تفسیر سوره ابراهیم ( از آیه 41 تا آیه 52 )
ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ مهر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره ابراهیم

رَبَّنَا اغْفِرْ لی‏ وَ لِوالِدَیَّ وَ لِلْمُؤْمِنینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسابُ41وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلاً عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فیهِ الْأَبْصارُ42مُهْطِعینَ مُقْنِعی‏ رُؤُسِهِمْ لا یَرْتَدُّ إِلَیْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ43وَ أَنْذِرِ النَّاسَ یَوْمَ یَأْتیهِمُ الْعَذابُ فَیَقُولُ الَّذینَ ظَلَمُوا رَبَّنا أَخِّرْنا إِلى‏ أَجَلٍ قَریبٍ نُجِبْ دَعْوَتَکَ وَ نَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَ وَ لَمْ تَکُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ ما لَکُمْ مِنْ زَوالٍ44وَ سَکَنْتُمْ فی‏ مَساکِنِ الَّذینَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ وَ تَبَیَّنَ لَکُمْ کَیْفَ فَعَلْنا بِهِمْ وَ ضَرَبْنا لَکُمُ الْأَمْثالَ45وَ قَدْ مَکَرُوا مَکْرَهُمْ وَ عِنْدَ اللَّهِ مَکْرُهُمْ وَ إِنْ کانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ46فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ ذُو انتِقامٍ47یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ48وَ تَرَى الْمُجْرِمینَ یَوْمَئِذٍ مُقَرَّنینَ فِی الْأَصْفادِ49سَرابیلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى‏ وُجُوهَهُمُ النَّارُ50لِیَجْزِیَ اللَّهُ کُلَّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَریعُ الْحِسابِ51هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ52

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(41) (ربنا اغفرلی ولوالدی و للمؤمنین یوم یقوم الحساب ):(پروردگارا مرا وپدر و مادرم و مؤمنان را در روزی که حساب برپا داشته می شود بیامرز)، با این جمله حضرت ابراهیم (ع ) دعای خود را ختم نموده و این درخواست سوم آنحضرت است که در آن برای خود و پدر و مادرش و سایر مؤمنان طلب مغفرت می نماید، این آیه دلالت دارد بر اینکه ابراهیم (ع ) فرزند آزر مشرک نبوده ، چون در این آیه برای پدرش طلب مغفرت کرده و خودش در سنین کهولت بسر می برده ، اما در اوائل عمر و دوران جوانی از آزر مشرک اعلام بیزاری و برائت نموده بود و پیامبر خلیل الله هرگز برای مشرکان استغفار نمی طلبد، لذاآزر عموی ایشان بوده ، نه پدر آنحضرت . و در این آیات اشارات لطیفی وجود دارد که هر جا خداوند را بواسطه نعمتی عمومی (شامل خود و دیگران )حمد کرده با عبارت (ربنا) او را خطاب نموده وهر جا که خداوند را بواسطه نعمت خاص خود ستایش کرده از عبارت (رب )استفاده نموده است .

(42) ( ولا تحسبن الله غافلا عما یعمل الظالمون انما یؤخرهم لیوم تشخص فیه الابصار):(و مپندار که خداوند از آنچه ظالمان انجام می دهند، غافل است ، هماناآنها را برای روزی که چشمها در آن خیره می شوند، تأخیر انداخته است )، خطاب با پیامبر(ص ) است ومی فرماید: تو از اینکه می بینی ستمگران غرق رفاه و مادیت بوده و مشغول فسادانگیزی هستند، گمان نکن که خدا از اعمالشان غافل است ،بلکه به آنها مهلت داده وعذابشان را تأخیر انداخته ، برای روز قیامت که از هول آن چشمها در چشمخانه از حرکت باز می مانند، این آیه برای ستمکاران جنبه انذار و تهدید و برای سایر مردم جنبه تسلیت دارد تا دلهایشان با دانستن این مطلب آرام شود.

(43) (مهطعین مقنعی رؤسهم لا یرتد الیهم طرفهم و افئدتهم هواء):(گردنها برافراشته ، دیدگان به یک سوء دوخته ، چنانچه پلکهایشان برهم نمی خورد ودلهایشان خالی است )،می فرماید در روز قیامت حالت مردم چنان است که سرمی کشند و دیده هایشان خیره می شود و از شدت هول و ترس قادر نیستند چشم خود را برهم بزنند و دلهایشان وحشت زده و خالی از تعقل و تدبر و حیله می گردد، این آیه نیز برای ستمکاران انذار و تهدید و برای سایرین جنبه تسلیت دارد.

(44) (و انذر الناس یوم یاتیهم العذاب فیقول الذین ظلموا ربنا اخرنا الی اجل قریب نجب دعوتک و نتبـع الرسل اولم تکونوا اقسمتم من قبل ما لکم من زوال ):(و مردم را بیم ده از روزی که عذاب برسرشان می آید، پس کسانیکه ستم کرده اند، می گویند: پروردگارا ما را تا مدتی مهلت بده تا دعوت تو را اجابت کنیم و از پیامبران پیروی نمائیم ، مگر شما نبودید که پیش از این سوگند خوردید که هرگز زوالی ندارید)، انذار در این آیه ، به خلاف آیه قبلی که در باره عذاب قیامت بود، در خصوص عذاب دنیوی استیصال است که بواسطه آن نسل ستمکاران نابوده گشته و منقطع می شود و زمین از لوث وجود شرک و ظلم پاکیزه می گرددو جز خداپرستان کسی باقی نمی ماند، می فرماید در آن زمان که عذاب به آنان برسد، ستمکاران می گویند: پروردگارا تا مدتی به ما مهلت بده که دعوت تو رااجابت کنیم و به تو ایمان بیاوریم و در رفتار و روش زندگی از پیامبران پیروی نمائیم ، اما برای توبیخ و ساکت نمودنشان به آنها گفته می شود، مگر شما نبودیدکه سوگند می خوردید و می گفتید ما هرگز نابود نمی شویم و این نیروی دفاعی وشوکت و قدرتی که داریم ما را از هر حادثه نابوده کننده ای نجات می دهد؟ پس چطور حالا به التماس افتاده و مهلت می طلبید؟ سوگند یا (اقسام ) یعنی آنکه گوینده ، سخن خود را به امر شریفی پیوند نمایدتا به این وسیله صدق گفتار خود را برساند و چنانچه گوینده در گفتار خود کاذب باشد به شرافت آن امر شریف توهین کرده و حتک حرمت آن امر را نموده است و چون کسی جرأت چنین توهینی را ندارد شنونده یقین می کند که گوینده صادق است ، بعید هم نیست که منظور از >اقسام < در این آیه کنایه از قطعیت و جزمیت وبدون تردید بودن سخن آنان باشد.

(45) (و سکنتم فی مساکن الذین ظلموا انفسهم و تبین لکم کیف فعلنا بهم وضربنا لکم الامثال ):(و در منازل کسانی که ستم کرده بودند ساکن شدید وبرایتان آشکار شد که با آنها چگونه رفتار نمودیم و برای شما مثلها زدیم )، این جمله عطف بر محل جمله (اقسمتم ) است و معنا چنین است که مگر شما نبودیدکه در شهر و مسکن مردمی منزل کردید که آنان نیز ستمکار بودند و به کیفرظلمشان منقرض گشتند و مگر ندیدید که چگونه عذاب ما بر آنها احاطه کرد؟ وحال که چنین است چگونه ادعا می کنید که هرگز زوال نخواهید داشت ؟ پس از دو جهت صدق دعوت الهی برای آنها به ثبوت رسیده و برایشان آشکار شده که سرپیچی از آن ، عذاب استیصال را به دنبال دارد، اول ): از راه مشاهده ، دوم ): از راه بیان ، که خداوند با زدن مثلها و بیان وضعیت آنها، حجت رابر سایرین تمام نموده .

(46) (و قد مکروا مکرهم و عندالله مکرهم و ان کان مکرهم لتزول منه الجبال ):( و به تحقیق نهایت نیرنگ خود را بکار زندند و نیرنگشان در نزدخداست ، هر چند از نیرنگشان کوهها زائل گردند)،این آیه حال ، از ضمیر درجمله >فعلنا< است و شاید هم حال از ضمیر >بهم < باشد یا حال از هر دو ضمیر، وهمه ضمیرهای جمع به جمله > الذین ظلموا< در آیه قبلی بر می گردد. می فرماید این ستمکاران نهایت مکر و حیله خود را بکار بردند، اما خداوندبه علم و قدرت مطلقه خود بر مکر آنها احاطه دارد و چنانچه گفته شد، مکرزمانی کارگر می افتد که شخص مورد مکر از آن بی خبر باشد، اما اگر او به آن احاطه داشته و همه امور زیر نظر وی باشد، در این صورت مکر در او کارگرنیست ، بلکه مکر، علیه خود شخص مکر کننده خواهد بود، چون تنها فایده آن این بوده که دشمنی مکر کننده را به شخص مورد مکر ثابت نموده ،(و ما یمکرون الابانفسهم و ما یشعرون ) (مکر نمی کنند مگر به خودشان و در نمی یابند). به هر جهت مکر آنها در خداوند تأثیر ندارد، چون او، از آن با خبر است وقدرت دفع آن را دارد، اگر چه که مکر آنان آنقدر نیرومند باشد که باعث از بین رفتن کوهها گردد.

(47) (فلا تحسبن الله مخلف وعده رسله ان الله عزیز ذوانتقام ):(هرگز مپندارکه خداوند از وعده خویش با پیامبرانش تخلف نماید، بدرستی که خدا مقتدر وانتقام گیرنده است )، خطاب به پیامبر(ص ) می فرماید: هرگز گمان نکن که خدا ازوعده ای که برنصرت فرستادگان خود داده ، تخلف می کند، بلکه خدا مؤاخذه ستمکاران را تا روز قیامت تأخیر انداخته وگرنه او عزیز و مقتدر است و اگروعده نصرت داده وفا می کند و اگر به متخلفین وعده عذاب داده نیز، وفا خواهدکرد، چون او دارای عزت مطلق است و خلف وعده ، یا به جهت عدم توانایی وفای به وعده است یا به سبب تأثیر پذیرفتن از وضعیت و حالتی است که موجب تغییر اراده وعده کننده شود و ساحت خداوند از عجز و تأثر مبری است و او عزیز و قادر مطلق است و از طرف دیگر (ذوانتقام ) است و این صفت لازمه عزیز بودن اوست و بهمین دلیل از هر کس که در برابر حق استکبار نماید و ظلم و ستم کند انتقام می کشد و داد مظلوم را از ظالم می ستاند.

(48) (یوم تبدل الارض غیر الارض و السموات و برزوا لله الواحدالقهار):(روزی که زمین به زمینی دیگر و آسمانها نیز مبدل می شوند و همه دربرابر خدای یگانه مقتدر حاضر می گردند)، اگر انتقام خدارا به روز قیامت اختصاص داده ، به جهت آنست که انتقام خدا در آن روز به بهترین وجه ظهورمی یابد. به هر جهت می فرماید در آن روز این زمین مبدل شده و نظام جاری در آن تغییر می کند و زمین در آن روز به نور پروردگارش روشن می شود، نه به نورخورشید(و اشرقت الارض بنور ربها)و آسمانها نیز دگرگون می شوند و همه آنهااز این حالت فانی و زائل به صورت باقی و جاودان در خواهند آمد و در آن روزهمه علل و اسبابی که مردم آنها را مستقل می پنداشتند ساقط می گردند و همه مخلوقات در برابر خدا و در پیشگاه او ظاهر خواهند شدو خدا تنها سرپرست وولی آنها خواهد بود و تنها سبب مستقلی که در آنها مؤثر باشد خداست و مردم در آن روز نه با ظاهرشان و نه به باطنشان به هیچ جهتی متوجه نمی شوند و نیز به اوضاع و احوال گذشته و حالشان توجهی نمی کنند، جز اینکه خدای سبحان راحاضر و شاهد و محیط و مسلط بر آن می یابند. چون او خدای واحد و قهار است ، یعنی تنها اوست که وجود هر چیز قائم به اوست و هر مؤثری غیر خود را نابود می کند و چیزی میان او و مخلوقاتش حائل نخواهد بود، پس آنها برای خدا بارزند، آنهم به نحو مطلق .

(49) سوره : 14 آیه : 50 : (50 ـ 49)(و تری المجرمین یومئذ مقرنین فی الاصفاد، سرابیلهم من قطران وتغشی وجوههم النار):(و در آن روز گناهکاران را همگی در غل و زنجیر می بینی ،پیراهن هایشان از قیر است و آتش چهره هایشان را پوشانده )، می فرماید، درقیامت همه گناهکاران با امثالشان در یک جا جمع می شوند، در حالیکه با غل وزنجیر دستهای آنها به گردنشان بسته و بدنشان با پوششی از قیر سیاه و بدبوپوشانده شده و آن قیر مذاب مانند لباسی براندام آنهاست و آتش رویشان را دربر گرفته .

(50) (50 ـ 49)(و تری المجرمین یومئذ مقرنین فی الاصفاد، سرابیلهم من قطران وتغشی وجوههم النار):(و در آن روز گناهکاران را همگی در غل و زنجیر می بینی ،پیراهن هایشان از قیر است و آتش چهره هایشان را پوشانده )، می فرماید، درقیامت همه گناهکاران با امثالشان در یک جا جمع می شوند، در حالیکه با غل وزنجیر دستهای آنها به گردنشان بسته و بدنشان با پوششی از قیر سیاه و بدبوپوشانده شده و آن قیر مذاب مانند لباسی براندام آنهاست و آتش رویشان را دربر گرفته .

(51) (لیجزی الله کل نفس ما کسبت ان الله سریع الحساب ):(تا خداوند هرنفسی را مطابق عملش سزا دهد، بدرستی که خدا سریع الحساب است )، یعنی آنچه به هر نفسی جزا داده می شود به عینه همان عمل خوب یا بدیست که دردنیا انجام داده و کسب نموده است ، پس عمل مجرم به عینه به او باز می گردد، واین عذاب قیامت نتیجه اعمال دنیوی اوست ، لذا انتقام خدا از قبیل عذاب دادن مجرم برای داغ دل ستاندن و رضایت خاطر نیست بلکه از باب به ثمر رساندن کشته اعمال است و از طرف دیگر خداوند سریع الحساب است ، یعنی پاداش وجزای مذکور بلافاصله انجام می شود، جز اینکه ظرف ظهور و تحقق آن حساب در روز قیامت است ، یا آنکه حکم جزا و نوشتن آن ، همراه و قرین با خود عمل است ، اما ظهور و تحقق آن جزا در قیامت می باشد، به هرحال خداوند درحسابرسی دقیق و سریع است .

(52) (هذا بلاغ للناس و لینذروا به و لیعلموا انما هو اله واحد و لیذکر اولواالالباب ):(این برای مردم تبلیغ و کفایتی است تا بواسطه آن بیم یابند و بدانند که منحصرا او خدایی یگانه است و تا صاحبان خرد متذکر شده و پند گیرند)،می فرماید: آنچه که در این سوره ذکر شده برای بلاغ و کفایت یافتن مردم بود تاآنها از مفاهیم بلند آن بیم گرفته و انذار شوند، چون آن قدر عظیم الشأن است که فهم مردم به آن احاطه نمی یابد و تنها می توانند از آن بیم بگیرند و به وحدانیت خدا آگاه شوند و مؤمنان و صاحبان خرد نیز تذکر و پند گیرند و با این آیات ازظلمات جهل بسوی نور آگاهی و علم هدایت شوند. لذا این آیات انذار برای عموم مردم و هدایت بسوی توحید و باعث تذکر برای مؤمنان و خردمندان است تا در مسیر زندگیشان مطابق این علم ، عمل نمایند و به حکم و تشریع الهی پایبند باشند و این آیات یک سری کامل از حجت هایی است که الوهیت ، توحید خداوند و رسالت انبیاء و یاری خدا نسبت به آنان و انتقام الهی از مستکبران در برابر دعوت حقه و مسأله معاد و توصیف احوال روزقیامت و ایستادن در موقف جدایی و قضاوت و توصیف حالات گنهکاران وحساب و عقابشان را بیان نموده و مردم را به ضرورت قیام به واجبات و بیم یافتن از آیات الهی تذکر می دهد .