تفسیر سوره شرح
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره شرح

أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ1وَ وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ2الَّذی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ3وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ4فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً5إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً6فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ7وَ إِلى‏ رَبِّکَ فَارْغَبْ8

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (الم نشرح لک صدرک ):(آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم ؟)

(٢) (و وضعنا عنک وزرک ): (و بار سنگین را از دوشت بر نداشتیم ؟)

(٣)(الذی انقض ظهرک ):(همان باری که پشت تو را می شکست )

(۴) (و رفعنالک ذکرک ):(و نامت را بلند آوازه کردیم )در مقام امتنان نعمات الهی را که به حضرت رسول ص اعطا شده بر می شمارد ومی فرماید: آیا ما سینه تو را گستردگی و وسعت نبخشیدیم تا ظرفیت دریافت و تلقی وحی را داشته و نیروی تبلیغ آن و تحمل ناملایماتی را که در این راه می بیند، داشته باشد؟ یعنی می خواهد بفرماید: ما نفس تو را آنچنان نیرومند ساختیم که نهایت درجه استعداد برای قبول افاضات الهی را پیدا کند و آرامش و سکینه داشته باشد.در ادامه می فرماید: آیا ما بار سنگین و کمرشکن را از دوش تو برنداشتیم که مراد ازآن بار سنگین دعوت و رسالت و تبلیغ وحی الهی است و خداوند با فراهم کردن اسباب پیشرفت دعوت و رسالت آنحضرت تحمل این بار سنگین را بر او ممکن و آسان نمود.ولی بعضی مفسرین وزر را در مورد داستانی دانسته اند که در بعضی روایات ازابوهریره از قول رسولخدا ص آمده ، به این مضمون که در هنگام کودکی آنحضرت دو فرشته بر آنجناب نازل شدند و سینه اش را شکافته و قلبش را بیرون آورده و چیزی به شکل لخته ای از آن بیرون انداختند و سپس دوباره آن را در جای خود قرار دادند وظاهرا این ماجرا می خواهد به مسأله عصمت آنحضرت اشاره کند و آن لخته خون که ازقلب آنحضرت جدا شده ، ظاهرا همان میل به گناه و کینه و حسد بوده است ، اما این روایت بدون اشکال نیست و اگر هم صحیح باشد، جنبه تمثیلی دارد.آنگاه می فرماید: آیا ما نام تو را بلند آوازه نساختیم ؟ یعنی نام و یاد پیامبر ص ازهمه نامها و یادها بلند آوازه تر است ، چون خدا نام آنحضرت را در کلمه شهادتین (که اساس دین است و فرد با ادای آن مسلمان می شود) قرین نام خود نموده و بر هر مسلمانی واجب کرده که نام آنجناب را در هر روز هنگام نمازهای پنجگانه یاد کند و در هنگام ادای تشهد بر آنحضرت درود و صلوات‌ بفرستد.

(۵) (فان مع العسر یسرا):(بدرستی که با هر سختی ، آسانیست )

(۶) (ان مع العسر یسرا):(آری پس از هر سختی آسانیست )

(٧) (فاذا فرغت فانصب ):(پس هرگاه از امور خود فراغت یافتی ، به نماز و شکرانه پروردگارت قیام کن )

(٨) (و الی ربک فارغب ):(و به سوی پروردگارت مایل شو)در تعلیل مطلب قبلی می فرماید: اینکه ما بار سنگین را از دوش تو برداشتیم و نامت رابلند آوازه کردیم ، برای این است که سنت ما بر این قرار گرفته که پس از دشواری ، آسانی و گشایش قرار دهیم ، و آنگاه در مقام تأکید و تثبیت مطلب می فرماید:براستی با هرسختی آسانیست ، اما بعضی مفسرین گفته اند اینکه کلمه عسر که معرفه است و (الف ) و(لام ) دارد دوبار تکرار شده معلوم می شود منظور در هر دو مورد یکسان بوده ، اما کلمه (یسر) چون نکره و با تنوین نصب آمده و تکرار شده ، دومی معنایی غیر از معنای اولی را افاده می کند، بنابراین در اینجا می خواهد بفرماید: با هر سختی دو آسانی وجوددارد،(اما این قاعده کلیت ندارد)بنابراین می خواهد به رسولخدا ص آرامش بدهد که بداند بعد از این همه دشواریهاو ناملایماتی که در راه دعوت و رسالت متحمل شده است ، در نهایت شدت و گرفتاری آنحضرت برطرف خواهد شد و دعوت او به ثمر می رسد.در ادامه مطلب خطاب به رسولخدا ص می فرماید: حال که معلوم گشت هر عسری بعد از آن یسر می آید و زمام این امور هم بدست خداست ، پس هرگاه از انجام آنچه برتو واجب شده فراغت یافتی ، نفس خود را در راه خدا و عبادت و دعا به درگاه او خسته کن و در آن رغبت و تمایل نشان بده ، تا خدا هم بر تو منت نهاده و به دنبال این تعب ودشواری عبادت ، آسانی و یسر به تو اعطا کند، بعضی مفسران گفته اند: مراد این است که هرگاه از واجبات فارغ شدی ، به مستحبات بپرداز، یا هرگاه از جنگ فارغ شدی به عبادت مشغول شو یا بعد از فراغت از امور دنیا به امر آخرتت بپرداز و یا پس از نماز به دعا و نیایش مشغول شو.