ترجمه سوره قصص ( از آیه 1 تا آیه 20 )
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره قصص

طسم1تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْمُبینِ2نَتْلُوا عَلَیْکَ مِنْ نَبَإِ مُوسى‏ وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ3إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ یَسْتَحْیی‏ نِساءَهُمْ إِنَّهُ کانَ مِنَ الْمُفْسِدینَ4وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ5وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ6وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقیهِ فِی الْیَمِّ وَ لا تَخافی‏ وَ لا تَحْزَنی‏ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلینَ7فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِیَکُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما کانُوا خاطِئینَ8وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَیْنٍ لی‏ وَ لَکَ لا تَقْتُلُوهُ عَسى‏ أَنْ یَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ9وَ أَصْبَحَ فُؤادُ أُمِّ مُوسى‏ فارِغاً إِنْ کادَتْ لَتُبْدی بِهِ لَوْ لا أَنْ رَبَطْنا عَلى‏ قَلْبِها لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ10وَ قالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّیهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ11وَ حَرَّمْنا عَلَیْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ أَهْلِ بَیْتٍ یَکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَ هُمْ لَهُ ناصِحُونَ12فَرَدَدْناهُ إِلى‏ أُمِّهِ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُها وَ لا تَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ13وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى‏ آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ14وَ دَخَلَ الْمَدینَةَ عَلى‏ حینِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها فَوَجَدَ فیها رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شیعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغاثَهُ الَّذی مِنْ شیعَتِهِ عَلَى الَّذی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسى‏ فَقَضى‏ عَلَیْهِ قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبینٌ15قالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسی‏ فَاغْفِرْ لی‏ فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ16قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهیراً لِلْمُجْرِمینَ17فَأَصْبَحَ فِی الْمَدینَةِ خائِفاً یَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِی اسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ یَسْتَصْرِخُهُ قالَ لَهُ مُوسى‏ إِنَّکَ لَغَوِیٌّ مُبینٌ18فَلَمَّا أَنْ أَرادَ أَنْ یَبْطِشَ بِالَّذی هُوَ عَدُوٌّ لَهُما قالَ یا مُوسى‏ أَ تُریدُ أَنْ تَقْتُلَنی‏ کَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ إِنْ تُریدُ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ جَبَّاراً فِی الْأَرْضِ وَ ما تُریدُ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْمُصْلِحینَ19وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدینَةِ یَسْعى‏ قالَ یا مُوسى‏ إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ فَاخْرُجْ إِنِّی لَکَ مِنَ النَّاصِحینَ20

 

ترجمه آیت الله مکارم شیرازی :

(1) طسم!

(2) اینها از آیات کتاب مبین است!

(3) ما از داستان موسی و فرعون بحقّ بر تو می خوانیم ، برای گروهی که ( طالب حقّند و ) ایمان می آورند!

(4) فرعون در زمین برتری جویی کرد ، و اهل آن را به گروه های مختلفی تقسیم نمود گروهی را به ضعف و ناتوانی می کشاند ، پسرانشان را سر می برید و زنانشان را ( برای کنیزی و خدمت ) زنده نگه می داشت او به یقین از مفسدان بود!

(5) ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!

(6) و حکومتشان را در زمین پابرجا سازیم و به فرعون و هامان و لشکریانشان ، آنچه را از آنها [ بنی اسرائیل ] بیم داشتند نشان دهیم!

(7) ما به مادر موسی الهام کردیم که: «او را شیر ده و هنگامی که بر او ترسیدی ، وی را در دریا ( ی نیل ) بیفکن و نترس و غمگین مباش ، که ما او را به تو بازمی گردانیم ، و او را از رسولان قرار می دهیم!»

(8) ( هنگامی که مادر بفرمان خدا او را به دریا افکند ) خاندان فرعون او را از آب گرفتند ، تا سرانجام دشمن آنان و مایه اندوهشان گردد! مسلّماً فرعون و هامان و لشکریانشان خطاکار بودند.

(9) همسر فرعون ( چون دید آنها قصد کشتن کودک را دارند ) گفت: «نور چشم من و توست! او را نکشید شاید برای ما مفید باشد ، یا او را بعنوان پسر خود برگزینیم!» و آنها نمی فهمیدند ( که دشمن اصلی خود را در آغوش خویش می پرورانند ) !

(10) ( سرانجام ) قلب مادر موسی از همه چیز ( جز یاد فرزندش ) تهی گشت و اگر دل او را ( بوسیله ایمان و امید ) محکم نکرده بودیم ، نزدیک بود مطلب را افشا کند!

(11) و ( مادر موسی ) به خواهر او گفت: «وضع حال او را پیگیری کن!» او نیز از دور ماجرا را مشاهده کرد در حالی که آنان بی خبر بودند.

(12) ما همه زنان شیرده را از پیش بر او حرام کردیم ( تا تنها به آغوش مادر بازگردد ) و خواهرش ( که بیتابی مأموران را برای پیدا کردن دایه مشاهده کرد ) گفت: «آیا شما را به خانواده ای راهنمایی کنم که می توانند این نوزاد را برای شما کفالت کنند و خیرخواه او باشند؟!»

(13) ما او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و غمگین نباشد و بداند که وعده الهی حق است ولی بیشتر آنان نمی دانند!

(14) و هنگامی که ( موسی ) نیرومند و کامل شد ، حکمت و دانش به او دادیم و این گونه نیکوکاران را جزا می دهیم!

(15) او به هنگامی که اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد ناگهان دو مرد را دید که به جنگ و نزاع مشغولند یکی از پیروان او بود ( و از بنی اسرائیل ) ، و دیگری از دشمنانش ، آن که از پیروان او بود در برابر دشمنش از وی تقاضای کمک نمود موسی مشت محکمی بر سینه او زد و کار او را ساخت ( و بر زمین افتاد و مرد ) موسی گفت: «این ( نزاع شما ) از عمل شیطان بود ، که او دشمن و گمراه کننده آشکاری است»

(16) ( سپس ) عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم مرا ببخش!» خداوند او را بخشید ، که او غفور و رحیم است!

(17) عرض کرد: «پروردگارا! بشکرانه نعمتی که به من دادی ، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود!»

(18) موسی در شهر ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه ای ( و در جستجوی اخبار ) ناگهان دید همان کسی که دیروز از او یاری طلبیده بود فریاد می زند و از او کمک می خواهد ، موسی به او گفت: «تو آشکارا انسان ( ماجراجو و ) گمراهی هستی!»

(19) و هنگامی که خواست با کسی که دشمن هر دوی آنها بود درگیر شود و با قدرت مانع او گردد ، ( فریادش بلند شد ، ) گفت: «ای موسی می خواهی! مرا بکشی همان گونه که دیروز انسانی را کشتی؟! تو فقط می خواهی جبّاری در روی زمین باشی ، و نمی خواهی از مصلحان باشی!»

(20) ( در این هنگام ) مردی با سرعت از دورترین نقطه شهر [ مرکز فرعونیان ] آمد و گفت: «ای موسی! این جمعیّت برای کشتن تو به مشورت نشسته اند فوراً از شهر خارج شو ، که من از خیرخواهان توام!»