تفسیر سوره صف
ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره صف

سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ1یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ2کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ3إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ4وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنی‏ وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ5وَ إِذْ قالَ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یا بَنی‏ إِسْرائیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتی‏ مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَیِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبینٌ6وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَ هُوَ یُدْعى‏ إِلَى الْإِسْلامِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ7یُریدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ8هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ9یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ10تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ11یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فی‏ جَنَّاتِ عَدْنٍ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ12وَ أُخْرى‏ تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَریبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ13یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ کَما قالَ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوارِیِّینَ مَنْ أَنْصاری إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ فَآمَنَتْ طائِفَةٌ مِنْ بَنی‏ إِسْرائیلَ وَ کَفَرَتْ طائِفَةٌ فَأَیَّدْنَا الَّذینَ آمَنُوا عَلى‏ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظاهِرینَ14

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (سبح لله ما فی السموات و ما فی الارض و هو العزیز الحکیم ):(هر چه درآسمانها و زمین است برای خدا تسبیح گویند و او خدایی عزیز و حکیم است )در باره تسبیح و تنزیه خدا از هر گونه عیب و نقص در سوره حشر گفتگو کردیم ، دراین آیه اشارتی به توبیخ مؤمنان بابت کوتاهیهایشان وجود دارد، می فرماید هر چه درآسمانها وزمین است خداوند را از آنچه لائق ساحت کبریای او نیست منزه می شمارند و او عزیزیست که هرگز مغلوب نمی شود و حکیمی است که افعالش محکم و متقن است .

(2) (یا ایها الذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون ):(ای کسانیکه ایمان آورده اید چراچیزی را می گویید که عمل نمی کنید؟)

(3) (کبر مقتا عندالله ان تقولوا مالا تفعلون ):( این گناه بزرگی در نزد خداست که چیزی را بگویید که انجام نمی دهید)آیه شریفه به نحو عموم و اطلاق مسلمانان را از تناقض میان گفتار و کردار نهی می کند، اما از سیاق استفاده می شود که گویا بعضی از مؤمنان قبل از جنگ وعده ثبات وپایداری داده بودند که به هیچ وجه از جهاد کوتاهی نکنند و در راه تهیه ابزار جنگ اموال خود را انفاق کنند، اما در مقام عمل ، تخلف نموده اند،لذا آیه شریفه آنها را توبیخ و ملامت نموده ومی فرماید: این عمل موجب خشم و نارضایتی پروردگار است و ازنشانه های نفاق می باشد.

(4) (ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص ):(بدرستی که خداوند کسانی را که در راه او به صف کارزار نموده و مانند دژی استوار می باشند،دوست می دارد)(صف )یعنی ردیف و (بنیان مرصوص ) یعنی بنائی که در برابر انهدام مقاوم باشد.می فرماید: خداوند کسانی را که در راه او قتال می کنند و به صف ایستاده اند و مانندبنایی محکم و غیر قابل انهدام ایستادگی دارند، دوست می دارد و از این عبارت با دلالت التزامی استفاده می شود که خدا از کسانی که وعده پایداری می دهند، اما سست شده و پابه فرار می گذارند، خشمگین خواهد بود.

(5) (و اذقال موسی لقومه یا قوم لم تؤذوننی و قد تعلمون انی رسول الله الیکم فلما زاغوا ازاغ الله قلوبهم و الله لا یهدی القوم الفاسقین ):(بیاد آر، زمانی راکه موسی به قومش گفت : ای قوم من ، چرا مرا آزار می دهید، با اینکه می دانید، من فرستاده خدا به سوی شما هستم ؟ پس وقتی مردم از راه حق منحرف شدند، خدا هم دلهایشان رامنحرف کرد و خدا مردم فاسق را هدایت نمی کند)در این آیه به طور ضمنی مؤمنان را از آزار و اذیت زبانی یا عملی رسولخدا ص نهی می کند و آنها را از سرنوشت قوم یهود بیم می دهد و می فرماید: به یاد آرید که قوم یهود، پیامبر خود موسی ع را آزار و اذیت کردند و از دستورات او سرپیچی نمودند ودر نتیجه اینکه از روش مستقیم و راه حق بسوی باطل منحرف شده و میل نمودند، وخداوند هم رحمت خود را از آنان دریغ نمود و هدایت خود را از آنها قطع کرد وانحراف ظاهریشان را به انحراف باطنی مبدل نمود و علت این ازاغه و گمراهی ، مجازات نمودن آنهاست به جهت فسقشان ، وگرنه ساحت خداوند منزه از آن است که ابتدائا وبدون جرم کسی را گمراه کند، به همین دلیل هم در آخر به علت این امر اشاره نموده ومی فرماید: خداوند گروه فاسق را هدایت‌ نمی‌کند.

(6) (و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدی من التوریه و مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد فلما جاءهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین ):(و آن زمان که عیسی پسر مریم گفت : ای بنی اسرائیل من فرستاده خدا بسوی شما هستم ، در حالیکه کتاب آسمانی پیش از خود یعنی تورات را تصدیق می کنم و به آمدن رسولی بعد از خودم به نام احمد ص، بشارت می دهم ، پس زمانیکه آیات روشن برایشان آورد، گفتند: این سحری آشکار است )این آیات در مقام اثبات رسالت و نبوت رسولخدا ص است و این آیه در حکم مقدمه و زمینه چینی برای ذکر این مطلب است که رسولخدا ص فرستاده ای است که عیسی ع به آمدن او بشارت داده و خدا او را با هدایت و دین حق گسیل داشته و دین اونوریست که مردم بوسیله آن به سعادت راه می یابند.به هر حال می فرماید: به یاد آرید زمانی را که عیسی پسر مریم به بنی اسرائیل اصل دعوت خود را ابلاغ نمود و فرمود: من هیچ وظیفه و شأنی ندارم جز اینکه فرستاده خدابسوی شما هستم و هم نبوت و کتاب قبل از خودم (یعنی تورات ) را تصدیق می کنم وهم از نبوت بعد از خودم بشارت می دهم و دعوت من مغایر با دعوت تورات و متناقض با شریعت آن نیست و بجز اندکی از شرایع آن ، احکام دیگرش را نسخ نمی کند.(بشارت )یعنی خبری که شنونده از شنیدن آن خوشحال می شود و مسلما بشارت درباره امر خیر است و خیری که از بعثت پیامبر ص و دعوت او انتظار می رود این است که بوسیله بعثت او باب رحمت الهی به روی انسانها باز شود و دین او کاملتر و پیشرفته ترباشد، بنابراین از کلام حضرت عیسی ع استفاده می شود که آنچه پیامبراسلام ص می آورد دینی پیشرفته تر و کاملتر از دینی است که تورات متضمن آن بوده و آنچه عیسی ع بدان مبعوث شده ، در حقیقت واسطه ای است بین دو دعوت .ولی زمانی که احمد ص که کتب آسمانی بشارت آمدنش را داده بود مبعوث شد،و برای بنی اسرائیل و یا برای آنان و سایرین معجزاتی روشن آورد،(بشارت عیسی ومعجزه قرآن و آیات دال بر نبوت و...)بنی اسرائیل گفتند: این سحری آشکار است و آن را نپذیرفتند، البته بعضی مفسران ضمیر در (جاء) را به عیسی ع برگردانده اند، اما این معنا با سیاق‌ سازگار نیست.

(7) (و من اظلم ممن افتری علی الله الکذب و هو یدعی الی الاسلام و الله لایهدی القوم الظالمین ): (و کیست ستمکارتر از آنکه به دروغ ، به خدا افترا ببندد، با اینکه به سوی اسلام دعوت می شود و خدا مردم ستمکار را هدایت نمی کند)این آیه با استفهامی انکاری سخن کفار در باره پیامبر اسلام ص را رد می کند،چون آنها قرآن و معجزه پیامبر را سحر آشکار می نامیدند، مراد از (اسلام ) دینی است که رسول اکرم ص بشر را به سوی آن دعوت می فرمود و اساس این دین بر تسلیم شدن در برابر عقاید و اعمالیست که خداوند امر می کند و مقتضای ربوبیت و الوهیت خدای تعالی هم همین است ، پس دینی که اساسش تسلیم مطلق در برابر فرامین الهی است ، بدون شک دین حق است و عقل هر انسانی گرایش و تدین به آن را واجب می داند، پس رداین دین و نسبت سحر به آن ، گفتاری باطل و افترائی بر خداست و افتراء هم ظلمی آشکار است ، مخصوصا اگر نسبت به خدا باشد، از شنیعترین ظلمها محسوب می شود.پس چه کسی ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ می بندد و آنگاه که به دین اسلام دعوت می شود، آن را رد می کند؟ مسلما هیچ کس ستمگرتر از او نیست و خدااین ستمکاران و هیچ ستمکار دیگری را هدایت‌ نمی‌کند.

(8) (یریدون لیطفؤا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون ):(می خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند در حالیکه خدا تمام کننده نورخویش است ، هر چند که کافران کراهت داشته باشند)یعنی این نسبتهایی که کفار به دین اسلام می دهند و آن را سحر و افتراء به خدامی خوانند، از اینجا ناشی شده که اینها دعوت اسلام را نور ضعیفی پنداشته اند که می توانند آن را با دهانهایشان (بازدم آن ) خاموش کنند، در حالیکه آنها در این پندارخود به خطا رفته اند، چون دین ، نور خداست که به هیچ وجه خاموشی نمی پذیرد وخداوند کمال و تمامیت آن را اراده کرده و امر خود را به انجام می رساند، هر چند که کافران آن را نپسندند و ازآن کراهت داشته باشند.

(9) (هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون ):(اوست آنکه پیامبر خود را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادیان غلبه و ظهور دهد، هر چند که مشرکان کراهت داشته باشند)این آیه در مقام تعلیل آیه قبلی است ، یعنی خدا نور خود را تمامیت می بخشد، چون او آن کسی است که رسول خود را با نورش که همان هدایت و دین حق (یعنی اسلام )است ، گسیل داشت تا آن را بر همه ادیان غیر آن غلبه دهد، اگر چه مشرکان بت پرست نخواهند و آن را نپسندند.از این دو آیه استفاده می شود که دین حق نور خدا در زمین است ( و مشرک هر کسی است که دینی غیر از دین خدا برگزیند و به آن تمسک بجوید).

(10) (یا ایها الذین امنوا هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم ):(ای کسانیکه ایمان آورده اید، آیا می خواهید، شما را به تجارتی راهنمایی کنم که از عذابی دردناک نجاتتان می دهد؟)

(11) (تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون ):(به خدا و رسولش ایمان آورید و در راه خدا با اموال و جانهایتان جهاد کنید، این برای شما بهتر است ، اگر می دانستید)استفهام در این آیه جنبه پیشنهادی دارد و به معنای امر است .(تجارت )یعنی تصرف در سرمایه به منظور کسب سود، در این آیات ایمان و جهادتجارت محسوب شده ، تجارتی که سرمایه آن جان آدمی و سود آن نجات ازعذاب دردناک اخروی است.می فرماید: ای اهل ایمان آیا مایلید شما را به تجارتی عظیم الشأن راهنمایی کنیم که موجب نجات شما از عذاب دردناک است ؟ و چون هر عقل سلیمی در پاسخ این سئوال جواب مثبت می دهد در تقریر این تجارت می فرماید: این تجارت آنست که به خدا ورسولش ایمان بیاورید و اطاعت آنها را بر خود لازم بدانید و در راه خدا نهایت جد وجهد خود را بکار ببرید و از مال و جانتان دریغ نورزید، که همانا این ایمان وجهاد(مالی وجانی )برای شما بهتر است و ما خیر شما را در نظر داشته ایم ، اگر براستی ازاهل علم و تفقه باشید.

(12) (یغفر لکم ذنوبکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار و مساکن طیبه فی جنات عدن ذلک الفوز العظیم ):(در این صورت خداوند گناهانتان رامی آمرزد و شما را وارد بهشتهایی می کند که از دامنه آن نهرها روان است و مساکنی پاکیزه و نیکو در باغهای جاودان دارد واین رستگاری عظیمی است )

(13) (و اخری تحبونها نصر من الله و فتح قریب و بشر المؤمنین ):(و سود دیگراین تجارت که مورد علاقه شماست ، نصرتی از جانب خدا و فتحی نزدیک است و تو ای پیامبر، مؤمنان را بشارت بده )می خواهد بفرماید: اگر به خدا و رسول ایمان بیاورید و در راه خدا با مال و جانتان مبارزه کنید، خدا تمام گناهانتان را می آمرزد و شما را وارد در بهشتهایی مستقر و دائمی می سازد که چنین و چنان است و این رستگاری عظیم است ، چون مؤمن در این معامله ،متاعی قلیل و ناپایدار می دهد، اما در مقابل زندگی دائمی و سعادت جاوید را می ستاند،در ادامه می فرماید: نعمت یا خصلت دیگری که بواسطه این تجارت به آن دست می یابیدو امریست که آن را دوست می دارید، نصرتی از جانب خدا و فتحی نزدیک است و درآخر می فرماید: مؤمنان را به مجموع اجر و ثواب در دنیا و آخرت بشارت بده .

(14) (یا ایهاالذین امنوا کونوا انصار الله کما قال عیسی ابن مریم للحواریین من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله فامنت طائفه من بنی اسرائیل و کفرت طائفه فایدنا الذین امنوا علی عدوهم فاصبحوا ظاهرین ):(ای کسانیکه ایمان آورده اید، یاران خدا باشید، همانطور که عیسی پسر مریم هم به حواریین گفت : ازمیان شما چه کسی مرا در راه خدا یاری می کند؟ حواریون گفتند: ما انصار خداییم ، پس طائفه ای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و طائفه ای کافر شدند و ما کسانی را که ایمان آوردند علیه دشمنانشان یاری کردیم و نیرومند و غالب شدند)می خواهد بفرماید در راه نصرت پیامبر و دین خدا ثبات و استمرار داشته باشید وآنقدر دین خدا را یاری کنید که به این علامت شناخته شوید.چون یاری خدا، یاری پیامبر خدا در پیمودن راهی است که آدمی را با بصیرت به سوی خدا می کشاند.و در مقام تشبیه می فرماید: مانند گفتار عیسی بن مریم که به حواریون گفت : چه کسی یاور من بسوی خداست ؟ یعنی چه کسی در پیمودن راه خدا و توجه به آن درگاه یاورمن است ؟ (و راه خدا همان توحید و اخلاص در عبادت خدای سبحان است ) حواریون در جواب گفتند: مائیم انصار خدا، یعنی ما از تو پیروی و اطاعت می کنیم و به اوامر ونواهی تو پایبندیم ، و پس از این بنی اسرائیل دو طائفه شدند، یک طائفه حواریون بودندکه به عیسی ایمان آوردند و طائفه دیگر که کافر شدند و خداوند مؤمنین را برکفار غلبه داد.و در این امر تشبیهی وجود دارد و می خواهد بفرماید: امت پیامبراسلام ص نیزهمین سرنوشت را دارند و به دو طائفه مؤمن و کافر تقسیم می شوند، و خداوند مؤمنان را بواسطه قیامی که بر نصرت و یاری حق نموده اند، تأیید می کند و ایشان را یاری می نماید تا بتوانند بر کفارغلبه بیابند و این سنت جاری الهی است که همواره کسانی را که او را نصرت کنند، یاری می کند، همچنانکه فرمود:(ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم ):(اگر خدا را یاری دهید، خدا هم شما را یاری می کند و قدمهایتان را استوارمی سازد.