تفسیر سوره کافرون
ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره کافرون

قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ1لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ2وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ3وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ4وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ5لَکُمْ دینُکُمْ وَ لِیَ دینِ6

 

تفسیر المیزان - خلاصه :

(1) (قل یا ایها الکافرون ):(بگو ای گروه کافران )
(2) (لا اعبد ما تعبدون ):(من آنچه را که شما می پرستید، نمی پرستم )
(3) (و لا انتم عابدون ما اعبد):(وشماهم آنچه راکه من می پرستم ،نخواهیدپرستید)
(4) (و لااناعابدماعبدتم ):(من نیزبرای همیشه آنچه راشمامی پرستیدنخواهم پرستید)
(5) (و لا انتم عابدون ما اعبد):(و شما هم هرگز آنچه رامن می پرستم ،نمی پرستید)
(6) (لکم دینکم ولی دین ):(دین شما برای خودتان و دین من برای خودم )مطابق روایت ولیدبن مغیره و اسود بن مطلب و امیه بن خلف به رسولخدا ص پیشنهاد کردند که ای محمد بیا کدورت را کنار بگذاریم ، یکسال تو خدایان ما را عبادت کن ، سال بعد ما خدای تو را می پرستیم و سال دیگر مجددا تو خدایان ما را بپرست وسال بعدش ما خدای تو را می پرستیم ،به این ترتیب اگر معبود ما به حق باشد، تو نیز بی بهره نمانده ای و اگر معبود تو به حق باشد ما هم از پرستش او بهره برده ایم .این سوره در جواب آنها نازل شد و به پیامبر امر نمود تا از کفار برائت جسته وبگوید: ای کافران (البته خطاب با یک گروه معین و معهود از کفار است ) من هرگز بتهای شما را نمی پرستم و شما هم پروردگاری را که من امروز می پرستم نخواهید پرستید،آنوقت در مقام تأکید و اثبات این برائت بطور دائمی و ابدی ، مجددا تکرار می کند که ،من در پرستش معبود و در اصل عبادت با شما اشتراکی ندارم و شما نیز با من اشتراک ندارید، چون معبود من خدای یکتاست و عبادت من بر طبق آنچیزی است که خداتشریع کرده ، اما عبادت بتها، یک امری است که شما آن را ابداع کرده اید و از جهل وافتراء شما ناشی می شود، لذا دین شما که همان بت پرستی است مخصوص خودشماست وبه من تعدی نمی کندودین من نیز مخصوص خودم است و شما را در بر نمی گیرد.البته معنای آیه این نیست که هر کس هر دینی را که بخواهد انتخاب کند، بلکه منظوراین است که جدایی و افتراق توحید و شرک از یکدیگر مشخص شود تا مردم بدانندتوحید به هیچ وجه با شرک جمع نمی شود،(اسلام ، اسلام است و جاهلیت ، جاهلیت ، وراهی که به اسلام منتهی می شود، مستلزم جدایی و انقطاع کامل از شرک و همه ارزشهای جاهلی و تصورات و افکار و تقلیدها و قید وبندهای آن است که عبارتست از همان هجرت بسوی اسلام و همه لوازم آن و حد وسطی بین این دو مذهب وجود ندارد وسازش و تفاهمی میان آنها نیست ، اگر چه که جاهلیت خود را به لباس اسلام در آورده وادعای اسلام بکند.