تفسیر سوره غاشیه
ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره غاشیه

هَلْ أَتاکَ حَدیثُ الْغاشِیَةِ1وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ2عامِلَةٌ ناصِبَةٌ3تَصْلى‏ ناراً حامِیَةً4تُسْقى‏ مِنْ عَیْنٍ آنِیَةٍ5لَیْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَریعٍ6لا یُسْمِنُ وَ لا یُغْنی‏ مِنْ جُوعٍ7وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ8لِسَعْیِها راضِیَةٌ9فی‏ جَنَّةٍ عالِیَةٍ10لا تَسْمَعُ فیها لاغِیَةً11فیها عَیْنٌ جارِیَةٌ12فیها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ13وَ أَکْوابٌ مَوْضُوعَةٌ14وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ15وَ زَرابِیُّ مَبْثُوثَةٌ16أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ17وَ إِلَى السَّماءِ کَیْفَ رُفِعَتْ18وَ إِلَى الْجِبالِ کَیْفَ نُصِبَتْ19وَ إِلَى الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ20فَذَکِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ21لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ22إِلاَّ مَنْ تَوَلَّى وَ کَفَرَ23فَیُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذابَ الْأَکْبَرَ24إِنَّ إِلَیْنا إِیابَهُمْ25ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا حِسابَهُمْ26

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (هل اتیک حدیث الغاشیه ):(آیا داستان روز فراگیر قیامت به تو رسیده است )؟

(2) (وجوه یومئذخاشعه ):(درآن روزچهره هایی ازشدت شرم ،فروافکنده وذلیل است ؟)

(3) (عامله ناصبه ):(ازسیمایشان خستگی وتعب ناشی ازتلاشهای بی نتیجه نموداراست )

(4) (تصلی نارا حامیه ):(داخل آتشی سوزان می شوند)

(5) (تسقی من عین انیه ):(و از چشمه ای سوزان به آنها نوشانده می شود)

(6) (لیس لهم طعام الا من ضریع ):(خوراکی جز خار تهوع آور بدبو ندارند)

(7) (لا یسمن ولا یغنی من جوع ):(و آنهم نه کسی را فربه می کند ونه سیرمی سازد)قیامت را از آن جهت (غاشیه ) نامیده است که انسانها را از هر سو احاطه می کند وآنها را فرا می گیرد و استفهام ابتدای آیه به منظور تعظیم و مهم جلوه دادن امر قیامت است ، می فرماید: آیا ماجرای روز فراگیر را شنیده ای ؟ در آن روز چهره هایی از شدت اندوه و عذاب ذلیل و شرمسار است ، در حالیکه برای دنیا نهایت عمل و تلاش خود راکرده اند، اما چون تلاششان بی نتیجه مانده وهیچ سودی عایدشان نشده ، خستگی و تعب از تنشان بیرون نرفته و آثار آن تلاش بی نتیجه و خستگی ناشی از آن در چهره هایشان آشکار است و ملازم آتشی هستند که در نهایت درجه حرارت است و از چشمه ای سوزان و جوشان می نوشند و خوراکشان از نوعی خار بدمزه و تهوع آور است (که بدترین نوع خار است ، و هیچ حیوانی آن را نمی خورد) و این خوراک دائمی آنهاست ،ولی نه آنها را سیر می کند و نه ایشان را فربه می سازد.

(8) (وجوه یومئذ ناعمه ):(در آن روز چهره هایی خرسند و باطراوتند)

(9) (لسعیها راضیه ):(و آشکار است که از تلاش خود راضیند)

(10) (فی جنه عالیه ):(آنان در باغی بلند و مرتفع هستند)

(11) (لا تسمع فیها لاغیه ):(که درآن هیچ سخن بیهوده ای نمی شنوند)

(12) (فیها عین جاریه ):(و در آن چشمه ای روان است )

(13) (فیها سرر مرفوعه ):(در آن تختهایی مرتفع قرار دارد)

(14) (و اکواب موضوعه ):(و قدحهایی که نهاده شده )

(15) (و نمارق مصفوفه ):(و بالش ها و پشتیهای ردیف شده )

(16) (و زرابی مبثوثه ):(و فرشهایی گسترده )در اینجا در مقابله با وضع کفار و دنیاطلبان به وضع اهل ایمان و تقوی می پردازد.می فرماید: درآن روز چهره هایی شادمان و مسرورند و آثار برخورداری از نعمت ازچهره هایشان هویداست و از نتیجه سعی و عمل خود راضی هستند، چون اعمالشان اعمالی صالح بوده و با بهترین جزا پاداش داده شده اند، آنها در درجات مرتفع و عالی بهشت از عیشی گوارا و لذاتی بدون الم برخوردارند، بطوریکه حتی یک کلمه سخن بیهوده نمی شوند، و در بهشت چشمه هایی مانند سلسبیل و تسنیم و طهور و... جریان دارد و در آنجا تختها و تکیه گاههایی رفیع و عظیم هست (رفعت کرسیها کنایه از مقام ومنزلت کسانی است که به آنها تکیه می زنند) و در آنجا تنگهای شراب نهاده شده وپشتیها به صورت ردیف و پشت سرهم قرار گرفته و اهل بهشت به آنهاتکیه می زنند وفرشها و بساطهای فاخر گسترده شده تا اهل بهشت بر آنها بنشینند.

(17) (افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت ):(آیا اینها به شتر نظر نمی کنند که چگونه آفریده شده ؟)

(18) (و الی السماء کیف رفعت ):(و به آسمان که چگونه برافراشته شده ؟)

(19) (و الی الجبال کیف نصبت ):(و به کوهها که چسان پابرجا گشته ؟)

(20) (و الی الارض کیف سطحت ):(و به زمین که چگونه گسترانده شده ؟)بعد از ذکر وضعیت دوگروه مؤمن و کافر، اینک به تدبیر ربوبی خود اشاره ای اجمالی می نماید و بالحنی توبیخی به منکران ربوبیت می فرماید: چرا اینها به همین شتر ومرکبی که در اختیارشان است و ما آن را مسخر ایشان کرده ایم با نظر دقت نمی نگرند تااز خلقت عجیب او پی به قدرت خالقش ببرند و اگر در خلقت او بیاندیشند و به شگفتیهای خلقتش موشکافانه ، نظر کنند، اذعان می کنند که امکان ندارد، چنین موجودی بی فایده و بدون غرض و براساس تصادف و گزاف پدید آمده باشد و اینکه از میان همه مخلوقات به شتر اشاره می کند به جهت آنست که در میان مردم عرب شتر از ارکان اصلی زندگی بوده .در ادامه می فرماید: چرا به آسمان نمی نگرند که چگونه به این هیئت شگفت برافراشته شده و بدون ستونی برپاگشته و انواع ستارگان و خورشید و ماه آن را آراسته اندو جو زمین از هوای قابل تنفس بشر آکنده شده و همه اینها شایسته توجه و دقت است وهر انسان عاقلی را متوجه قدرت و حکمت خالق و مدبر آنها می سازد.آنگاه می فرماید: چرا به کوهها نظر نمی کنند که چگونه خدا آنها را برپا و محکم واداشته است و ریشه های آنها مانند میخ اجزای زمین را محکم کرده و از مخازن آن چشمه ها و نهرها جاری می شود و معادن را در سینه خود حفظ می کند.و چرا به وضع زمین نمی اندیشند که چگونه خداوند آن را برای بشر گسترانده و انواع نعمات را برای بقاء نوع بشر در آن فراهم آورده ، بطوریکه شایسته سکونت انسان شده .لذا این تدابیر کلی مستند به خالق و مدبر هستی است ، پس بر انسانها واجب است که به ربوبیت او ایمان آورند و اعتراف نمایند و تنها او را بپرستند، چون آنها در پیش رویشان عالم آخرت را دارند که در آن برانگیخته و مبعوث شده و به حسابشان رسیدگی می شود و مطابق اعمال نیک و بدشان جزا می بینند.

(21)  (فذکر انما انت مذکر):(پس ای پیامبر، تو تذکر بده که تنها وظیفه تو تذکردادن است )

(22) (لست علیهم بمصیطر):(و تو بر آنها تسلطی نداری )

(23) (الا من تولی و کفر):(جز آنها که اعراض کرده و کفر ورزیدند)

(24) (فیعذبه الله العذاب الاکبر):(که خدا آنان را به عذاب بزرگتر قیامت معذب خواهد کرد)

(25) (ان الینا ایابهم ):(بدرستی که آنها بازگشتشان بسوی ماست )

(26) (ثم ان علینا حسابهم ):(و سپس محققا حساب ایشان بر عهده ماست )می فرماید: وقتی معلوم شد که خدای سبحان رب مردم است ودر پیش رویشان حساب و جزا را در پیش دارند، پس تو ای پیامبر، آنها را به این حقایق تذکر بده ، که تنهاوظیفه تو به عنوان پیامبر، همین تذکر دادن است ، به امید آنکه آنها با طیب خاطر و بدون اکراه ایمان بیاورند، چون تو قاهر و مسلط بر آنها نیستی و نمی توانی آنها را مجبور به ایمان نمایی و فقط می توانی افرادی را که صلاحیت تذکر پذیری دارند (قلبهایشان ازخدا خشیت دارد) موعظه و تذکر بدهی و تو باید آنان را موعظه کنی و برای تذکرمداومت داشته باشی ، مگر کسانی که بعد از تذکرتو روی گردانیده و کفر ورزیدند که دراین صورت دیگر لازم نیست به تذکر خود ادامه بدهی ، بلکه باید از آنها اعراض کنی وامر ایشان را به ما واگذار کنی تا ما آنها را به عذاب آخرت که به مراتب از عذاب دنیابزرگتر است ، معذب نمائیم . پس این آیات مضمونی شبیه آیات 12ـ9 سوره اعلی دارند که تفسیر آن گذشت .در ادامه می فرماید: بدرستی بازگشت آنها بسوی ماست و در نهایت آنها و همه مخلوقات بسوی ما باز می گردند و آنگاه حسابرسی ایشان نیز برعهده ماست ،(پس لازم است فقط مرا بپرستند و از من اطاعت کنند و خود را از عذاب من حفظ نمایند)