تفسیر سوره ممتحنه
ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره ممتحنه

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِما جاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیَّاکُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فی‏ سَبیلی‏ وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتی‏ تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ یَفْعَلْهُ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبیلِ1إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْداءً وَ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ2لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحامُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ3قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فی‏ إِبْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنا بِکُمْ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْراهیمَ لِأَبیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَ ما أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ رَبَّنا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنا وَ إِلَیْکَ أَنَبْنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ4رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذینَ کَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنا رَبَّنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ5لَقَدْ کانَ لَکُمْ فیهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ مَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ6عَسَى اللَّهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الَّذینَ عادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللَّهُ قَدیرٌ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ7لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ8إِنَّما یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ9یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا جاءَکُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإیمانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْکُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا وَ لا جُناحَ عَلَیْکُمْ أَنْ تَنْکِحُوهُنَّ إِذا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوافِرِ وَ سْئَلُوا ما أَنْفَقْتُمْ وَ لْیَسْئَلُوا ما أَنْفَقُوا ذلِکُمْ حُکْمُ اللَّهِ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیمٌ10وَ إِنْ فاتَکُمْ شَیْ‏ءٌ مِنْ أَزْواجِکُمْ إِلَى الْکُفَّارِ فَعاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذینَ ذَهَبَتْ أَزْواجُهُمْ مِثْلَ ما أَنْفَقُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ11یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا جاءَکَ الْمُؤْمِناتُ یُبایِعْنَکَ عَلى‏ أَنْ لا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئاً وَ لا یَسْرِقْنَ وَ لا یَزْنینَ وَ لا یَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَ لا یَأْتینَ بِبُهْتانٍ یَفْتَرینَهُ بَیْنَ أَیْدیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لا یَعْصینَکَ فی‏ مَعْرُوفٍ فَبایِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ12یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ قَدْ یَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ کَما یَئِسَ الْکُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ13

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا عدوی و عدوکم اؤلیاء تلقون الیهم بالموده وقد کفروا بما جاءکم من الحق یخرجون الرسول و ایاکم ان تؤمنوا بالله ربکم ان کنتم خرجتم جهادا فی سبیلی و ابتغاء مرضاتی تسرون الیهم بالموده و انا اعلم بما اخفیتم وما اعلنتم و من یفعله منکم فقد ضل سواء السبیل ):(ای کسانیکه ایمان آورده اید،دشمن من و دشمن خودتان را به دوستی نگیرید، آیا مراتب دوستی خود را به ایشان تقدیم می کنید با اینکه به شریعتی که برای شما آمده و حق است کفر می ورزند و نیزرسول و شما را به جرم اینکه به خدا، پروردگارتان ایمان آورده اید بیرون می کنند؟ اگربرای رضای من و جهاد در راه من مهاجرت کرده اید، نباید آنان را دوست خود بگیریدو پنهانی با ایشان دوستی کنید، چون من بهتر می دانم که چه چیزهایی را پنهان نموده وچه چیزهایی را اظهارمی کنیدوهرکس از شماکه چنین کند،از راه مستقیم گمراه شده است )شأن نزول این آیه در باره حاطب بن ابی بلتعه است که پنهانی نامه ای به مشرکین مکه نوشته و آنها را از تصمیم پیامبر ص برای خروج بر مکه و فتح آن آگاه نموده ، تا به این وسیله دوستی آنها را جلب کند و دست مشرکین را از نزدیکان خود که در مکه بودندنگه دارد، پس خدای متعال رسول خود را آگاه نمود و این آیات نازل شدو امثال او رااز این عمل نهی کرده و می فرماید: ای مؤمنان ، مشرکین را که دشمن من هستند و برای من شریک گرفته و دعوت مرا رد کرده و رسول مرا تکذیب کرده اند و دشمن خودتان نیز می باشند و با شما که به خدا ایمان آورده و مال و جانتان را در راه خدا فدا می کنید،دشمنی می ورزند، به دوستی نگیرید، چون هر کس از شما که آنها را به دوستی بگیرد، اززمره آنهاست ، شما چگونه با آنها اظهار دوستی و ابلاغ مودت می کنید، با اینکه آنها به دین حقی که پیامبر ص آورده کفر ورزیدند و رسول و شما را مجبور به مهاجرت ازمکه به مدینه نمودند و شما را از بابت ایمان به پروردگارتان که حق و واجب است وجرمی محسوب نمی شود، مؤاخذه و مجازات کردند، اگر مهاجرتتان ، جهاد در راه من وبه منظور خشنودی من است ، دیگر دشمنان مرا به دوستی نگیرید، و این عبارت از باب شرط نمودن حکم به امری محقق الوقوع است ، تا به این وسیله حکم را تأیید نموده وملازمه بین شرط و حکم را محکم و تأکید نماید، مانند پدری که به فرزندش بگوید: اگرتو فرزند منی ، پس چنین امری را انجام مده ، در ادامه می فرماید: شما در خفا به آنهااعلام دوستی می کنید، در حالیکه من بهتر از هر دانایی می دانم و آگاهم که شما چه اموری را پنهان و یا آشکار می کنیدو من به گفتار و کردار شما به گونه ای علم دارم که اخفاء و اظهار شما نسبت به آن یکسان است و هر کس با مشرکین دوستی کند، حقیقتا ازطریق مستقیم که همان راه خداست ، گمراه‌ شده‌ است‌ .

(2) (ان یثقفوکم یکونوا لکم اعداء و یبسطوا الیکم ایدیهم و السنتهم بالسوءوودوا لو تکفرون ):(اگر کفار به شما دست بیابند، دشمنان شما خواهند بود و دست وزبان خود را به آزار شما دراز خواهند کرد وآرزومند آنند که شما هم کافر شوید)(ثقف )یعنی حذاقت در درک چیزی که مجازا به عنوان ظفر و دستیابی نیز استعمال می شود، می فرماید: دوستی با کفار هیچ سودی به حالتان ندارد، چون علی رغم این دوستیها، اگر آنها به شما دست یابند، دشمنی خود را اعمال می کنند و دست خود را به قتل و اسیر کردن و تعذیب شما می گشایند و از هر ناسزا و بدگویی نسبت به شما دریغ نمی ورزند و دوست می دارند که شما کافر شوید، همچنانکه در مکه نیز مؤمنان را آزارمی دادند تا آنها دست از دینشان بردارند.

(3) (لن تنفعکم ارحامکم و لا اولادکم یوم القیمه یفصل بینکم و الله بما تعملون بصیر):(خویشاوند و اولاد شما در روز قیامت هیچ سودی برایتان ندارند و روز قیامت همه این روابط عاطفی قطع می شود، و خدا به آنچه می کنید بیناست )یعنی این ارحام و اولادی که شما به خاطر حفظ آنها با مشرکین اعلام دوستی می کنید،در روز قیامت هیچ تأثیری در رفع عذاب الهی از شما ندارند و ابدا دردی ازشما دوا نمی کنند و در آن روز همه نسبها و سببها منقطع می شوند و همه اسباب از کارمی افتند، لذا نسبت خویشاوندی در آنروز ابدابه کارتان نمی آید، پس شایسته نیست که به خاطر این ارحام و اولاد عذاب خدا را بر خود روا سازید، چون در قیامت فقط شماهستید و اعمالتان ، و خداوند نسبت به همه اعمال شما بینا و آگاه است و شما را از جهت دوستی با کفار مؤاخذه و مجازات می کند.

(4) (قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابرهیم و الذین معه اذ قالوا لقومهم انا برء ؤامنکم و مما تعبدون من دون الله کفرنا بکم و بدابیننا و بینکم العداوه و البغضاء ابداحتی تؤمنوا بالله وحده الا قول ابرهیم لابیه لاستغفرن لک و ما املک لک من الله من شی ء ربنا علیک توکلنا و الیک انبنا و الیک المصیر):(به تحقیق شما الگوی خوبی در ابراهیم و پیروان او دارید، یاد آرید، آنزمان را که به قوم خود گفتند: ما از شما و ازآنچه به غیر خدا می پرستید بیزاریم ، به شما کافریم و از همین امروز برای ابد به شما اعلام قطع رابطه خویشاوندی و اعلام دشمنی و کینه می کنیم تا روزی که به خدای یگانه ایمان آورید، به جز سخنی که ابراهیم که به پدرش گفت : من فقط از خدا برایت طلب مغفرت می کنم و کار دیگری نمی توانم از ناحیه خدا برایت صورت دهم ، و همگی گفتند:پروردگارا فقط بر تو توکل نموده و به سوی تو باز می گردیم و توبه می کنیم که بازگشت به سوی توست )در اینجا خطاب به مؤمنان می فرماید: شما می توانید به ابراهیم و پیروان او اقتدای نیکویی داشته باشید و مراد از اتباع ابراهیم ، همسر ابراهیم و بعضی مؤمنانی است که به اوگرویده بودند، می فرماید به یاد آرید آن زمانی را که آنها به قوم بت پرست خود گفتند:ما از شما و از بتهایی که به غیر خدا می پرستید بیزاریم و این همان مطلبی است که مؤمنان باید در آن امر به ایشان اقتداء کنند،(چون اقتدا در امور اساطیری و باطل و خرافه معناندارد).و گفتند: ما به عقیده شما کافریم و دشمنی و عداوت میان ما حاکم است تا وقتی که شما به خدای واحد ایمان بیاورید، یعنی پیروان ابراهیم برائت از مشرکین را به سه امرتفسیر کرده اند:(1ـ مخالفت عملی با شرک آنها،(2ـ عداوت قلبی با ایشان ،(3ـ استمراراین وضع تا وقتی که آنها بر شرک خود باقی هستند.در ادامه می فرماید: آنها همه روابط خود را با قوم مشرک خود بکلی قطع نمودند به جز یک رابطه و آن گفتار ابراهیم به پدرش بود که گفت : من بزودی برای تو ازپروردگارم طلب مغفرت می کنم و این وعده ابراهیم به جهت آن بود که برایش روشن نبوده که او دشمن خداست و امیدوار بوده تا شاید توبه کند و بسوی خدا باز گردد، اماوقتی برایش معلوم شد که او ایمان آور نیست از وی برائت جست ،آنگاه در مقام اعتراف به عجز و ذلت بندگی خود در برابر غنای پروردگار و عزت او می گوید: من دررابطه با این استغفار برای تو از جانب خودم هیچ قدرت و اراده و ملکیتی ندارم ، فقطخداست که می تواند استغفار مرا اجابت کند و به تو رحم کند و یا اعراض نموده ورحمت خود را دریغ دارد.و نیز ابراهیم و مؤمنان به درگاه پروردگار خود عرضه می دارند که پروردگارا ما درهمه امورمان فقط بر تو توکل و اعتماد می کنیم و در همه امور تدبیر خود را به تووامی گذاریم و بسوی تو انابه ورجوع می کنیم و بازگشت هر چیز به سوی توست و ما باجانهای خود بسوی تو هجرت می کنیم .

(5) (ربنا لا تجعلنا فتنه للذین کفروا و اغفرلنا ربنا انک انت العزیز الحکیم ):(پروردگارا ما را مایه امتحان و فتنه کسانی که کافر شدند، قرار مده و ما را بیامرز که همانافقط تو عزیز و حکیمی )این قسمت متن دعای ابراهیم ع و پیروان اوست و همه گفتار قبلی مقدمه ای برای طرح این مطلب بود، در اینجا از خدای خود می خواهند که آنها را از آثار سوء تبری ازکفار، پناه دهد و ایشان را بیامرزد، (فتنه ) یعنی وسیله امتحان و اینکه گفتند: خدایا ما رافتنه کفار قرار مده ، یعنی خدایا کفار را بر ما مسلط مساز تا بواسطه ما مورد امتحان قراربگیرند و آنچه فساد در وسع خود دارند بیرون بریزند و بر آزار و اذیت ما بپردازند.و کلمه (ربنا) را برای برانگیختن رحمت الهی تکرار کرده اند و سپس تقاضای مغفرت نموده و خداوند را با نام عزیز و حکیم مخاطب ساخته اند، یعنی تو خدایی هستی که بربندگان خود قاهر و مسلط هستی و افعالت متقن و محکم است ، پس از هر راهی که می دانی ما را از شر این قوم مشرک‌ حفظ کن‌.

(6) (لقد کان لکم فیهم اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و من یتول فان الله هو الغنی الحمید):(به تحقیق در آنها الگویی نیکو برای پیروی وجود دارد،برای هر کس که امید به ملاقات خدا و روز جزا دارد، و هر کس اعراض کند، پس همانافقط خداوند بی نیاز و ستوده است )می فرماید: این اسوه و الگوی پیروی که شما را بدان سفارش کردیم فقط مخصوص کسانی است که به خدا و روز جزا امید داشته باشند و هم در امر بیزاری از کفار و هم دردعا و مناجات ، به آنان تأسی کنند و مراد از (امید به خدا) امید به ثواب خدا در برابرایمان به اوست و مراد از (امید به آخرت ) امید به پاداشهایی است که خدا وعده آن رادر آخرت به مؤمنان داده و کنایه از ایمان به آخرت است .آنگاه در مقام دفع توهم می فرماید: خداوند بی نیاز مطلق و ستوده است ، لذا ازطاعت و اعمال شما بی نیاز است و اینکه به شما فرمان می دهد که از کفار بیزاری بجویید،نفع آن عاید خود شماست و در اوامر و نواهی که متوجه شما می نماید، ستوده و منت گزار است و هدف از آن اصلاح حال شما و به سعادت رسیدن شماست .

(7) (عسی الله ان یجعل بینکم و بین الذین عادیتم منهم موده و الله قدیر و الله غفور رحیم ):(امید است خدای سبحان بین شما و همان کفار، مودت برقرار سازد و خداتوانا و آمرزنده مهربان است )خطاب به مسلمانان مؤمن می فرماید: چه بسا که خدای تعالی میان شما مؤمنین و آن کفاری که شما موظف به دشمنی با آنها شدید، مودت برقرار کند، یعنی کفار مکه راموفق به اسلام نماید، همچنان که در جریان فتح مکه واقع شد، پس منظور آیه ، نسخ حکم دشمنی و تبری از کفار نیست ، در ادامه می فرماید: خداوند تعالی قدیر است ، پس قدرت دارد که در نفوس شما تصرف کند و دشمنی را مبدل به مودت نماید و آمرزنده و مهربان است ، یعنی در صورتی که کفار از گناهان خود توبه کنند و به اسلام بگروند،خدای تعالی از گذشته ایشان در می گذرد و نقائص آنها را می پوشاند و دشمنی را مبدل به مودت می سازد.

(8) (لا ینهیکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطواالیهم ان الله یحب المقسطین ):(خدا شما را از احسان و رفتارعادلانه با آنهایی که با شما در دین مقابله نکرده اند و شما را از دیارتان بیرون نرانده اندنهی نکرده ، چون خدا عدالت پیشه گان را دوست می دارد)می فرماید: خداوند با این فرمان که شما را از دوستی دشمنان خدا نهی نمود، نخواسته است شما را از احسان و معامله به عدل با کسانی که در دین با شما مبارزه نکرده و شما رااز دیارتان بیرون نرانده اند، نهی کرده باشد، چون احسان به اینها، عدالتی از جانب شماست و خداوند عدالت پیشه گان را دوست می دارد.

(9) (انما ینهیکم الله عن الذین قاتلوکم فی الدین و اخرجوکم من دیارکم وظاهروا علی اخراجکم ان تولوهم و من یتولهم فاولئک هم الظالمون ):(خداوند فقطشما را از دوستی کسانی نهی کرده که با شما بر سر دین نزاع کرده و شما را از شهرتان بیرون نمودند و در این امر یکدیگر را پشتیبانی کردند، و هر کس آنها را دوست بدارد،پس آنها ستمکارانند)یعنی نهی خداوند از دوستی با کفار، شامل افرادی می شود که یکدیگر را در نزاع بامسلمانان و اخراج ایشان از مکه پشتیبانی و مساعدت نموده اند و هر کس مشرکین مکه وعاملین این اعمال را دوست بدارد، ستمکار و متمرد از فرمان الهی است و این کلام درحکم تأکید نهی از دوستی با آنهاست .

(10) (یا ایها الذین امنوا اذا جاءکم المؤمنات مهاجرات فامتحنوهن الله اعلم بایمانهن فان علمتموهن مؤمنات فلا ترجعوهن الی الکفار لاهن حل لهم و لا هم یحلون لهن و اتوهم ما انفقوا و لا جناح علیکم ان تنکحوهن اذا اتیتموهن اجورهن و لا تمسکوا بعصم الکوافر و سئلوا ما انفقتم و لیسئلوا ما انفقوا ذلکم حکم الله یحکم بینکم و الله علیم حکیم ):(ای کسانیکه ایمان آورده اید، زنانی که به عنوان اسلام و ایمان هجرت کرده و به سوی شما آمدند، خدا به ایمان آنها داناتر است ، شما از آنهاامتحان به عمل آورید و اگر آنها را با ایمان یافتید، دیگر ایشان را به شوهران کافرشان بازنگردانید،چون هرگز این زنان مؤمن بر آن کفار و آن شوهران کافر بر این زنان حلال نیستند، ولی مهر و نفقه ای را که شوهران مخارج آن زنان کرده اند، به ایشان بپردازید وباکی نیست که شما با آنها ازدواج کنید، در صورتی که اجر و مهرشان را بدهید و هرگز به عصمتهای زنان کافر تمسک مکنید و شما اگر زنانتان از اسلام به کفر بازگشتند از کفارمهر و نفقه مطالبه کنید، آنها هم اگر زنانشان ایمان آوردند، مهر و نفقه بطلبند، این حکم خداست میان شما بندگان و خدا به حقایق امور دانا و به مصالح خلق آگاه است )این آیات ظاهرا بعد از صلح حدیبیه نازل شده که در آن صلح نامه طرفین متعهد شده بودند که اگر مردی از اهل مکه به مسلمانان ملحق شد، مسلمانان موظفند او رابه مکه بازگرداندند، ولی اگر از مسلمانان مردی ملحق به اهل مکه شد، آنها موظف به استرداد اونباشند، از آیه شریفه استفاده می شود که زنی به نام (سبیعه بن حارث ) از مکه بسوی مدینه مهاجرت کرده و سپس شوهر کافرش در طلب او به مدینه آمده و رسولخدا ص در پاسخ او فرموده اند: آنچه در عهدنامه آمده این است که اگر مردی به ما ملحق شود،ما موظف به برگرداندن او هستیم ، اما در باره زنان چیزی ذکر نشده ، با همین مدرک رسولخدا ص آن زن را به شوهرش نداد، ولی مهریه ای را که شوهر به همسرش داده بود به آن مرد برگردانید.آیه می فرماید:اگر زنان مؤمنه ای به سوی شما هجرت کردند، ایمان آنها را بیازمایید،یعنی به وسیله شهادت افراد یا سوگند و غیره آزمایش کنید و مطمئن شوید که آنهامؤمن هستند یا نه ، و درحاشیه می فرماید: علم به چنین امور باطنی کار خداست و شمافقط علمی ظنی و عادی می توانید در این امور بدست آورید، درادامه می فرماید: اگرآنها را مؤمن یافتید آنها را نزد خود نگه دارید و به نزد کفار بازنگردانید، چون رابطه همسری بین زن مؤمن و مرد کافر منقطع است ولی شما موطف هستید که مهریه ای را که مردان کافر به زنان مؤمن خود داده اند به آنها پس دهید و بعد از آن مانعی برای ازدواج شما با آن زنان باقی نمی ماند، آنگاه می فرماید: به عصمت کافران متمسک نشوید.ازدواج دائمی را عصمت نامیده اند ، چون ناموس زن را حفظ می کند، و این عبارت به معنای آنست که مردانی که مسلمان می شوند نباید، در صورت کافر بودن زن ،باز هم عقد ازدواج او را ابقاء دارند، بلکه باید آنها را رها کنند، چه آن زنان مشرک باشند و یا از اهل کتاب (یهود، نصاری و مجوس )، و اگر زنی از شما مسلمانان به کفارپیوست ، شما نیز مهریه او را از کفار مطالبه کنید، همچنانکه آنها می توانند مهریه زنی راکه به شما مسلمانان پیوسته از شما مطالبه کنند، و در آخر می فرماید: این دستورات همه احکام الهی است و او به جهت علم و حکمت خود به مصالح شرایع آگاه است و مطابق آن مصالح برای شما قانون تشریع میکند.

(11) (و ان فاتکم شی ء من ازواجکم الی الکفار فعاقبتم فـاتوا الذین ذهبت ازواجهم مثل ما انفقوا و اتقوا الله الذی انتم به مؤمنون ):(و اگر از زنان شما کسانی کافر شده و به نزد کفار رفتند، شما در مقام انتقام برآیید و به اندازه مهر و نفقه ای که خرج کرده اید، به مردانی که زنانشان رفته اند بدهید و از خدایی که به او ایمان آورده ایدبترسید و پرهیزگار شوید)یعنی اگر از شما مهریه ای از همسران کافرتان نزد کفار مانده و از دست رفته باشد وهمسرانتان به کفار پیوسته باشند، در صورتی که مؤمنین در جنگ به غنیمتی رسیدند،مهریه این گونه افراد را به همان مقداری که از دستشان رفته به آنان بدهند آنگاه می فرماید: از خدا پروا کنید، برای اینکه به او ایمان دارید، یعنی مقتضای ایمان به خدا،تقوای از او و التزام به اوامر و نواهی اوست .

(12) (یا ایها النبی اذا جاءک المؤمنات یبایعنک علی ان لا یشرکن بالله شیئا و لایسرقن ولا یزنین ولا یقتلن اولادهن ولا یاتین ببهتان یفترینه بین ایدیهن وارجلهن ولایعصینک فی معروف فبایعهن و استغفرلهن الله ان الله غفور رحیم ):(ای پیامبر ص وقتی زنان مؤمن می آیند که با تو بر ایمان بیعت کنند که دیگر هرگز به خداشرک نیاورند و سرقت و زنا نکنند و اولاد خود را به قتل نرسانند و بر کسی افترا و بهتان ،میان دست و پای خود نبندند و با تو در هیچ امر به معروفی مخالفت نکنند، با این شرایطبا آنها بیعت کن و برای آنان از خدا طلب آمرزش و غفران نما، همانا خدا آمرزنده ومهربانست )در این آیه شریفه حکم بیعت زنان مؤمن با رسولخدا ص معین شده است و در آن اموری را برای آنها شرط کرده که بعضی میان زنان و مردان مشترک است (مانند شرک نورزیدن و نافرمانی نکردن از رسولخدا ص در کارهای نیک ) و بعضی دیگر بیشتر به زنان ارتباط دارد،(مانند دوری جستن از سرقت و زنا و کشتن اولاد و نسبت دادن فرزنددیگری به شوهر و...)چون زنان به حسب طبیعت عهده دار تدبیر منزلند و این زنان هستندکه باید عفت خانواده را حفظ کنند تا نسلی پاک به وسیله ایشان حاصل شود.نهی از شرک به خدا به معنای نهی از عبادت بتها و آلهه و ارباب غیر خداست .نهی از سرقت شامل نهی از سرقت از شوهر و یا غیر اوست .نهی از زنا به معنای نهی از گرفتن دوستان اجنبی و رفیق غیر شوهر و ارتکاب زناست .و در ادامه آنها را از اینکه فرزند غیر شوهر یا رفیق خود را به شوهر نسبت دهند، نهی می کند، چون این عمل کذب و بهتانی است که با دست و پای خود مرتکب شده اند.نهی ازمعصیت رسول در امرمعروف به جهت آنست که بفهماندآنچه رسولخدا ص در مجتمع اسلامی سنت نموده و مرسوم کند، برای جامعه اسلامی عملی معروف وپسندیده است و مخالفت با آن ، مخالفت با سنت اجتماعی و بی اعتبار کردن آنست ،پس این عبارت شامل ترک معروف ، از قبیل نماز، روزه و زکات و نیز شامل ارتکاب منکر ازقبیل خودآرایی و عشوه گری می شود.و در آخر برای تقویت امیدواری و رجاء در آن زنان می فرماید: خداوند آمرزنده ومهربان‌ است‌ .

(13) (یا ایها الذین امنوا لا تتولوا قوما غضب الله علیهم قد یئسوا من الاخره کما یئس الکفار من اصحاب القبور):(ای کسانیکه ایمان آورده اید، هرگز قومی را که خدا بر آنان غضب کرده ، یار و دوستدار خود نگیرید، چون آنها از عالم آخرت به کلی مأیوسند، همانطور که کفار از مردگان ناامیدند)در اینجا مؤمنان را از دوستی با یهود نهی می کند و می خواهد بفرماید یهودی که خداوند بر ایشان غضب کرده ، مانند کفار مشرک و بت پرست ، منکر معادند و از ثواب آخرت مأیوسند، همانطور که منکرین قیامت از مردگان خود مأیوسند و برای آنها هیچ وجود و حیاتی قائل نیستند و مرگ را فنا می دانند.خدای تعالی می خواهد در این آیه شقاوت دائمی و هلاکت ابدی یهود را به مؤمنان یادآوری کند تا از دوستی با آنان و معاشرت ایشان پرهیز کنند.