ترجمه سوره یوسف ( از آیه 81 تا آیه 100 )
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره یوسف

ارْجِعُوا إِلى‏ أَبیکُمْ فَقُولُوا یا أَبانا إِنَّ ابْنَکَ سَرَقَ وَ ما شَهِدْنا إِلاَّ بِما عَلِمْنا وَ ما کُنَّا لِلْغَیْبِ حافِظینَ81وَ سْئَلِ الْقَرْیَةَ الَّتی‏ کُنَّا فیها وَ الْعیرَ الَّتی‏ أَقْبَلْنا فیها وَ إِنَّا لَصادِقُونَ82قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمیلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَنی‏ بِهِمْ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْعَلیمُ الْحَکیمُ83وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ یا أَسَفى‏ عَلى‏ یُوسُفَ وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظیمٌ84قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْکُرُ یُوسُفَ حَتَّى تَکُونَ حَرَضاً أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهالِکینَ85قالَ إِنَّما أَشْکُوا بَثِّی وَ حُزْنی‏ إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ86یا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ أَخیهِ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ87فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیْهِ قالُوا یا أَیُّهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقینَ88قالَ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِیُوسُفَ وَ أَخیهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ89قالُوا أَ إِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ قالَ أَنَا یُوسُفُ وَ هذا أَخی‏ قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنا إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَ یَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ90قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَکَ اللَّهُ عَلَیْنا وَ إِنْ کُنَّا لَخاطِئینَ91قالَ لا تَثْریبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمینَ92اذْهَبُوا بِقَمیصی‏ هذا فَأَلْقُوهُ عَلى‏ وَجْهِ أَبی‏ یَأْتِ بَصیراً وَ أْتُونی‏ بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعینَ93وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعیرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّی لَأَجِدُ ریحَ یُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ94قالُوا تَاللَّهِ إِنَّکَ لَفی‏ ضَلالِکَ الْقَدیمِ95فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشیرُ أَلْقاهُ عَلى‏ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصیراً قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ96قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا کُنَّا خاطِئینَ97قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ98فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى‏ یُوسُفَ آوى‏ إِلَیْهِ أَبَوَیْهِ وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنینَ99وَ رَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ یا أَبَتِ هذا تَأْویلُ رُءْیایَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّی حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بی‏ إِذْ أَخْرَجَنی‏ مِنَ السِّجْنِ وَ جاءَ بِکُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّیْطانُ بَیْنی‏ وَ بَیْنَ إِخْوَتی‏ إِنَّ رَبِّی لَطیفٌ لِما یَشاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلیمُ الْحَکیمُ100

 

ترجمه آیت الله مکارم شیرازی :

(81) شما به سوی پدرتان بازگردید و بگویید: پدر ( جان ) ، پسرت دزدی کرد! و ما جز به آنچه می دانستیم گواهی ندادیم و ما از غیب آگاه نبودیم!

(82) ( و اگر اطمینان نداری ، ) از آن شهر که در آن بودیم سؤال کن ، و نیز از آن قافله که با آن آمدیم ( بپرس ) ! و ما ( در گفتار خود ) صادق هستیم!»

(83) ( یعقوب ) گفت: « ( هوای ) نفس شما ، مسأله را چنین در نظرتان آراسته است! من صبر می کنم ، صبری زیبا ( و خالی از کفران ) ! امیدوارم خداوند همه آنها را به من بازگرداند چرا که او دانا و حکیم است!

(84) و از آنها روی برگرداند و گفت: «وا اسفا بر یوسف!» و چشمان او از اندوه سفید شد ، اما خشم خود را فرو می برد ( و هرگز کفران نمی کرد ) !

(85) گفتند: «به خدا تو آن قدر یاد یوسف می کنی تا در آستانه مرگ قرار گیری ، یا هلاک گردی!»

(86) گفت: «من غم و اندوهم را تنها به خدا می گویم ( و شکایت نزد او می برم ) ! و از خدا چیزهایی می دانم که شما نمی دانید!

(87) پسرانم! بروید ، و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا مأیوس نشوید که تنها گروه کافران ، از رحمت خدا مأیوس می شوند!»

(88) هنگامی که آنها بر او [ یوسف ] وارد شدند ، گفتند: «ای عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتی فرا گرفته ، و متاع کمی ( برای خرید موادّ غذایی ) با خود آورده ایم پیمانه را برای ما کامل کن و بر ما تصدّق و بخشش نما ، که خداوند بخشندگان را پاداش می دهد!»

(89) گفت: «آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید ، آن گاه که جاهل بودید؟!»

(90) گفتند: «آیا تو همان یوسفی؟!» گفت: « ( آری ، ) من یوسفم ، و این برادر من است! خداوند بر ما منّت گذارد هر کس تقوا پیشه کند ، و شکیبایی و استقامت نماید ، ( سرانجام پیروز می شود ) چرا که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند!»

(91) گفتند: «به خدا سوگند ، خداوند تو را بر ما برتری بخشیده و ما خطاکار بودیم!»

(92) ( یوسف ) گفت: «امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست! خداوند شما را می بخشد و او مهربانترین مهربانان است!

(93) این پیراهن مرا ببرید ، و بر صورت پدرم بیندازید ، بینا می شود! و همه نزدیکان خود را نزد من بیاورید!»

(94) هنگامی که کاروان ( از سرزمین مصر ) جدا شد ، پدرشان [ یعقوب ] گفت: «من بوی یوسف را احساس می کنم ، اگر مرا به نادانی و کم عقلی نسبت ندهید!»

(95) گفتند: «به خدا تو در همان گمراهی سابقت هستی!»

(96) امّا هنگامی که بشارت دهنده فرا رسید ، آن ( پیراهن ) را بر صورت او افکند ناگهان بینا شد! گفت: «آیا به شما نگفتم من از خدا چیزهایی می دانم که شما نمی دانید؟!»

(97) گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه ، که ما خطاکار بودیم!»

(98) گفت: «بزودی برای شما از پروردگارم آمرزش می طلبم ، که او آمرزنده و مهربان است!»

(99) و هنگامی که بر یوسف وارد شدند ، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت ، و گفت: «همگی داخل مصر شوید ، که انشاء اللَّه در امن و امان خواهید بود!»

(100) و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگی بخاطر او به سجده افتادند و گفت: «پدر! این تعبیر خوابی است که قبلًا دیدم پروردگارم آن را حقّ قرار داد! و او به من نیکی کرد هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد ، و شما را از آن بیابان ( به اینجا ) آورد بعد از آنکه شیطان ، میان من و برادرانم فساد کرد. پروردگارم نسبت به آنچه می خواهد ( و شایسته می داند ، ) صاحب لطف است چرا که او دانا و حکیم است!