تفسیر سوره ضحی
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره ضحی

وَ الضُّحى‏1وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى‏2ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى3وَ لَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولى‏4وَ لَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى‏5أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتیماً فَآوى‏6وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدى‏7وَ وَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنى8فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ9وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ10وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ11

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (و الضحی ):(قسم به روز آن هنگام که نور خورشید گسترده می شود)

(٢) (و اللیل اذا سجی ):(و قسم به شب هنگامی که سکون و آرامش می بخشد)

(٣) (ما ودعک ربک و ما قلی ):(که پروردگارت وحی را از تو قطع نکرده و تو رامورد خشم قرار نداده )

(۴) (و للاخره خیر لک من الاولی ):(و مسلما آخرت برای تو از دنیا بهتر است )

(۵) (و لسوف یعطیک ربک فترضی ):(و پروردگارت به زودی به تو عطایی می کندکه راضی شوی ) در شأن نزول این سوره گفته اند: ظاهرا چند روزی به رسولخدا ص وحی نشد،بطوریکه مردم می گفتند: خدا با او وداع کرده و آنحضرت ناراحت و دل نگران چشم به آسمان داشت ودر انتظار وحی بسرمی برد،تااین سوره نازل شدوقلب آنحضرت شادگشت .می فرماید: قسم به گسترده شدن نور خورشید و قسم به شب آن هنگام که ظلمتش همه جا را فرا می گیرد و آرامش و سکون می بخشد، که هرگز پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته ، و در این سوگندها با متعلق آن مناسبت عجیبی وجود داردکه بر کسی پوشیده نیست (نور روز با تابش وحی و تاریکی شب با انقطاع وحی ) سپس در ادامه بعنوان ترقی دادن مطلب می فرماید: نه تنها پروردگارت با تو وداع نکرده و بر تو خشم نگرفته ، بلکه تو در نزد خدا آنقدر کرامت و قرب داری که تازه زندگی دنیوی تو با این همه کرامات وبزرگی که داری در برابر زندگی آخرتت چیزی محسوب نمی شود، و آخرت تو از دنیایت بهتر است ، و در زندگی آخرت خدای تعالی که پروردگار توست ، آنقدر به تو عطا می کند که راضی شوی و در این آیه هم عطای الهی مطلق و عام است و هم رضایت رسولخدا ص ، بنابر این می خواهد بفرماید: تو هم در زندگی دنیا و هم درآخرت از عطای پروردگارت راضی می شوی ، در دنیا بواسطه تقدم بر انبیاء و رسولان دیگر و شهادت دادن امتت بر امم دیگر و در آخرت با اعطاءمقام محمود شفاعت کبری و بواسطه ترفیع درجات مؤمنین امتت و علو مراتب ایشان بواسطه شفاعت تو.

(۶) (الم یجدک یتیما فـاوی ):(آیا جز این بود که تو را یتیم یافت و سپس پناه داد؟)

(٧) (ووجدک ضالا فهدی ):(و تو را که راه به جایی نمی بردی ، هدایت کرد؟)

(٨) (و وجدک عائلا فاغنی ):(و تهی دستت یافت ، پس بی نیازت نمود؟)در این آیات به نعمتهای بزرگی که خداوند به آنحضرت ص اعطاء کرده اشاره می کند، می فرماید: آیا خدا تو را یتیم نیافت و پناه نداد؟ چون حضرت محمد ص هنوز در شکم مادر بود که پدرش عبدالله وفات یافت و دو ساله بود که مادرش از دنیارفت و هشت سال داشت که کفیل و جدش عبدالمطلب درگذشت و او از آن به بعدتحت تکفل عمویش ابوطالب قرار گرفت و پرورش یافت .بعضی مفسران (یتیم ) را به معنای در بی نظیر دانسته اند و عبارت را چنین معناکرده اند، مگر خدا نبود که تو را فرد بی نظیری یافت و مردم را گرد تو جمع کرد؟در ادامه هم به مسأله هدایت اشاره می کند، باید گفت مراد از ضلالت در این آیه ،گمراهی نیست ، بلکه عدم هدایت است ، یعنی می خواهد بفرماید: اگر عنایت و دستگیری خدا نبود، تو چه می دانستی کتاب و ایمان چیست ؟،شاید هم به نحو کلی خداوندمی خواهد بفرماید چه تو و چه افراد دیگر بشر، اگر هدایت خدا نباشد، از پیش خود هیچ هدایتی نخواهید داشت ، اگر چه که هدایت الهی همواره ملازم نفس کریم و بزرگوارآنحضرت بوده است ، بعضی مفسران ضلالت را در این آیه به معنای عدم علم دانسته و یا به معنای مجهول القدر بودن در میان مردم دانسته اند و یا آن را مربوط به ماجرای گم شدن آنحضرت در کودکی گرفته اند.اما ضعف این وجوه آشکار است . آنگاه به مسأله تهی دستی آنحضرت اشاره می کند، چون پیامبر ص قبل از ازدواج با خدیجه (س ) فقیر و تنگدست بود و مال چندانی نداشت ، اما خدای تعالی خدیجه بنت خویلد(س ) را که از زنان ثروتمند مکه بود به تزویج آنحضرت در آورد و حضرت خدیجه تمام اموال خود را به آن جناب بخشید، بعضی تفاسیر(غنی ) رابه استجابت دعای آنحضرت تفسیر کرده اند.

(٩) (فاما الیتیم فلا تقهر):(پس تو هیچ یتیمی را خوار نشمار)

(١٠) (و اما السائل فلا تنهر):(و هیچ سائلی را مرنجان )

(١١) (وامابنعمه ربک فحدث ):(وامانعمت پروردگارت رابارفتاروگفتارت بازگوکن )در مقام نتیجه گیری از اعطای این نعمات ، خطاب به رسولخدا ص می فرماید: پس تو نیز هیچ یتیمی را با قهر و غلبه مران و او را از بابت تنگدستی یا بی کسی خوار مکن وهیچ سائل و درخواست کننده ای را با خشونت و تندی طرد مکن و مرنجان ،(بلکه اگرمی توانی حاجت او را رفع کن و اگر نمی توانی با احترام و عطوفت عذر او را بخواه )و نعمات پروردگارت را با زبان یا عمل یادآوری کن و نمایان ساز و آنها را پنهان نکن ، چون این عمل شکر نعمت است و این سه دستور اگر چه ظاهرا خطابش متوجه رسولخدا ص است ، اما در واقع متوجه همه مردم می باشد.