بدها و خوب ها در کلاس قرآن
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن
قرآن مجید آدم های خوب و آدم های بد را چگونه توصیف کرده است؟ در این توصیفات بین زن و مرد تفاوتی هست ؟

 


 

نیکی

 

به طور کلى از دیدگاه قرآن مجید، خوبى و بدى، درستى و نادرستى و مکر و حقیقت، به قوّت ایمان و ضعف آن بستگى دارد و در این باره تفاوتى میان زن و مرد نیست؛ بنابراین، فرد فاسد و مکّار (چه زن باشد و چه مرد) فردى است که پیرو هوى و هوس بوده، به دستورات الهى بى اعتنا است و به جاى بندگى خدا، بنده شیطان و غرایز نفسانى خویش است.

قرآن اوصاف انسان هاى مۆمن و صالح و فاسق و منافق را در آیاتى بیان کرده است؛ از جمله:

«وَالْمُۆْمِنُونَ وَالْمُۆْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُۆْتُونَ الزَّکَاةَ وَیُطِیعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ»؛[1]

و مردان و زنان باایمان دوست و یاور و سرپرست یکدیگرند، به هر کار نیک (از نظر عقل و شرع) فرمان مى‏دهند و از هر کار زشت (از دیدگاه عقل و شرع) بازمى‏دارند و نماز را برپا مى‏کنند و زکات مى‏دهند و از خدا و فرستاده او فرمان مى‏برند آنهایند که خداوند به زودى مورد رحمتشان قرار مى‏ دهد، که همانا خداوند غالب مقتدر و با حکمت (در مرحله تکوین و تشریع و جزا) است.

در این آیه به پنج صفت براى انسان هاى پاک و صالح اشاره شده که هر یک از این صفات، دلیل قوّت ایمان و منشأ صفات نیک دیگرى است و در آیه اى دیگر، پنج صفت براى انسان هاى فاسد و مکّار بیان مى کند: «الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنکَرِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَیَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛[2]

مردان و زنان منافق برخى از برخى دیگرند (با هم پیوند اعتقادى و عملى دارند) به کار ناپسند فرمان مى‏دهند و از کار پسندیده بازمى‏دارند و دستان خود را (از انفاق در راه حق) مى‏بندند خدا را فراموش کردند خدا هم آنها را فراموش نمود (پس از اتمام حجت به حال خودشان واگذاشت) مسلّما منافقان همان نافرمانانند.

در این آیات به صفاتى که در برابر یکدیگرند اشاره شده است. بدیهى است که هر چیزى را باید با ضدّ آن شناخت؛ انسان هاى خوب و صالح، با یکدیگر دوست و انسان هاى فاسق و مکّار، با یکدیگر دشمن هستند.

افراد صالح، امر به معروف و ناصالحان، نهى از معروف مى کنند. نیکوکاران دست بخشنده دارند و بدکاران هرگز چنین نیستند. آنها مطیع خدایند و اینها به کلى خدا را فراموش کرده و بنده هوى و هوس خویش شده اند.

در سوره فرقان اوصاف دیگرى براى بندگان خوب و صالح بیان شده است: « وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا »؛[3]

و بندگان (واقعى خداى) رحمان کسانى‏اند که بر (روى) زمین با آرامش و فروتنى راه مى‏روند، و چون نادانان آنها را (به گفتار ناروا) طرف خطاب قرار دهند آنها سلام (سخنى مسالمت‏آمیز و دور از خشونت) گویند.

 

 

 

 

سپس در ادامه، اوصاف فراوانى براى آنان بیان مى کند؛ از جمله:

 

آنها کسانى هستند که براى خدا سجده مى کنند و براى غیر خدا کُرنش و تعظیم نمى کنند؛ از هرگونه افراط و تفریط در امور زندگى، از جمله انفاق پرهیز مى کنند؛ هرگز معبود دیگرى غیر از خدا را نمى پرستند و مرتکب فحشا و کار زشت نمى شوند.[4]

بدیهى است که در مقابل این صفات پسندیده اى که براى بندگان خوب و صالح بیان شده، صفات مذمومى براى انسان هاى فاسد و ناصالح وجود دارد.

 

از نشانه های زنان خوب

حفظ حجاب و عفت یکى از نشانه هاى زنان خوب است. قرآن کریم هنگام معرفى زنان کافر به زنان نوح و لوط پیامبر علیهماالسلام اشاره مى کند[5] و هنگام معرفى یک مۆمن نمونه مى فرماید: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ».[6]

در این دو آیه، ایمان به خدا و تسلیم طغیان گرى هاى فرعونیان نشدن، صلابت در ایمان، پاکدامنى و عفاف و تسلیم شدن در برابر دستورهاى الهى و بالاخره عبادت و بندگى مداوم داشتن از ویژگى هایى است که خداوند براى آسیه و مریم برشمرده است.

البته حضرت مریم (علیهاالسلام) تنها زن برگزیده اى است که قرآن کریم به صراحت از او نام برده و درباره او مى فرماید: « وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِینَ»؛ و (به یاد آر) آن گاه که فرشتگان گفتند: اى مریم، همانا خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و بر زنان جهانیان (عصرت به افتخار خدمت بیت المقدس، رزق آسمانى، سخن گفتن با فرشته و تولد فرزندى بدون پدر) برترى داده است.»

خداى متعال در آیه دهم تا دوازدهم سوره تحریم از زنان بدکار و نیکوکار سخن گفته است؛ اکنون پرسش اینجا است که چرا زنان بدکار و نیکوکار را در دو آیه جداگانه آورده و نخست از زنان بدکار یاد کرده است؟

براى روشن شدن مطلب باید به محتوا و شأن نزول این سوره توجه کرد. بر اساس نقل مفسّران، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله وسلم سخنى را با همسرش حفصه در میان گذاشت و به او سفارش کرد آن را کتمان کرده، به دیگران انتقال ندهد؛ اما حفصه برخلاف توصیه پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم آن را افشا کرد و خداى متعال پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله وسلمرا از این قضیّه آگاه کرد؛[7] به این دلیل، در این سوره مبارک، سخن از افشاى راز پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم به وسیله برخى از زنان آن حضرت آمده و نخست مثال زن نوح (علیه السلام) و زن لوط (علیه السلام) را بیان کرده که با توجّه به آنکه زن پیامبر بودند، امّا به آن دو حضرت خیانت کردند و راز خانه آنها را فاش ساختند.

این مثال براى زنان پیامبر است که فکر نکنند زن پیامبر بودن، به خودى خود، امتیازى محسوب مى شود.

با این توضیح، روشن است که باید الگو و مثال زنان ناصالح، مقدّم باشد. طبیعى است که وقتى الگوى صالحان را معرّفى مى کند، با بسط بیشترى مى آورد تا شناخت مۆمنان نسبت به آنان بیشتر گردد و بتوانند از آنها الگوگیرى کنند؛ اما این نکته درباره نمونه هاى ناصالح صدق نمى کند؛ چرا که فقط تذکّر به آن کافى است تا انسان را بیدار سازد. 

 

پی نوشت ها:

1.سوره توبه، آیه 71.

2 . همان، آیه 67.

3 . سوره فرقان، آیه 63.

4 . همان.

5 . سوره تحریم، آیه 10.

6 . همان، آیه 11 ـ 12.

7 . تفسیر المیزان، ج 19، ص 331؛ تفسیر قمى، على بن ابراهیم قمى، ج 2، ص 376؛ تبیان، شیخ طوسى، ج 10، ص 44.

 

                                                                                                                                                           فرآوری: محمدی

بخش قرآن تبیان

 


 

منبع: سایت فرهنگ و معارف قرآن کریم