تفسیر سوره انفطار
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره انفطار

إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ1وَ إِذَا الْکَواکِبُ انْتَثَرَتْ2وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ3وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ4عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ5یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَریمِ6الَّذی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ7فی‏ أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ8کَلاَّ بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ9وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظینَ10کِراماً کاتِبینَ11یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ12إِنَّ الْأَبْرارَ لَفی‏ نَعیمٍ13وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفی‏ جَحیمٍ14یَصْلَوْنَها یَوْمَ الدِّینِ15وَ ما هُمْ عَنْها بِغائِبینَ16وَ ما أَدْراکَ ما یَوْمُ الدِّینِ17ثُمَّ ما أَدْراکَ ما یَوْمُ الدِّینِ18یَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَ الْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ19

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (اذا السماء انفطرت ):(وقتی که آسمان بشکافد)

(2) (و اذا الکواکب انتثرت ):(و وقتی که ستارگان پراکنده شوند)

(3) (و اذا البحار فجرت ):(و وقتی که دریاها به هم متصل گردد)

(4) (و اذا القبور بعثرت ):(و زمانیکه گورها زیر و رو شود و مردگان از آن بیرون شوند)

(5) (علمت نفس ما قدمت و اخرت ):(در آن روز هر کس داند که چه اعمالی کرده و یا نکرده )می فرماید: در روز قیامت که آسمان شکافته و منشق می شود و ستارگان هر یک ازمدار خود خارج شده و پراکنده و متفرق می شوند و زمانیکه دریاها طغیان کرده و بهم متصل می گردند و آن زمانی که خاک قبرها منقلب و زیر و رو می شود وانسانهای مرده از گور بیرون آورده می شوند تا به جزای خود برسند، در آن زمان است که هر نفسی به آن اعمالی که خودش در دنیا انجام داده و سنتهایی که از خودش باقی گذاشته علم تفصیلی می یابد و حقیقت آن را درک می کند.

(6) (یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم ):(ای انسان ، چه چیزی تو را به پروردگار کریمت مغرور کرده ؟)

(7) (الذی خلقک فسویک فعدلک ):(پروردگاری که تو را آفریده و ساخته وپرداخته و تناسب داده است )

(8) (فی ای صوره ما شاء رکبک ):( و به هر صورتی که خواسته ترکیب کرده )این آیات ، انسان را مورد عتاب قرار داده و منظور از این انسان افراد منکر معاد وروز جزا هستند و معلوم است که انکار روز جزا ملازم انکار تشریع دین و انکار ربوبیت خدای تعالی است ، می فرماید: ای انسان چه چیزی تو را نسبت به پروردگار کریمت که این همه نعمات به تو ارزانی کرده ، مغرور کرده ؟ یعنی کفران تو هیچ عذر و بهانه ای ندارد، آنگاه به شرح موارد تدبیر الهی می پردازد و می فرماید: آن پروردگاری که انسان را با همه اجزای وجودش خلق کرد و سپس به تسویه او پرداخت و هر عضو را درجای مناسبش قرار داد و قوای بدن او را متعادل نمود و آنها را با هم هماهنگ کرد و اورا به هر شکلی که خواست ترکیب نمود و همه آنها به مقتضای حکمت بود، بنابراین خلقت مرد یا زن ، سفید یا سیاه ، چاق یا لاغر و قوی یا ضعیف ، همه اینها به مقتضای حکمت ومصلحت است وخداوند انسان را به بهترین صورت و نظام آفریده است،پس چه عذر و بهانه ای برای کفران نعمات او وجود دارد؟

(9) (کلا بل تکذبون بالدین ):(نه ، بلکه شما روز جزا را تکذیب می کنید)

(10) (و ان علیکم لحافظین ):(و بدرستی که بر شما نگهبانانی گماشته )

(11) (کراما کاتبین ):(که نویسندگانی ارجمند هستند)

(12) (یعلمون ما تفعلون ):(و هر چه بکنید، می دانند)یعنی ای انسانهای منکر قیامت به کرم خدا مغرور نشوید و آن را بهانه کفر و معصیت خود نسازید، چون این غرور سودی به حال شما ندارد، بلکه اساسا علت واقعی کفر ومعصیت شما غرور نیست ، این انکار قیامت و تکذیب روز جزاست که شما را مغرور وفریفته کرده که با این جرأت و جسارت مرتکب کفر و معصیت می شوید، در حالیکه به تحقیق خداوند از ناحیه خود حافظانی را موکل بر شما نموده که اعمال شما را با نوشتن ثبت و ضبط می کنند، حافظانی که دارای کرامت و عزتی در نزد خدای تعالی هستند واراده نمی کنند، جز آنچه را که خدا اراده کرده و آنان به تمام اعمالی که مرتکب می شوید، علم دارند، بنابراین در تشخیص نیک و بد اعمال شما مرتکب اشتباه و خطانمی گردد و حتی دانای به نیات شما هستند.

(13) (ان الابرار لفی نعیم ):(بدرستی که نیکان در نعیمند)

(14) (و ان الفجار لفی جحیم ):(و بدکاران در جهنم هستند)

(15) (یصلونها یوم الدین ):(روز جزا وارد آن شوند)

(16) (و ما هم عنها بغائبین ):(و از آن غائب نگردند)(ابرار) یعنی نیکوکاران ، (فجار)یعنی گنه کاران پرده در یا کفار هتاک ، می خواهدبفرماید: درنتیجه ثبت و ضبط دقیق اعمال شما در روز جزا، نیکان از بدکاران مجزا ومتمایز هستند، نیکان در بهشت پر نعمت واقع می شوند و بدکاران کافر در آتش دوزخ وارد می گردند، و اینکه جحیم و نعیم را به صورت نکره آورده برای دلالت برعظمت وتوصیف ناپذیری آنهاست ، و در ادامه می فرماید: در روز جزا آنها حرارت دوزخ رامی چشند و تا ابد ملازم آن هستند و هرگز از آن جدا نمی شوند، و اهل دوزخ هرگزنمی توانند از آن غایب گردند و قدرت بیرون آمدن از آن را ندارند.

(17) (و ما ادریک ما یوم الدین ):(و تو چه می دانی که روز جزا چیست ؟)

(18) (ثم ما ادریک ما یوم الدین ):(و باز چه می دانی که روز جزا چیست ؟)

(19) (یوم لا تملک نفس لنفس شیئا و الامر یومئذ لله ):(روزیست که کسی درباره کسی اختیاری ندارد و فرمان در آن روز مختص خداست )در مقام هول انگیزی و توصیف عظمت روز قیامت با تأکید مجدد می فرماید: تونمی توانی به حقیقت روز جزا احاطه پیداکنی و اصولا عظمت آن غیر قابل توصیف است و آن ، روزیست که همه روابط و تأثیر و تأثرات بین اسباب عالم منقطع می شود و هیچ سببی نمی تواند مؤثر واقع گردد و در آن روز مالک امر و فرمان فقط و فقط خدای سبحان است ، همچنانکه در دنیا نیز همینطور بود، اما در آن روز این حقیقت کاملاآشکار است ، همچنانکه می فرماید:(و لو یری الذین ظلموا اذ یرون العذاب ان القوه لله جمیعا و اگر ستمگران وضع خود را در روز قیامت وقتی که عذاب می دیدند،مشاهده می کردند، می فهمیدند که هر چه نیرو و قدرت است مختص خداست ).