تفسیر سوره لیل
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره لیل

وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشى‏1وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى2وَ ما خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثى‏3إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّى4فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقى‏5وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‏6فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى‏7وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‏8وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنى‏9فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‏10وَ ما یُغْنی‏ عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى11إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدى‏12وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولى‏13فَأَنْذَرْتُکُمْ ناراً تَلَظَّى14لا یَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَى15الَّذی کَذَّبَ وَ تَوَلَّى16وَ سَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى17الَّذی یُؤْتی‏ مالَهُ یَتَزَکَّى18وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى‏19إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى‏20وَ لَسَوْفَ یَرْضى‏21

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (و اللیل اذا یغشی ):(سوگند به شب وقتی که روز را می پوشاند)

(٢) (و النهار اذا تجلی ):(و قسم به روز وقتی که ظاهر می گردد)

(٣) (و ما خلق الذکر و الانثی ):(و قسم به آن کسی که جنس نر و ماده را خلق کرده )

(۴) (ان سعیکم لشتی ):(همانا اعمال شما متفرق و گوناگون است )می فرماید: قسم به شب وقتی که روی روز را می پوشاند و یا قرص خورشید را فرامی گیرد و قسم به روز هنگامی که ظهور و تجلی می یابد و همه پنهانها را آشکار می سازدو به آن امر عظیم و اعجاب انگیزی که دو جنس نر و ماده را از یک نوع واحد آفرید،بعضی مفسران (ما) را مصدریه گرفته اند که در این صورت معنا چنین خواهد بودکه :سوگند به خلقت نر و ماده .سپس در جواب این سوگندها می فرماید: سوگند به این واقعیات متفرق که هم درخلقت و هم در اثر متفرقند، هر آینه مساعی شما نیز، هم از نظر نفس عمل و هم از نظراثر مختلفند، بعضی از اعمال شما عنوان اعطاء و تقوی و تصدیق دارد و اثر مخصوص به خود را هم دارد،(که همان رستگاری ابدی است )و بعضی از اعمال شما عنوان بخل واستغناءوتکذیب داردواثرش هم مخصوص خودش است (که همان شقاوت ابدی است )

(۵) (فاما من اعطی و اتقی ):(اما آنکه انفاق کند و پرهیزکار باشد)

(۶) (و صدق بالحسنی ):(و پاداش نیک روز جزا را تصدیق کند)

(٧) (فسنیسره للیسری ):(به زودی راه انجام کارهای نیک را برایش آسان می سازیم )مراد از (اعطاء) انفاق مال در راه خداست و مراد از (تقوا)اعطاء به روش تقوای دینی است ، و مراد از (تصدیق حسنی ) تصدیق و باور داشتن وعده ثوابیست که خدای تعالی در مقابل انفاق در راه رضای او، به ایشان داده است ، و چنین تصدیقی لازمه اش تصدیق به توحیدربوبیت و الوهیت پروردگاروتصدیق رسالت رسولان الهی و تصدیق معادنیزهست ، (تیسیر) یعنی تهیه کردن و آماده نمودن و (یسری )یعنی خصلتی که در آن آسانی باشد.می فرماید: کسی که به خدا و رسول او به روز جزا مؤمن باشد و مال خود را به خاطررضای خدا و تحصیل ثواب او انفاق کند و ثوابی را که خداوند به زبان رسولش به آنان وعده داده تصدیق نماید، ما او را آماده حیاتی سعادتمندانه و طیب در جوارپروردگارش می نمائیم و یا توفیق اعمال صالحی به او می دهیم که او را به سعادت ابدی نایل می سازند.

(٨) (و اما من بخل و استغنی ):(و اماکسی که بخل بورزد و طالب ثروت و بی نیازی باشد)

(٩) (و کذب بالحسنی ):(و پاداش نیک روز جزا را تکذیب کند)

(١٠) (فسنیسره للعسری ):(اعمال نیک را در نظرش سنگین و دشوار می سازیم )

(١١) (و ما یغنی عنه ماله اذا تردی ):(و وقتی که هلاک شود، مالش هیچ سودی به حالش نخواهد داشت )در مقابله با فرد مذکور در آیات قبلی ، اینجا به توصیف شخصی می پردازد که ازانفاق بخل می ورزد و در طلب مال اندوزی و کسب ثروت می باشد و وعده نیکویی راکه خداوند به شخص منفق داده است ، تکذیب می کند و لازمه چنین تکذیبی ، تکذیب اصل معاد و قیامت است ، می فرماید: شخصی که چنین باشد، ما به او توفیق انجام اعمال صالح را نمی دهیم ، و این اعمال را در نظرش سخت و دشوار می سازیم تا او با انجام ندادن آن اعمال آماده عذاب شود، و چنین کسی وقتی که در حفره قبر و یا در جهنم وورطه هلاکت سقوط می کند مالش چه دردی از او دوا می کند و چه سودی برایش دارد؟این معنا در صورتی است که (ما)استفهامی باشد، امااگر (ما) نافیه باشد، معنا این است که چنین کسی در وقتی که به ورطه هلاکت می افتد مالش به دردش نمی خورد.

(١٢) (ان علینا للهدی ):(بدرستی که هدایت به عهده ماست )

(١٣) (و ان لنا للاخره و الاولی ):(و همانا دنیا و آخرت متعلق به ماست )در مقابل تعلیل فرازهای قبلی می خواهد بفرماید: اینکه گفتیم ما برای مؤمنان و اهل تقوا تیسیر می کنیم و برای کافران و بخیلان دشواری پدید می آوریم ، به دلیل این است که هدایت خلق به عهده ماست و هیچ مانعی نمی تواند در این راه ایجاد مزاحمت کند،چون خدا بر نفس خود واجب کرده وچنین حکم رانده که راه خود را برای مردم بیان کرده و آشکار کند و راه درست و صراط مستقیم را به ایشان بنماید، خواه مردم آن رابپیمایند و یا آن را ترک کنند، این در صورتی است که هدایت به معنای ارائه طریق باشد،اما اگر به معنای رساندن به مطلوب و مقصد مورد نظر باشد در این صورت ، هدایت الهی به معنای رساندن فرد به آثار حسنه ای است که بدنبال متصف شدن به صفت عبودیت وانجام عمل صالح ، پدید می آید که همان حیات طیبه و سعادتمندی در دنیا و آخرت است و برای افراد کافر و خبیث هم رساندن ایشان به آثار سیئه اعمال پلیدشان است که همان دخول در آتش جهنم می باشد، لذا هدایت به معنای رساندن به مقصد (هدایت تکوینی )فقط کار خداست ، چون از باب صنع و ایجاد است ، اما اگر هدایت به معنای ارائه طریق باشد،(هدایت تشریعی ) مستقیما توسط انبیاء و اولیاء انجام می شود، ولی تأثیر آن نیز منوط به اذن خداست .ممکن هم هست مراد از هدایت مطلق هدایت باشد، اعم از هدایت تکوینی وتشریعی ، در هر حال هدایت فقط بر عهده خداست .در ادامه می فرماید: عالم بدء و عالم عود یعنی خلقت نخستین و خلقت مجدد واعاده ، هر دو از آن ماست ، لذا هر چیز که در عالم وجود عنوان شی ء بر او حمل شود،مملوک خدای تعالی است و همه اشیاء به او قیام دارند، پس او مالک حقیقی و متصرف مطلق در عالم است و هیچ کس معارض و مانع او نیست و هیچ چیز بر او غالب نمی شود.

(١۴) (فانذرتکم نارا تلظی ):(پس شما را از آتشی هشدار می دهیم که زبانه می کشد)

(١۵) (لا یصلیها الا الاشقی ):(و جز شقی ترین افراد را نمی سوزاند)

(١۶) (الذی کذب و تولی ):(همان کسانی که آیات و دعوت ما را تکذیب کرده واز آن روی گرداندند)یعنی حالا که آشکار شد هدایت به عهده ماست ، پس من شما را از آتش برافروخته جهنم انذار می کنم ، لذا منذر حقیقی خداست ، همانطور که هادی حقیقی هم اوست .آتشی که به جز شقی ترین افراد کسی تا ابد در آن نمی ماند، آنگاه در مقام توضیح می فرماید، مراد از (اشقی ) هر کافری است که دعوت حق را تکذیب کند و از آن روی بگرداند، چنین کسی چون بدبختی او ابدی است و امید خلاصی و نجات ندارد،بدبخترین بدبختهاست و همواره ملازم آتش جهنم خواهد بود.

(١٧) (و سیجنبها الاتقی ):(و بزودی افرادی که با تقواترند از آن آتش دورمی شوند)

(١٨) (الذی یؤتی ماله یتزکی ):(همان کسانیکه مال خود را می دهند تا آن را پاک و پربرکت سازند)

(١٩) (و مالاحد عنده من نعمه تجزی ):(واحدی از صاحب مال طلبکار نیست تاپاداش بخواهد)

(٢٠) (الا ابتغاء وجه ربه الاعلی ):(جز در راه کسب رضای پروردگار اعلای خود)

(٢١) (و لسوف یرضی ):(و بزودی راضی می شود)مسلما تقوی درجاتی دارد، بعضی فقط از گناهان بزرگی مثل قتل نفس و فواحش می پذیرند، بعضی از فساد اموال مردم پروا دارند و بعضی چون از فقر می ترسند، ازانفاق خودداری می کنند، اما گروهی هم هستند که چون از خدا می پرهیزند و از مقام اوترس دارند، مال خود را در جهت رضای او انفاق می کنند و این طائفه اخیر (اتقی )هستند، چون مال خود را در راه حق انفاق می کنند تا به این وسیله مالشان را به نحوی صالح و شایسته رشد دهند و این انفاق فقط و فقط بخاطر کسب رضای خداست و کسی از آن فرد اتقی طلبی ندارد و به او نعمتی نداده ، تا او به عنوان پاداش و تلافی ، آن مال رابه او انفاق کرده باشد، بلکه هدف او فقط بدست آوردن رضای خدا و وجه الله است ،به هر حال این چنین کسانی از آتش دوزخ دور نگه داشته می شوند و به زودی با دریافت اجرنیکووپاداش حسن وجمیلی که پروردگارشان به آنهامی دهدراضی وخشنودمی گردند.و اینکه خداوند را با دو صفت (رب )و (اعلی ) نام برده به جهت اشاره به این مطلب است که خداوند والاترین و مافوق همه عالی هاست و رب العالمین است لذا جزایی هم که به بندگان متقی خود می دهد، بزرگترین جزا و والاترین نوع پاداش است به گونه ای که متناسب با مقام ربوبیت و علو اوست .