ترجمه سوره انبیاء (از آیه 61 تا آیه 80)
ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن ،ترجمه سوره انبیاء
قالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلى‏ أَعْیُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَشْهَدُونَ61قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا یا إِبْراهیمُ62قالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبیرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ63فَرَجَعُوا إِلى‏ أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ64ثُمَّ نُکِسُوا عَلى‏ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ یَنْطِقُونَ65قالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَنْفَعُکُمْ شَیْئاً وَ لا یَضُرُّکُمْ66أُفٍّ لَکُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ67قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فاعِلینَ68قُلْنا یا نارُ کُونی‏ بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهیمَ69وَ أَرادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرینَ70وَ نَجَّیْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتی‏ بارَکْنا فیها لِلْعالَمینَ71وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ نافِلَةً وَ کُلاًّ جَعَلْنا صالِحینَ72وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إیتاءَ الزَّکاةِ وَ کانُوا لَنا عابِدینَ73وَ لُوطاً آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتی‏ کانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ إِنَّهُمْ کانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فاسِقینَ74وَ أَدْخَلْناهُ فی‏ رَحْمَتِنا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ75وَ نُوحاً إِذْ نادى‏ مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَنَجَّیْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظیمِ76وَ نَصَرْناهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا إِنَّهُمْ کانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعینَ77وَ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ إِذْ یَحْکُمانِ فِی الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ کُنَّا لِحُکْمِهِمْ شاهِدینَ78فَفَهَّمْناها سُلَیْمانَ وَ کُلاًّ آتَیْنا حُکْماً وَ عِلْماً وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ یُسَبِّحْنَ وَ الطَّیْرَ وَ کُنَّا فاعِلینَ79وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَکُمْ لِتُحْصِنَکُمْ مِنْ بَأْسِکُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شاکِرُونَ80
 
 
ترجمه آیت الله مشکینی:
(61) گفتند: او را جلو دیدگان مردم حاضر کنید ، شاید ( به بدگویی او یا به ارتکاب جنایت او ) شهادت دهند.
(62) ( چون او را حاضر نمودند ) گفتند: ای ابراهیم ، آیا تو این ( عمل زشت هولناک ) را درباره خدایان ما انجام داده ای؟
(63) گفت: ( نه ) بلکه این کار را این بزرگترشان کرده پس از خودشان بپرسید اگر سخن می گویند!
(64) پس آنها ( ابتدا ) به خود بازگشتند و متنبّه شدند و ( در باطن به خویشتن و یا به یکدیگر ) گفتند: حقّا شما خود ستمکارید ( که جماد بی روح را می پرستید ) .
(65) سپس ( در فکر خود ) سرنگون شدند ( و به عقیده اول بازگشتند و به ابراهیم گفتند ) تو خوب می دانی که اینها هیچ گاه سخن نمی گویند.
(66) گفت: پس آیا شما به جای خداوند ، چیزی را می پرستید که هیچ سود و زیانی به شما نمی رساند؟!
(67) اف بر شما و بر آنچه به جای خدا می پرستید آیا نمی اندیشید؟!
(68) گفتند: او را بسوزانید و خدایانتان را یاری دهید اگر ( به راستی ) کاری خواهید کرد.
(69) ( و سرانجام او را در آتش انبوهی افکندند ، لکن ما به زبان تکوین ) گفتیم: ای آتش بر ابراهیم سرد و سلامت باش.
(70) و درباره او مکری اندیشیدند ولی ما آنها را زیانکارتر قرار دادیم ( زیرا علاوه بر آنکه او را آسیبی نرسید عملشان برهان قطعی بر صدق او گردید ) .
(71) و ما او و ( برادرزاده اش ) لوط را نجات بخشیدیم که به سوی سرزمینی که آنجا را برای جهانیان پربرکت کرده ایم حرکت کنند ( سرزمین شامات که مرکز بعثت پیامبران و انتشار شرایع آسمانی است ) .
(72) و به او ( پسرش ) اسحاق و ( نوه اش ) یعقوب را به عنوان عطیّه ای افزون عطا کردیم و همه را شایسته و صالح ( برای مقام نبوت ) قرار دادیم.
(73) و آنها را پیشوایانی قرار دادیم که ( جامعه را ) به دستور ما هدایت می کردند و به آنها انجام کارهای خیر و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان فقط پرستش کنندگان ما بودند.
(74) و ما لوط را حکم ( حکمت عقلانی ، حاکمیت بر ملت ، قضاوت در محاکم ) و علم ( به احکام و معارف کتاب ابراهیم ) عطا کردیم و او را از ( میان ) مجتمعی که کارهای پلید ( همجنس بازی ) انجام می دادند نجات بخشیدیم ، زیرا آنها گروهی زشتکار و فاسق بودند.
(75) و او را در رحمت خویش وارد کردیم ، چرا که او از شایستگان بود.
(76) و ( به یاد آر ) نوح را هنگامی که پیش از آن ( پیش از این پیامبران ، خدای خود را ) ندا درداد ، پس ما دعایش را اجابت کردیم و او و خاندانش را ( بجز همسر و یک پسرش ) از آن اندوه بزرگ ( کفر و کفران قوم و بی نتیجه ماندن بیش از نهصد سال دعوت ) نجات بخشیدیم.
(77) و او را یاری دادیم ( به نجات ) از گروهی که نشانه های ما را تکذیب و انکار کردند ، حقّا که آنها گروهی بدکار بودند ، پس همگی آنها را ( در آب دریا ) غرق نمودیم.
(78) و ( به یاد آر ) داود و ( فرزندش ) سلیمان را آن گاه که درباره آن مزرعه ( یا تاکستان ) که گوسفندان آن گروه ، شبانه ( و بی شبان ) در آن پراکنده شده ( و همه خوشه ها و برگ ها را خورده ) بودند داوری می کردند ( تبادل نظر در کیفیت داوری داشتند و آیین قدیم این بود که ملکیت گوسفندان عوض خسارت باغ از آن صاحب باغ باشد ) و ما در قضاوت های آنان ( همه انبیاء گذشته ) حاضر و بر حکمشان گواه بودیم.
(79) پس ما آن ( حکم جدید ناسخ را ) به سلیمان آموختیم ( که تا باغ دوباره بر سر برگ و بار ننشسته عایدات گوسفندان از آن صاحب باغ باشد نه اصل ملکیت ) و ما هر دو را حکم ( نبوت و قضاوت و حاکمیت ) و دانش ( دین و علوم مورد نیاز مردم ) عطا کردیم ، و کوه ها و پرندگان را مسخّر نمودیم که همراه داود تسبیح و تقدیس ( خدا ) می کردند ، و ما ( هر چه را اراده کنیم ) انجام دهنده ایم.
(80) و به خاطر شما ( انسان ها ) به داود صنعت زره سازی و لباس جنگی آموختیم تا شما را از سختی و آسیب جنگ ها حفظ کند پس آیا شما شکرگزار خواهید بود؟