تفسیر سوره قارعه
ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره قارعه

الْقارِعَةُ1مَا الْقارِعَةُ2وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَةُ3یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ4وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ5فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازینُهُ6فَهُوَ فی‏ عیشَةٍ راضِیَةٍ7وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ8فَأُمُّهُ هاوِیَةٌ9وَ ما أَدْراکَ ما هِیَهْ10نارٌ حامِیَةٌ11

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (القارعه ):(آن حادثه کوبنده )

(2) (ما القارعه ):(و چیست آن حادثه کوبنده ؟)

(3) (و ما ادریک ما القارعه ):(و تو چه می دانی که آن کوبنده چیست ؟)

(4) (یوم یکون الناس کالفراش المبثوث ):(روزی که مردم چون ملخ فراری رویهم می ریزند)

(5)(و تکون الجبال کالعهن المنفوش ):(و کوهها چون پشم رنگارنگ حلاجی شده می گردند)منظور از قارعه و حادثه کوبنده همان قیامت است ، چون دلها را با فزع و هول شدیدو دشمنان خدا را با عذاب سخت ، درهم می کوبد، و منظور از تکرار استفهام ، تعظیم وبزرگ نشان دادن و هول انگیزی در امر قیامت است .در ادامه می فرماید: آن روزیست که مردم مانند ملخهای پراکنده که روی هم ریخته و زمین را فرش کرده اند، در جهات مختلف پخش می شوند وبه سوی منازل ابدی خود(سعادت یا شقاوت ) رهسپار می گردند.بعضی مفسران وجه تشبیه مردم در روز قیامت به ملخ را در این امر دانسته اند که ملخ وقتی جست و خیز می کند، بدون هدف به این سو و آن سو می پرد، مردم هم در قیامت از شدت ترس و فزع چنین حالتی دارند و بی هدف ، یا در جستجوی منازل ابدی خود به هر طرف پراکنده می شوند. و در آن روز کوهها مانند پشم رنگارنگ حلاجی شده می گردند، و در این تشبیه اشاره به این مطلب دارد که کوههایی که رنگهای مختلف دارند با زلزله قیامت متلاشی شده و در فضا پراکنده می شوند.

(6) (فاما من ثقلت موازینه ):(اما کسی که اعمالش نزد خدا وزین و با ارزش باشد)

(7) (فهو فی عیشه راضیه ):(او در زندگی رضایت بخشی خواهد بود)

(8) (و اما من خفت موازینه ):(و اما کسی که اعمالش وزن و ارزشی نداشته باشد)

(9) (فامه هاویه ):(او در آغوش هاویه خواهد بود)

(10) (و ما ادریک ماهیه ):(و تو چه می دانی که هاویه چیست ؟)

(11) (نار حامیه ):(آتشی سوزنده است )یعنی اعمال هم مانند هر چیزی برای خود وزن و ارزشی دارند و اعمالی که نزد خداقدر و منزلتی داشته باشند در ترازوی سنجش اعمال سنگین و وزین هستند، (اعمالی مانند ایمان به خدا و انواع طاعات و عبادات ) و صاحب چنین اعمالی به تناسب اعمالش در یک زندگی طیب و خوشی بسر خواهد برد، یک زندگی رضایت بخش . و به عکس ،اعمالی مانند کفر و معصیت ، اعمالی هستند که در نزد خدا قدر و منزلتی ندارند و درترازوی سنجش اعمال بی ارزش و خفیف هستند و طبیعتا صاحب چنین اعمالی ،سرانجامش سقوط به سوی اسفل السافلین است ، چون هاویه از نامهای جهنم است و به معنای سقوط می باشد و اینکه آتش جهنم را با نام هاویه توصیف کرده با آنکه آتش سقوط نمی کند، از باب مجاز عقلی است و اینکه هاویه را مادر دوزخیان نامیده از باب این است که مادر مأوای فرزند و مرجع اوست و به هر طرف برود دوباره به دامن مادربر می گردد، جهنم هم برای آنان چنین مرجعی است و در ادامه برای توصیف عظمت وفخامت امر آن آتش ، می فرماید: تو چه می دانی که آن چیست ؟ آن آتشی سوزنده وشدیدالحرارت است .