری بود که خود قاری قرآن بود .استاد موفقیتش را مدیون خانواده و دایی خود می داند و می گوید همین قضیه باعث شده که آنها از من راضی باشند و از اینکه آنها از من راضی اند خیالم راحت است . او مدرک فوق لیسانس رشته ی الهیات و علوم حدیث از دانشگاه تهران دارد و صاحب سه فرزند صالح و دوست داشتنی است که در راه پدر گام بر می دارند . دخترشان کلاس اول راهنمایی و از قاریان ممتاز مدرسه است و محمد حسین ، پسر ۷ ساله ایشان نیز در جلسات قرآنی شرکت می کند و محمد مهدی ۲ ساله هم فعلاً ادای قرآن خوانها را در می آورد . پدر این خانواده قرآنی ،استاد قصری زاده از ۹ سالگی کار قرائت قرآن را به سبک استاد عبدالباسط شروع کرد ۱۵ ساله بود که انقلاب جمهوری اسلامی اریان پیروز شد و پس از آن رادیو جمهوری اسلامی با اعلان عمومی از همه قراء دعوت کرد که در تست و گزینش شرکت کنند او هم در گزینش حاضر شد ، قرائت زیبای او را برگزیدند و از او خواستند در کلاسهای فراگیری نغمه ها و دستگاههای استاد سید محسن موسوی بلده شرکت کند و پس از اتمام دوره در رادیو پذیرفته شد . در سال ۶۵ قرائت ایشان را از مسجد شیخ فضل الله نوری ضبط و در تلویزیون پخش کردند و بعد از آن ایشان به صورت کلاسیک کار تجوید و قرائت را ادامه داد و از محضر اساتیدی چون مرحوم اربابی استفاده و در مسابقات بسیاری شرکت کرد که از شاخص ترین آنها در سال ۶۶ مسابقات دانشجویی بود که امتیاز نفر اول را کسب کرد و همچنین مسابقات حج بود که درهمان سال برگزار شد و باز نفر نخست مسابقات شد و در سال ۶۸ در مسابقات استان تهران نفر اول شد و در مسابقات کشوری سال ۶۹ نفر دوم و برای شرکت در مسابقات جهانی مالزی انتخاب و به همراه داور مسابقه استاد عبایی به مالزی رفت و آن سال مصادف بود با جنگ عراق و آمریکا و جنگ خلیج فارس و به همین خاطر ایران را از شرکت در مسابقات محروم کرده بودند و آنها اطلاع نداشتند و تا مالزی رفتند و بدون شرکت در مسابقه برگشتند . سال ۷۰ بار دیگر برای شرکت در مسابقات جهانی مالزی انتخاب و به یاری خداوند نفر اول شد . خاطره از دوران جوانی : سال ۷۱ بعد از اینکه از مسابقات مالزی برگشته بودم همراه پدرم خدمت رهبر عزیز " آیت الله خامنه ای " رسیدیم و هدیه ای را که آنجا به من داده بودند که قرآنی در یک کاپ نقره ای بود ، خدمت ایشان تقدیم کردیم .ایشان سؤالاتی از من کردند در رابطه با آن قرآن و چاپ آن و وضعیت مسابقات و بسیار تشویقم کردند برای ادامه ی راه و آن دیدار برای من بسیار شیرین و به یاد ماندنی بود . مسافرتهای خارج از کشور او قریب به ۴۰ کشور است ؛از جمله سوریه ، چین ، پاکستان ، انگلیس ، اتریش ، تایلند ، ماداگاسکار ، اتیوپی ، عراق ، سریلانکا و ...درخاطراتی از سفرهایش می گوید :اخیراً در سفری که به انگلیس رفتیم آنجا قاریان مصری هم دعوت شده بودند .حقیقتاً وقتی بچه های ایرانی قرائت می کردند قرائتشان چیزی کمتر از قراء مصری نبود حداقل اینکه شانه به شانه مصریان بودند و این نظر من از باب استقبال مردمی بود که در مقابل قراء ایرانی نشان می دادند و با شوق فراوان به قرائت ایرانیان گوش می سپردند . و این نشان می دهد که به رغم آنکه ایرانیان فارسی زبان اند و تقلیدشان بیشتر از استماع است تا بحث های علمی و نقلهای سینه به سینه ولی در بسیاری از موارد از مصریان جلوتر هستند .من در سال ۷۰ که در مسابقات مالزی شرکت کردم یکی از رقبای من مصری بود .بنده به کمک خداوند مقام اول را آوردم و او نفر پنجم شد . یک غلط اعرابی هم داشت و غلط قرائت کرد . ولی قراء مصری شهرت جهانی دارند چرا ؟ استاد در پاسخ می گوید : در کل می توان گفت مصریان صاحب سبک اند و سبک و سیاق قرائت قرآن را مصریان ابداع کردند و مصر یکی از کشورهای صاحب تمدن و فرهنگ است و ذوق خواندن در مدایح و ابتهالات دینی در مردمش وجود دارد قشرهای مذهبی در قرائت و قشرهای غیرمذهبی در زمینه های دیگر و احساس می شود که قرائت قرآن به سبک مصری با فطرت انسان منطبق است این یکی از ریشه های شهرت قراء مصری می باشد . در مورد جذابیت و گیرایی قرائت می گوید : جذابیتهای صوت و لحن در قرائت بسیار دارد . اگر شما نیم ساعت ترتیل گوش کنید شاید گوشتان از نظر موسیقیایی خسته شود اما در قرائت اختیارات انسان در صوت و لحن بیشتر است و قاری قدرت مانور دارد ؛ در آیات عذاب می تواند حزین و اندوهگین بخواند و در آیات بهشتی مهیج و شاد بخواند . مثلاً در قرائت تحقیق استاد عبدالباسط " اذا الشمس " و ... جذابیت و زیبایی و اثرگذاری قرائت متجلی است .خدا رحمت کند کسانی مانند عبدالباسط زمینه را فراهم کردند و دنیا را با این قرائت ها هدایت کردند و الان حدود ۹۹ % قراء جهان از سبک آنها پیروی می کنند . استاد قصری زاده اگر چه الان در جلسات قرآنی زیادی حضور ندارد .اما از قرآن جدا نشده و همواره قرآن چراغ روشن گر راه زندگی او در زندگی شخصی و اجتماعی اش است ایشان همچنین در مسابقات خارج از کشور و در مراسمات حج تمتع دعوت می شود و حضور دارد . در حال حاضر جلسات هفتگی قرائت قرآن کریم در مسجد شهدا واقع در خیابان ۱۷ شهریور ، اتوبان شهید محلاتی ، شبهای جمعه ، قبل از نماز مغرب و عشاء با حضور استاد منصور قصری زاده برگزار می شود . این جلسات بیست سال است که با کمک هیئت امناء ، امام جماعت و بسیج مسجد دایر است .

منابع :

مجله راه قرآن ش۲۱
سایت سبطین


زندگینامه دکتر حسین کرمى
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

آقاى حسین کرمى روز اول فروردین سال ۱۳۴۲ در شهر اردبیل در خانواده اى مذهبى و متوسط دیده به جهان گشود. جدّ مذهبى خانواده از همان آغاز، بر عشق و اشتیاق به قرآن را در ژرفاى وجود او نشاند و ایشان را در جرگه عاشقان و دوستداران این کتاب انسان ساز قرار داد. و به این ترتیب او که خانه دلش از شنیدن تلاوت قرآن از رادیوى قاهره در ۸ سالگى به قرائت قرآن علاقه مند شد و به جلسات قرآن شهر اردبیل رفت. دکتر حسین کرمى از همان سن ۸ سالگى با شرکت در جلسات قرآن شهر اردبیل و همزمان با تحصیل و تجوید به فراگیرى مقدمات تلاوت قرآن هم پرداخت و با گوش دادن به نوارهاى تلاوت اساتید مشهور مصرى توانایى خودش را در مسیر تلاوت بیشتر کرد. او با تقلید از تلاوت هاى استاد منشاوى در آغاز کار و بقیه اساتید در ادامه کار، اولین گامها را در مسیر تلاوت برداشت و توانست به موفقیتهاى چشمگیرى در مسیر تلاوت دست پیدا کند.
دکتر کرمى از جمله قاریانى است که علاوه بر فعالیت در زمینه هاى قرآنى و تلاوت به فراگیرى علم و دانش نیز اهتمامى وافر دارد. به همین دلیل هم تحصیلات خود را تا مقطع فوق تخصص جراحى کلیه ادامه داده و د حال حاضر داراى مدرک دکتراى فوق تخصص جراحى کلیه است. دکتر حسین کرمى به موسیقى عرفانى وهم چنین از میان رشته هاى ورزشى به فوتبال علاقه دارد. وى علاوه بر مداراى بیماران کلیوى در بیمارستان شهداى تجریش عضو هیأت علمى دانشگاه شهید بهشتى نیز مى باشد.
رتبه هایى که تا کنون آقاى حسین کرمى در مسابقات مختلف بدست آورده است عبارتند از:
۱ـ رتبه نخست در مسابقات کشورى که در شهر مقدس قم برگزار شد.
۲ـ رتبه نخست در سال ۱۳۷۸ در شانزدهمین دوره مسابقات بین المللى قرآن کریم در تهران.
۳ـ رتبه دوم در سال ۱۳۷۲ در مسابقات جهانى قرآن کریم در کشور مالزى.۴ـ رتبه نخست در سال ۱۳۷۷ در کشور سوریه و در مسابقات قرآنى.
آقاى حسین کرمى در سال ۱۳۷۸ ازدواج کرد و یک فرزند بنام امیر على دارد و همسرشان داراى مدرک دکترا در رشته زنان و زایمان است و ایشان هم به مسائل مختلف قرآنى علاقه وافر دارند. دکتر حسین کرمى نیز مثل بسیارى از قاریان برجسته در ابتداى کار از سبک قاریان مصرى مثل استاد منشاوى تقلید کرده است امّا اعتقاد دارد که هر قارى قرآنى در ابتداى کار تلاوت باید از قاریانى مثل منشاوى، عبدالباسط، مصطفى اسماعیل، شحات محمد انور و متولى عبد العالى تقلید نماید و بعد از طى مراحل ابتدایى باید از تقلید محض خارج شود و با تسلط بر الحان و موسیقى عربى و قرآن به تلاوت بپردازد و میان معنا و الفاظ آیات در تلاوتهایش پیوند برقرار نماید. ایشان تا کنون به کشورهاى زیادى همچون مالزى، سنگاپور، هند، بنگلادش، سوریه و ترکیه براى تلاوت قرآن سفر کرده و بیش از ده ها بار براى انجام مناسک سیاسى عبادى حج به عنوان قارى اعزام شده است. آقاى دکتر حسین کرمى از اساتیدى مثل مصطفى اسماعیل، عبد الباسط و منشاوى به عنوان بهترین و برترین قاریان عصر طلائى تلاوت در مصر یاد مى کند و همچنین از اساتیدى مثل شعیشع، شحات محمد انور و احمد نعینع به عنوان قاریان برتر کنونى در مصر نام مى برد. دکتر کرمى که خود از قاریان برجسته کشور است و بارها در محضر مقام معظم رهبرى به تلاوت پرداخته است به قاریان ایرانى سفارش مى کند که براى موفقیت در امر تلاوت ابتدا به فراگیرى تجوید و اصول صحیح آن از اساتید برجسته فن تجوید بپردازند و بعد از آنکه تجوید را تکمیل کردند به مسائل دیگر روى بیاورند و براى فراگیرى لحن خوش و مطابق با آیات، بسیار به نوارهاى مختلف اساتید قرآن گوش جان بسپارند و نکات لازمه آن را از تلاوتهاى مختلف فرا بگیرند.ایشان همچنین تقلید را در ابتداى امر تلاوت لازم و ضرورى مى دانند آنرا باعث خلاقیت در انسان مى شمارد زیرا هنگامى که انسان به طور کامل تقلید از یک قارى را انجام داد باید تقلید را کنار بگذارد و تمام آنچه را که از تقلید آموخته و بدست آورده در تلاوتهاى خود به نحو بدیع بکار برد و او آخر سفارش مى کند که قاریان قرآنى اخلاق و رفتار قرآنى را رعایت کنند و به آن ملزم باشند و به پیش کسوتان در امر تلاوت احترام بگذارند و به آیات قرآن عمل کنند.

منبع : سایت سبطین


استاد سید محسن موسوى بلده
ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

استاد سید محسن موسوى بلده ۱۹ شهریور ماه ۱۳۳۲ شمسى در شهر تهران دیده به جهان گشود.
ولادت او در خانواده اى مذهب، اولین طلیعه آشنایى او با کتاب انسان ساز قرآن شد جو مذهبى خانواده و اشتیاق قرآنى اقوام مادرى، عامل دیگرى در تربیت قرآنى او شد زیرا علاقه اقوام مادریش بخصوص دائیهایش او که همگى از ذاکران اهل بیت (علیه السلام) بودند اشتیاق او را نسبت به فراگیرى قرآن دو چندان ساخت. بهمین دلیل پیش از ورود به دبستان بذر عشق به قران در نهادش جاى گرفت وبتدریج باور شد پس از آن بود که با تشویق والدین و نزدیکان، زندگى قرآنیش رقم خورد. استاد موسوى علوه بر والدینش از استادش وطنى بعنوان کسى که نقش تعیین کننده در پرورش قرانى او داشته یاد مى کند خود او در این باره مى گوید جناب آقاى وطنى معلم قرآن کلاس چهارم دبستان، بود. او علاوه بر ظاهرى بسیار مرتب و منظم، تدریس بسیار خوب و منظمى داشت. در آن زمان که کلاسهاى قرآن مدارس و حتى هیئتهاى مذهبى، وضع منظمى نداشت او با روش ویژه در آهنگین خواندن استفاده و با لحن خواندن آیات تمام شاگردان را به پیروى از سبکش موظف مى ساخت.
استاد سید محسن موسوى در مراحل مختلف آموزش و فراگیرى قرآن از محضر اساتیدى چون استا محمد تقى مروت بهره گرفت و علم تجوید را نزد او فرا گرفت. از دیگر اساتید او مرحوم دکتر سید ابراهیم مفیدى جراح و متخصص بیماریهاى زنان بود که از محضر او بهره ها برد. اگر چه پیش از انقلاب و حتى سالهاى قبل از آن جلسات قرآن و فراگیرى ان مانند امروز منظم و دقیق نبود مباحث چون آموزش صوت و لحن مانند امروز وجود نداشت، با وجود این در اطراف و اکناف شهر تهران جلساتى به شیوه سنتى و هیئتى برقرار بود که بسیارى از قاریان برجسته کشور در این جلسات به فراگیرى قرآن پرداختند. حاج محسن موسوى بلده در سال ۱۳۳۸ هـ.ش تحصیلات ابتدایى خود را در دبستان محمودیه اسلامى که آغاز کرد.
و در سال ۱۳۴۴ به پایان رساند. پس از آن در همان سال در مدرسه امیرکبیر تحصیلات دوره راهنمایى را آغاز کرد. و در سال ۱۳۵۰ دیپلم طبیعى را زا دبیرستان جعفرى اسلامى گرفت و از آنجا که به تحصیل و فراگیرى علم و دانش علاقه وافرى داشت در میان تمامى دبیرستانهاى منطقه ۱۷ آموزش و پرورش آن زمان رتبه ممتاز را کسب نمود. که او عشقى بى نهایت به قرآن داشت در تمامى این سالها در کنار درس و تحصیل به فراگیرى قرآن نیز مى پرداخت و بدین ترتیب آینده اش در جوار این کتاب انسان ساز رقم خود. او در سال ۱۳۵۰ در رشته فیزیوتراپى در دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۵۴ به دریافت مدرک کارشناسى این رشته نائل شد و پ از انجام خدمت نظام وظیفه در سال ۱۳۵۶ در مرکز پزشکى شهداى هفتم تیر شهر رى مشغول به کار شد.
آقاى سید محسن موسوى یکى از قاریان برجسته کشور در سال ۱۳۵۷ با خانم روحانى منش ازدواج نمود که او نیز معلم قران و مسئول بخش فرهنگى اداره دارالتحفیظ قرآن کریم است و علاقه و اشتیاق وافرى به علوم قرآنى دارد ثمره این ازدواج سه فرزند دختر است از آنجا که استاد موسوى و همسرش از علاقه مندان و مشتاقان این کتاب الهى اند و در این زمینه فعالیت دارند عشق به قرآن در تمامى خانواده دیده مى شود و فرزندان اگر چه قارى قرآن محسوب نمى شوند اما آشنایى کامل با تجوید قرائت دارند ودر این زمینه فعالیت دارند. استاد سید محسن موسوى در ابتدا به سبک استاد مرحوم عبدالباسط تلاوت مى کرد پس از آن از سال ۱۳۴۸ تا به تلاوتهاى مرحوم على البنّاء علاقه مند شد و به سبک او روى آورد خود او در این باره مى گوید: من با تلاوت استاد مرحوم على البنّاء آشنا شدم و آنچنان شیفته تلاوتهاى این استاد بودم که چه شبها و روزها که نوار تلاوت على البنّاء را مى شنیدم و یا با برنامه هایى که بصورت زنده از تلاوتهاى این استاد، سبک تلاوت مرا تفسیر داد. در آن زمان استاد موسوى با پیروى از سبک مرحوم على البنّاء سبکى نو براى تلاوت خود برگزیده بود. پس از آن تلاوتهاى استا احمد شبیب و مدتى هم تلاوتهاى استاد برجسته شیخ محمد عبدالعزیز حسان، آقاى موسوى را به سمت خود جذب کرد.
استاد سید محسن موسوى بلده از جمله قاریانى است که اگر چه مدتهاى مدید از تلاوت قاریان برجسته اى چون مرحوم عبدالباسط، مرحوم منشاوى، احمد شبیب و عبدالعزیز حسان بهره ها گرفتن هرگز به تقلید محض توجه نداشت و همواره سعى مى کرد سبک این اساتید برجسته را اقتباس کند و هرگز به تقلید از حرف از آنها نپردازد ایشان در همین زمینه به قاریان قرآن سفارش مى کنند که در آغاز کار از استادى مشخص شروع کنند، نوارهاى این استاد را آنقدر بشنوند و تقلید کنند تا زیر ساخت قوى براى نحو بدست آید پس از آن در دومین مرحله از استادى دیگر چند نوار تقلید شود تا به تدریج امر تلفیق در سبکها تلاوت بدست آید استاد موسوى به قاریان ایرانى سفارش مى کند که در مرحله تلفیق تلاوتهاى اساتید مختلف باید در تلاوتها چنان ذوب شوند تا همه آن را فرا بگیرند و نیز قاریانى که در ابتداى راه هستند باید حتما تلاوتهاى خود را ضبط کنند و بشنوند و ایرادات آنرا برطرف کنند. توصیه اى که نه تنها براى براى ابتداى راه بلکه سازمانى که تلاوت انجام مى شود باید آنرا در نظر داشت ایشان همچنین به قاریان قرانى سفارش مى کنند که از تمرکز بر تجوید و صوت و لحن در ابتداى کار باید پرهیز کنند و تنها باید به مفهوم و معناى آیه پرداخت زیرا اگر تلاوت بر اساس مفهوم و معنا انجام شود لحن تلاوت هم طبیعى و جذاب خواهد شد. استاد سید محسن موسوى از جمله قاریان و اساتیدى است که علاوه بر داخل کشور سفرهایى نیز به نشر فرهنگ قرآنى به برخى از کشورها داشته و در آنجا به تلات پرداخته است. او در سال ۱۳۵۷ قبل از پیروزى انقلاب اسلامى در قالب گروهى اعزامى از دار التحفیظ قرآن کریم به مکه معظمه و مدینه منوره سفر کرد. او همچنین بهمراه اقایان مرتضى رهنما، ذبیح الله تمرکزن امیر محمودیون و احمد و احمد زرنگار به کشور سودان سفر کرده است. از جمله کشورهاى دیگرى که استاد مولوى در آنها به تلاوت پرداخته مى توان به کشورهاى مالزى، فرانسهن بنگلادش، امارات متحده عربى، برزیل آراژانتین، سنگاپور، آلمان و ترکیه اشاره کرد که تلاوت ایشان ر این کشورها با استقبال پرشور مردم مواجه بوده است:
یکى از خدمات ارزنده قرآنى استاد سید محسن موسوى به جامعه قرآن دوست کشور، کتاب دو جلدى حلیه القرآن در خصوص قواعد تجوید به روایت حفص از عاصم است که تا کنون با تیراژ سه میلیون استاد سید محسن موسوى تا کنون در بسیارى از مراکز قرآنى به تدریس تجوید قرآن کریم پرداخته که از آن جمله مى توان به تدریس دوره اى و مقطعى در آموزش و پرورش، تدریس تجوید در ارتش جمهورى اسلامى، جهاد سازندگى، سازمان تبلیغات اسلامى، دار التحفیظ القرآن الکریم و نیز جلسات آموزش تجوید خواهران که از سالها قبل در منزل ایشان برگزار مى شود و خدمت بزرگى به جامعه قرآنى خواهران است، اشاره کرد.
استاد سید محسن موسوى از پیش از پیروزى انقلاب اسلامى در محضر مقام معظم رهبرى به تلاوت پرداخته و نیز در اولین مراسم حج تمتع پس از پیروزى انقلاب اسلامى در معیت آن حضرت به حج تمتع مشرف شده است و هم اکنون به عنوان مسئول بخش فیزیولوژى مرکز پزشکى شهداى هفتم تیر تهران به فعالیت مشغول است.

منبع : سایت سبطین


زندگینامه مرحـوم اســتاد علی اربابی
ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

مرحـــــوم اســــتاد علی اربابی در سال ۱۳۱۸ در تهران مــــتولد شـــــــــد و از سن ۱۰سالگی با هدایت مادر و پدر بزرگوارش که هر دوی این بزرگـــــــواران نیز قرآنی بودند،به مکتب خانه رفت و ازهمان زمان، قدم در وادی یادگیری قــــــــرآن نهاد. او در ســــال ۱۳۴۷ در محضر استاد ((خلیل رحمان )) که به منظور آموزش قرائت قرآن از مدینه به ایران آمــــده بود، تلمذ کرد و در ادامه نیز با حضــــــــور در جلسات ((استاد مولائی)) به میدان فنی قرائت وارد شد. استاد اربابـــــــــی باعشـــــــق و علاقه ذاتی که نسبت به یادگیری قرآن داشت و باپیگری مــــجدانه وحضور در مــــحضر اساتید بزرگی چون شیخ القراء مصطفی اسماعیل،اســـتادمحمود علی البناء، استاد احمد رزیقی و دیگر اساتید بزگ مصری وهمـــــــچون ضبط و جمع‌آوری تلاوت‌های این اســــاتید، امکان یادگیری فنون قرائت قرآن‌کریم رابرای جوانان کشورمان فراهم آورد و در طـــــول ۳۷ سال تلاش در مسیر تعلیم قرآن کریم ده ها مربی استاد و قاری قرآن تربیت کـــــــرد. این استاد بزرگــــــــوار بافروتنی و صداقتی که داشت همواره مورد علاقه واحترام شاگردان و ســــــــایر اساتید علوم قرآنی بود به طوری که جامعه قرآنی متفق‌القول دلیل مانـــدگاری اســـــتاد اربابی را دوری از غرور و تربیت شاگردان بدون هیچ چشم داشــــــتی می‌دانستند. جمعیت بسیاری از مشتاقان کـــــلام وحی در زمانی که اســـتادمدرس آن کلاس بود در سرکلاس درس وی حاضــــــــر می شدند و با شــــور و اشــــتیاق خاصی به درس استاد گوش فرا می دادند. استاد اربابی همــــــواره مــعتقد بود: ((بهترین دوست و رفیق همه مسلمانان در هر شغل و صــنفی که هستند قرآن است و کسی که با قرآن مانوس است، قرآن به ا و زندگی‌پر برکت عزت، سلامتی و نعمت میدهد، البته انسی که خالصانه باشد نه از قــــــبل آن بهره شخصی ببریم.))

وی در تاریخ۱۷ اسفند ماه ۸۵ پس از تحمل مدت ها رنج و بیماری دارفـــــانی را وداع گفت. برای روح بزرگـــش پرواز در جوار روح قدسی رسول الله اعظم(ص) را آرزو می کنیم.

منبع : سایت سبطین


زندگینامه استاد سید مرتضی سادات فاطمی
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

متولد ۱۳۲۸
استاد قرائت و عضو هیأت علمى دانشکده علوم قرآنى مشهد
نام اساتید:
مرحومان رضوان، حافظیان، شجریان، توسلی، سید جعفر طباطبائى و على مختارى
شروع فعالیت:
وى از ۷ سالگى با رفتن به مکتب در مدّت ۲ ماه روخوانى قرآن کریم را فرا گرفت و با شرکت در جلسات قرآن و به طور همزمان گوش دادن نوار قاریان مصرى قرائت را به طور فنى آغاز کرد و در جلسات تفسیر حضرت آیه الله خامنه ای، مرحوم استاد محمد تقى شریعتى و شهید هاشمى نژاد در مسجد امام حسن مجتبى (ع) و مسجد کرامت به قرائت قرآن مى پرداخت.
مقامهاى داخلى:
نفر اول مسابقات شهرستانى و استانى اوقاف در سال ۱۳۶۰ ـ نفر اول مسابقات سراسرى قرآن کریم سازمان اوقاف در سال ۱۳۶۱
مقامهاى بین المللى:
نفر اول مسابقات بین المللى جمهورى اسلامى ایران در سال ۱۳۶۲
مأموریت هاى قرآنى داخل کشور:
اداره جلسه قرآن دارالحفاظ مسجد جامع گوهرشاد از سال ۱۳۶۲ تا کنون ـ داورى مسابقات مختلف قرآنى در سطح استان خراسان و کشور ـ همکارى با نهادها و کانون هاى قرآنى
مأموریت هاى قرآنى در خارج از کشور:
سفر به کشورهاى عربستان سعودی، امارات متحده عربى ، قطر، بحرین، مالزی، سنگاپور، تایلند، فیلیپین، چین، آفریقاى جنوبی، کویت، زیمبابوه، پاکستان، آرژانتین و ایتالیا جهت قرائت قرآن.
آثار ماندگار قرآنى:
تألیف جزوه تجوید با عنوان « خلاصه اى از احکام تجوید » ضبط و تکثیر نوار آموزش نغمات قرآنى و ارسال آن به سراسر کشور و کشورهاى امارات متحده عربی، بحرین، چین، پاکستان و آرژانتین.

منبع : سایت سبطین


زندگینامه جواد فروغی
ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

نام: جواد
نام خانوادگی: فروغی
محل تولد: مشهد
تاریخ تولد: ۱۳۵۸
پدرم فرهنگی و مادرم خانه دار است. دارای یک خواهر هستم که دبیر دبیرستان های مشهد می باشد.و دارای یک فرزند به نام امیرعلی می باشم. با یک سال جهش تحصیلی در سن ۱۷ سالگی در رشته ریاضی فیزیک دبیرستان را به پایان رساندم. در سال ۷۷ در رشته مهندسی کامپیوتر در دانشگاه بین المللی کیش پذیرفته شدم و در سال ۸۱ از دانشگاه فارغ التحصیل شدم، خدمت سربازی را در بسیج منطقه تهران بزرگ به پایان رساندم.
اینجانب بنا بر احساس وظیفه و به تاسی از مقام معظم رهبری در جهت تقویت هر چه بیشتر مبانی علمی و اشاعه معارف و فرهنگ قرآنی مشغول مطالعه دروس حوزوی و با مطالعه در شاخه ادبیات از قبیل مولوی، حافظ، سعدی و... بوده و حدود ۱۰ سال با تلاش مضاعف به فراگیری زبان انگلیسی و عربی اهتمام دارم تا ان شاء الله بتوانم در فرصت های مقتضی جوانان مسلمان خارجی را به سهم خود با واقعیات اسلام عزیز و قرآن مجید آشنا نمایم.
حضور در مساجد و مراکز مختلف در سطح کشور و نیز با سخنرانی و با انتقال مفاهیم و معارف قرآنی و قرائت قرآن کریم در دانشگاه ها برای دانشجویان آینده ساز از افتخارات اینجانب و برنامه های در حال اجرا می باشد. همچنین شرکت در کنفرانس ها و مجالس مذهبی خارج از کشور و با سخنرانی انگلیسی و عربی در انتقال مفاهیم قرآن برای مسلمانان و غیر مسلمانان از افتخارات بنده در خارج از کشور است.
با توفیقات الهی تا کنون بیش از ۳ هزار برنامه در داخل و خارج کشور اجرا نموده ام که ۲۰۰ برنامه قرآنی در کشورهای عربستان، سوریه، لبنان، کشورهای اقماری شوروی سابق، سنگاپور، اسکاتلند، مالزی، هنگ کنگ، قطر، امارات، تایلند، انگلستان و ... و دانشگاه های منچستر، لیورپول و بلک برن بوده است. با بیش از ۴۰ پرواز خارجی و ۴۵۰ پرواز داخلی جهت اجرای برنامه های قرآنی سفر کرده ام و با دعوت بسیاری از نهادها و سازمان های گوناگون کشوری و لشکری در محضر علماء اعلام و مراجع عظام در کنفرانس ها، اجلاس ها، سمینارها و افتتاحیه ها و... حضوری فعال داشته ام.
از همه مردم شریف ایران به ویژه خانواده های معظم شهیدان والا مقام و جانبازان عزیز، این شهدای زنده و خانواده های محترمشان برای ادامه توفیقات خود التماس دعا دارم.

منبع : سایت سبطین


زندگینامه استاد کریم منصوری
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

 

حافظ و قاری قرآن کریم
متولد ۱۳۴۷ _ آبادان
تحصیلات : دیپلم
شغل : کارمند وزارت امور خارجه
نام اساتید : سید صالح ، گروسی ، رکابی ، منصوری ، عبدالله زاده ، موسوی ، اربابی و خدام حسینی .
شروع فعالیت : وی از ۵۹ با شرکت در جلسات قرآنی آموزش قرآن کریم را به صورت فنی دنبال کرد و موفق شد در مدت زمان کوتاهی به فنون قرائت در حد مطلوبی تسلط یابد و با استفاده از نوار قرائت قاریان مشهور مصری سطح قرائت خود را ارتقا بخشد و توفیق یافت کل قرآن کریم را نیز حفظ کند.
مقام های داخلی :
• نفر دوم مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سالهای ۶۷ و ۷۲ ).
• نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سال ۶۹ و ۷۶).
• نفر اول مسابقات قرآن کریم اوقاف و امور خیریه استان تهران در رشته حفظ کل .
مقام های بین المللی :
• نفر دوم مسابقات بین المللی قرآن کریم مالزی (سال ۶۹).
• نفر دوم مسابقات بین المللی قرآن کریم عرستان سعودی (سال ۷۱).
• نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران (سال ۷۶).
مأموریت های قرآنی در داخل کشور :
تلاوت قرآن کریم در محافل انس با قرآن و برنامه های متعدد قرآنی در سراسر کشور.
تلاوت قرآن کریم در مراسم افتتاحیه اجلاس سران کشورهای اسلامی در سال ۷۶.
مأموریت های قرآنی در خارج از کشور :
سفر به حدود بیست کشور جهان از جمله کشورهای مغرب ، سوریه و عمان .
سفر به عربستان سعودی جهت تلاوت قرآن کریم در مراسم سیاسی عبادی حج تمتع .

منبع : سایت سبطین


استاد الشیخ علی محمود
ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

پس از رحلت استاد فقید شیخ احمد نداء با وجود آن که بسیاری به منصّه ظهور نشستند اما هیچ یک را توانایی آن نبود که رسالت شیخ را در این مسیر به انجام رساند . در این زمان مردی گندمگون و کوتاه قد به نام « شیخ علی محمود » در این میدان مطرح شد . کسی که پس از شیخ احمد نداء ، تنها فردی بود که توانست رسالت و طریقه شیخ را ادامه دهد . او در یکی محله های تنگ عبّاسیه در میان خانواده ای ثروتمند پا به عرصه وجود گذاشت و حادثه ای خانواده را برآن داشت تا او را به مکتب خانه فرستد تا قرآن را حفظ کند . پس از گذر ایامی چند ، شیخ موسیقی شرقی را آموخته در آن تبحّر یافت . از این رو به خواندن قصاید و ابتهالات دینی پرداخت و چنان الحان و نغماتی را در این قصاید به کار برد ، که عقل ها را از سر به در کرده ، به آنان شادی و نشاطی وصف ناشدنی می بخشید و شاید بتوان گفت که بسیاری قصاید دینی را که امروزه در محافل و مجالس می شنویم همه از نغمات زیبای اوست . بیشتر آنان که به سرودن این قصاید پرداخته اند بر همین اسلوب و فنون عمل کرده ، در چهار چوب مکتب او پرورش یافته اند . شگفت آنکه عموم از این نکته غافلند و شاید هرگز در اذهان چنین اندیشه ای رسوخ نکرده باشد که آهنگ ها و نغماتی را که محمد عبد الوهاب ، موسیقی دان بزرگ عرب ، ساخته مبتنی بر نظرات و آراء شیخ علی محمود بوده است ؛ چرا که تمامی این آهنگ ها و الحان پیش از آنکه در رادیو به سمع مردم برسد بر او عرضه شده است . شیخ علی محمود با وجود آنکه مردی نابینا بود ، در این طریق تا آنجا پیش رفت که به عنوان یکی از نوابغ زمان مطرح گردید . او از دوستان سید درویش بود و هرگاه که به سرودن قصیده « بدر تجلی فی الافق » می پرداخت ، و آن را به آواز می خواند سید از استماع صدای او به شدت می گریست . زمانی که از او خواسته شد که پیرامون شخصیت شیخ محمود سخن بگوید ، بیدرنگ او را نابغه ای عظیم خواند و اظهار داشت که سرآمد تمامی ملحّنین و نوازندگان است . صوت زیبای شیخ علی محمود همواره نوازنده دل و جان مستمعین بود. صوتی که هیچ گاه به جهت آن اجر و مزدی طلب نمی کرد . با این وجود منزلش مامن اهل فن و ادبا و بزرگان زمان بود. او از برترین پیش کسوت ترین قاریان می باشد . استاد در سرودن قصاید ، دارای شیوه خاص خویش بود ؛ همان شیوه ای که دو تن از مشاهیر بزرگ مصر در سایه آن پرورش یافتند و پس از استادشان از بزرگترین علمای فن شدند . « شیخ طه الفشنی » یکی از اساتید برجسته ای است که در فن تواشیح خوانی و سرودن قصاید شهرت چشمگیری یافت . کسی که عاشقان قرآن و حضرت رسول و خواندان مطهرش بارها و بارها مدایح و تواشیحات زیبای او را استماع کرده اند . از دیگر شاگردان او شیخ زکریا احمد بود . مردی که در زمینه ی نغمات چنان پرورش یافت که بعد ها در آستان وی بزرگترین علمای این فنون پا به عرصه عمل گزاردند . گرچه شیخ زکریا احمد در آغاز کار تنها یک قاری قرآن بود . آنگاه که صوت زیبای شیخ علی محمود را شنید به مکتب او پیوست و به همراهی او به سرودن تواشیح و ابتهالات و قصاید دینی در مراسم و محافل پرداخت ؛ اما پس از آن به کار موسیقی روی آورده و پس از چندی در این فن به مقام استادی رسید . این همه تجلی مقام علی محمود بود که در آستانش چنین افرادی تربیت یافتند . همان کسی که عنوان داشت که صوت شکل و ظاهر است و آنچه که اصل است لحن می باشد که در برگیرنده مفهوم و مضمون می باشد . پس آنگاه که مضمون زیبا باشد مستمع دیگر توجهی بدان صورت به شکل و ظاهر نخواهد داشت . شخصی که اهل فن باشد با آشنایی با مقام ها می تواند از صدای ناخوش چنان صوتی بیافریند که تمامی مستمعین را مدهوش و شیدا سازد . شیخ علی محمود می گوید : لحن زیبا همان لحن ساده و صادقی است که با سادگی خویش مفاهیم عمیق و عظیم را با صداقت بر شنوندگان بیان کند . از دیگر پرورش یافتگان مکتب شیخ علی محمود ، محمد عبدالوهاب ، آهنگساز و نوازنده معروف عرب ، می باشد که در آغاز کار خویش تمامی الحان و نغمات خود را بر علی محمود عرضه می کرد و تمامی آهنگ ها و ساخته های دست او را پیش از آنکه به استماع مردم برسد شیخ علی محمود شنیده بود . شیخ علی محمود مطلع شد که جوانی معمّم قرآن را تلاوت کرده ، قصاید و ابتهالات را به طریقه ای نوین که احدی پیش از آن چنین شیوه ای نداشته است ، قرائت می کند و شهرت و آوازه او از محدوده ای که در آن متولد شده تجاوز کرده است . شیوه این جوان معمّم که سید درویش نام داشت مورد توجه شیخ علی محمود قرار گرفته از این رو شاگرد و دوست و همراهش ، شیخ ذکریا احمد را به اسکندریه به نزد سید فرستاد ؛ چه او دوست می داشت که این فن جدید را شنیده و حقیقت آن را نیز یاد بگیرد . شیخ ذکریا نیز به آنجا رفت ، سید را یافت و سید چون دریافت که او فرستاده شیخ محمود است بسیار شادمان گردید و مجلس جشنی به پا کرده ، تا میانه روز برای شیخ ذکریا احمد به تلاوت قرآن پرداخت . سپس سید به همراه او به قاهره سفر کرد و در منزل شیخ محمود اقامت گزید . وی به مدت سه شب برای شیخ و یارانش خواند . به این طریق این فن جدید نیز که به ذهن احدی خطور نکرده بود بر آنان مکشوف گردید و در مدت کمتر از یک هفته تمامی آن فنون را به وی آموخت . از عادات شیخ علی محمود آن بود که همیشه اذان صبح را در مسجد امام حسین (ع) با صدای بلند سر می داد . در این لحظات این میدان شاهد انبوهی از جمعیت می شد که از هر مکانی برای استماع صدای اذان شیخ به آنجا آمده بودند . در میان این جمعیت شیخ محمد بابلی و حسین ترزی و امام العبد و شیخ بشری و شیخ جزار به چشم می خوردند که اینان نیز قبل از اذان در آن مکان گرد هم می آمدند . اشتیاق تا بدان حدّ بود که رادیوی قاهره اقدام به ضبط این اذان می کرد در ایام مبارک رمضان علاوه بر این رادیو ، رادیوی کویت نیز آن را پخش می کرد . شیخ علی محمود علاوه بر تلاوت قرآن بیشتر سعی در خواندن قصاید و ابتهالات دینی و تواشیح داشت . شیخ هرگز جز طریق منزل تا مسجد را طی نکرد . همواره در مکان مقدس و معنوی مسجد الحسین (ع) به تلاوت می پرداخت و جز این تنها مکانی که در آنجا به تلاوت اهتمام می ورزید منازل فقرا و نیازمندانی بود که شیخ را می شناختند و به او عشق می ورزیدند .او بسیار کریم و سخاوتمند بود و تا آنجا پیش رفت که تمامی ثروتی را که از پدرش به او به ارث رسیده بود در میان فقرا و نیازمندان انفاق کرد . مسجد امام حسین علیه السلام در قاهره نقل کرده اند زمانی که سعد زغلول از رهبران مصر وفات کرد شیخ در مجلس ترحیم او همراه با تنی چند از قاریان بزرگ به تلاوت قرآن پرداخت . سپس در میان باب الخلق خیمه بزرگی برپا کرد و در آنجا به مدت یک هفته به سرودن قصاید و ابتهالاتی در رثای سعد زغلول پرداخت . شیخ تنها یک بار مصر را به قصد شهر یافا در فلسطین اشغالی ترک گفت . مدت یک هفته در این شهر اقامت گزید و در آنجا نیز قصاید و ابتهالاتی بسیار زیبا خواند . پس از آن بارها از او دعوت های مکررّی انجام گرفت که هیچ کدام را نپذیرفت . تنها در یکی از این دعوتها که به شام رفته بود . احساس بیماری به وی دست داده بلافاصله به مصر بازگشت . این بیماری سرانجام زمینه ساز رحلت این استاد بزرگ گردید . مردی که تمامی ثروت و اموالش را وقف فقرا و درماندگان و قاریان قرآن کرد . فردی که شهرت و آوازه اش علاوه بر مصر بر سایر کشورهای اسلامی نیز سایه افکنده ، مورد توجه و علاقه همگان قرار گرفت . مردی که تمامی ستارگان قرائت از خورشید وجود او نور گرفته اند و همواره در آستان سراسر فضلش سر تعزیم فرود آورده اند و بدین سان وجود او زمینه ساز ظهور نوابغ زمان پس از خویشتن گردید.

منبع : سایت بینات


زندگینامه استاد احمد نداء
ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

آغاز عصر حاضر شاهد برپایی نهضت جدیدی در فن موسیقی بوده است که شاید اولین حرکت در این تاریخ باشد . در آن زمان که در مصر حتی رادیویی برای ضبط سروده ها و ابتهالات وجود نداشت ، با این وجود اکثر شب ها را تواشیح خوانان و مدّاحان با اجرای برنامه های خویش به سر می آوردند . در این ایام بود که دامنه تواشیحات و ابتهالات ، قرآن را نیز در بر گرفت و تا بدانجا پیش رفت که مردی معمّم در صحنه قرائت ظاهر شد و چنان به قرائت پرداخت که شیوه قرائتش بر اذهان آشنا نمی نمود شیوه ای که بسیار روحبخش و دلنشین بود .
این مرد کسی جز استاد احمد نداء نبود ، او دارای صوتی بسیار قوی و رسا بود . مردی که تمام زندگی خویش را وقف طریق قرآن نمود ، تا آنجا که یکی از دوستان وی به نام ، محمد بابلی ، از نوابغ علم موسیقی و الحان آن زمان از وی تقاضا کرد تا حظّ و بهره خویش را در رابطه با موسیقی بیازماید ، او نپذیرفت ؛ شاید اگر استاد این سخن را رد نمی کرد بر سیّد محمد عثمان و سیّد عبده الحامولی دو تن از علمای بزرگ زمان سبقت می جست . اما استاد نداء که در اعلی مراتب عشق به قرآن می زیست ، در این راستا به تلاوت و قرائت آن پرداخت ، و همچنان به قرائت ادامه داد . صوتی که این استاد علم موسیقی ، محمد بابلی را نیز شیفته و مجنون می ساخت و گاهی اوقات در خلوت ، به استماع صوت شیخ از صفحه گرامافون می پرداخت و در آن لحظات هیچ غم و دردی احساس نمی کرد و جذبه قرائت دلنشین استاد ، آن چنان او را احاطه می کرد که فریاد می زد : ای شیخ صوتت چه دلنشین است .
نقل کرده اند که روزی شیخ نداء ، آیه « و بشر الکافرین بعذاب الیم » را قرائت می کرد ، محمد بابلی در حالی که به سختی می گریست ، فریاد برمی آورد و پس از آن به مدت یک هفته معتکف شد ، تا آنجا که نه فردی او را دید و نه او با احدی ملاقات کرد و خود می گوید :« اگر شیخ را از عنفوان جوانی نمی شناختم از رجال صوفی و زاهد زمانه می شدم ». از کرامت نفس و بزرگواری او گویند : زمانی که از او به جهت احیاء مراسمی دعوت به عمل می آوردند بسیار اتفاق می افتاد که وجهی را که از بابت قرائت به او هدیه می کرند به فقرا و درماندگان می داد . باز در بزرگواری و مناعت نفس شیخ نقل می کنند که ، در مراسم چهلمین روز درگذشت یکی از اکابر و تجّار بزرگ از او دعوت به عمل آمد تا به قرائت قرآن بپردازد . اگر چه استاد آمادگی خویش را جهت اجرای تلاوت اعلام داشته بود اما زمانی که یکی از دوستان ، وی را از درگذشت خانم پیری مطلع کرد که تنها وصیتش این بوده که در هنگام تدفین ، استاد احمد نداء بر خاکش قرآن تلاوت کند ؛ استاد بی درنگ آن مجلس را ترک گفت و به محله فقیر نشین بولاق رفت تا در مراسم تدفین و ختم مرحومه حاضر گردد .

آری استاد احمد نداء زندگی بسیار پربار واندیشمندی را سپری کرد و به حقیقت همان کسی است که راه را برای کسانی که پس از او ظهور کردند، هموار ساخت . اوتنها یک قاری قرآن نبود ، بلکه هنرمندی بود که با تمامی هنر دوستان و ادب دانان و عالمانی که عصر حاضر به وجود آنان مفتخر است همراه و یاور بوده است .او با « محمد بابلی » - که یکی از بزرگترین نوابغ مصر است - دوستی وفادار بود . همچنین دکتر محجوب ثابت ، نویسنده ی مشهور ، عبد العزیز البشری و شاعر نیل حافظ ابراهیم نیز از کسانی بودند که در انتهای شب در کنار یکدیگر گرد آمده و شیخ بر این دوستان - که همه اهل علم و ادب بودند - آیات قرآن را تلاوت می کرد و در این لحظات محمد بابلی چنان می گریست که گاه به حالت اغماء می افتاد .

عظمت شیخ « احمد نداء » تا بدانجاست که صالح عبد الحی از مشهورترین نوازندگان مصر گوید : اگر شیخ به غنا و موسیقی رو می آورد ، تمامی نوازندگان و رامشگران را خانه نشین می ساخت . آری حیات سراسر مجد و عظمت شیخ اساس استواری را بنا نهاد ، بنایی که سبب درخشش بیش از پیش وی شده ، زمینه ساز پرورش مردانی در این مکتب گردید که توانستند تا حدّی این عظمت را دریابند ، مردی که راهگشای ده هاتن از بزرگترین قاریان جهان اسلام گردید . او سرانجام پس از عمری پر بار که در طریق قرآن و خدمت به این کلام الهی سپری کرد چشم از جهان فرو بست . آن زمان که رحلت کرد ده ها هزار نفر در تشییع جنازه اش گرد آمدند و در پیشاپیش آنان سران بزرگ دولت و نمایندگانی از کشورهای دیگر اسلامی به چشم می خورد آری در رحلت این استاد بزرگ علم قرائت مرثیه ها گفته شد . چنانکه از حافظ ابراهیم ، این شاعر بزرگ عرب در مصر ، در رثای او قصیده ای سرود که برقبرش آویختند . روحش شاد

منبع : سایت بینات


استاد الشیخ محمد احمد بسیونی
ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

« ... اولین گام برای یک قاری قرآن حفظ قرآن است کسی که حافظ قرآن باشد بسیار بهتر می تواند به قرائت قرآن بپردازد . بنابر این به تمامی قاریان سفارش می کنم که حتما به حفظ قرآن نیز اهتمام بورزند .»
استاد احمد محمد بسیونی
استاد بسیونی در سال ۱۳۳۰ ه.ش. در کشور مصر به دنیا آمد و با کمک پدر از کودکی به آموزش علوم قرآنی پرداخت . او در سن ده سالگی حافظ قرآن شد . سرانجام پس از آموزش ابتدایی وارد دانشگاه الازهر شده در دانشکده علوم دین به تحصیل پرداخت و پس از فارغ التحصیل شدن در همان جا به تدریس علوم دینی همت گماشت . استاد بسیونی از همان سن ۱۲ سالگی قرائت و تلاوت قرآن را در مجالس و محافل آغاز کرد . او در سن ۲۴ سالگی وارد صدا و سیمای کشور مصر شده و اکنون حدود ۱۳ سال است که در دانشگاه الازهر به تدریس اشتغال دارد .ایشان در سخنان خویش به این نکته اشاره داشتند که قاریان ایرانی از حیث تلاوت قرآن بسیار زیبا تلاوت می کنند اما نکته ای که مورد توجه قرار دهند این است که در راستای تمرینات خویش از حفظ قرآن نیز غفلت نورزند . استاد همچنین در سخنان خویش به قاریان قرآن توصیه کردند از نکاتی که برای صوت شخص مضر می باشد پرهیز کنند . از جمله این نکات چیز های بسیار گرم و بسیار سرد است . همچون نوشابه سرد در روزهای تابستان یا منتقل شدن به صورت ناگهانی از یک مکان سرد به یک مکان گرم .
ایشان در رابطه با استفاده موسیقی در قرآن عقیده داشتند که باید بر طبق معانی از موسیقی مشابه معنا استفاده کرد . فی المثل در آیات وعید دستگاه صبا مناسب است . زیرا این دستگاه با حزن همراه می باشد و این حزن باعث می شود که مستمع در صورت گناهکار بودن از خوف و عذاب الهی اشک بریزد . یعنی میان آهنگ قرآن و معانی هماهنگی و تناسب ایجاد کند . البته چنین مسئله ای در رابطه با تمام دستگاه های قرآنی صدق می کند  .
استاد می گوید : « اسامی این دستگاه ها بر اساس تناسب با صدای قاری از لحاظ طبقات صوتی فرق دارد . بنابر این قاری کسی است که بتواند پس از شناخت خوب و دقیق دستگاه ها آن ها را به نحوی صحیح وحکیمانه در جای خود ارائه نماید و این طبیعتاً به وضعیت روحی افراد بستگی دارد . اجرای این دستگاه ها باید به گونه ای باشد که اگر قاری در یک دستگاه معینی به تلاوت پرداخت مستمع خسته نشود و حتی اشتیاق آن داشته باشد که یک بار دیگر بدان گوش فرا دهد . چنین امری طبیعتاً مستلزم تلاش و وقت زیادی است . باید به گونه ای عمل کرد که قاری وضعیت خود را سنجیده و سپس مطابق با آن در طبقات بالا به تلاوت بپردازد . قاری باید چنان تلاوت کند که اگر در یک دستگاه به تلاوت بپردازد تنوع و نظم خاص را در آن دستگاه رعایت کند » . استاد اضافه می کند : « مجموع آن دستگاه ها ۸ دستگاه می باشد و چنانچه قاری قرآن ۳ تا ۴ دستگاه را در یک تلاوت پیاده کند مکفی است . چنانچه با دستگاهی تلاوت خود را آغاز می کنیم بهتر است با همان دستگاه نیز به پایان رسانیم تا آنکه تناسب در تلاوت رعایت شود » . ایشان در ادامه سخنان خود پیرامون مهارت اساتید مصر در زمینه موسیقی قرآن می گوید : « اکثر آنها دستگاه های موسیقی را به خوبی می دانند و تواشیح تاثیر بسیار در موسیقی دارد. امثال شیخ احمد نداء شیخ طه الفشنی مهارت بسیار در موسیقی دارند . همچنین استاد فقید شیخ مصطفی اسماعیل در این زمینه استاد بودند » .
وی می گوید قرآن کریم در تمام دنیا دارای اهمیت و ارزش خاصی است . ایشان به کشورهای اروپایی از جمله ایرلند شمالی و جنوبی لندن و کشورهای دیگر مسافرت کرده اند . و در سال ۱۳۶۸ به همراه استاد راغب مصطفی غلوش برای اولین بار به ایران مسافرت کرده در شهرهای مختلفی به تلاوت پرداختند . در سال ۶۹ استاد مجدداً به ایران مسافرت کردند و او همواره از عشق وعلاقه وافر مردم ایران به قرآن یاد می کند . ایشان می گویند : عزیزان ایرانی درست به همان دستگاهی که قاری تلاوت می کند به همان دستگاه وی را مورد تشویق قرار می دهند و این از مواردی است که در کشورهای دیگر به چشم نمی خورد . استاد همواره از خاطرات سفر خود به ایران به عنوان بهترین خاطرات زندگی خویش یاد می کند .


محمد احمد بسیونی ( مصاحبه )
س۱- استاد؛با عرض سلام و خوش آمد خدمت شما،خواهش می کنم خودتان را بطور کامل معرفی فرمایید ضمن اینکه خواهید فرمود که چند سال دارید و شغل شما چیست؟
ج:بسم الله الرحمان الرحیم- اسم من محمد احمد بسیونی و قاری مصر هستم که در صدا و سیمای کشور مصر،قرآن تلاوت می کنم و در حدود چهل سال دارم.
س۲- استاد،بفرمایید در چه سالی شروع به تلاوت و حفظ قرآن کریم نمودید و در چه سنی بودید که وارد رادیو و تلویزیون شدید؟
ج:در واقع،پدر بنده که حافظ قرآن و دارای صدای زیبایی می باشد با پیشنهاد یکی از دوستانش مرا از کوچکی به محافل قرائت قرآن می برد و بنده قرآن را تحت نظارت و رعایت پدرم حفظ نمودم در حالی که ۱۰ سال بیشتر نداشتم و مرا به دانشگاه الازهر وارد کرد تا اینکه بنده تا سطح لیسانس در آنجا درس خواندم و این سطح در مصر به عنوان یک سطح عالی به شمار می رود یعنی در واقع بنده فارغ التحصیل از دانشکده اصول دین در دانشگاه الازهر می باشم . زمانی که تلاوت قرآن را شروع نمودم ۱۲ سال سن داشتم و همینطور مراحل بالاتر را به همراه پدر خود و اساتید محترم و فاضل خویش طی می نمودم تا اینکه وارد صدا و سیمای کشور مصر شدم ؛ و در این مقطع بنده ۲۴سال سن داشتم  یعنی در حدود ۱۶ سال پیش . و هم اکنون مدرس علوم دینی در دانشگاه الازهر مصر و قاری قرآن می باشم و در واقع حدود ۱۳سال است که در دانشگاه الازهر در علومی که در دانشگاه وجود دارد تدریس می کنم .
س۳ـبفرمایید نظر شما راجع به تلاوت قاریان ایرانی چگونه است ؟ چنانچه پیشنهاد خاصی دارید در این زمینه خواهش می کنم که بفرمایید .
ج: حقیقت مطلب این است که هنگامی که تلائت قرآن قاریان ایرانی را استماع می کنم بسیار خرسند و خوشحال می شوم بخصوص که بسیار علاقه می ورزند نسبت به تلاوت قرآن و نیز قریان و اساتید قرآن کریم به ویژه اساتید معروف مصری که مرحوم شده اند مانند استاد شیخ مصطفی اسماعیل . و نیز بسیار خرسند گشته ام هنگامی که متوجه شدم بسیاری از قاریان ایرانی از شیخ مصطفی اسماعیل تقلید می کنند . واقعااو استادی بزرگ بود و ایشان موهبتی بود که خداوند متعال برای ما عطا کرده بود و ما و بسیاری از قراء از ایشان بسیاراستفاده می نمودیم ایشان دارای صوتی نیکو و فن بدیع و جالبی در دستگاه های موسیقی و تلفظ و ادائی عالی بود . اما نکاتی درباره عزیزان قاری ایرانی به نظر می رسد و آن اینکه این عزیزان اکثرشان از روی قرآن تلاوت می کنند و حال آنکه لازم است قرآن را حفظ نمایند و مسئله حفظ قرآن برای این عزیزان لازم است . امیدوارم در ملاقات بعدی و سفربعدی چنانچه به جمهوری اسلامی ایران سفری داشته باشم تلاوت ایشان را از حفظ ملاحظه نمایم . از خداوند متعال می خواهم ایشان را در حفظ قرآن کریم یاری بخشد و تلاوت آنها را از حفظ و ذهن قرار دهد . و دیگر اینکه باید بگویم : البته این سؤال را بشیتر از بنده داشتند آن چیزی که در تحسین صدای آدمی تاثیر می گذارد روی حفظ و نگهداری از صدا و صوت است اینکه سرما نخورد و پرهیز کند از چیزهایی که برای صدا مضراست مثل چیزهایی که بسیار گرم است و بسیار سرد مانند نوشابه سرد در روزهای گرم تابستان منتقل شدن از یک مکان گرم به مکان سرد به طور ناگهانی که البته بنده این اواخر دچار سرماخوردگی شدم     و موجب ناراحتی بنده شد بدین جهت نتوانستم بسیار استفاده برسانم . و در ایران اسلامی بسیار از زیارت رهبر معظم انقلاب حضرت ایهالله خامنه ای خوشحال شدم و با وجود ایشان در آن حسینیه فیالواقع بنده احساس می کردم ملائکه سماء در حال چرخش و گردش هستند . و این رهبری که مردم او را دوست دارند و بنده ایشان را از جان ودل دوست می دارم و اهل قرآن همگی او را دوست دارند ودر آن مجلس روحانی که ایشان حضور داشتند تابحال در هیچ جا ندیدم امیدوارم موفق باشند و خداوند سلامتی و عافیت به ایشان عنایت فرمایند .
س۴ـاستاد نظر خودتان پیرامون این شوق و احساسات پر شور مردم نسبت به قرائت رآن بخصوص در شهرهای تهران ؛قم و مشهد مقدس را بفرمایید چگونه بوده است ؟و آیا شما چنین جمعیتی با چنین علاقه ای نسبت به قرآن در دیگر کشورهایی که به آنجا سفر کردید سراغ دارید یا خیر؟
ج:در واقع قرآن کریم در تمام دنیا دارای اهمیت و ارزش خاصی است،بنده به اروپا سفر نموده ام بخصوص به لندن رفتم و نیز به ایرلند شمالی و جنوبی و اماکن دیگر این مطلب وجود دارد که هیچ جا مثل ایران این احساس حماسی و شور و شوق خاص وجود ندارد نسبت به قرآن کریم.بخصوص این نکته جالب است که عزیزان ایرانی به همان دستگاهی که قاری تلاوت می کند به همان دستگاه او را مورد تشویق قرار میدهند و این از مواردی است که در کشورهای دیگر به چشم نمی خورد.
س۵- استاد،اشاره ای داشتید در مورد موسیقی و آیا در تلاوت قرآن بهتر است موسیقی مورد استفاده قرار گیرد و شما بیشتر در تلاوت خویش از چه دستگاهی استفاده می کنید؟
ج:لازم است بدانیم که آهنگ و موسیقی قرآن کریم منحصر به فرد است و با آهنگ و موسیقی و آواز بسیاری دارد و لذا جهت هر دستگاهی منزلتی هست مختص به خود و معانی قرآن.و لذا معمولاً در آیات وعید دستگاه صبا مناسب است زیرا این دستگاه با حزن تناسب دارد و این حزن باعث می شود مستمع در صورتی که گناه کار باشد از خوف خدا و عذاب و ملاقات با خدا بگرید.یعنی بین آهنگ قرآن و معانی آن هماهنگی ایجاد نماید و این مسئله درباره تمام دستگاههای موسیقی صدق می کند.اما اینجانب بحمدالله در تلاوتهای خودم،قریب به تمام دستگاهها را که با صدای بنده تناسب دارد مورد توجه قرار می دهم و این مطلب را تمام قراء و اساتید فن تجوید اذعان دارند.و بنده از برخی از عزیزانی که در فن موسیقی استاد هستند این دستگاهها را آموخته و اسامی این دستگاهها را  و اینکه چگونه با صدای من تناسب دارند و طبقات صوتی فرق دارند و لذا قاری متحبر کسی است که این دستگاهها را خوب بشناسد و صحیح و حکیمانه هر کدام را در جای خود ارائه نماید . و این طبیعتاً به وضعیت روحی و مزاجی افراد بستگی دارد و ارائه این دستگاهها باید به گونه ای نباشد که اگر مثلاً قاری در یک دستگاه معینی تلاوت کرد،مستمع خسته شده و نخواهد حتی یک بار یگر بدان گوش دهد،و این طبیعتاً وقت زیادی را از برادران قاری ایرانی خواهد گرفت.به عنوان نمونه،ما مواردی از برادران قاری ایرانی مشاهده نموده ایم که وضعیت حنجره وی با دستگاهی که ارائه میداد تناسب نداشت یعنی بیش از حد از نظر صوتی بالا رفته بود . و لذا حتماً لازم است شخص قاری،استعداد خود را در ارتباط با قوت و قدرت صدا و حنجره خود بسنجد و سپس مطابق با آن وارد طبقات بالای صوتی شود.و بنده سعی می کنم این دستگاهها را به گونه ای ارائه کنم که اگر یک ساعت تمام مستمع،صدای مرا بشنود،خسته و آزرده نشود و این از فوائد موسیقی قرآن است و لذا ممکن است بنده نیم ساعت در یک دستگاه بخوانم اما خسته کننده نباشد به جهت اینکه ایجاد تنوع و نظم خاصی می کنم . مجموع این دستگاهها ۸ تا است چنانچه قاری قرآن ۳ یا ۴ دستگاه را در تلاوت پیاده کند،مکفی است؛غالباً چنانچه تلاوت کننده با دستگاهی شروع نماید بهتر است با همان دستگاه خاتمه دهد و علمای موسیقی اینگونه می گویند که تناسب حفظ گردد.
س۶- آیا قاریان مصری،دستگاههای موسیقی را خوب می دانند؟
ج:اکثریت آنها می دانند،و تواشیح تاثیر بسیاری در موسیقی دارد و امثال شیخ احمد نداء و شیخ طه الفشنی مهارت زیادی در موسیقی دارندو همچنین استاد بزرگ شیخ مصطفی اسماعیل استاد بود در دستگاههای موسیقی؛و ایشان بسیار می شنید صدای کسانی را که تواشیح می خواندند و از قدماء و کسانی که دستگاههای موسیقی را خوب آموخته بودند .
س۷- با تشکر از شما استاد بسیونی،در پایان اگر پیامی دارید بفرمایید .
ج:آرزوی سعادت و توفیق به برکت قرآن کریم برای شما و تمام ملت عزیز ایران دارم،انشاءالله در فردوس برین با یکدیگر ملاقات نماییم و تشکر می کنم از اساتید ایرانی و مسئولین رادیو قرآن که در تهیه برنامه زحمت زیادی می کشند و آرزوی سعادتمندی برای آنها دارم.

منبع : سایت بینات


استاد دکتر احمد نعینع
ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

سوال ۱- لطفاً بفرمایید خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چند سال دارید و در کجا متولد شده اید و الان در کجا ساکن هستید و چه تحصیلاتی دارید؟ بنده دکتر احمد نعینع هستم، ۴۶ سال سن دارم و در شهر متوبس متولد شده ام. کلمه متوبس کلمه ای از فراعنه است که اصل آن متوبس است، الان نیز در قاهره پایتخت مصر سکونت دارم. من در دانشگاه اسکندریه لیسانس خود را در پزشکی و بعد فوق لیسانس خود را گرفتم و در انتها نیز دکترای خود را با تخصص طبابت اطفال در آن دانشگاه گرفتم. سوال ۲- غیر از خودتان سه تن از قاریان بزرگ مصر را نام ببرید؟ از قاریان قدیم: استاد محمد رفعت، استاد مصطفی اسماعیل و استاد ابوالعینین شعیشع. از قاریان جدید: استاد شحات محمد انور، استاد محمد الیثی و استاد محمد عبدالوهاب طنطاوی. سوال ۳- آیا در ملاقات هایتان با مقام معظم رهبری و تلاوتهایی که داشتید خاطره ای دارید؟ من سومین بار است که به ایران سفر کرده ام و در دو بار قبل با ایشان ملاقات داشتم. خاطره ای از اولین دیدار ار نقل می کنم: یک شب هنگام نماز مغرب و عشا در منزل مقام معظم رهبری بودم و نماز را به امامت ایشان خواندم و بعد قرار شد که قرائت کنم، امام در جای مخصوص جلوس کردند و من هم تلاوت کردم. آقا بسیار خوشحال شدند و فرمودند: (( شما مثل استاد مصطفی اسماعیل تلاوت می کنید و صدایتان بسیار شبیه اوست اما از او تقلید نمی کنید بلکه قطعاتی را افزون بر کارهای مصطفی اسماعیل اجرا می کنید.)) و بعد سوالاتی را پرسیدند که استاد مصطفی اسماعیل کی فوت کرد، کجا فوت کرد، چگونه بود و چقدر از آن زمان می گذرد. سوال۴- ما به خاطر داریم که شما در یکی از سفرهایتان به ایران یک عبا را از دست مقام معظم رهبری هدیه گرفتید، بفرمایید که آیا آن عبا را برای تلاوت نیکویتان به عنوان صله دریافت کردید؟ من فقط یک عبا نگرفتم بلکه یک شال سبز هم از ایشان هدیه گرفتم و علتش هم این بود که در گفتگوهای من با مقام معظم رهبری من عرض کردم که اجداد من حسنی هستند و در واقع من از یک سلسله حسنی هستم و اجداد من به امام حسن (ع) بر می گردد و لذا من از سادات هستم و ایشان یک عبا به رنگ روشن و یک شال سبز به من هدیه دادند. سوال۵- آیا از مسافرت هایتان به شهرهای دیگر ایران هم خاطره ای دارید و از استقبال مردم در کجا بهترین خاطره برایتان پیش آمده است؟ من به شهرهای فراوانی از جمله بوشهر، ارومیه، شیراز، اصفهان، مشهد، زاهدان، اهواز، لار، بندرعباس، سنندج، یزد، کرمان و رفسنجان مسافرت کرده ام. ولی بهترین خاطرات من در شهرهایی رقم خورد که اماکن مقدسه در آنجا وجود دارد. خصوصاً در مشهد مقدس در زیارت حضرت امام رضا (ع) یک فضای روحانی و قدسی در آنجا احساس کردم و روحانیت خاصی را در آنجا دیدم و همینطور در قم در زیارت حضرت معصومه(ع) و همینطور در شیراز در زیارت شاه چراغ نیز احساس خوبی داشتم. سوال۶- شما در سفرهایتان به هر جا تشریف برده اید قاریان ایرانی را دیده اید که در آنجا به تلاوت قرآن پرداخته اند، بفرمایید نظرتان راجع به آنها چیست وآینده آنها را چگونه ارزیابی می کنید؟ من در این مدت که از اولین سفرم تاکنون به ایران می گذرد هر سالی نسبت به سال گذشته قاریان ایرانی را بهتر و در سطح بالاتری دیده ام و من همواره شکوفایی را در قاریان ایرانی احساس می کنم و همواره آنان را تشویق می کنم و برایشان دعا می کنم و امید است که در آینده همتراز با قاریان مصری باشند و چیزی از آنها کم نداشته باشند. سوال۷- آیا خاطره ای از استاد عبدالباسط دارید؟ من در ابتدا همراه با ایشان می خواندم و اصلاً تلاوتم را با ایشان همراه کرده بودم و از او الهام می گرفتم، در حالی که او در نهایت و در اوج بود و من یک تازه کار بودم. حدود ۸ سال او را می شناختم او مردی خوش قلب و خوش رو بود و متخلق به اخلاق قرآنی. اما استاد مصطفی اسماعیل برای من جای خاصی را داشت. سوال ۸- در صورتی که می توانید خاطره ای از استاد منشاوی بازگو کنید؟ من بیش از ۳۰ سال با اسم محمد صدیق منشاوی و تلاوتهای او آشنا بودم، از حدود سال ۱۹۶۹ میلادی، من حدوداً ۱۰ ساله بودم و استاد را می شناختم و از آن زمان تاکنون با تلاوتهای او آشنا هستم، آشنایی ما هم با این حالت بود که او در مسجدی در اسکندریه تلاوت می کرد و من با نامه و مکاتبه از او کسب فیض می کردم. سوال۹- در انتها از شما خواهشمندیم خاطره ای از استاد مصطفی اسماعیل نقل کنید؟ من در آن زمان که استاد در مناسبتهای مختلف در شهر متوبس تلاوت می کرد کودک بودم و تلاوتهای او را می شناختم. بعد به اسکندریه آمدم. استاد به آنجا خیلی سفر می کردند در دهه۷۰ با استاد آشنا شدم و۸ سال همیشه همراه استاد بودم و همیشه به مانند یک ملازم، هر جا استاد می رفت همراه ایشان بودم. سوال۱۰- استاد از شما خواهشمندیم کلماتی را به زبان فارسی صحبت کنید؟ متشکرم، خیلی ممنون .

منبع : سایت بینات


زندگینامه استاد طه الفشنی
ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

شاید به ندرت بتوان کسی را یافت که ابتهال بسیار زیبای «حب الحسین» شاهکار ماندگار استاد «طه الفشنی» را نشنیده باشد؛ گزارش زیر شخصیت و ویژگی‌های فنی تلاوت قرآن و ابتهالات این قاری و موشح را بررسی می‌کند.استاد «طه موسی حسن» مشهور به «طه الفشنی» از مبتهلان و قاریان قرآن کریم مصر در سال ۱۹۰۰ میلادی مطابق با ۱۲۷۹ هجری شمسی در شهر «فشن» از توابع استان «بنی سویف» دیده به جهان گشود.
وی اولین مؤذن مسجد امام حسین(ع) در قاهره بود و چنان‌ که آثار به‌ جای مانده از تلاوت‌ها و ابتهالاتش گواهی می‌دهد، وی فردی نابغه و توانا در علم موسیقی بود، همچنین بر فنون و قواعد تلاوت قرآن کریم تسلط و چیرگی کامل داشت.
این استاد تنها یک قاری قرآن نبود، بلکه حیاتش را به عنوان یک منشد و موشح آغاز کرد، در وجود این استاد گرایش‌های دینی و علاقه‌ای وافر به قرآن کریم وجود داشت که او را از مسیر خوانندگی و نوازندگی و انشاد و تواشیح به قرائت کشانید.
طه الفشنی مبانی قرائت و حفظ قرآن کریم را در زادگاه خود آموخت و بدین‌سان مدرک دوره ابتدایی را در سال ۱۹۱۶ میلادی مطابق با ۱۲۹۵ هجری شمسی دریافت کرد و پس از آن کل قرآن کریم را حفظ کرده و به مدرسه معلمان پیوست، وی همچنین موفق شد در سال ۱۹۱۹ میلادی مطابق با ۱۲۹۸ هجری شمسی به دانشگاه الازهر در قاهره بپیوندد.
این استاد بسیاری از نغمات را به قرائت قرآن کریم با حفظ احکام تلاوت داخل کرد، او معتقد بود که یک قاری نمی‌تواند قاری باشد تا زمانی‌ که موسیقی را در وهله اول آموخته باشد و اگر جز این باشد چگونه خواهد توانست مردم را از استماع قرائتش به شادی و نشاط درآورد که البته این نظر، نظری شخصی است کما این‌که بعضی دیگر از قاریان این نظر را رد کرده‌اند.
استاد طه الفشنی نیز پس از این اقدام رادیو با همیاری استاد «عبدالباسط محمد عبدالصمد» و «عبدالقادر حاتم» وزیر فرهنگ و ارشاد آن زمان مصر به اعتراض برخاست و رادیو نیز به خصوص پس از وساطت استاد «مصطفی اسماعیل» سعی در راضی کردن وی برآمد.
ورود به رادیو
طه الفشنی در محضر استاد «سید درویش» که حافظ قرآن بوده و به انشاد دینی اشتغال داشت نغمات قرآنی را آموخت، در آن زمان «سعید لطفی» مدیر وقت رادیوی مصر تلاوت زیبایش را در یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان در مسجد امام حسین(ع) قاهره شنید و از او دعوت کرد که به رادیو بیاید و از این طریق برای مردم به اجرای برنامه بپردازد.
وی همچنین در محضر استاد «علی محمود» شاگردی کرده و از او علم انشاد و مدایح نبوی را آموخت، وی همچنین به گروه تواشیح استاد علی محمود پیوست و پس از آن نیز در گروه تواشیح استاد «ابراهیم فران»، صاحب موشحات مشهور به اجرای برنامه پرداخت و پس از اندک زمانی فنونی مستقل بنا نهاده دارای گروه و اسلوبی مختص خود شد.
«طه الفشنی»؛ طلایه‌دار فنون انشاد دینی و تواشیح
استاد طه الفشنی در رهبری فن تواشیح و سایر فنون انشاد دینی نقشی بسزا و عظیم داشت، چرا که همواره در راستای دیدارش با مندشان بزرگ آن زمان، آنان را به استمرار این طریق و کشف استعدادها و هدایت آن‌ها دعوت می‌کرد و این امر پس از رحلت پایه‌داران مکتب انشاد و تواشیح تأثیری بسزا در استمرار این مکتب به جا گزارد.
«طه‌الفشنی»؛‌مبتهلی‌آشنا‌به‌فنون‌تلاوت
طه الفشنی مبانی قرائت و حفظ قرآن کریم را در زادگاه خود آموخت و بدین‌سان مدرک دوره ابتدایی را در سال ۱۹۱۶ میلادی مطابق با ۱۲۹۵ هجری شمسی دریافت کرد و پس از آن کل قرآن کریم را حفظ کرده و به مدرسه معلمان پیوست
وی توانست جایگاه عظیم خویش را در دهه ۴۰ در میان قراء بلندمرتبه به خوبی تثبیت کند، تا آن‌جا که در قصرهای «عابدین» و «رأس‌التین» در حضور «ملک فاروق» پادشاه وقت مصر، به همراه استاد «مصطفی اسماعیل» به تلاوت قرآن بپردازد.
در سال ۱۹۶۳ میلادی و آن زمان که شبکه تلویزیونی در مصر افتتاح شد استاد طه الفشنی از اولین کسانی بود در در آن به تلاوت قرآن پرداخت و با صدای زیبا و ملکوتی خود عاشقان و تشنگان معارف ناب قرآنی را سیراب کرد.
استاد طه الفشنی چنان اقتدار و تسلطی بر اصول تلاوت قرآن پیدا کرد که به سرعت توانست به واسطه صوت زیبا و حلاوت تلاوتش، همچنین رعایت تمامی قواعد و اصول قرائت قرآن کریم، مقامی عظیم را از آن خود سازد.
طه الفشنی در ادامه فعالیت‌های خود ریاست مجمع قراء قرآن کریم را به عنوان یکی از مشهورترین قاریان قرآن کریم چه از حیث تجوید و چه از حیث صوت و لحن عهده‌دار شد و این زمانی بود که وی یکی از قوی‌ترین ارکان عرصه تواشیح و مدائح نبوی به‌ شمار می‌آمد.
وی به کشورهای زیادی برای تلاوت قرآن کریم مسافرت کرد و در واقع یکی از بهترین سفیران برای قرآن کریم بود، وی همچنین نشان‌های لیاقت و درجه‌های ممتاز کشورهایی که به آن‌ها مسافرت می‌کرد و در آن‌جا به تلاوت قران می‌پرداخت از دست رؤسای جمهور و وزیران آن کشورها دریافت می‌کرد.
این استاد فن تلاوت قرآن کریم پس از برجا گذاشتن آثار ماندگاری در عرصه ابتهال مانند «حب الحسین» و «میلاد طه» سرانجام در سال ۱۹۷۱ میلادی مطابق با ۱۳۵۰ هجری شمسی در سن ۷۱ سالگی بر اثر بیماری درگذشت؛ روحش شاد و یادش گرامی باد.
تحلیلی کوتاه درباره تلاوت‌های استاد طه الفشنی
شاید اگر کسی قبل از این‌که تلاوت‌های قرآن استاد طه الفشنی را بشنود، ابتهال‌های بسیار زیبای این استاد را استماع کند بگوید که وی در عرصه تلاوت قرآن کریم نتوانسته است آن‌چه را که باید باشد به منصه ظهور برساند و اجرا کند.
اما در حقیقت باید گفت که زیبایی، پختگی و فنی بودن تلاوت‌های استاد طه الفشنی اگر از ابتهالات وی بیشتر نباید کمتر نیز نیست به طوری که اگر کسی تلاوت سوره‌های «کهف» و «مریم» این استاد را شنیده باشد به طور قطع بر این نظر صحه خواهد گذاشت. 
این استاد تنها یک قاری قرآن نبود، بلکه حیاتش را به عنوان یک منشد و موشح آغاز کرد، در وجود این استاد گرایش‌های دینی و علاقه‌ای وافر به قرآن کریم وجود داشت که او را از مسیر خوانندگی و نوازندگی و انشاد و تواشیح به قرائت کشانید.

طه‌الفشنی؛ رئیس مجمع قراء مصر
طه الفشنی در ادامه فعالیت‌های خود ریاست مجمع قراء قرآن کریم را به عنوان یکی از مشهورترین قاریان قرآن کریم چه از حیث تجوید و چه از حیث صوت و لحن عهده‌دار شد و این زمانی بود که وی یکی از قوی‌ترین ارکان عرصه تواشیح و مدائح نبوی به‌ شمار می‌آمد
صدای استاد طه الفشنی از زیبایی خاصی برخوردار است که تأثیرگذاری تلاوت وی را در مخاطب دوچندان می‌کند، این استاد به طور معمول علاقه‌مند است که بیشتر در پرده صوتی خاص خود به تلاوت قرآن بپردازد و این امر نیز باعث می‌شود که وی بتواند فرازهای بلند از آیات را با یک نفس بخواند.
طه الفشنی در تلاوت قرآن کریم یک و نیم اکتاو صوتی را به صورت کامل اجرا می‌کند و صدایش نیز از زنگ و طنین بسیار خوب و البته از مساحت صوتی به نسبت متوسطی برخوردار است.

سخن آخر
هرچند که هر وقت نامی از طه الفشنی برده شود همه به یاد ابتهال بسیار زیبای «حب الحسین» او می‌افتند و در حقیقت در میان جامعه قرآنی وی بیشتر یک مبتهل است تا یک قاری صاحب سبک، اما باید گفت که تلاوت وی نیز نکاتی وجود دارد که در تلاوت دیگر قاریان شاهد نیستیم.
طه الفشنی در بسیاری از تحریرهای خود در پایان یک فراز از آیه، از تحریرهای بسیار نرم و فنی استفاده می‌کند و اگر بخواهیم لحن وی در تلاوت قرآن را نیز بررسی کنیم، از برخی ترکیب‌های لحنی ناب و مختص به خود در تلاوت قرآن استفاده می‌کند.

منبع : سایت بینات


زندگینامه استاد شعبان عبد العزیز الصیاد
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

شرح حال استاد شعبان عبد العزیز الصیاد

 

استاد «شعبان عبدالعزیز صیاد» یکی از قاریان مشهور مصری در ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۴۰ میلادی مصادف با ۱۳۱۹ هجری شمسی در روستای «صراوة» از توابع شهر آشمون در استان منوفیه مصر به‌دنیا آمد.

پدرش «عبد العزیز إسماعیل احمد الصیاد» قاری قرآن بود و به‌سبب تلاوت بسیار زیبایش، در مناسبت‌ها و محافل برای تلاوت قرآن دعوت می‌شد و این مقدمه‌ای بود تا شعبان عبدالعزیز صیاد از همان اوان کودکی آیات وحی الهی را در دل و جان خود زمزمه کند.

استاد شعبان عبدالعزیز صیاد در هفت سالگی حافظ کل قرآن شد و این امر هنگامی محقق شد که وی برای فراگیری علوم قرائات و تجوید قرآن کریم به مکتب‌خانه رفت و نزد استاد «جاد ابوغربیة» به فراگیری علوم قرآنی مشغول شد.

وی در ۱۲ سالگی به محافل قرآنی دعوت می‌شد، او پس از اخذ دیپلم به دانشگاه الازهر مصر رفت و در رشته اصول دین به فراگیری علوم دینی مشغول شد، وی در تلاوت خود بیشتر از سبک استاد «محمد رفعت»، استاد «محمد سلام» و استاد«مصطفی اسماعیل» بهره می‌گرفت.

استاد شعبان عبدالعزیز صیاد در سال ۱۹۶۶ میلادی از دانشگاه الازهر فارغ‌التحصیل شد و در آن زمان به‌عنوان قاری مشهور برای تلاوت آیات روح‌بخش قرآن کریم به مجالس و محافل دینی و مذهبی دعوت می‌شد.

این قاری برجسته کشور مصر در سال ۱۹۷۵ در آزمون ورودی رادیو قرآن مصر شرکت کرد و با موفقیت کامل توانست جواز حضور و تلاوت در رادیو قرآن این کشور را کسب کند و بدین‌ وسیله شهرت استاد و همچنین صدای دل‌نواز او در سراسر جهان طنین‌انداز شد.

استاد شعبان عبدالعزیز صیاد در بزرگترین و مشهورترین مساجد کشور مصر به تلاوت پرداخته که از جمله آن‌ها می‌توان به مسجد الحسین (ع) و مسجد حضرت زینب (س) اشاره کرد، صدای این قاری برجسته مصری چنان زیبا بود که هنگام تلاوت وی جمع کثیری حتی در هوای سرد گردهم می‌آمدند تا آوی وحی را با ترنم نغمات ملکوتی این استاد گوش کنند.

این قاری مصری به جمهوری اسلامی ایران نیز برای تلاوت قرآن سفر کرد و عاشقان و تشنگان کلام وحی الهی را با صدای زیبای خود سیراب کرد، وی مشوقان اصلی خود برای تلاوت خود را استاد «مصطفی اسماعیل»، «ابوالعینین شعیشع» و «محمود علی‌البناء» می‌داند.

استاد صیاد علاوه بر ایران به کشورهای مختلف جهان برای تلاوت قرآن کریم مسافرت کرد که از جمله آن‌ها می‌توان به کشورهای کویت، امارات، اردن، سوریه، عراق، اندونزی، انگلستان، فرانسه و آمریکا اشاره کرد.

تلاوت‌های این قاری برجسته مصری همراه با حزن و سوزی خاص همراه است که تا اعماق دل‌ها رسوخ کرده و قلب‌ها را جلا می‌دهد،استاد شعبان عبدالعزیز صیاد سرانجام در سال ۱۹۹۸ در سن ۵۸ سالگی دعوت حق را لبیک گفت و به دیدار معبود شتافت. روحش شاد یادش گرامی باد.

منبع : سایت تبیان زنجان


زندگینامه استاد محمود خلیل حصری
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

زندگینامه استاد محمود خلیل حصری

 

استاد محمود خلیل حصری از جمله قاریانی است که کلام خدا را با خضوع و زیبایی خاصی تلاوت می نماید و به قلبها می نشاند. استاد حصری ، اولین کسی بود که فکر قرائت قرآن را توام با صدای خوش در سر پروراند و پس از آن رادیوی مصر،صوت دلنشین قرآنش را از قاهره پخش نمود و البته راهگشای این فکر در استاد،این بیان لطیف و نفیس پیامبر بزرگوار اسلام است که فرمود: «لکل شیء حلیه و حلیه القرآن الصوت الحسن.» یعنی برای هر چیز زینت و زیوری است و زیور قرآن صوت نیکوست.

مرحوم استاد حصری درباره شرح حال زندگی اش می گوید:آغاز زندگی من در قریه شبرالنعله ، مرکز طنطا بوده است؛و من در آنجا چشم به جهان گشودم و به مناسبت اینکه حرفه پدرم حصیر بافی بوده،مرا نیز مردم به عنوان حصری نامیدند . آنگاه استاد با مکثی کوتاه به یاد دوران کودکی خویش افتاد و بعد از چند ثانیه چنین ادامه می دهد:پدرم در آن زمان در مغازه ای کوچک به شغل حصیر بافی مشغول بود و من نیز در همان آوان طفولیت در کنار یاد گیری و پرداختن به حفظ قرآن کریم،در بافتن و فروش حصیر به پدرم کمک می کردم و از این بابت نیز همواره شاد و مسرور بودم و بالاخره از ده سالگی موفق به حفظ تمامی قرآن کریم شدم . و بایستی در اینجا به این نکته اشاره کنم که معلم مکتب خانه ام نقش بزرگی در تربیت و یاد گیری ام در آن سنین داشت که از این بابت من همواره تا آخر عمرم مرهون زحمات و توجهات این استاد دلسوز می باشم؛و البته توجه من به یادگیری و حفظ قرآن کریم برمی گردد و به روایات رسیده از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله که در این باره فرموده اند : «حاملان قرآن کسانی هستند که مشمول رحمت خاص خداوند متعال که در نور الهی غوطه ورند و هر که با آنان دشمنی نماید با خداوند دشمنی نموده است و هرکه با خدا دشمنی نماید با حاملان قرآن دشمنی نموده است » تا خداوند متعال می فرماید : « ای حاملان قرآن خود را به رحمت خدا نزدیک نمایید بوسیله تجلیل از قرآن تا خدا در محبت خود نسبت به شما بیفزاید ».

آنگاه استاد به چگونگی و نحوه آشنایی خود با مرحوم استاد مصطفی اسماعیل و شیخ محمود علی البناء اشاره نموده و در این باره می گوید : من به همراه شیخ مصطفی اسماعیل و شیخ محمود علی البناء در مؤسسه الاحمدی واقع در زادگاهم در نزد استاد ابراهیم سلام اشتغال به تعلیم علوم قرائت و اصول آن نمودم و در این مدت که تا سال 1940 میلادی به طول انجامید تنها وسیله رفت و آمد من به دلیل صعب العبور بودن جاده ها در آن موقع قدمهای من بود که در طول مسیر ، شیرین‌ترین آیات قرآن را انتخاب نموده و زیر لب زمزمه می کردم . و بالاخره در انتخاباتی که در سال 1944 میلادی برای شناسائی بهترین قاری قرآن در رادیو مصر برگزار شد،من از بین 200 نفر قرائی که در حضور کمیته ای مرکب از مرحوم استاد مصطفی رضا و استاد شیخ الصباء و شیخ القراء آن موقع مصر تشکیل شد ، رتبه اول را احراز نمودم . و این نقطه عطفی بود در تاریخ زندگی ام ، چرا که بعد از این موفق شدم تا آوای دلنشین قرآن کریم را از طریق امواج رادیو در اختیار مشتاقان و شیفتگان کلام حق قرار دهم و این تحولی بود در زندگانی ام .

آنگاه استاد محمود خلیل الحصری ، شرح حال زندگانی خویش را این طور ادامه می‌دهند : من پس از 5 سال قرائت در رادیو ، به سمت قاری مسجد الاحمدی واقع در زادگاهم طنطا تعیین شدم و سپس در سال 1950 میلادی به جانشینی مرحوم استاد شیخ السیفی قاری مسجد الحسین منصوب گشتم و به سال 1965 میلادی به سمت مشاور امور قرآن کریم در وزارت اوقاف مصر منصوب شدم و یک سال بعد در جشن دانش به سبب حفظ کل قرآن کریم به روایت حفص و ورش و به سبب دیگر تالیفاتم در زمینه مسائل قرآن کریم به نشان درجه اول علوم و فنون نائل گشتم .

استاد حصری درباره خصوصیات یک قاری قرآن می گوید : کسی که کلام الهی قرآن را تلاوت نماید ، اولاً بایست به احکام قراءات و مکانهای وقف و اصول تجوید و ادای کلمات قرآنی تسلط کامل داشته و بایستی از صدای زیبا و دلنشینی برخوردار باشد که بتواند قرآن کریم را با صوتی خوب و الحانی که دراین مقام الهی است ، تلاوت نماید . لذا قاری قرآن بایستی دارای صوتی خوش و قدرت بیان و آشنایی به قواعد و اصول علم تجوید و توانایی حسن ادای حروف را داشته باشد تا بدین ترتیب ، یک آهنگ طبیعی در تلاوت قرآن بوجود آید که بالاتر از هر آهنگی بوده و همراه با کلام خدا باشد ؛ و این ، شنونده را مجذوب و مبهوت کلام خدا می گرداند . و در مورد صدا بایستی به این نکته اشاره نمود که اصوات قاریان قرآن ، انواع و اقسام گوناگونی دارد که برای هر کدام از آنها نیز شیفتگانی وجود دارد بطوری که مثلاً در میان اساتید و قراء معروف جهان ، مرحوم استاد محمد رفعت دارای صدایی خوب ، و مرحوم استاد السیفی ، دارای حسن ادای حروف بودند .

منبع : سایت تبیان زنجان


شرح حال قاری ایرانی علی‌اکبر ملکشاهی
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

شرح حال قاری ایرانی علی‌اکبر ملکشاهی

 

متولد ۱۳۴۰ کرمانشاه

تحصیلات:

کارشناسى علوم سیاسى و کارشناسى ارشد علوم قرآن و حدیث

نام اساتید:

خدام حسینی، اربابی، ستوده نیا، حاجى شریف، موسوى و غلامى

شروع فعالیت:

از سنین کودکى تحت تعلیم پدر به فراگیرى قرائت قرآن پرداخت. در دوره راهنمایى به تقلید از استاد عبدالباسط به تلاوت آیات قرآن مى پرداخت. در دوران دبیرستان با نحوه قرائت قاریان بزرگى چون مصطفى اسماعیل، محمود على البنا و ابوالعینین شعیشع و شعبان صیاد آشنا شد و با شوق و ذوق فراوان به تقلید از آنها پرداخت.

در سال چهارم دبیرستان در مسابقات قرآن کریم بین آموزشگاه هاى استان کرمانشاه رتبه دوم را کسب کرد.

مقام هاى داخلى:

نفر اول مسابقات قرآن کریم اوقاف و امور خیریه استان کرمانشاه (۵بار).

نفر اول مسابقات قرآن کریم سپاه پاسداران (سال ۷۱).

نفر سوم مسابقات قرآن کریم نیروهاى مسلح ( سال ۷۱).۷۱).

نفر دوم مسابقات قرآن کریم اوقاف و امور خیریه تهران ( سال ۷۲).

نفر اول مسابقات قرآن کریم جانبازان کشور (سال ۷۲).

نفر اول مسابقات سراسرى قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سال ۷۴).

مقام هاى بین المللى:

نفر اول مسابقات بین المللى قرآن کریم جمهورى اسلامى ایران (سال۷۴).

ماموریت هاى قرآنى در خارج از کشور:

سفر به کشورهاى عربستان سعودی،سوریه، لبنان، بوسنى و هرزگوین، کراوسی، کنیا، هندوستان، یمن و ترکیه جهت تبلیغ و تلاوت قرآن.

منبع : سایت تبیان زنجان


شرح حال منصور قصری‌زاده (قاری قرآن)
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

شرح حال منصور قصری‌زاده (قاری قرآن)

 

متولد ۱۳۴۶ ، تهران

تحصیلات : کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

شغل : کارمند

نام اساتید : موسوى ، خدام حسینى ، اربابى

شروع فعالیت:

بعد از آشنایى با استاد سید محسن موسوى و با راهنمایى ایشان براى فراگیرى اصول تجوید ، صوت و لحن با موسسه دار تحفیظ القرآن الکریم معرفى شد و از اساتیدى همچون استاد حاج سید محسن موسوى ، خدام حسینى ، اربابى ، استاد سید محسن خدام حسینى بهره گرفت. او در زمینه تقلید از اساتید مصرى همچون عبدالباسط محمد عبدالصمد ، مصطفى اسماعیل ، شحات محمد انور و حصان بهره گرفت.

مقام هاى داخلى :

نفر اول مسابقات قرآن کریم دانشجویان سراسر کشور (سال ۶۶).

منتخب مسابقات سراسرى قرآن کریم انتخابى حج تمتع (سال ۶۶).

نفر اول مسابقات قرآن کریم استان تهران (سال ۶۸).

نفر پنجم مسابقات سراسرى قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سال ۶۸).

نفر دوم مسابقات سراسرى قرآن کریم سازمان ا وقاف و امور خیریه (سال ۶۹).

نفر اول مسابقات سراسرى قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (فینال در فینال سال ۷۰).

مقام هاى بین المللى :

نفر اول مسابقات بین المللى قرآن کریم مالزى (سال ۷۰).

مأموریت هاى قرآنى در خارج از کشور :

سفر به کشورهاى عربستان سعودى ، سوریه ، سریلانکا ، بنگلادش ، مالزى ، ماداگاسکار ، اتیوپى ، امارات متحده عربى ، چین ، پاکستان ، ترکیه ، آلمان ، اتریش ، مقدونیه ، تایلند و فیلیپین با هدف تبلیغ و شرکت در مسابقات .

کارشناس علوم قرآنی – حافظ کل قرآن

نفر اول مسابقات بین‌المللی مالزی ۱۳۷۰

نفر دوم و پنجم در مسابقات کشوری اوقاف

مسافرتهای خارجی جهت تبلیغ: عربستان – عراق – سوریه – پاکستان – سریلانکا – چین – فیلیپین – تایلند – مالزی – ترکیه – آلمان – اتریش – انگلیس – بنگلادش – آفریقا – ماداکاسکار – اتیوپی – مقدونیه – کویت و کشورهای دیگر

داوری در مسابقات کشوری اوقاف – مسابقات آلمان

جلسه قرآن : مسجد سیدالشهداء – خ ۱۷ شهریور – اتوبان شهید محلاتی آقاى حاج منصور قصرى زاده در ۱۰ شهریور سال ۱۳۴۶ هـ.ش در تهران و از خانواده اى معنوى دیده به جهان گشود جوّ مذهبى خانواده و تشویق و حمایت پدر و راهنمایى و ارشاد معلم ها و اساتید برجسته اشتیاق و علاقه او را به فراگیرى قرائت این کتاب آسمانى سوق داده حیات قرآنى او را رقم زد آقاى قصرى زاده پس زا فراگیرى مراحل مقدماتى تجوید و روخوانى در سال ۱۳۶۱ در محضر استاد سید محسن موسوى فراگیرى علوم مختلف قرآنى را همزمان با صوت و لحن قرآن کریم آغاز نمود.

حاج منصور قصرى زاده نیز چون بسیارى دیگر از قاریان برجسته کشور معتقد است که بهترین راه براى فراگیرى صوت و لحن قرآن کریم، تقلید از قرّاء مشهور و برجسته مصرى است بر همین مبنا او نیز در ابتداى کار تلاوت از استاد مرحوم عبدالباسط به تقلید مى پرداخت آقاى منصور قصرى زاده در بسیارى از مسابقات داخل کشور شرکت نموده و موفقیتهائى را نیز کسب نمود. او در سال ۱۳۶۶ در سومین دوره مسابقات قرآن دانشجویان کشور رتبه نخست را بدست آورد و پس از آن نیز در سال ۱۳۶۸ در مسابقات استان تهران موفق به احراز مقام اول این دوره از مسابقات شد.

آقاى قصرى زاده در سال ۱۳۶۹ پس از موفقیت در مسابقات قرآن در شهر مقدس قم جهت شرکت در مسابقات قران، به کشور مالزى اعزام شد آقاى قصرى زاده در سال ۱۳۷۰ نیز پس از کسب مقام دوم مسابقات قرآن در استان کرمانشاه بار دیگر به کشور مالزى اعزام و در مسابقات جهانى قران کریم در کوآلالامپور رتبه نخست را از آن خود ساخت.

آقاى منصور قصرى زاده در سال ۱۳۶۴ موفق به دریافت مدرک کارشناسى در رشته جغرافیاى انسانى شد و در سال ۱۳۷۲ ازدواج نمود که ثمره آن یک فرزند دختر است. او معتقد است که هنوز قران در زندگى مایه هدفمند شدن حیات انسان بوده و شخصیت و منزلت اجتماعى انسان در معیت قرآن مفهوم مى یابد و در حقیقت او تمامى موفقیتهاى خود را از قرآن کریم مى داند.

آقاى حاج منصور قصرى زاده از اساتید مصطفى اسماعیل، عبدالباسط، محمد صدیق منشاوى، حسّان و شحات محمد انور به عنوان برترین قاریان کشور مصر از آغاز تا کنون یاد مى کند او این تلاوت آقاى قصرى زاده که براى نخستین بار از صدا و سیما پخش گردید در سال ۱۳۶۴ در مسجد شیخ فضل الله تهران ضبط شد همچنین اجراى برنامه در گروهى که به سرپرستى استاد على اربابى به تلاوت مى پرداخت از دیگر برنامه هاى تلاوت آقاى قصرى زاده بود که از شبکه دوم سیما پخش گردید.

جلسات قرائت قرآن آقاى قصرى زاده از سال ۱۳۶۵ تا کنون پنج شنبه ها در مسجد شهداء و نیز در مسجد خداداد واقع در اتوبان شهید محلاتى منعقد است. آقاى قصرى زاده در حال حاضر از کارمندان امور مجلس صدا و سیماست ایشان معتقد است که امور قرآنى در سطح کشور باید در دست عاشقان قرآن و افراد آگاه در این زمینه قرار گیرد و در این راه نیز گروههاى قرآنى از وابستگى سیاسى و حزبى بپرهیزند و تنها فعالیتهاى قرآنى در مسیر و جهت کلى اهداف نظام اسلامى باشد.

آقاى قصرى زاده چند بار توفیق تلاوت در حضور مقام معظم رهبرى را داشته و از ارشادات معظم له بهره ها گرفته است. او در راستاى زندگى قرآنى خویش و در کنار برگزارى جلسات قرآنى و شرکت در مسابقات مختلف قرآنى تا کنون به ۲۵ کشور جهان جهت تلاوت قرآن سفر کرده است که در تمامى این کشورها با استقبال وصف ناپذیر مسلمانان روبرو بوده است.

منبع : سایت تبیان زنجان


شرح حال مهدی قره ‌شیخلو(قاری قرآن)
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

شرح حال مهدی قره ‌شیخلو(قاری قرآن)

 

تولد ۱۳۴۷ ،تهران

تحصیلات : کارشناسى علوم قرآن و حدیث

شغل : کارمند

نام اساتید : خدام حسینى ، اربابى ، موسوى ، حاجى شریف و غفارى

شروع فعالیت : او از سال ۵۹ فعالیت قرآنى خود را شروع کرد و با استفاده از اساتید خود با حضور در جلسات قرآن کریم به فراگیرى قرائت قرآن اقدام نمود و پس از کسب تجارب و الگو قراردادن سایر اساتید در زمینه آموزش قرآن قدم برداشت و در این راستا کلاسهاى مختلفى را در برخى استان ها راه اندازى نمود و در زمینه نشر معارف قرآنى با نهادها و سازمان هاى مختلف همکارى کرد.

مقام هاى داخلى :

نفر اول مسابقات قرآن کریم اوقاف و امور خیریه استان تهران (سال ۷۱).

نفر اول مسابقات قرآن کریم سازمان تبلیغات اسلامى استان تهران (سال ۷۱).

نفر اول مسابقات سراسرى قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه (سال ۷۱).

نفر اول مسابقات کشورى قرآن کریم سازمان تبلیغات اسلامى (سال ۷۱).

مقام هاى بین المللى :

نفر اول مسابقات بین المللى قرآن کریم جمهورى اسلامى ایران (سال ۷۱).

مأموریت هاى قرآنى در داخل کشور :

داورى مسابقات استانى قرآن کریم کل استان ها (سالهاى ۶۴ تا ۸۲).

داورى مسابقات سراسرى قرآن کریم شکوفه ها.

حضور فعال در محافل انس با قرآن و مجالس قرآنى در تمامى استانهاى کشور.

مأموریت هاى قرآنى در خارج از کشور :

سفر به کشورهاى عربستان سعودى ، سوریه ، لبنان ، بنگلادش ، امارات متحده عربى ، پاکستان ، ترکیه ، سودان ، جمهورى آذربایجان ، چین ، هندوستان ، سریلانکا ، ایتالیا ، فیلیپین ، تایلند ، مالزى ، آفریقاى جنوبى و موازمبیک جهت تبلیغات قرآنى.

آقاى حاج مهدى قره شیخ لو در ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۴۷ هـ.ش در منطقه  امامزاده حسن تهران دیده به جهان گشود. ولادتش در میان خانواده اى مذهبى و مقید به آداب اسلامى، نوید بخش آینده اى قرآنى براى او بود و پس از آنکه بصورت اتفاقى در جلسه آموزش قرآن محل شرکت نموده و بذر عشق و اشتیاق در دلش جاى گرفت پدر و مادر در شمار نخستین حامیان و مشوقان او را در مسیر قرآن رهنمون گشتند و در مرحله دوم معلم قرآن، دوره راهنمایى او و نیز حضور در جلسات درس جناب آقاى توپچى زمینه را براى آموخته شدن هر چه بیشتر روح و جانش با کلام پروردگار هموار ساخت، آقاى قره شیخ لو روخوانى و روانخوانى قرآن کریم را در سال ۱۳۶۱ تجوید را در فاصله سالهاى ۱۳۶۲ الى ۱۳۶۴ و صوت و لحن قرآن کریم را بصورت کلاسیک از ۱۳۶۴ آغاز کرده است و ممارست در این زمینه مشغول است. آقاى قره شیخ لو علاوه بر فعالیتهاى قرآنى تحصیلات خویش را در رشته علوم قرآن و حدیث در دانشگاه تهران ادامه دارده و مدرک کارشناسى این رشته را در سال ۱۳۷۷ اخذ نمود. او در سال ۱۳۶۸ ازدواج کرده و ثمره این ازدواج سه فرزند است. و از آنجا که همسرش نیز از معلمان قرآن کریم فرزندانش نیز در یادگیرى مباحث قرآنى مشغولند. او در سال ۱۳۷۱ در مسابقات کشورى اوقاف و نیز در مسابقات سراسرى سازمان تبلیغات، رتبه اول را بدست آورد. پس از آن در سال ۷۱ در نهمین دوره مسابقات بین المللى قرآن کریم در کشور نیز مقام نخست را از آن خود نمود.

آقاى قره شیخ لو در راستاى فعالیتهاى قرآنى خود مسافرتهاى بسیارى نیز به کشورهاى مختلف جهان داشته است. از جمله مى توان کشورهاى سوریه و لبنان را اشاره کرد. او همچنین در سال ۱۳۶۸ به کشورهاى امارات متحده عربى و پاکستان سفر نموده، در این کشورها به تلاوت پرداخت آقاى قره شیخ لو در فواصل سالهاى ۶۸ تا ۸۰ به کشورهاى چین، سودان، آفریقاى جنوبى، موزامبیک، فیلیپین، تایلند، ایتالیا، هند، سریلانکا، و آذربایجان سفر نمود.

آقاى قره شیخ لو همچنین ۹ بار توفیق سفر به مکه مکرمه و مدینه منوره را داشته است او مى گوید: در تمامى این سفرها با استقبال بى سابقه مردم مواجه مى شدیم و به طور کلى در تمامى کشورها از تلاوت قاریان ایرانى استقبال مى شود که این موضوع باعث شگفتى است. آقاى قره شیخ لو بارها در صداو سیما به تلاوت پرداخته است او از تلاوتش در برنامه بسوى نور که در سن ۱۳ سالگى در سیما یاد مى کند. آقاى قره شیخ لو تا کنون چندین بار توفیق تلاوت در محضر مقام معظم رهبرى را داشته است. از جمله در مراسم اختتامیه پنجمین دوره مسابقات بین المللى قرآن کریم و یا در ایام ماه مبارک رمضان که موفق به تلاوت در حضور معظم له شده است.

آقاى قره شیخ لو در ابتداى کار تلاوت از قاریانى چون مرحوم استاد منشاوى، استاد محمود على البنّاء و استاد مصطفى اسماعیل تقلید مى کرد و مانند بسیارى از قاریان معتقد است که تقلید از قاریان مصرى به عنوان نخستین مرحله ز یادگیرى صوت و لحن، از جایگاه بسیار ارزشمندى برخوردار است. او در حال حاضر در دوره اى تخصصى مراکز چون تربیت معلم، و تربیت داور در سازمانها و نهادهاى مختلف تدریس مى کند او اساتید مصطفى اسماعیل، محمد صدیق منشاوى و عبدالباسط را سه قارى برتر مصر از ابتدا تا کنون مى داند و در میان قاریان عصر حاضر نیز اساتید حسّان، شحات محمد انور و اللیثى را از قاریان برتر کنونى مصر بر مى شمارد.

آقاى قره شیخ لو از جمله قاریانى است که سالهاى دفاع مقدس را با تمام وجود درک کرده و در برخى عملیاتها حضور داشته است او در سالهاى ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ جزو نیروهاى فرهنگى با نام معلم قرآن در جبهه جنوب و مناطق پاسگاه زید، جفیر و مهران مشغول به خدمت شد آقاى قره شیخ لو دوبار نیز در شمار نیروهاى رزمى در سالهاى ۱۳۶۵ الى ۱۳۶۷ در منطقه جنوب و در عملیاتهاى کربلاى ۵ و مرصاد شرکت نمود آقاى قره شیخ لو زندگى شخصى اجتماعى و خانوادگى خود را مرهون قرآن مى داند و مى گوید: کسى که با قرآن همنشین شد در تمامى ابعاد زندگى موفق خواهد شد و به همین دلیل نیز همواره در تلاش بوده تا بتواند آنچه را که در سایه سار کلام وحى آموخته در جلسات به دوستداران قرآن بیاموزد. در سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۳ در دار القرآن سازمان تبلیغات اسلامى و دو سال نیز در کانون علوم پزشکى تهران به فعالیت پرداخت و هم اکنون نیز جانشین مسئول کمیته قرآن شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى است و علاوه بر این از سال ۱۳۷۷ تا کنون در بسیارى از مسابقات قرآن کریم داورى کرده است.

آقاى مهدى قره شیخ لو معتقد است که فعالیتهاى قرآنى در کشور پاسخگوى نیاز جامعه نیست و به رغم اقدامات بسیارى که انجام شده ضعفهائى نیز وجود دارد.

او در توصیه اش به جوانان مى گوید: تا آنجا که مى توانند وقتشان را براى قرآن صرف بکنند و سعى نمایند که با قرآن مأنوس شوند چون هر چه که ما براى قران وقت بگذاریم جز خیر و برکت، چیزى نخواهد بود و جوانان بهتر است که بهترین لحظات عمرشان را که همان جوانى است در جلسات پر نشاط و شاداب قرآنى صرف بکنند و بتوانند در آن لحظات از قرآن بهره بگیرند و تا آنجا که مى توانند با قرآن مأنوس شوند.

منبع : سایت تبیان زنجان


زندگینامه استاد ابوالعینین‌ شعیشع
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

ابوالعینین شعیشع

استاد ابوالعینین‌ شعیشع، در سال 1343 هجری قمری مصادف با 1922 میلادی در «بیلا» از توابع استان «کفرشیخ» متعلق به مصر علیا به دنیا آمد. وی مراحل اولیه قرائت را در دوران کودکی زیر نظر خانواده خود فراگرفت و سپس در محضر استادان فن قرائت به تکمیل این علم پرداخت.
شعیشع در 17 سالگی برای اولین بار در رادیوی مصر به تلاوت قرآن پرداخت و این موفقیت خود را مرهون مساعدت‌هاى مرحوم استاد شیخ «عقیق» شاعر و مؤلف داستان پیامبر بزرگ اسلام(ص)، می‌داند و از این به‌ بعد بود که تلاوت‌های استاد شعیشع پیوسته از همه رادیوهاى کشورهاى عربی و اسلامى پخش می‌شد.
مرحوم استاد شعیشع تنها قارى عصر خود بود که به‌ روش استاد کل قرائات و نابغه زمان، مرحوم «محمد رفعت»، به تلاوت مى‌پرداخت و به‌ همین سبب از مشاهیر عصر خود به‌ شمار مى‌رفت و همواره مشتاقان قرآن کریم از قرائت او بهره مى‌بردند.
استاد «ابوالعینین شعیشع» سفرهای متعددی به جمهوری اسلامی ایران داشت و در مسابقات بین‌المللی قرآن دانشجویان مسلمان و مسابقات بین‌المللی اوقاف به‌عنوان داور حضور داشته است.

«استاد ابوالعینین شعیشع»، شیخ‌القراء مصر و دبیرکل اتحادیه قاریان و حافظان قرآن این کشور در تاریخ دوم تیرماه 1390 هجری شمسی، در سن 89 سالگی دعوت حق را لبیک گفت.روحش شاد یادش گرامی باد.

منبع : خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)


زندگینامه استاد السید متولی عبدالعال
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

آن زمان که او تعلیم و آموزش علوم و فنون این کتاب مقدس را آغاز کرد، کودکی بیش نبود. شاید در آن ایام بر ذهن احدی خطور نمی کرد که روزی این کودک بتواند تلاوت هایی چنین زیبا اجرا کند. هنوز هفت سال بیشتر نداشت که سه جز از این کلام مقدس را حفظ بود و این خود پیشرفتی عظیم در این راستا بود.
او چون سایر قاریان در آغاز کار به تقلید از اساتید برجسته قرائت قرآن پرداخت. شاید تلاوت های این قاری برجسته در کشور جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه نمی توانست در ذهن مستمعین این تصور را پدید آورد که استاد، روزی مقلّد قاریان دیگر بوده است. در سال 1370 که این استاد و قاری ارجمند به همراه استاد شحات محمد انور به کشورمان سفر کردند، جذبه تلاوت هایشان بسیاری را شیفته ساخت. تا به آنجا که خود استاد تحت تاثیر واقع شدند. آری، استاد سید متولی عبدالعال یکی دیگر از قاریان برجسته کلام مقدس خدایند و چونان بسیاری از پیشکسوتان این راه، عمری را در این مسیر صرف کرده اند. تولد وی در خانواده ای متعهد و پایبند به مسائل عرفانی و دینی بود. مادرش که محب عرفا و صوفیه بود از همان آغاز، نام سید را که به یکی از عرفا و صوفیه بزرگ، سید احمد البدوی متعلق بود، بر فرزندش نهاد تا او نیز جز در این راه گام ننهد. پدر وی متولی نام داشت. استاد از همان اوان کودکی برای تحصیل به مکتب رفته و در آنجا با وجود سن اندک 3 جز از قرآن را حفظ نموده و در این راه پیشرفت شایانی کرد. وی همانند بسیاری از مبتدیان این طریقت، برحسب کوشش و طاقت صوت خویش، به تقلید از استاد عبدالباسط و استاد مصطفی اسماعیل می پردازد. آن زمان که او بیش از 12 سال سن ندارد به عنوان حافظ کل قرآن مطرح می شود و در همین ایام نیز شیوه و احکام تجوید قرائت را آموخته و در محافل و مجالس به تلاوت اهتمام می ورزد.
استاد عبدالعال در 13 سالگی طریقه و روش خاصی برای خویش اتّخاذ نموده و سبک خویش را بر می گزیند زیرا بر این عقیده است که : « خداوند سبحان در صوت هر انسان ، طنین و آوای خاصی نهاده است و بر این اساس هیچ گاه نمی تواند صوتی را به صوتی تشبیه نمود. آن زمان که یک قاری پس از ممارست و پشتکار فراوان می تواند قاری برجسته ای شود، بهتر آن است که طریقه ای خاص خویش برگزیده و به این ترتیب بر این سبک که نمایانگر شخصیت حقیقی اوست استوار بماند؛ زیرا الگو ساختن تلاوت خاصی در اوان کودکی و آغاز کار و تقلید از آن شیوه نیکویی است که قاری می تواند به این طریق با پیشرفت خویش، سبک خاص خود را انتخاب کند. تلاوت به سبکی تقلیدی از یک استاد، در واقع سبب معروفیت و شهرت همان استاد مقلّد است نه فرد تقلید کننده و من باز توصیه می کنم که هر فردی برای خویش سبکی خاص داشته باشد.
استاد متولی در پاسخ به این سؤال که فراگیری علم نغمات صوتی و مقامات الحان چگونه می باشد بدین گونه پاسخ دادند: طبعاً برای دانستن و آموختن هر علمی باید آن را یافت و جست و جو کرد. همان طور که خداوند در قرآن کریم فرموده است: «فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون» یعنی: و از اهل ذکر (یعنی علما و دانشمندان هر امّت) اگر نمی دانید سؤال کنید و بدیهی است که مقامات الحان خود دارای علمی پیچیده است و علمایی خاص خویش دارد که برای یادگیری این علوم و فنون باید از اهل آن و علمای آن تفحص نمود. تا به این طریق بتوان از عهده تلاوت و عملی نمودن مقامات برآمده و به اجرای آنها پرداخت. به عنوان مثال: نغمات رست صبا و سه گاه چیست و چگونه باید آن ها را در تلاوت اجرا نمود؟ به این ترتیب می توان هر دستگاهی را مرتب اجرا کرد. گذشته از این ها باید الحان را توام با احساس قلبی و منطبق بر معانی و مفاهیم قرآن کریم پیاده کرده تا در جان و قلب مستمع نفوذ کند و در او اثر نماید و قرآن را بیشتر درک کرده و لذت وافری از این امر ببرد در غیر این صورت دانستن موسیقی صرفاً به جهت زیبا ساختن صوت هیچ سودی نخواهد داشت.
استاد متولی عبدالعال در سال 1370 به کشور جمهوری اسلامی ایران مسافرت نموده و پس از آن در هشتمین دوره مسابقات بین المللی حفظ و قرائت قرآن که در دهه فجر همان سال در حسینیه ارشاد جریان داشت عهده دار داوری مسابقات شدند. سپس با مسافرت های متعدد خویش به شهرهای قم ، مشهد ، کرمان و یزد، شور و شوقی وصف ناپذیر در محافل قرآنی به پا کرده و توانستند با تلاوت های زیبای خویش خیل بیشماری را شیفته این کلام مقدس سازند. تا بدانجا که خود ایشان در خاطرات شان همواره به این نکته اشاره دارند که این شور و عشق به قرآن و قاریان قرآن، در هیچ جا نمی توان بدین گونه شاهد بود. وی به حقیقت اینها را بالاترین اشتیاق به کلام مقدس خداوند می داند که این عشق، پیر و جوان، زن و مرد نمی شناسد؛ عشقی که از دل هایی پاک برخواسته و انظار را متعجب می سازد. ایشان در سال 1370 به دعوت کانون قرآن کریم دانشگاه تهران در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی این دانشگاه به تلاوت قرآن کریم پرداخت که خاطره آن تلاوت در میان انبوه عاشقان کلام خداوند هرگز از اذهان فراموش نخواهد شد. طی مصاحبه ای که رادیو قرآن با استاد داشتند، ایشان ضمن توصیه هایی در باب قرائت قرآن و اهتمام به آن، علاقه خویش را برای مسافرت مجدد به ایران اعلام کردند. وی خواهان آن بودند تا در فرصتی مناسب سفری دیگر به ایران داشته باشند چرا که خاطرات مسافرت به ایران را از بهترین خاطرات خود می دانند.
استاد «سید متولی عبدالعال» از جمله قاریان بنام و مشهور کشور مصر می باشد که در دهه اخیر به اوج شهرت خویش دست یافت و این امر بواسطه تلاوتهای بسیار زیبای این استاد است که توام با نغمات حزین و صدای گرم و نوای هیجان برانگیز و ملکوتی وی می باشد . او در نزد قاریان کشور ایران و علاقمندان و شیفتگان کلام نورانی وحی هم اکنون از محبوبیت و شهرت بسیاری برخوردار است و نوای دلنشین و موزون تلاوت این استاد در کشور اسلامیمان طرفداران بسیاری دارد .
این استاد قاری ، در بهمن ماه سال 1370 بنا به دعوت اداره اوقاف و امور خیریه استان تهران سفر پرباری به میهن جمهوری اسلامی ایران داشتند که به مدت یک هفته در تهران برنامه تلاوت قرآن به همراه استاد «شحات محمد انور» داشتند . سپس در داوری هشتمین دوره مسابقات بین المللی حفظ و قرائت قرآن که در دهه فجر همان سال در حسینیه ارشاد تهران جریان داشت شرکت نمود و سپس در پی سفرهای متعددی که به شهرهای مختلف میهن اسلامی ما داشتند از قبیل:قم ، مشهد ، کرمان و یزد با تلاوتهای زیبا و نغمات محزون خویش ، شور و حرارت خاصی به محافل نورانی قرآن ما بخشید و عاشقان قرآن کریم ، حظ وافر از تلاوت این استاد ارجمند کسب نمودند.


زندگینامه استاد محمود على البناء
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن
استاد محمود على البناء

ولادت

 استاد محمود على البناء در روستاى ( شبرا باص ) مرکز شبین الکوم استان منوفیّه به روز 17/12/1926 میلادى متولد شد، او در دامن طبیعتِ روستائى و زندگى تقلیدى و فطرتى که بر همه جریانات غالب مى شود، رشد و نمُو نمود، و این طبیعت روستائى در تکوین شخصیّتِ جامعه کشاورز که به دنبال زندگى شرافتمندانه و پاکى است که پایه و اساس آن را کوشش و عَرق ریختن و… تشکیل مى دهد، نقش بسیار بارزى دارد، از سعادت هاى انسان روستائى آن است که پسرى داشته باشد که او را  در زراعت و تجارت کمک کار و تکیه گاه باشد، اما حاج على رحمة الله به چیزى غیر از آنچه اهل روستا داشتند فکر مى کرد، او با علم فطرى خود دریافت که ساده ترین راه ها و نزدیک ترین آنها براى رسیدن به بهشت، اطاعت پروردگار است و نیز فرزند صالحى که براى والدینش دعا کند، و صلاح کامل و قرب به خداوند و پیامبرش به تنهائى نجات دهنده نیست، مگر با راه یافتن به حصار مستحکم قرآن کریم؛ که نورى ساطع و زاد و توشه اى است که هرگز قطع نمىگردد، حاج على از اولین لحظه اى که صاحب فرزندى گردید، متوجه نعمت کاملى که خداوند به او داده بود شد، زیرا عزت و وجاهت از آن فرزند کوچک که خداوند او را براى حفظ  کتابش برگزیده بود آشکار بود، پدرش نامى از نام هاى پیامبر(ص) را بر او نهاد یعنى (محمود) چرا که قدوم این کودک مایه سپاسگزارى و ثناء از درگاه خداوند بود؛ پس از میلاد او برکت به خانه آمد و خیر و نیکى بر خانواده ریزش کرد با آمدن او روح نشاط  و زندگى در خانواده و پدر خانواده دمیده شد، پدرى که ازهیچ کوشش و عاملى که فرزندش را براى حفظ قرآن کریم کمک کند دریغ نکرد، زیرا مى خواست که فرزندش پیشاپیش صفوف قاریان قرآن کریم قرار بگیرد، قاریانى که در صورت عمل به قرآن کریم از خاصّان درگاه خداوند خواهند شد، هنگامى که این طفل کوچک بزرگ شد پدرش او را به آموزشگاهِ (مکتب) استاد موسى رحمة الله  در روستاى "شبرا باص" برد. استاد موسى بر یادگیرى حفظ و تجوید شاگردانش بسیار حریص بود و بیشتر نسبت به محمود که چون ستاره اى در میان آنها مىدرخشید حرص داشت، کودکى که علائم نبوغ  و نشانه هاى اهلیّت قرآن بالاخص مخارج الفاظ  و دقت در گفتار از او پیدا بود، این در حالى است که او در سن 6 سالگى قرار داشت، مضافاً به هوش زیاد و التزام و دقت و ممارست، تعامل با کلمات قرآن کریم از چیزهائى بود که استاد موسى آن را از نشانه هاى نبوغ در فرزند با استعدادش مى دانست.

استاد محمود على البناء درباره خاطرات کودکى و مکتب مى گوید: "من بر آنچه که هر روز از مکتب فرا مى گرفتم بسیار حریص بودم، کل شب را بیدار مى ماندم و نمى خوابیدم مگر بعد از حفظ کردن قسمتى که باید فردا در مقابل استاد بیان مىکردم و بعد از حفظ آن به قسمتى که قبلاً حفظ کرده بودم مراجعه مى کردم تا بتوانم هر دو را بیان کنم تا اتصال مستحکمى میان قسمتهاى مختلفى که حفظ کرده بودم  برقرار شود،…  به یاد مى آورم که روزى استاد مرا فَلَک کرد و دائماً آن را در ذهن دارم  و تا آخر عمر هم فراموشش نخواهم کرد، این تنبیه در حالى بود که من هیچگونه تقصیرى نداشتم نه در حفظ کردن و نه در اداء کردن، وقتى به خانه بازگشتم شدیداً گریه کرده و به مادرم گفتم: امروز استاد مرا تنبیه سختى کرد در حالى که من وظیفه ام را خوب انجام داده بودم، مادرم گفت: اى محمود استاد تو را به این جهت تنبیه کرد که من به او گفته بودم  تو به مزرعه رفتى تا چیدن پنبه ها را تماشا کنى و در کنار آن به بازى بپردازى … و من مىترسم که اگر از قرآن دور شوى قرآن هم از تو دور گردد، من نسبت به تو و آینده ات بسیار نگرانم تو شبیه اهل قرآن هستى و فقط براى قرآن صلاحیت دارى." استاد مى گوید:" پدرم به شهر شبین الکوم رفت تا براى ملحق شدن من به مدرسه دینى آنجا (که تحت نظارت الازهر بود) اقدامات لازم را به عمل بیاورد امّا یکى از دوستانش او را به مدرسه منشاوى در طنطا راهنمائى کرد که در آنجا مستقیماً حافظان قرآن را قبول مىکردند، پدرم هم مرا به طنطا برد و من در حالى که بسیار کوچک بودم به مدرسه منشاوى ملحق شدم، ولى آنچه به من شجاعت مى بخشید که در طنطا بمانم، توجه بسیار زیاد مردم  بود که براى شنیدن صدایم در اطراف من جمع مىشدند، من از استاد محمّد رفعت تقلید مى کردم، احیاناً دعوتهائى براى قرائت به مناسبت هاى مختلف از طرف مسجد احمدى از من مى شد، در آن زمان به کودک خارق العاده  معروف شده بودم چرا که در تقلید اساتید مدارسِ تلاوت بزرگ مانند استاد محمد رفعت، استاد محمد سلامه، استاد عبدالفتاح الشعشاعى، و استاد محمد السعودى … بسیار مهارت داشتم، و اگر از من مى خواستند که از اساتید بزرگ تقلید کنم تردید نمىکردم و بسیار خرسند هم مى شدم و مستمعین با جمعیت هاى صد نفرى و بیشتر خود به من شجاعت مى بخشیدند و باعث نوآورى و قوّت صداى من مى شدند این در 12 سالگى از عمر من بود."

استاد البناء مى گوید: "مهمترین چیز در قارى این است که حافظ  و تجوید دان خوبى باشد و با اِتقان و استحکام ، بیان کند، واین که صداى زیبا و ملکه تقلید داشته باشد، چرا که - در ابتداء -  باید از مشاهیر قرّاء تقلید نماید اما در نهایت شخصیّت او به صدا  و اداءِ منحصر به فرد او شناخته مى شود به نحوى که وقتى صداى او را مى شنوند مى گویند: این فلانى است، و نیز باید به مدرسه ای که آن را دوست دارد، ملحق شود به اساتید آن گوش فرا دهد و همراه با آنها پیش رود و پس از مدتى وقتى صداى او شنیده مى شود مى گویند این فلانى است. البته من تقلید مطلق را تأیید نمىکنم ولى باید در نهایت، قارى شخصیت خود را ظاهر کند."

در مکتب منشاوىِ طنطا استاد محمود على البناء در میان طلاب شناخته و مشهور شد همه اساتید وهمچنین طلاب، دوست داشتند به صداى او گوش دهند، استاد مىگوید:" استاد حسین معوض رحمة الله  نسبت به طلاب سختگیر بود … روزى من در قرائت کسالت به خرج دادم و او مرا با چوبى که در دست داشت تهدید کرد … من نشستم و در برابرم جمع زیادى از طلاب حضورداشتند امّا ناگهان متوجه شدم که هر یک راه خود را گرفته و مى رود و کسى جز من باقى نماند استاد حسین گفت: نترس ادامه بده … در پایان سال استاد حسین و استاد محرز به من گفتند: محمود تو باید به مکتب احمدى در طنطا بروى، در آنجا قرائات را فرا بگیر تا نامت فراگیر شود و به رادیو راه پیدا کنى چرا که استعداد خوبى دارى که کمتر کسى از آن بهره مند است، … من به مکتب احمدى رفته و در آنجا، به دست مرحوم استاد محمد سلام که بسیار به کسانى که به مکتب او مى آمدند توجه مى کرد قرائات را فرا گرفتم، استاد محمد سلام براى کسى که قصد داشت به مکتب او بیاید امتحانى در رابطه با حفظ ، تجوید حروف، سلامت نطق، و آشنایى با مخارج الفاظ  و دقّت در اداء کلمات قرآنى و آراستگى ظاهر برگزار مىکرد، و اگر تمامى این شروط  در او جمع مى شد آنگاه او را قبول مى کرد."

 استاد بناء دو سال در مکتب احمدى باقى ماند و پس از فرا گرفتن علوم قرآن و قرائات ده گانه به دست استاد محمد سلام به قاهره که شهر علم و علماء مى باشد منتقل گردید، چرا که الازهر شریف قبله دوستداران فراگیرى دانش و معارف بیشتر است، این بعد از آن بود که بار قرآن را به دوش مىکشید و نسبت به تجوید و تلاوت آن متمکن گردیده بود.

استاد بناء در بعضى از مصاحبه ها گفته است: "من از طریق بعضى از دوستان در بعضى از مساجد شبرا در قاهره شروع به قرائت کردم، از آن پس مردم با من آشنا شدند و دعوت هاى فراوانى به مناسبتهاى دینى که تجار بزرگ قاهره برگزار مىکردند و رقابت شدیدى هم میان آنان از حیث انتخاب قاریان مشهور و معروف بود به سوى من متوجه شد."

در سال 1946 میلادى استاد بناء یکى از بزرگان موسیقى و نوابغِ تدریس مقامات آن را ملاقات کرد، آن فرد استاد درویش حریرى بود که استاد بناء را در اتقان مقامات موسیقى و به کارگیرى آنها درتلاوت کمک نمود.

 

اولین قرائت در رادیو

اولین قرائت استاد در رادیو در سال 1948 م در سن 22 سالگى بود. قرائت او به صورت زنده پخش مىشد، این تلاوت از سوره هود از آنجا که - و الى هود أخاهم صالحاً -  تا - وما توفیقى الّا بالله علیه توکّلت و الیه أنیب - ادامه یافت.

 

سفر به کشورها

سفر استاد با قرآن یک سفر جهانى بود که در زمان و مکان خاصى در نمى آید، سایه اى بود که بر سر مسلمانان در همه جاى نقاط  دنیا درمدتى نزدیک به 40 سال در تردد بود، او به همه قارّه ها در طول سالها مخصوصاً در ماه مبارک رمضان سفر کرده بود و با قرائت زیبایش دلهائى(کالحجارة او اشدّ قسوة) را نرم مىنمود، دانشگاه الازهر او را براى حضور در بسیارى از کنفرانسها دعوت مى کرد، نیز وزارت اوقاف او را به بسیارى از مسابقات بین المللى به عنوان داور فرستاد،  دعوتهاى بسیار زیادى از طرف پادشاهان و رؤساء و شیوخ عرب براى احیاء مناسبتهاى مذهبى، مانند ولادت پیامبر(ص)، شب معراج ، و شب آغاز سال و نیز افتتاح کنفرانسهاى بین المللى که در کشورشان برگزار مى شد، به او مى رسید.

 

وفات

استاد محمود چند روزى قبل از وفات، از پسرش احمد خواست تا قلم و کاغذى آماده کند و گفت: آنچه مى گویم بنویس، مطالبى نسبت به نحوه تشییع  و… املاء نموده و وصیتى هم نسبت به کیفیّت توزیع دارائى هایش بر حسب قوانین الهى ضمیمه کرد و گفت: آیا خواسته دیگرى از من دارید یا نه؟  و همگان را در اشک و ماتم فرو برد، او از فرزندش خواست تا یک قرآن با او همراه کنند تا انیس تنهائى او در قبرش باشد.

نام او را به جهت تکریم بر بعضى از خیابان هاى استان سوهاج گذارده اند ، یادش گرامى باد.

منبع : تبیان


زندگینامه استاد محمد محمود طبلاوى
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن
استاد محمد محمود طبلاوى

ولادت

استاد محمد محمود طبلاوى نائب نقیب القراء و قارى مسجد جامع ازهر در روز 14 نوامبر 1934م  در روستاى میت عقبه مرکز امبابه الجیزه  در روزگارى که آنجا روستاى کوچکى بود به دنیا آمد، آنچه میت عقبه بیش از هر چیز در آن زمان به آن اهتمام مى ورزید انتشار و حفظ قرآن کریم بود، پدرش حاج محمود او را به آموزشگاه  روستا برد تا از حافظان قرآن شود زیرا که محمد تنها پسر او بود او در حالى که در دوستى قرآن و حفظ آن غرق شده بود؛ در سن چهار سالگى راهی آموزشگاه شد و در سن ده سالگى حفظ و تجوید آن را به پایان برد.

براى این جوان علاقه مند به کتاب خدا که به چیز دیگرى به جاى آن راضى نمىشد آغاز سخت و دشوارى وجود داشت، استاد طبلاوى از خاطرات فراموش ناشدنى خود مىگوید:" پدرم با تضرع و زارى به سوى آسمان روى کرده و پیوسته دعا مىکرد که خداوند به او فرزندى عطا کند تا او را وقف قرآن کریم نماید و از اهل قرآن و رجال دینى شود، خداوند هم دعای او را  بى اجابت رها نکرد و او را صاحب تنها فرزندش (محمد) ساخت. پدرم با تولد من بسیار مسرور شد سرورى که در طول عمرش مثل آن را تجربه نکرده بود، خوشحالى پدرم تنها به خاطر این نبود که داراى فرزندى شده است، بلکه به این جهت شاد بود که فرزندى از جرگه حافظان قرآن کریم را صاحب گشته است. چرا که پدرم به این موضوع یقین داشت که قرآن تاج پُر افتخارى است که هر کس آن را به سر بگذارد بسیار شکوه مند خواهد شد، و این نعمت بزرگى که خداوند بر من منت نهاده و به من ارزانى داشته مرا وا مى دارد که روز و شب به درگاه او دعا کنم که این عمل جلیل را از حسنات پدرم قرار دهد و نیز قرآن کریم را به مصداق آیه 28 از سوره حدید، براى او نورى قرار دهد که روشنگر راه او باشد، این دعا را به این خاطر مىکنم چون پدرم با اصرار و صبر فراوان و کمک ها و مساعدت هاى بى شمارى که براى من داشت؛ و همه کار مى کرد تا من براى حفظ قرآن فراغت لازم را داشته باشم ."

این جوان با استعداد در حفظ قرآن کریم به طور کامل همراه با احکام آن حتى لحظه اى هم سستى به خرج نداد و پیوسته با التزام و انتظام شدید به آموزشگاه مى رفت و در هر ماه کل قرآن را مرور مى کرد.

استاد طبلاوى مىگوید:

" من به عنوان یک قارى ناشناخته و کوچک، آغاز نمودم همانند هر قارى دیگر که از میان سنگلاخها و امواج زندگى که همچون سیلى بر گونه او نواخته مى شود در راه خود پیش مى رود. بنابراین در مناسبت هاى سال و یا مناسبات دیگر تلاوت مىکردم، این تلاوتها همه در ابتداى زندگى قرآنى ام یعنى در دوران قبل از بلوغ و سن 15 سالگى بود. من به آنچه خداوند روزى ام مىفرمود راضى بودم که افزون بر 3 جنیهه - واحد پول مصر- نمى شد و هنگامى که 5 جنیهه نصیبم مى شد خیال مى کردم به عظمتى بالا دست یافته ام.

 

استعداد و شروع شهرت

استاد طبلاوى کسانى را که در نصیحت و ارشاد او کوشیدند فراموش نمى کند و پیوسته آنانى را که وسیله بارور کردن استعدادش در حفظ و تجوید بودند را به نیکى یاد مىکند و مى گوید:

" من دائما به دنبال فرصتى هستم تا با خود خلوت کرده و شروع کارم با قرآن کریم و اولین گامهایم در این راه تا رسیدن به دروازه هدایت قرآنى را یاد آورى کرده و مرور کنم که من به افراد زیادى مدیون هستم. بنابراین براى پدرم، استادم، و هم کلاسى هایم که به من شجاعت مىبخشیدند و در حالى که من خردسال بودم به من گوش مىکردند و مرا به یادآورى این نکته وادارمى کردند که من قارى با استعدادى هستم، دعا مى کنم، به یاد مى آورم فرمایش استادم را که مىفرمود: - محمد تو با استعدادى و صدایت جداً قوى و زیباست- استادمان که به فطرت افراد آگاه بود ما را از هم متمایز مى کرد و مى فرمود: محمد طبلاوى صداى بَمى دارد، فلانى صداى کوبنده اى دارد، فلانى صداى … و دائما مرا با توجه به صدایم تشویق مى کرد و با اهتمام خاصى که به من داشت از من سرپرستى مى کرد دائما به من سر مىزد و با دقت در حفظ کردن من نظر داشت."

 استاد طبلاوى در سن 12 سالگى به مراسم احیاء بزرگان و مسئولان و شخصیتهاى بارز در کنار مشاهیر قاریان رادیو دعوت مىشد و در بین ایشان جایگاه بالایى پیدا کرده و در جیزه، قاهره، و قلیوبیه شناخته شد و تا بدانجا رسید که از سوى بسیارى از خانواده ها براى مراسم احیاء با توجه به قوت اداء وخلاقیت هاى والا و روحیه جوانش که او را براى قرائت پیوسته، در یک مدت 2 ساعتى بدون هیچ خستگى و بدون اظهار سختى کمک مى کرد ترجیح داده مى شد، مضافاً این که مردم هم براى پیوسته خواندن او اصرار مىکردند و براى زیاده گوش دادن به او ابراز شوق مىکردند و مواظبت شدید او نسبت به صدایش و مداومت بر نشستن با قاریان برجسته نظیراستاد رفعت، استاد على محمود، استاد محمد سلامه، استاد صیفى، بهتیمى و مصطفى اسماعیل و غیر از ایشان از قاریان پیشتاز رادیو، و گوش دادن به آنها چه مستقیماً و چه از طریق رادیو او را بر این امر یارى مى داد.

 

ملحق شدن به رادیو

استاد طبلاوى براى ملحق شدن به رادیو بیشترین تلاش را نسبت به قاریان دیگر داشت، و حتى نسبت به صبر و تحملى که او در مراجعه به رادیو براى پیوستن به آن به عنوان یک قارى داشت، مورد رشک بود، او نُه بار براى این کار اقدام کرد اما مشیّت الهى ما فوق مشیت بشر است و خداوند در این نُه مرتبه به او اجازه نداد، اما در مرتبه دهم توانست امتیاز مورد نظر را به دست بیاورد و به رادیو ملحق گردد.

 

خارج از مصر

استاد طبلاوى مى گوید:" من در ضمن یک گروه دینى از مصر به دعوت شیخ ابوالحسن ندوى به هند رفتم رئیس گروه، مرحوم دکتر زکریا برى؛ وزیر اداره اوقاف در آن وقت بود، و اتفاقا ما به جهت تاخیر در پرواز به مدت نیم ساعت دیر به کنفرانس رسیدیم، دکتر برى  با هوش و درایتى که داشت گفت: تنها کسى که مى تواند قبل از ما حرکت کند و جلوتر از ما داخل شود استاد طبلاوى است چرا که او با لباس خاص خود شناخته شده است و در اینجا معروف و مشهور است و در دل مردم، جایگاه والایى دارد و چه بسا عمامه و شال در عفو و بزرگوارى میزبانان نسبت به تاخیر ما نقش داشته باشد، و درست آنچه دکتر برى انتظار داشت اتفاق افتاد و چیزى که با آن روبرو شدیم آن بود که رئیس کنفرانس با صداى بلند گفت: گروه مصرى آمدند و پیشاپیش آنان استاد طبلاوى است و به ما خوش آمد گویى کرد و گفت: باید جلسه را از از اول شروع کنیم،…  بعد از پایان جلسه همه حضار اطراف مرا گرفته و با من عکس هاى یادگارى مى گرفتند.

 

دعوت ها و مسافرت ها

او به بیش از هشتاد کشورعربى و اسلامى و غیر آن سفر کرده است، از جمله دعوت هایى که او داشته است دعوتى از جانب آقاى جان لاتسیس از یونان براى تلاوت قرآن براى اولین بار در تاریخ این کشور و نیز دعوتى که از طرف مسئولین ایتالیایى از طریق سفارت مصر به شهر روم براى تلاوت در مقابل جمع  کثیرى از مهاجران عرب و مسلمان، مىباشد. استاد طبلاوى دعوت کاخ پادشاهى اردن را براى احیاء مرثیه ملکه زین الشرف؛ مادر ملک حسین شاه اردن را هم فراموش نمى کند و نتیجه این زندگى قرآنى نوارهاى بسیارى است که در جلسات خارجى خوانده است که همه آنها در شرکت ابراهیم فِن که مدیریت آن با حاج ابراهیم طبلاوى است موجود می باشد.

منبع : تبیان


زندگینامه استاد محمد رفعت
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن
استاد محمد رفعت

زندگینامه

قال الامام الصادق علیه السلام فی تفسیر قوله  تعالی: " و رتل القرآن ترتیلا":

هو ان تتمکث فیه و تحسّن فیه صوتک؛ معنی" رتل القرآن" این است که با تأمل و تأنی بخوانید و با برخورد به هر آیه درنگ نمایید و با صوت نیکو بخوانید. (مجمع البیان،ج10، ص 388) 

 

مرحوم استاد شیخ "محمد رفعت"، ملقب به امیرالقرّاء، از ستارگان پر فروغ علم قرائت، از نوابغ کم نظیر تلاوت قرآن کریم در قرن حاضر می باشد.

وی حافظ قرآن مجید، مسلط به انواع قراآت و مبتکر در خلق الحان و اصوات زیبای قرآنی که قرائت و لحنش در دنیای اسلام موجب تحسین و شگفتی اساتید است.

وی در علم قرائت قرآن اُسلوبی منحصر به فرد داشت و به واسطه نبوغ ذاتیش در خلق اصوات و تسلط به تجوید و قدرت ادای حروف و مهارت در وقوف آیات الهی همواره در بین مشاهیر قراء قرآن ممتاز و بی نظیر بوده است.

استاد رفعت در سال 1300 هجری قمری در قاهره متولد شد و بیش از 6 سال نداشت که به واسطه بیماری شدیدی بینایی خود را از دست داد و برای همیشه از نعمت بینایی محروم شد.

پدرش شیخ محمود رفعت مشوق وی به فراگیری قرآن شد و او را نزد استاد شیخ " حمّاده"  جهت فراگیری علوم قرائت و حفظ قرآن مجید روانه ساخت تا این که به واسطه نبوغش در این علم و فن پیشرفت چشمگیری نمود.

استاد رفعت در 30 سالگی به اوج شهرت غیرقابل وصفی رسید تا بدانجا که در مسجد قاهره جمعیت زیادی از نقاط مختلف گرد آمده و طنین تلاوت وی را می شنیدند، در نمازهای جمعه و سایر مراسم نیز چنان مردم مشتاق را به صوت ملکوتیش جلب کرده بود که آنان گذشت زمان را حس نکرده و با هیجان، استاد را تشویق می کردند.

یکی از نشریات هم عصر استاد به نام "کل شیء" در یکی از شماره های خود می نویسد: "در روزهای سه شنبه و جمعه هر هفته، وقتی ساعت به 9 می رسید، در محلی که جلسه قرآن برای استاد محمد رفعت تشکیل می شد، انبوهی فوق العاده مسجد را در برمی گرفت، و این در حالی بود که تلاوت استاد در این مسجد به طور مستقیم از رادیو قاهره برای سراسر کشور پخش می گردید و همگان می توانستند از صوت دلنشین استاد که معانی آیات قرآن را نیز در اذهان مستمعین بر جای می گذاشت استفاده نمایند."   

مشهور است که در اواخر عمر و حیات پرثمر استاد رفعت، رادیوی بریتانیا تلاوت "سوره هود" این قاری بزرگ را در مدت سه روز در مسجدی که جمع کثیری از مردم حضور داشتند ضبط کرده است و این نوار هم اینک از مفاخر موزه بریتانیا محسوب می شود.

و نیز مرحوم استاد رفعت قصارالسّور را در14 روایت قرائت کرده که از طرف رادیو ضبط کامل شده است.

از میان شیفتگان صوت استاد رفعت استاد شعیشع است که به شیوه آن مرحوم تلاوت می کند و بسیاری از فنون و رموز قرائت را از وی تلفظ کرده است.

ایشان در مورد استاد رفعت چنین می گوید:

" در حالی که استادم در قید حیات نیست ولی همانطور که در زمان حیاتش از وی جدا نبودم هم اینک نیز که سالها از رحلتش می گذرد از وی جدا نیستم."

شیخ احمد الرزیقی که از قاریان معروف عصر حاضر است درباره استاد رفعت چنین اظهار می دارد:

" مرحوم شیخ رفعت - رحمة الله- در قراآت تبحری کامل داشت، در علم وقف و ابتدا مسلط بوده و خداوند در صوت ملکوتی وی نعمتش را به کمال رسانده و نیز به او شناخت مقامات الحان قرائت را عطا کرده بود.

چنان که استاد آیه ای را در مورد وعده ها و توصیف بهشت تلاوت می کرد در آن آیه نغمه و آهنگی را انتخاب می نمود که شنونده کیفیت بهشت را می توانست تجسم نماید.

و یا اگر آیه ای را در مورد عذاب تلاوت می کرد با انتخاب الحان مناسب شدت عذاب و آتش جهنم را به مستمع می فهماند."

خلاصه استاد رفعت شخصیتی برجسته و امام قاریان تا این عصر بوده است.

از مرحوم استاد رفعت آثاری گرانبها در قرائت های مختلف و نیز اذان به یادگار مانده است که نام و یادش را جاویدان می سازد. از جمله تلاوت های معروف محمد رفعت می توان علاوه بر سوره هود ، به سوره های کهف، رحمن و یوسف نیز اشاره نمود.

مرحوم استاد شیخ محمد رفعت پس از عمری پربرکت در سن 69 سالگی به سال 1369 هجری قمری دعوت حق را لبیک گفت و به رحمت ایزدی پیوست.

منبع : تبیان


زندگینامه استاد شحّات محمد انور
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

ولادت

استاد شحّات محمد انور قارى مسجد امام رفاهى در روز 1 ژوئیه 1950میلادى در روستاى کفرالوزیر که مرکزى دور افتاده در استان قهلیه است در یک خانواده کم جمعیت متولد شد. بیش از 3 ماه از ولادت او نگذشته بود که پدرش وفات یافت و کودک خردسال نتوانست لذت پدر داشتن را بچشد. او در حالى که طفل خردسال و یتیمى بود با امواج زندگى و گردش روزگار با همه شیرینىها و تلخى هایش مواجه شد.

و چون هیچ مهر وعطوفتى مانند مهرمادرى نیست، مادرش فرزند کوچک را به دامن گرفته و براى اقامت در منزل پدرش رهسپار شد تا با دائى هاى او زندگى کند چرا که دائى او وى را همچون پسر خود در برمىگرفت و بهترین امانت دار او بود،او به یادگیرى و حفظ قرآن اقدام کرد او در مکانی قرار گرفته بود که تأثیر زیادى در رشد و نمو او داشت. وی به واسطه دائى اش از محضر استاد حلمى محمد مصطفى در حفظ قرآن کریم مستفیض شد و در سن هشت سالگی حافظ قرآن گردید. وقتى به سن 10 سالگى رسید دائى اش او را به یکى از روستاهاى مجاور(کفرالمقام ) برد تا تجوید قرآن را به دست مرحوم استاد سید احمد فرارحى که سرپرستى او را به عهده داشت  و رعایت واهتمام خاصى به او داشت فرا گیرد چرا که استعدادى که او را شایسته مى ساخت تا یکى از مشهورترین قاریان مصر بلکه همه جهان باشد را در خود داشت، استاد شحّات خاطرات ایام کودکى را اینگونه به یاد مى آورد:

" در آن دوره من با حفظ کردن قرآن کریم سعادتى وصف ناشدنى یافتم مخصوصاً پس از اتمام حفظ قرآن و در اثناء یادگیرى تجوید آن، و به خاطراین که صداى زیبائى داشتم واداءِ لحن من شبیه اداء قاریان بزرگ بود بر هم دوره اى هایم پیشى گرفته و در میان آنان به استاد کوچک شناخته مىشدم و این موضوع  ایشان را خشنود مى ساخت، هم کلاسى هایم در مکتب به دنبال فرصت بودند که استاد مشغول کارى شود تا از من بخواهند که با تجوید، آیات قرآن را برایشان بخوانم و چنان مرا تشویق مى کردند که گویى من قارى بزرگى هستم، و یک بار استاد از دور صداى مرا شنید، همانجا ایستاد و به من گوش مى داد تا این که از تلاوت فارغ  شدم و از آن پس اهتمام بیشترى به من مى کرد و تمرکز بیشترى به من داشت چرا که آینده خوب  و روشنى را از من متوقع بود. به یاد مى آورم که در ضمن یادگیرى قرآن کریم براى همکلاسى هایم، زیاد تلاوت مىکردم روزى یکى از ایشان فکرى کرد، او یک قوطى کبریت تهیه کرد و جعبه آن را توسط یک نخ بلند به کِشُو آن متصل کرد، من یک قسمت را در مقابل دهانم مى گرفتم و مىخواندم گویى که میکرفون است و هر یک از دوستانم قسمت دیگر را به گوش مى چسباندند تا طنین صدا را از آن بشنوند که زیبا و قوىّ مىشد…

همه اینها راه و هدفم را در حالى که طفلِ خردسالى بودم مشخص کرد و باعث شد که من هر راه و هر وسیله اى را که بواسطه آن از قرآن کریم متمکّن مىگردیدم را جستجو کنم که از دستم نرود، بالاخص پس از آن که جوانى شدم و بعد از وفات دائى ام که سرپرستى خانواده را به عهده داشت من باید به خود و مادر و پدر بزرگم تکیه مىکردم، هر گاه مى شنیدم یکى از بزرگان فوت کرده است و از یکى از مشاهیر قُرّاء براى احیاء مجلس عزا دعوت به عمل آمده من در حالی که طفل 12 الى 15 ساله اى بودم به مکان عزا مى رفتم تا به قرآن گوش فرا دهم  و از قارى چیزى یاد بگیرم و در فضاى آن مناسبت قرار بگیرم تا این که اگر به چنین مجلسى دعوت شدم مثل همین مشاهیر باشم."

 

رقابت

استاد جوده ابوالسعود و السعید عبدالصمد الزناتى و الشیخ جمدى الزامل کسانى بودند که با حضورشان آتش رقابت را درمنطقه شعله ور کردند، ولى حقیقت این است که استعداد این جوان مستعد ناگهان درخشید و در آن میان او را منحصر به فرد کرد و به مقامى انکار ناشدنى رسید و على رغم سن کم؛ مانند یک قارى بزرگ که تمامى سر انگشتان به سوی او نشانه رفته است، درخشید و اینها همه قبل از 20 سالگى بود.

ابتداى کار استاد شحّات با هر میزانى که بسنجیم ابتداى سختى بود، دگرگونى هاى زندگى به کودکى که هنوز نیاز داشت تا کسى دستش را بگیرد و سفره مهربانى برایش بگسترد و حصار عطوفت اطرافش بکشد به او رحم نکرد بلکه به جاى اینها بى خوابى و شب بیدارى را راه رسیدن دانست و به راستى چگونه چشمان او آرام بگیرد و بخوابد در حالی که باید به یک خانواده کامل خرجى بدهد، بنابراین شروع  به پاسخگویى دعوتهایى مىکرد که از هر جا به سمت او روان شده بود این در حالى بود که پسرى 15 ساله بود قرآن کریم را در همه روستاهاى شمال مصر با دستمزد کمى مىخواند دستمزدى که از سه چهارم یک جُنیه(واحد پول مصر) تجاوز نمىکرد، چرا که مَحفل در مرکز(میت غمر) بود که به ماشین نیاز داشت و گاهى (اگر لازم مى شد که ماشینى از هر نوع که مى خواهد باشد اجاره شود) به هفت جُنیه مى رسید بنابراین از آنجا که باز مى گشت باقیمانده دستمزدش را به جدّ و مادرش تقدیم مىکرد، دعوتها پیاپى به او مى رسید دعوتهایى که او را بر تحمل سختیهایى که در راه رسیدن به زندگى با شرافت و کرامتى که تاج عزّت و کرامتِ تلاوت قرآن کریم برفرق آن مىدرخشید شجاع  و صبور مىساخت.

استاد شحّات توانست درزمان بسیار اندکى از خود یک شخصیت قوى بسازد و در این امر آنچه خداوند در او از بلند نظرى و عزت نفس و روشن بینى و هوش  قوى به ودیعت گذارده بود او را کمک مى کرد.

 

ملحق شدن به رادیو

این چنین جوانى که مرتباً مى درخشید و قرآن کریم از حنجره او مانند آب جارى در آب راه، جریان داشت و شهرت او بر سن او بسیار سبقت گرفته بود شایسته بود تا رئیس مرکز شهر(میت غمر) در سبعینات دعوت نامه اى به او بفرستد که او را به یکى از مناسبتهاى دینى که مرحوم دکتر کامل البوهى اولین رئیس رادیو در آن حضور داشت فرا مىخواند و این در سال 1975 بود استاد شحات مىگوید:

"من دوست کارمندى در مجلس شهر میت غمر داشتم او به من گفت: رئیس مرکز براى مراسم افتتاحیه یک محفل دینى، تو را دعوت کرده است که مسؤولین بلند پایه و رئیس رادیو در آن حضور دارند و محفل در مسجد زنفلى در شهر میت غمر برگزار خواهد شد من قبول کردم و رفتم، وقتى مرحوم دکتر البوهى صداى مرا شنید گفت: شما با این استعداد چرا اقدام نمىکنى که در رادیو قرائت کنى؟  و مرا تشجیع کرد… من رفتم و تقاضا نامه اى نوشتم و نامه اى با تاریخ آزمون برایم آمد، طبق تاریخ رفتم ولى هیئت داوران على رغم اعجاب شدیدشان نسبت به خواندن من گفتند: تو باید یک مدّت براى فراگیرى نغمه ها و دستگاه ها کلاس ببینى من از استاد محمود کامل و استاد احمد صدقى از چگونگى کار سوال کردم ایشان مرا به آموزشگاه موسیقى راهنمائى کردند من 2 سال رفتم و همه مقامات موسیقى را با کیفیت عالى فرا گرفتم و در 1979 تقاضا نامه را دوباره نوشتم … سرانجام موفق شده و برنامه اى براى تلاوت هایم به من داده شد و از آن پس به رادیو راه یافتم."

 

سفر به کشورها

شحات انور پس از آن که پایه شهرت خود را بنا نهاد بر او تکیه زد تا آزادانه بناى خود را چیده و با رفتن و جستن مجد و عظمت بیشتر در سراسر دنیا آن را بپوشاند، هیچ قارّه اى از دنیا نبود مگر این که در ماه مبارک رمضان از سال 1985 تا1996 به آنها مسافرت کرد، بارها از طرف وزارت اوقاف مصر و بسیارى از اوقات به دعوتهاى خصوصىِ میلیونها نفر از دوستداران قرآن کریم در خارج مصر( لندن، لوس آنجلس، آرژانتین، اسپانیا، فرانسه، برزیل، دولتهاى حاشیه خلیج فارس، نیجریه، زَئیر، کامرون و بسیارى از دولتهاى آسیائى مخصوصاً ایران) که به او وابسته شده اند، به آن کشورها سفر کرد و به قول خودش در همه این مسافرتها جز رضاى خداوند و بهروزى مسلمین در هنگام تلاوت آیات قرآن مجید، نیّت دیگری نداشته است.

منبع : تبیان


«زندگینامه استاد راغب مصطفى غلوش‏»
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

از جمله استادان خوش‏الحان بوستان قرآن کریم، شیخ «راغب مصطفى غلوش‏» است که مشتاقان قرائت این کتاب مقدس، لحن او را سرمشق خود قرار مى‏دهند. استاد غلوش در سال 1317 هجرى شمسى در روستاى «برما» واقع در استان غربى کشور مصر - طنطا به دنیا آمد. وى همانند دیگر استادان این کلام مقدس، متعلق به خانواده‏اى بود که همگى از قاریان ممتاز کشور مصر بوده‏اند. پدرش او را در طفولیت‏براى تعلیم و حفظ قرآن کریم به شیخ «عبدالغنى الشرقاوى‏» سپرد. او سپس به نزد شیخ «ابراهیم الطبهیلى‏» روى آورد و در سنین نوجوانى کل قرآن را حفظ کرد. آنگاه براى تکمیل دوره قرائت، به موسسه الاحمدى طنطا رفته از محضر استاد شیخ «ابراهیم سلام » کسب فیض کرد. از سن شانزده سالگى، در محافل مختلف به تلاوت قرآن مشغول بود و در سن 24 سالگى، رسما قرائت قرآن کریم را در رادیو و تلویزیون مصر آغاز کرد - شاید بتوان گفت این سن در میان قاریان کشور مصر کمترین سن است - بعد از این تاریخ بنا به دعوتهاى مکرر مردم در تمامى شهرهاى مصر به تلاوت قرآن پرداخت.
امروزه استاد غلوش بطور مستمر، در مساجد متعددى به تلاوت قرآن مى‏پردازد که از آن جمله مسجد ابراهیم الدسوقى، مسجد ابا عبدالله الحسین علیه السلام، مسجد سیده زینب علیها السلام و مسجد امام الشافعى است.
استاد در همه حال حق تلاوت را رعایت مى‏کند. به همین دلیل جمیع قراء ممتاز مصر، قرائت او را در سطحى بسیار بالا و صوتش را لطفى از جانب پروردگار متعال مى‏دانند.
در رابطه با سبک استاد غلوش، باید گفت که ایشان تا مدتها مقلد استاد مصطفى اسماعیل بوده است; تا آنجا که شاید بسختى بتوان صوت آن دو را از یکدیگر تمیز داد. اما پس از ورود به صدا و سیما، بنا بر سفارش بسیارى از بزرگان، سبکى خاص براى خود در پیش گرفت; گرچه هنوز از تلاوتهاى او بوى قرائت مصطفى اسماعیل برمى‏خیزد و بر مشام جان مى‏نشیند.
از جمله قاریان و استادانى که شیخ غلوش با آنها در ارتباط بود، مى‏توان به «طبلاوى‏»، «حصان‏»، «شعیشع‏»، «شبیب‏» و «بسیونى‏» اشاره کرد.
در زمینه سفرهاى استاد غلوش باید گفت که ایشان به بسیارى از کشورهاى دنیا، از جمله کشورهاى اروپایى، آسیایى و آفریقایى سفر کرده و با اساتیدى چون «خلیل‏الحصرى‏»،«مصطفى‏اسماعیل‏»، «منشاوى‏»، «نصیرالدین طوبار» و «بسیونى‏» همراه بوده است.
ایشان در نقل خاطرات خود از سفر با شیخ «طوبار» مى‏گوید:
در مسافرتى که با مرحوم «طوبار» در ماه ربیع‏الاول به برخى از کشورهاى اروپایى داشتیم، در فرانسه و لندن و سپس در آمریکا و کانادا به تلاوت قرآن پرداختیم. در این مجالس و محافل تعدادى از شنوندگان مسیحى بودند که پس از استماع تلاوت قرآن، 25 نفر از آنان مسلمان شدند. این عده با رئیس مرکز اسلامى، «محمد رئوف‏» تماس گرفته، اظهار داشتند که با شنیدن تلاوت قرآن، مسلمان شده‏اند.
استاد راغب مصطفى غلوش از خاطرات سفر خود به ایران مى‏گوید:
«بواقع تا کنون چنین صحنه‏اى را از احساس و هیجان مردم ندیده بودم. حقیقتا صحنه مبارکى بود; در حالى که انظار و قلوب مردم متوجه قرآن بود، نشسته بودند و گوش مى‏کردند... .
همه آنها شیوه‏هاى خواندن قرآن را مى‏دانند و این از فضل خداست. من آینده خوبى را براى قاریان ایرانى پیش‏بینى مى‏کنم، چون آنها از لحاظ لحن و تجوید بسیار دقیق و موفق هستند.»
استاد غلوش، آثار بسیارى از تلاوت تحقیق را به جامعه مسلمین تقدیم کرده‏است; از جمله تلاوت سوره‏هاى: رحمن، حاقه، احزاب، نساء، زخرف و ابراهیم.

منابع:

1. آشنایى با مشاهیر قرائت قرآن، به کوشش جلال ذکائى
2. زندگى استاد راغب مصطفى غلوش، از صوت القرآن الکریم (خزانة القرآن)
3. ویژه نامه دومین دوره مسابقات بین‏المللى حفظ و قرائت قرآن کریم، 30 مهر 1373.


زندگینامه استاد محمد صدیق منشاوی
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

زمانی که زندگی قاریان مشهور جهان را مرور می کنیم، نامی آشنا دیدگان را به خویشتن خیره می سازد. نامی که رسالت قاریان قرآن را در خاطره ها جاودانه می سازد. شهید القراء نامی است که بی شک هر عاشق قرآنی را بر آن گذر افتاده است. نامی که عاشقان قرآن بارها و بارها برآن درنگ کرده و از خویشتن پرسیده اند که: محمد صدیق از چه رو بدین نام ملقّب گردیده است؟ مردی که تلاوت های زیبایش پس از گذر سال ها، هنوز زینت بخش محافل و مجالس است. مردی که مقلّدان بیشمار از خویش بر جای گذاشته است.

او را شهید القراء نامیده اند، چه آن زمان که طبیبان معالجش وی را از تلاوت کتاب خدا برحذر داشتند، وی نپذیرفت. چه ، زندگی جدای از مکتب و کلام دوست نه تنها برای او بلکه بر تمامی کسانی که در این مسیر گام گذارده اند، بسی سخت و دشوار است.استاد محمد صدیق منشاوی در سال 1299هـ.ش یعنی حدود 73 سال پیش، در شهر منشاه مصر در خانواده ای بسیار مذهبی پا به عرصه ی وجود گذارد. پدرش شیخ صدیق منشاوی یکی از قاریانی بود که هرگز در مسیر تلاوتش اجر و پاداشی طلب نکرد. از این رو فرزندش محمد را نیز با چنین علایقی پرورش داد تا جایی که تلاوت را تنها به جهت آنکه متعلق به این کتاب مقدس است برگزید. شیخ صدیق منشاوی را فردی در کمال خشوع و خضوع می خوانند. گویند: او چنان تقوی پیشه بود که هرگز در هیچ تلاوتی بر اجر و پاداش آن سخنی نگفت. تنها در محل حاضر می شد، آنگاه با وقاری سرشار از خشیت الهی باز می گشت و این شیوه ای بود که در میان فرزندانش نیز نیک مشهود است. محمد صدیق از آنجا که در شهر منشاه تولد یافت همچون پدرش به منشاوی ملقب گردید. با تشویق و تعلیم پدر به آموزش معارف قرآنی و تعلیم قرائت های مختلف پرداخت، چرا که پدرش نیز از قاریان مشهور عصر خود به شمار می آمد. مرحوم استاد منشاوی از همان ابتدا به حفظ کامل قرآن پرداخته و از 9 سالگی به بعد در ماه مبارک رمضان شبها قرائت قرآن برگزار می نمود. این امر تا سنین جوانی استاد ادامه داشت. این در حالی بود که پس از چندی با ورودش به رادیوی عربی مصر و پخش تلاوتهایش ، به شهرت او افزوده شد تا آنکه به عنوان یکی از اساتید و قاریان مشهور مصر معرفی شد.

او قاری بزرگی است که در میان متأخران بی نظیر و در میان متقدّمین کم نظیر بوده است. او از مفاخر بزرگ جهان اسلام و مبتکر الحان گوناگون قرآنی به شمار می آید. سبک تلاوت ، صوت زیبا ، لحن گرم و حزین ، تلفظ صحیح و بیان قوی کلمات از مختصّات قرائت مرحوم منشاوی به شمار می آید که با چیرگی و مهارت کامل و تسلّطی فوق العاده شنونده را به آیات الهی متوجه می سازد. او چنان تسلّطی به قرائات سبعه و عشره و راویان قاری دارد که وی را به عنوان یکی از بهترین اساتید این فن در جهان اسلام مطرح نموده است، تا آنجا که شهرتش را در جای جای جهان اسلام اذعان می دارند . مرحوم محمد صدیق منشاوی با تسلّطی کامل و سبکی خاص تمامی قرآن مجید را با قرائت ترتیل تلاوت کرده است و اکنون گنجینه ای از نوارهای

تحقیق و ترتیل این استاد در آرشیو رادیو قرآن موجود می باشد. تلاوت های این استاد همه هفته از رادیو قرآن جمهوری اسلامی ایران پخش می گردد. استاد به واسطه زندگی کوتاهش به کشورهای محدودی مسافرت کرده است. از آن جمله به سوریه، کویت و برخی از کشورهای شیخ نشین حاشیه خلیج فارس می توان اشاره کرد که در مساجد مختلف این کشورها به تلاوت قرآن کریم پرداخته است.
سرانجام دست اجل از آستین تقدیر برون آمده، این بار نیز گلی از بوستان معطر قرآن را گلچین نمود و استاد منشاوی در سن 49 سالگی در سال 1348 هـ.ش. در شهر قاهره جان به جان آفرین تسلیم کرد و بدین طریق گرد غم و اندوه را در بر جبین عاشقان کلام دوست نشانید، هرچند که امروز پس از گذشت سال ها آوای ملکوتی او زینت بخش محافل و مجالس قرآنی و پرورش دهنده استعدادهای نهفته در این مسیر است.


زندگینامه استاد عبد الباسط محمد عبد الصمد
ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

ولادت و نسب :
استاد عبدالباسط محمد عبد الصمد در سال 1927 در روستای المزاعزه یکی از توابع شهر اَرمنت در استان قنا در جنوب مصر متولد شد، او در مکانی پاک که به امر قرآن کریم از حیث حفظ و تجوید اهتمام می شد متولد شد،جدّ او استاد عبدالصمد از مردان با تقوا و از حافظان قرآن که از نظر حفظ قرآن کریم و تجوید و احکام آن مردی متمکّن بود،و پدر بزرگِ مادری او عارف بالله استادِ جلیل ابو داود صاحب مقام مشهور و معروف در شهر ارمنت، می باشد ، اما پدرش استادعبدالصمد یکی از مدرّسین حفظ و تجوید قرآن کریم بود، 2 برادر او محمود و عبدالحمید در آموزشگاه (مکتب) قرآن را حفظ می کردند و برادر کوچک آنها عبدالباسط هم در سن 6 سالگی به ایشان ملحق گردید.

این کودک با استعداد به مکتب استاد امیر در ارمنت ملحق شد و استاد به بهترین وجه از او استقبال کرد چرا که آثار مهارتهای قرآنی را (که با شنیدنِ تلاوت قرآن در شب و روز و صبح وشام برای او حاصل شده بود) دراو دیده بود، استاد امیر جمله ای از امتیازات و استعدادها را در شاگرد مستعدّش می دید که او را از سایرین ممتاز می ساخت مانند سرعت فراگیری ، هوش و ولع شدید در تبعیّت از استاد ، و دقت در خوب اداء کردن مَخارج الفاظ و وقف و ابتداء و صوت زیبائی که گوشها را با شنیدن و یا گوش دادن به آن می نواخت… استاد عبدالباسط در گفتگوهای خود گفته است: (( سنّم 10 سال بود که حفظ قرآن کریم را در خلال این مدّت به پایان بردم و مانند نهری روان از زبانم جاری می شد، پدرم کارمندی در وزارت نقل و انتقال وپدر بزرگم از علماء بود … من از ایشان راهنمائی خواستم که قرائتها راچگونه فرا گیرم و آنها مرا به شهر طنطا درشمال مصر راهنمائی کردند تا به دست استاد محمد سلیم علوم قرآن و قرائات را فرا گیرم اما مسافت میان ارمنت که یکی از شهرهای جنوب مصر است تا طنطا درشمال بسیار دور بود ولی موضوع ، موضوع آینده و برنامه ریزی برای آن بود، این بود که برای سفر آماده شدم اما یک روز مانده به رفتنم به سوی طنطا از آمدن استاد محمد سلیم به ارمنت مطلع شدیم، او آمده بود تاکلاسی برای آموزش قرائات در مدرسه دینی ارمنت بر پا کند اهالی ارمنت استقبال شایسته ای از او کردند و پیرامونش حلقه زدند چرا که ایشان می دانستند این مرد کیست و قدرت او در علم و قرآن را می دانستند و گوئی قضا و قدر او را در زمان مناسب به سوی ما روانه کرده بود اهل بلاد گروهی را با عنوان (اصفون المطاعنه) برای حفظ قرآن، تشکیل دادند بنابراین استاد ، علو م قرآن و قرائات را آموزش می داد و قرآن کریم را تحفیظ می نمود ، من به آنجارفته و قرآن را نزد او دوباره مُرور کردم و متن شاطبیه که متنی مخصوص به علم قرائات هفتگانه است را حفظ کردم.)) پس از اینکه استاد عبد الباسط به سن 12 سالگی رسید از هر شهر و روستا در استان قنا و مخصوصاً از جانب اصفون المطاعنه به کمک استاد سلیم ـ که از عبدالباسط به هر جا که می رفت تعریف، میکرد ـ دعوتهائی به سوی او روانه شد ، چراکه گواهی استاد سلیم نقطه اطمینان همه مردم بود.
زیارت از مَزار بانو زینب (س):
در سال 1950 به زیارت آل بیت رسول الله (ص) و عترت طاهرینش رفت ،آنچه باعث این امر شد محفلی بود که به مناسبت ولادت زینب کبری (س) بر پا شده بود،بانیان این محفل جمعی از بزرگانی از مشاهیر قاریان مانند استاد عبدالفتاح الشعشاعی،استاد مصطفی اسماعیل ،استاد عبدالعظیم زاهر و استاد ابو العینین شُعیشَع و غیر ایشان ازنخستین قُرّاء رادیو بودند…پس از گذشت نیمی از شب و در حالی که مسجد زینبیه از گروهِ انبوه محبین آل البیت (ع) که از هر نقطه آمده بودند موج می زد ، یکی از نزدیکان عبدالباسط از مسئولین مجلس اجازه خواست تا این جوان با استعداد 10 دقیقه ای را به تلاوت بپردازد ، او اجازه داد و قاری جوان از سوره احزاب در میان جمعیتی با این کثرت شروع کرد…سکوت همه جای مسجد را فرا گرفت و همه دیده ها یه این قاری کوچک جلب شد که با جرأت در جایگاه قاریان بزرگ نشسته است…اما سکوت دقائقی بیش طول نکشید و تبدیل به فریادهائی شد که مسجد را میلرزاند،(الله اکبر) (ربنا یفتح علیک)… الخ که این فریادها مستقیماً از دل برمی خواست،و به جای 10 دقیقه قرائت به یک ساعت و نیم ادامه پیدا کرد ،حضّار تصور می کردند که ستونها و دیوارهای مسجد هم با آنها هم صدا شده اند و گوئی که صدای سنگها را می شنیدند که تنزیه و تسبیح می گفتند.
معرفی عبدالباسط به رادیو:
با پایان یافتن سال 1951 استاد ضباع از عبدالباسط خواست تا برای قرائت در رادیو اقدام کندولی عبدالباسط با توجه به ارتباطش با مردم صَعید و نیز به جهت اینکه رادیو یک برنامه خاص و منظّمی را می طلبد مایل بود که این قضیه را به آینده واگذار کند امّا از آنجا که خواست وبرنامه های الهی مافوق همه اراده ها وبرنامه ها است استاد ضباع نواری را که عبدالباسط در روز ولادت زینب کبری (س) خوانده بود ،که بسیار اعجاب برانگیز هم بود، به هیئت داوران رادیو داد و همگان از اداء قوی و صوت عالی او تعجب کردند …و به هر حال در سال 1951 عبدالباسط به رادیو راه یافت تایکی از ستارگان درخشنده در آسمان تلاوت باشد،پس از به دست آوردن این شهرت در طول چند ماه ، عبدالباسط ناچار بود که سر پناهی در قاهره بر پا کند و همراه با خانواده اش که ایشان را از صعید منتقل کرده بود در جوار فرزند رسول خدا زینب (س) اقامت کند بانوئی که مسبّب شهرت و ملحق شدنش به رادیو شده بود و به قول میلیونها نفر از مردم او را چون موهبتی به اسلام و مسلمانان هدیه کرده بود ، با ملحق شدن اوبه رادیو اقبال مردم برای خرید گیرنده های رادیوئی زیاد شد و در اکثر خانه ها گسترش یافت و هر کس دریک روستا یا یک منطقه رادیوئی داشت، صدای آن را بلند می کرد تا همسایگان هم صدای او را بشنوند بالاخص در روزهای شنبه مضافاً به اینکه محافل خارجی او هم مستقیم بر امواج رادیو پخش می شد.
دیدار از کشورها:
از سال 1952در ماه مبارک رمضان و یا غیر رمضان مسافرتهای او به دورترین نقاط عالم شروع شد، حتی بعضی از دعوتهائی که از او می شد به مناسبت برگزاری یک محفل نبود بلکه از اودعوت می شد تا در آن کشور حضور داشته باشد و هنگامی که سوال می شد به چه مناسبتی از استاد دعوت کرده اید ؟ می گفتند: که محفل به خاطر ایشان برگزار شده است چرا که هنگامی که استاد در یک محفلی حضور دارد فضائی از سُرور و شادی در آن مکان حاکم می گردد … این قضیه از استقبال کشورهای مختلف جهان از او در چهار چوب استقبالهای رسمی و دولتی و یا مردمی معلوم می شود … رئیس جمهور کشور پاکستان در فرودگاه به استقبال او آمد او را ملاقات کرده و با او مصافحه نمود، در جاکارتا در کشور اندونزی در بزرگترین مساجد آنجا به تلاوت قرآن کریم پرداخت در حالی که هر گوشه مسجد ازحاضرین پر شده بود و جمعیت با مسافت یک کیلومترمربع به خارج مسجد کشیده شده بود ودر میدانِ مقابل مسجد بیش از 250 هزار مسلمان تا صبح در حالی که سر پا ایستاده بودند به صدای او گوش می داند…از میان کشورهائی که عبدالباسط به آنجا سفرنمود هند است ، او به مسافرت به کشورهای عربی و اسلامی بسنده نکرد ، بلکه شرق و غرب و شمال و جنوب عالم را پیمود تا در همه نقاط به مسلمانان دست پیدا کند… ازمشهورترین مساجدی که در آن به تلاوت پرداخته است ، مسجدالحرام در مکه ،مسجد نبوی (ص) در مدینه منوره ، مسجد الاقصی در قُدس ، مسجد ابراهیمی (ع) در فلسطین و مسجد اَموی در دمشق و مساجد مشهورآسیا ، آفریقا، ایالات متحده، فرانسه ، لندن، هند و اکثر کشورهای جهان بوده است هیچ روزنامه رسمی و یا غیر رسمی از عکس و نوشته هائی که بر اسطوره بودن او دلالت دارد و مستحق تقدیر و احترم است، خالی نیست.
بیماری و وفات:
مرض قند در اوشدت گرفت ،اما او با تناول غذاها و نوشیدنی های مختلف با این بیماری به مبارزه می پرداخت، ولی با اضافه شدن التهاب کَبدی، دیگر توان مقاومت در برابر این دو مرض را نداشت، او را به بیمارستان دکتر بدران در جیزه بردند ، اما اطبّاء به او توصیه کردند که برای معالجه به لندن برود ، او به آنجا رفت اما پس از اقامت یک هفته ای در آنجا از پسرش ابن طارق که همراه او بود خواست که او را به مصر برگرداند و گوئی که احساس کرده بود که روزگار عمر سپری شده است و وقت لقاء خداوند نزدیک شده و براستی زندگی جز ساعتی نیست که به زودی می گذرد ، روز وفات او به مَثابه صاعقه ای بود که بر قلوب میلیونها مسلمان در هر مکانی از دنیا واردآمد، هزاران نفر از دوستداران صدا، اداء، و شخصیت او با تمام اختلاف زبان و … جنازه اورا تشییع کردند ، در این تشییع همه سُفراء کشورهای جهان به نیابت مردمشان حضور داشتند،و چون عبدالباسط سبب پیوند و علاقه در بین بسیاری از مردم در کشورهای مختلف بود روز 30 فبریه در هر سال روز تکریم از این قاری بزرگ اعلام شد تا مسلمین به یادِ روزِ 30/11/1988 یاد او را گرامی داشته باشند روزی که او ازمیان ما رفت و از زندگی این دنیا به زندگی جاودانی پیوست.


زندگینامه استاد مصطفی اسماعیل
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

اکبرالقراء استاد مصطفی اسماعیل از مشاهیر و نوابغ علم قرائت قرآن در جهان اسلام است که کلام خدا را با آهنگی بسیار لطیف و دلنشین و با الحانی منطبق با معانی و مفاهیم الهی تلاوت می کند . وی استادی است بی بدیل که در فن قرائت سبکی بسیار ممتاز دارد . مردی است که تمامی قاریان جهان در آستان پر از معنویتش سر تعظیم فرود می آورند و همه به او عشق می ورزند .

به راستی که تلاوت شیوا و ممتاز قاری برجسته ای چون مرحوم استاد مصطفی اسماعیل که توأم با دلپذیر ترین نغمات آسمانی و کلام روح بخش آیات الهی می باشد جان را طراوت و آرامش می بخشد و اینچنین است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم می فرمایند «صدای نیکو زینتی است برای قراء». قاریان مبرز و اهل فن بر این عقیده اند که صوت محزون مرحوم استاد مصطفی اسماعیل دارای صفا و پختگی و جذبه ای روحانیست که به دلهای مستمعین می‌نشیند و از گیرایی خاصی برخوردار است .

مصطفی را ، نه تنها قرائت او بلکه تواضع و جوانمردی اش دوست داشتنی می کند . وقتی سوره احزاب را می خواند مردم چنان فریاد به تحسین اومی گشایند که مجلس به خود می لرزد و وقتی در اثنای قرائت با تواضع و افتادگی از مردم اجازه پایان قرائت خود را می خواهد ، آن ها به او اصرار می ورزند و از او ادامه قرائت را التماس می کنند . او نیز می خواند و آنگاه یکی از قرائت های استثنایی تاریخ را می آفریند و سوره الحاقه را چنان می خواند که مستمعین را هوش از سر به در می شود . تلاوتهای مرحوم استاد مصطفی اسماعیل تا اعماق جان انسان رسوخ نموده و مستمع را به اندیشیدن در آیات الهی قرآن و پند و عبرت گرفتن از کلام پروردگار متعال ترغیب می‌کند . بجاست در این زمینه به سخنان حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی که در جمع قاریان و کارکنان رادیو قران ، ایراد فرموده اند توجه کنید :

«هنر قاری قران این است که هرچه بیشتر معانی قران را در ذهن مستمع مجسم بکند ؛ به این نکته توجه کنید : اینکه میبیند یک تلاوت گری یکدفعه گل میکند و اهل نظر و اهل بصیرت او را قبول میکنند بی جهت نیست یک علتی دارد . شیخ مصطفی اسماعیل یا عبدالفتاح و اساتیدی از این قبیل کسانی هستند که وقتی قرآن می خوانند شما می‌بینید مفاهیم قران در ذهنشان مجسم است ؛ احساس می کنید او دارد مفاهیم را به شما میدهد نه حرف را ؛ علت (شهرتشان) اینها هست لذاست که اینها در همان منطقه خودشان هم معروف می شوند و دیگران و شاگردهایشان مقلد اینها می شوند . و شما نگاه کنید بین این قراء بزرگ ؛ مثلا شیخ مصطفی اسماعیل که من دقت کردم و شاید دیگران هم همین طور باشند من ندیدم جایی در وقف مطلق مصطفی اسماعیل نایستد ؛ معمولا می ایستد ؛ شما هم بایستید ؛ این ایستادن صدا را زیباتر و دلنشین تر می کند و هم معنی ؛ این هم یک نکته بود » .

شیوه ای را که مرحوم مصطفی اسماعیل در علم قرائت مبتکر آن بوده است شاهکاری برجسته است که در آن قاری قرآن همزمان با تلاوت و بیان علم تجوید قادر است تا مفاهیم آیات الهی را به مستمعین برساند و تجسم عینی مفاهیم عمیق قرآنی را ایجاد نماید و اینچنین است که جوهر و بطن قرآن کریم در لحن زیبای قاری گرانقدر و ارجمندی چون مرحوم استاد مصطفی اسماعیل می درخشد . مرحوم استاد به کلیه قراءات سبعه و راویان قراء تسلط و چیرگی خاصی داشت و با قرائت گوناگون قرآن کریم را تلاوت می نمود ، اما اکثراً به قرائت ورش مصری به تلاوت آیات مبادرت می ورزید .همچنین او به تمامی مقامات و الحان قرآنی مهارت و استادی وافری داشت بطوری که اهل فن او را یگانه مقری قرآن می دانند .

مصطفی در ناحیه طنطا از کشور مصر متولد گردید و تحت آموزش اولیه استاد سید البدوی قرائت قرآن را فرا گرفته ، سپس در ناحیه طنطا در مؤسسه الاحمدی به همراه شیخ خلیل الحصری در محضر شیخ «ابراهیم سلّام» که از بزرگترین اساتید آن زمان بود به تحصیل علوم عالی قرائت پرداخت . زمانی که مصطفی برای اولین بار به شهر قاهره مسافرت کرد ، در ملاقات با شیخ محمد رفعت قرائت قرآن نمود ، آنگاه امام القرّاء دستانش را در میان گرفته ، آینده ای درخشان را به او نوید داد . او که یک نابینا بود با چشم بصیرت مصطفی را به خوبی شناخت و زیبایی کار او را در اعماق وجود خویش احساس کرد .

مصطفی یکی از اساتید مسلم علم قرائت است ، استادی که با آشنایی با نغمات و مقامات موسیقی و علم تجوید ، بهترین و بالاترین قرائت ها را آفریده است . او می گوید : « طریقه تجوید و صوت قرآن کریم بر پایه حدود 18 مقام استوار است که برخی از آنان عبارت اند از : بیات و مشتقات آن... صبا ، شور ، حجاز ، رست ، سه گاه ، عجم ، مرمل ، نهاوند ، عشاق و ... » از نظر مصطفی یک قاری قرآن که دارای صوتی زیباست ناگزیر است که با موسیقی آشنا باشد و نیز وقف و ابتدا را باید بداند ، اما این همه در شرایطی است که قاری به اصول تلاوت خللی وارد نساخته و حق آیات را ادا کند . صوت خوش در آیات و احادیث نیز پسندیده است و همواره مورد تایید بوده است . آنجا که حضرت رسول (ص) فرمودند : « قرآن را با صوت زیبا ، نیکو بخوانید » و همچنین می فرمایند : « آن کس که قرآن را با تَغَنّی و آهنگ قرائت نکند از ما نیست ». همه می دانند مقصود از غنا و آهنگ در اینجا صوت نیکوست . صوتی که حق تلاوت را آن چنان که مورد رضای خداست فراهم می سازد .

مرحوم استاد حصری درباره صوت استاد مصطفی اسماعیل می گوید « او از جمله قاریان ممتازی است که در بیان الحان قرآنی تسلط و استادی خاصی داشت.

از نظر مصطفی یک قاری قرآن بزرگترین و بهترین سفیر برای اسلام و کشور خود می باشد . وی در این راستا عنوان می کند که در سفری که در سال 1352 به ترکیه داشته است استقبال زیادی از سوی مردم و مقامات کشوری صورت گرفت ، تا آنجا که نخست وزیر ترکیه خود شخصاً به استقبال و دیدار با وی آمدند و به همراه وزیر فرهنگ به مدت نیم ساعت با وی به گفتگو نشستند ، پس از آن قرآنی را که حروف آن با آب طلا نوشته شده بود ، به او هدیه کردند . و نیز طی مسافرت هایی که به لبنان داشت از سال 1353 به مدت 3 سال در ایام ماه مبارک رمضان به تلاوت قرآن در این کشور پرداخت ؛ در اینجا نیز به او نشان درجه یک کشور را اعطا کردند . شیخ مصطفی اسماعیل به کشورهای بسیار زیادی در اقصی نقاط جهان مسافرت کرده است . وی می گوید : « یک قاری قرآن در قلوب مسلمین جهان جایگاه ویژه ای دارد . مردم از او استقبالی شایسته شخصیت او به عمل می آورند ، حتی از زمانی که قدم در فرودگاه آن دیار می گذارد ، روزنامه ها و مجلات پیرامون تاریخ زندگی او و تاریخ کشورش ، مقالات بسیار می‌نویسند و رادیو و تلویزیون نیز در این رابطه به پخش برنامه هایی اهتمام می ورزند ».

رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای به تلاوت های مصطفی اسماعیل علاقه وافری دارند . ایشان می فرمایند : « علّت شهرت این قاری این است که به هنگام تلاوت مفاهیم و مضامین را در ذهن مجسم می کند...»

آری استاد مصطفی ، از اساتید برجسته ای است که چون تلاوت می کند ، هر جا که شنونده ای باشد بی اختیار به تحسین و تشویق او لب می گشاید . آنگاه که لفظ (ماءِ) را تلاوت می کند ، چنان می خواند که مستمع آب را در مقابل دیدگان مجسم می کند . این حالت در تمامی کلمات و آیات مشهود است .

از مشهورترین اماکنی که استاد در آن مکان ها به تلاوت قرآن پرداخته است ، مسجد جامع اموی ، جامع کبیر در لبنان ، مسجد امام حسین (ع) در عراق ، مسجدالاقصی ، مسجدالحرام و مسجد جامع کبیر در پاریس را می توان نام برد .

این اساتید بزرگ علم قرائت قرآن علاوه بر تلاوت های مجلسی ، تمامی قرآن کریم را نیز به شیوه ی تحقیق و ترتیل قرائت کرده است که در اکثر کشورها ، شیفتگان کلام الهی ، به تلاوت های زیبای او گوش جان سپرده ، از آن بهره ها می گیرند و قاریان بسیار با استماع تلاوت هایش دراین راه به مراتب اعلی در قرائت قرآن رسیده اند . تلاوت های این استاد مسلم علم قرائت همه هفته از رادیو قرآن جمهوری اسلامی ایران به سمع دوستداران تلاوتهای ایشان می رسد .

سرانجام شیخ مصطفی اسماعیل پس از عمری پربار ، در حالی که شیفتگان بیشماری از تلاوت های دلنشین خویش برجای گذارده بود ؛ در سال 1359 ه.ش. در شهر قاهره به سوی معبود شتافت و بدین سان جهان اسلام در غم از دست دادن نابغه ای - که سراسر جهان به عظمتش معترف بود - سوگوار گردید . فردی که با صوت و لحن دلنشین اش توانست بسیاری را فراسوی دین مبین اسلام رهنمون سازد . همانگونه که خود بارها گفته بود : یک قاری قرآن بزرگترین سفیر قرآن عزیز است .