تفسیر سوره بلد
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره بلد

لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ1وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ2وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ3لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ کَبَدٍ4أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ5یَقُولُ أَهْلَکْتُ مالاً لُبَداً6أَ یَحْسَبُ أَنْ لَمْ یَرَهُ أَحَدٌ7أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ8وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ9وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ10فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ11وَ ما أَدْراکَ مَا الْعَقَبَةُ12فَکُّ رَقَبَةٍ13أَوْ إِطْعامٌ فی‏ یَوْمٍ ذی مَسْغَبَةٍ14یَتیماً ذا مَقْرَبَةٍ15أَوْ مِسْکیناً ذا مَتْرَبَةٍ16ثُمَّ کانَ مِنَ الَّذینَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ17أُولئِکَ أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ18وَ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ19عَلَیْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ20

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (لا اقسم بهذا البلد):(به این شهر مکه سوگند)

(2) (و انت حل بهذا البلد):(شهری که تو در آن ساکن هستی )

(3) (و والد و ماولد):(وسوگندبه آن پدری که این شهرراپدیدآوردوقسم به فرزندش )

(4) (لقد خلقنا الانسان فی کبد):(که ما انسان را در رنج آفریده ایم )

(5) (ایحسب ان لن یقدر علیه احد):(آیا می پندارد احدی بر او قادر نیست ؟)منظور از (بلد)شهر مبارک و محترم مکه است ، می فرماید: هر چند که احتیاجی به سوگند نیست ، اما سوگند می خورم به این شهر که تو در آن اقامت داری و به جهت اقامت تو شرافت و احترام یافته ،وقسم به پدری عظیم الشأن که ابراهیم خلیل ع است و قسم به فرزند شگفت آور و کریمش اسماعیل ع که سبب اصلی در بنای این شهر وساختن بیت الله الحرام بوده اند، هر آینه ما انسان را در رنج و خستگی آفریده ایم ، یعنی رنج و مشقت در تمامی شئون حیات انسان ، از هر سو به او احاطه دارد و این معنا بر هیچ خردمندی پوشیده نیست که نعمات و لذات این دنیای فانی آمیخته با انواع آلام ومصائب است .در ادامه می فرماید: آیا انسان پنداشته که کسی بر او قدرت ندارد؟ و حال اینکه دراصل طبیعت به گونه ای آفریده شد که همواره مغلوب و مقهور مقدرات الهی است واراده خدا از هر سو او را در بر گرفته و خداوند از هر جهت بر او قادر است و می تواند به هر نحو در انسان ‌ تصرف‌ کند.

(6) (یقول اهلکت مالا لبدا):(می گوید: مال بسیاری را از دست دادم )

(7) (ایحسب ان لم یره احد):(آیا پنداشته احدی او را نمی بیند؟) در ادامه مطلب قبلی می خواهد بفرماید: انسان نمی تواند این پندار را به خود راه دهدکه احدی بر او قادر نیست و همین پندار موجب شود که بر خدا تکبر بورزد و انفاق اندک خود را بسیار ببیند و بر خداوند منت بگذارد و بگوید: مال بسیاری را از دست دادم ، ظاهرا شخصی اظهار تمایل به اسلام نموده و مقداری از مال خود را انفاق کرده وسپس در مقام منت گذاری گفته است : مال بسیاری را تلف کردم و این آیات در شأن اونازل شده و می فرماید: مگر او پنداشته ما از انفاق او غافل و جاهلیم و او را نمی بینیم ؟بلکه خداوند به او و انفاق اندکش ناظر است ، اما این نحو انفاق در رسیدن به رستگاری وحیات طیب کافی نیست ، بلکه انسان باید مشقت عبودیت را تحمل کند و در مجاهده بانفس خود به انجام تکالیف بندگی قیام نماید و از گردنه های دشواری عبور کند.

(8) (الم نجعل له عینین ):(آیا ما برای او دو چشم قرار ندادیم ؟)

(9) (و لسانا و شفتین ):(و یک زبان و دو لب ؟)

(10) (و هدیناه النجدین ):(و او را به راه خیر و شرش هدایت نمودیم )(نجد)یعنی راهی بسوی بلندی و در اینجا کنایه از راه خیر و شر است که پیمودن هریک مستلزم رنج و مشقت است .می فرماید: آیا مابه انسان دو چشم عطانکردیم که بتواند همه دیدنیهارا مشاهده کند؟آیا ما به او زبان و دولب قرار ندادیم ، تا بوسیله آنها قادر به سخن گفتن شود؟و بتواند با همنوعان خود ارتباط کلامی برقرار نماید .و ما راه خیر و شر را با الهامی از جانب خود به او تعلیم دادیم به گونه ای که انسان فطرتابتواند خیر و شر را تشخیص دهد، همچنانکه فرمود:(و نفس و ما سویها فالهمهافجورها و تقویها قسم به نفس و آنکه آن را آفرید و فجور و تقوایش را به اوالهام کرد)این آیات سه گانه در مقام ارائه حجت بر آیه 7 هستند و این معنا را افاده می کند که خدای تعالی اعمال بندگان و ضمایر آنان را می بیند و حسنه یا سیئه از اعمال آنها راتشخیص می دهد، و تقریر حجت این است که : وقتی او که دیدنیها را توسط دوچشم به انسان نشان می دهد، چگونه تصور می شود که خودش انسان را نبیند؟ و وقتی که خداوندکسی است که هر انسانی را از راه سخن گفتن به منویات درونی انسانهای دیگر آگاه می سازد، چگونه ممکن است خودش از باطن بندگانش آگاه نباشد، و وقتی خدای سبحان کسی است که تشخیص خیر و شر را به بشر الهام کرده ، آیا تصور می شود که خوداو خیر و شر و حسنه و سیئه را تشخیص ندهد؟

(11) ( فلا اقتحم العقبه ):(پس چرا به مجاهدت و کارهای دشوار اقدام نکرد؟)

(12) (و ما ادریک ما العقبه ):(و تو چه می دانی که کار دشوار چیست ؟)

(13)  (فک رقبه ):(آزاد کردن بنده )

(14) (او اطعام فی یوم ذی مسغبه ):(یا سیر کردن گرسنگان در روزقحطی )

(15) (یتیماذا مقربه ):(یتیمی از خویشاوندان )

(16) (او مسکینا ذا متربه ):(یا مسکینی خاک نشین )

(17) (ثم کان من الذین امنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمه ):(تا در این صورت از کسانی شود که ایمان آوردند و یکدیگر رابه صبر و ترحم سفارش کردند)

(18) (اولئک اصحاب المیمنه ):(آنها اصحاب یمین هستند) (اقتحام )یعنی داخل شدن در چیزی با سرعت و فشار و شدت و (عقبه ) یعنی راه سنگلاخ و دشوار که به قله کوه منتهی می شود و (اقتحام عقبه )کنایه از انفاقهایی است که بر شخص انفاق کننده بسیار دشوار باشد، می فرماید: آن شخص انفاق کننده که ادعا کرد،مال بسیاری را تلف کرده ، راه دشوار انفاق را نمی پیماید و انفاق او مرضی درگاه خدانیست ، چون آن راه بسیار عظیم الشأن و ارزشمندیست که پیمودن آن کار هر کسی نیست ، سپس در توصیف عقبه و آن راه دشوار می فرماید: عبارتست از آزاد کردن بنده از قید بندگی ، یا طعام دادن به یتیمی از خویشاوندان یا مسکینی به خاک مذلت نشسته ،درروز قحطی اما این شخص مورد بحث به هیچ عقبه ای قدم ننهاد، نه بنده ای آزاد کرد، نه در روز قحطی طعامی داد و نه به یتیم خویشاوند یا مسکینی اطعام کرد، تا به این وسیله به رضای خدا نایل شود و از کسانی باشد که ایمان آورده اند و یکدیگر را به صبر کردن دربرابر اطاعت خدا و ترحم کردن بر افراد مسکین و فقیر، سفارش می کنند و آنان که توصیف کردیم که بر هر عقبه دشواری قدم می نهند و به خدا ایمان آورده و یکدیگر رابه صبر و مرحمت سفارش می کنند، مردمی صاحب یمن و برکت و اهل سعادت هستند وایمان و عمل صالحی که برای آخرت خود می فرستند، چیزی جز رضایت الهی و میمنت برایشان نخواهد داشت .

(19) (و الذین کفروا بایاتناهم اصحاب المشئمه ):(و کسانی که به آیات ما کافرشدند، اهل نحوست و شقاوت هستند)

(20) (علیهم نار مؤصده ):(و آتشی سرپوشیده بر آنان احاطه دارد)منظور از آیات ، تمام آیات آفاقی و انفسی است که در سراسر عالم بر توحید ربوبیت و الوهیت خداوند و لوازم این توحید دلالت می کند و رد این ادله ، کفر به خدا و آیات اوو کفر به قرآن کریم و آیات شریفه آن است ، و نیز کفر به هر حکمی است که از طریق رسالت نازل شده ، می فرماید: کسانی که به آیات ما کفر ورزیدند، اینها اهل نحوست وشؤم و شقاوت هستند و آتشی بر آنان چیره شده که آنها را از هر سو احاطه می کند،چون آنها به خدا و آنچه به رسولش نازل کرده (احکام و قرآن ) کفر ورزیده اند.