تفسیر سوره علق
ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره علق

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ1خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ2اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ3الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ4عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ5کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى‏6أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏7إِنَّ إِلى‏ رَبِّکَ الرُّجْعى‏8أَ رَأَیْتَ الَّذی یَنْهى‏9عَبْداً إِذا صَلَّى10أَ رَأَیْتَ إِنْ کانَ عَلَى الْهُدى‏11أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى‏12أَ رَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلَّى13أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏14کَلاَّ لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِیَةِ15ناصِیَةٍ کاذِبَةٍ خاطِئَةٍ16فَلْیَدْعُ نادِیَهُ17سَنَدْعُ الزَّبانِیَةَ18کَلاَّ لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ19

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (اقرا باسم ربک الذی خلق ):(بخوان به نام پروردگارت که آفرید)

(٢) (خلق الانسان من علق ):(انسان را از خونی بسته شده آفرید)(قرائت )یعنی ضمیمه کردن حروف و کلمات به یکدیگر اگر چه تلفظ نشود،(یعنی قرائت هم به معنای مطالعه و هم به معنای تلاوت می باشد)، و در اینجا ظاهرا همان معنای تلقی آیات قرآن از فرشته وحی مورد نظر است ، این آیات اولین آیاتی است که ازقرآن کریم برپیامبر ص نازل شده و ظاهرا تقدیر کلام این است که (اقراء القران )یعنی قرآن را بخوان در حالیکه با نام پروردگارت که آفریننده است شروع می کنی و خواندن قرآن را افتتاح می نمایی ، و در این آیه به توحید ربوبی اشاره شده است ، چون می فرماید:پروردگار تو همان کسی است که عالم وجود را آفریده ، به خلاف مشرکین که خداوندرا فقط خالق عالم می دانستند و تدبیر و ربوبیت عالم را به بتها و آلهه نسبت می دادند.آنگاه به خلقت انسان اشاره کرده و می فرماید: خداوند جنس انسان را که از راه تناسل پدید می آید، از خون بسته شده آفرید و (علق ) یا خون بسته اولین حالتی است که منی پس از انعقاد نطفه ، در رحم به خود می گیرد، و این امر اشاره به تدبیر الهی و توحیدو ربوبیت پروردگار دارد، چون تدبیر همان خلقت پی در پی و پشت سر هم است وخلقت و تدبیر از هم جدا نیستند، همان خدایی که بشر را از خونی بسته بصورت انسانی تام الخلقه در می آورد، رب و مدبر او نیز هست‌.

(٣) (اقرا و ربک الاکرم ):(بخوان که پروردگار تو از هر کریمی کریمتر است )

(۴)(الذی علم بالقلم ):(همانکه به وسیله قلم تعلیم کرد)

(۵)(علم الانسان مالم یعلم ):(و آنچه را که انسان نمی دانست به او آموخت )ظاهرا امر به قرائت در این دو آیه (3و1)برای تأکید است اما بعضی گفته اند امراولی ،امربه خواندن خودپیامبر ص است وامردوم ،دستورخواندن وتبلیغ برای مردم است .و معنای (ربک الاکرم )این است : که پروردگار تو کسی است که عطای او فوق عطای هر کس دیگر است ، چون همه نعمات به او منتهی می شود و او بی حساب و بدون استحقاق عطاء می کند. آنگاه در توصیف (ربک )می فرماید: همانکه بوسیله قلم تعلیم نمود، یعنی خدای تعالی قرائت و کتابت را بوسیله قلم آموخت ، ممکن است این مطلب در جهت رفع اضطراب از نفس پیامبر ص باشد، چون امر به خواندن برای فرد امی اضطراب آور است ، اما خداوند می فرماید: پروردگار تو کسی است که قرائت و کتابت را به وسیله قلم به انسان آموخته و همان خدا می تواند بدون وساطت قلم ، قرائت کتاب خود را به تو تعلیم دهد و اگر او به تو قدرت قرائت نداده بود، تو را به آن ، امر نمی کرد،واو همان خدائیست که تمام چیزهایی را که نوع انسان نمی دانست به او تعلیم داده و این کلام خود، افزودن تقویت و دلگرم ساختن رسول خدا ص است‌ .

(۶) (کلا ان الانسان لیطغی ):(چنین نیست که انسان شکرگزار باشد، بلکه طغیان می کند)

(٧) (ان ر اه استغنی ):(به خاطر اینکه خود را بی نیاز می بیند)می خواهد بفرماید: در برابر این همه نعماتی که خدای تعالی به بشر اختصاص داده ،واجب است که انسان شکرگزار باشد، اما او به جای شکر، کفر و طغیان می کند،چون طبعا ظلوم و کفرانگر است ،(ان الانسان لظلوم کفار بدرستی که انسان ستمگر وکفران پیشه است). و علت این طغیان و کفرانگری این است که او خود را بی نیاز از پروردگار خودمی بیند و می پندارد، (پروردگاری که او را آفریده و سراپای او را غرق در نعمت نموده )و دلیل این پندار غلط، این است که انسان به خود و هواهای نفسانی خود می پردازد و دل به اسباب ظاهری دنیا می بندد، و در نتیجه از پروردگارش غافل می شود و خود را از اوبی نیاز می بیند و طغیان می کند.

(٨) (ان الی ربک الرجعی ):(بدرستی که بازگشت بسوی پروردگار توست )این آیه در مقام تهدید به مرگ و بعث است و خطاب به رسولخدا ص می فرماید:همانا رجوع و بازگشت همه موجودات بسوی پروردگار توست‌.

(٩) (ارایت الذی ینهی ):(آیا دیدی آن شخص را که نهی می کرد)

(١٠) (عبدا اذا صلی ):(بنده ای را وقتی که نماز می خواند)

(١١) (ارایت ان کان علی الهدی ):(مرا خبر بده اگر او بر طریق هدایت باشد)

(١٢) (اوامر بالتقوی ):(و یا به تقوی امر می کند)

(١٣) (ارایت ان کذب و تولی ):(چه وظیفه ای را بر خود واجب می شمرد؟ و حالاکه تکذیب کرد و اعراض نمود، آیا به غیر از عذاب استحقاق دارد؟)

(١۴) (الم یعلم بان الله یری ):(آیا نمی دانست که خدا او را می بیند؟)این آیات جنبه تمثیلی دارد، و می خواهد به عنوان نمونه ، مصداقی از انسان طاغی راذکر کند و مراد از (عبدی که نماز می خواند)رسولخدا ص است که به این ترتیب اگر این سوره اولین سوره نازله بر پیامبر ص بوده و همه آن یکباره نازل شده باشد، در این صورت ، آنحضرت قبل از نزول قرآن هم نماز می خوانده ، به هر جهت می فرماید: مراخبر ده از کسی که بنده ای را که نماز می خواند و خدا را عبادت می کرد، نهی می کرد، بااینکه می دانست خدا او را می بیند و نیز مرا خبر ده که به فرضی که آن بنده نمازگزار برطریق هدایت باشد و به تقوی و طاعت حق امر نماید، این شخص نهی کننده چه وضعی خواهد داشت ، با اینکه می داند خدا او را می بیند و باز هم مرا خبر ده که اگر نهی این شخص تکذیب حق و اعراض از ایمان به حق باشد، با اینکه می داند خدا او را می بیند،آیا جز عذاب ، استحقاق دیگری خواهد داشت ؟و مراد از علم به رؤیت حق ، آگهی بر طریق استلزام است ، چون لازمه اعتقاد به اینکه خدا خالق هر چیزی است ، این است که خدا به هر چیزی عالم می باشد، هر چند صاحب این اعتقاد از لازمه آن غافل باشد، و فرد نهی کننده که از مشرکین بوده مسلما به خالقیت خدا اعتراف و باور داشته و خدایی که خالق است از هیچ یک از اعمال بندگانش غافل نیست و همه کمالات را داراست و به همه چیز علم‌ دارد.

(١۵) (کلا لئن لم ینته لنسفعا بالناصیه ):(نه چنین نیست ، اگر از این عمل دست برندارد، موی پیشانیش را به شدت می گیریم )

(١۶) (ناصیه کاذبه خاطئه ):(پیشانی دروغگوی خطا کارش را)

(١٧) (فلیدع نادیه ):(آن وقت اهل مجلس خود را صدا بزند)

(١٨) (سندع الزبانیه ):(ما هم بزودی ، مأموران دوزخ را می خوانیم )

(١٩)(کلا لا تطعه و اسجد و اقترب ):(نه ، تو از او اطاعت نکن ، سجده کن وتقرب بیاب )می فرماید: آن شخص نهی کننده نمی تواند مرتکب این عمل شود، سوگند می خورم که اگر دست از این نهی خود بر ندارد و مانع از نماز خواندن بنده ما باشد، به طور قطع موی جلوی پیشانی او را به شدت خواهیم گرفت و او را با وضعی ذلت بار بسوی عذاب می کشانیم ، پیشانیی که صاحبش کاذب است و به خطا سخن می گوید و عمل می کند، آن وقت که ما او را گرفتیم ، اهل مجلس خود را به کمک بخواند، یا همنشینان خود را به یاری دعوت کند تا او را از دست ما نجات دهند، ما هم نگهبان و خازنان دوزخ را فرامی خوانیم و آنوقت نصرت هیچ ناصری سودی به حال او نخواهد داشت .آنگاه خطاب به پیامبر ص می فرماید: نه € تو هرگز از آن شخص نهی کننده از نمازاطاعت نکن ، بلکه به نماز و سجده بپرداز تا به این وسیله به خدا نزدیک شوی و تقرب بیشتری بیابی ، پس مراد از سجده در این آیه نماز یا سجده نماز است و چه بسا نمازپیامبر در آن زمان منحصر در سجده و تسبیح بوده است ، ولی بعضی مفسرین گفته اند: منظور از سجده در این سوره ، سجده واجب هنگام قرائت سور عزائم است ،بعضی نیز سجده را به معنای نزدیکی و تقرب به ثواب خدای تعالی دانسته اند، چون نزدیکترین حالت بنده به پروردگار حالت سجود است ، البته این مطلب با روایات نیزتطبیق میکند.