تفسیر سوره بینه
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره بینه

لَمْ یَکُنِ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکینَ مُنْفَکِّینَ حَتَّى تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ1رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً2فیها کُتُبٌ قَیِّمَةٌ3وَ ما تَفَرَّقَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّنَةُ4وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یُقیمُوا الصَّلاةَ وَ یُؤْتُوا الزَّکاةَ وَ ذلِکَ دینُ الْقَیِّمَةِ5إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکینَ فی‏ نارِ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ6إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ7جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ8

 

تفسیر المیزان _ خلاصه‌ :

(١) (لم یکن الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین منفکین حتی تاتیهم البینه ):(به هیچ وجه کفار و مشرکین و اهل کتاب رها نخواهند شد، تا وقتی که حجت نبوت خاتم الانبیاء و حقیقت دعوتش بر آنان تمام شود)

(٢) (رسول من الله یتلوا صحفا مطهره ):(رسولی از ناحیه خدا که صحیفه هایی منزه از باطل را بر آنان تلاوت کند)

(٣) (فیها کتب قیمه ):(که در آن صحیفه ها کتابهای ارزشمندی هست )می فرماید: خداوند کافران به دعوت نبوت رسولخدا ص من جلمه اهل کتابی که بااعتقاد به الوهیت مسیح و مریم یا بنوت او، یا بنوت عزیر کافر شدند و مشرکینی که به عبادت بتها و آلهه و ارباب اشتغال داشتند، را رها نخواهد کرد تا آنکه دلیل روشن که همان رسولخدا ص است ، برای آنان بیاید، یعنی سنت هدایت الهی ادامه دارد و خدادست از هدایت آنها بر نمی دارد تا وقتی که حجت بر آنها تمام شود و خودشان یقین بیابند که حضرت محمدص فرستاده خداست ، هر چند که از روی لجاج و عناد به اوکفر بورزند.آنگاه به شرح آن بینه می پردازد و می فرماید: آن حجت و بینه روشنی که از ناحیه خدا برای آنان آمده ، رسولی از جانب خداست که برای مردم صحف آسمانی پاک ومنزه از باطل و دسترسی شیاطین را می خواند و آن صحف حاوی احکام و عقایدی ارزشمند هستند که قائم به امر مجتمع انسانی و اداره کننده آن و حافظ مصالح جامعه می باشند.

(۴) (و ما تفرق الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ما جاءتهم البینه ):(و اهل کتاب از مسلمین جدا و متفرق نگشتند، مگر بعد از اینکه حجت و بینه برایشان بیامد)منظور از آمدن بینه برای کفار، همان بیانات کتب انبیاء گذشته و یا سخنان خود انبیاءدر توضیح و تفسیر بیان الهی ، است .و (الذین اوتوا الکتاب )شامل همه ابناء بشر می گردد، اعم از اهل کتاب و یا مشرکین ،چون کتب آسمانی برای هدایت عموم مردم نازل شده اند، در واقع این آیه شریفه می خواهد بفرماید اختلاف و تفرقه ای که مردم در امر دین به راه انداختند، بعد از ارسال پیامبر و کتاب آسمانی و پس از اتمام حجت برایشان بوده است ، همچنانکه در جای دیگر می فرماید:(و مااختلف الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ما جاءهم العلم بغیابینهم (45) اهل کتاب اختلاف نکردند، مگر بعد از آنکه علم و حجت قطعی برایشان بیامد، ولی به جهت دشمنی بین خودشان آن را نپذیرفتند)

(۵) (و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء و یقیموا الصلوه و یؤتواالزکوه و ذ لک دین القیمه): (با اینکه رسالت این رسول جز این نبود که به مشرکین واهل کتاب بفهماند از طرف خدا مأمورند الله را به عنوان یگانه معبود بپرستند و چیزی راشریک او نسازندونماز را بپا داشته ، زکات را بدهند و دین قیم هم همین است )یعنی رسالت رسول اسلام ص و کتابهای آسمانی ، این کفار اهل کتاب و مشرکین راامر نمی کند، مگر به عبادت خدای تعالی ، آنهم به نحو خالصانه ، که به هیچ وجه چیزی را شریک او نگیرند و در حد وسط و اعتدال بوده و به جانب افراط و تفریط مایل نشوند، آنگاه در مقام ذکر خاص بعد از عام ، به دو مسأله نماز و زکات اشاره می کند که نماز، توجه عبودی خالصانه بسوی پروردگار است و زکات انفاق به خلق خدا در راه خداست که آنهم از ایمان به خدا نشأت می گیرد.در ادامه می فرماید: این همان دین ارزشمند کتب قیمه است ، یعنی این دین اسلام ودعوت محمدی ، دینی نوظهور و بی سابقه نیست و دین خدا همواره یکی بوده و در همه کتابهای آسمانی همین معانی مطرح بوده است و امتهای قبلی نیز به این تکالیف عبادی مکلف بوده اند، پس بناچار باید به آن بگروند، چون قیم و ارزشمند است و شاید هم مراد از (کتب قیمه ) معارفی باشد که رسولخدا ص آن را از صحف مطهره برای آنان خوانده که در این صورت معنا این است که مردم در دعوت اسلامی مأمور نشده اند، جزبه احکام و قوانین قیم و ارزشمندی که مصالح جامعه انسانی را تأمین می کند، پس برمردم واجب است که به این دین ایمان بیاورند.با این آیه ، بیان عمومیت رسالت پیامبر ص و شمول و فراگیری دعوت اسلامی برعموم بشر، تکمیل‌ می‌شود.

(۶) (ان الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین فی نار جهنم خالدین فیهااولئک هم شر البریه ):(بدرستی که از اهل کتاب و مشرکین کسانیکه کافر شده اند درآتش جهنم خواهند بود و در آن جاودان هستند، آنها بدترین خلق خدا می باشند) در اینجا به تهدید و انذار کفاری می پردازد که به این رسالت و بینه آشکار، کافرشده اند و از سنت هدایت الهی در ارسال دین قیم ، بهره نگرفته و اعراض کرده اند،می فرماید: این کفار چه از اهل کتاب باشند و چه از مشرکین ، در آتش جهنم ،جاودانه خواهند بود و بدترین خلق خدا هستند، چون نعمت هدایت را که بالاترین نعمات الهی است کفران کرده اند.

(٧) (ان الذین امنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه ):(بدرستی کسانیکه ایمان آورده و اعمال صالح بجا آورده اند، ایشان بهترین خلق خدایند)

(٨) (جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدارضی الله عنهم و رضوا عنه ذلک لمن خشی ربه ):(پاداش آنان در نزد پروردگارشان بهشتهای جاویدی است که نهرها در دامنه آن روان است و در آن تا ابد خواهند بود، هم خدا از ایشان راضیست و هم آنها از خدا راضی هستند، این عاقبت کسی است که ازپروردگارش خشیت داشته باشد)این آیات در مقام بشارت و وعده به مؤمنان است ، می فرماید: مؤمنانی که اعمال صالح بجا آوردند، بهترین خلق خدا هستند، یعنی خیریت منحصر در مؤمنان است ،آنگاه به شرح عاقبت ایشان می پردازد و می فرماید: جزای آنها در نزد پروردگارشان بهشتهای خالد و جاودانه است که نهرها در زیر درختان آن جاریست و این مؤمنان تا ابددر آن جاودانه خواهند بود و هیچ زوال و دگرگونی در نعمات آنها نخواهد بود.در ادامه می فرماید: خدا از ایشان راضیست ، رضایت از صفات فعلی خداست ومصداق آن همان ثوابیست که به ایشان اعطامی کند تاجزای ایمان واعمال صالحشان باشد،از جانب دیگر آنها هم از خدا راضی هستند، چون به نعم و سعادت ابدی رسیده اند،آنگاه می فرماید: این عاقبت و سرنوشت کسانی است که از پروردگارشان می ترسند،یعنی علامت بهترین خلق خدا و کسانیکه به بهشت عدن نایل می شوند، همین است که ازمقام پروردگارشان خشیت دارند و از آنجا که در جای دیگر فرموده :(انما یخشی الله من عباده العلماء فقط بندگان عالم از خدا می ترسند)، معلوم می شود،علم به خدا خشیت از او را به دنبال دارد و خشیت خدا هم ایمان به او را در پی خواهد داشت ، لذا فردی که از خدا می ترسد، قهرا در باطنش ملتزم به ربوبیت و الوهیت اوست و در ظاهر هم ،اعمالش صالح و مطابق اوامر الهی می باشد .