تفسیر سوره جمعه
ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره جمعه

یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ1هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبینٍ2وَ آخَرینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ3ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ4مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ5قُلْ یا أَیُّهَا الَّذینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ6وَ لا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَیْدیهِمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِالظَّالِمینَ7قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ8یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِکْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ9فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ10وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها وَ تَرَکُوکَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقینَ11

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض الملک القدوس العزیز الحکیم ):(هرچه در آسمانها و زمین است همه به تسبیح خدای حاکم ، منزه و مقتدر و حکیم اشتغال دارند)یعنی همه موجودات آسمانها و زمین بطور مستمر به تسبیح و تنزیه خدای متعال مشغولند و همواره او را از هر عیب نقص و هر چه لایق ساحت او نیست منزه می شمارند.(ملک )یعنی حاکم ، و (قدوس ) یعنی بسیار مقدس و طاهر و (عزیز) یعنی مقتدرشکست ناپذیر و (حکیم ) یعنی کسی که همه اعمالش متقن و محکم است و بر اساس مصلحت صورت می گیرد، پس خدایی که این صفات و اسماء حسنی را دارد در تشریع دین و انزال کتب آسمانی و بعثت رسولان ، نفع و خیر بندگان را در نظر داشته و قصدهدایت و تعلیم و تزکیه ایشان را نموده است و اینها همه فضل و منتی از جانب خداست .

(2) (هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین ):(اوست آنکه در میان مردم بی سواد، پیامبری بزرگوار از جنس ایشان برانگیخت تا بر آنان آیات وحی خدا راتلاوت کند و ایشان را از پلیدی جهل و اخلاق زشت پاک سازد و شریعت و حکمت بیاموزد و بدرستی که پیش از این در ورطه جهالت و گمراهی آشکار بودند)(امی )یعنی فرد بی سوادی که خواندن و نوشتن نمی داند، که در اینجا منظور مردم عرب هم عصر رسولخدا ص می باشند که اغلب بی سواد بودند و فقط افراد انگشت شماری در میان ایشان قادر بر خواندن و نوشتن بودند، البته بعثت رسولخدا ص در میان مردم امی منافاتی با جهانی بودن دعوت آنحضرت ندارد، چون همانطور که گفتیم دعوت پیامبر ص مرحله به مرحله بوده ، ابتدا دعوت پنهانی در میان اقوام ، سپس دعوت آشکار برای مردم جزیره العرب و در نهایت دعوت جهانی برای عموم اهل عالم .به هر جهت در مقام امتنان می فرماید: او خدائیست که در میان مردم بی سواد عرب پیامبری از جنس خودشان مبعوث کرد تا آیات کتاب خدا را بر آنان بخواند وآنها را به نحوی صالح که ملازم خیروسعادت آنهاست رشددهدتابه جای اخلاق رذیله صاحب اخلاق فاضله و اعمال صالحه شوند و به کمال و سعادت برسند و از شرک به توحید راه یابند.و نیز به ایشان الفاظ و معانی مشکل و مشتبه کتاب آسمانی را تعلیم دهد تا معارف حقیقی قرآنی را بیاموزند و همانا آنها قبل از بعثت پیامبر ص در جهل و گمراهی غوطه ور بودند، ((ان )در این عبارت مخفف (ان )است )، پس بعثت آنحضرت منت وفضلی از ناحیه خدای سبحان است ، و اینکه خداوند دراین آیه تزکیه را مقدم برتعلیم ذکر نموده به جهت آنست که در مقام تربیت ، تزکیه مقدم بر تعلیم است‌ .

(3) (و اخرین منهم لما یلحقوا بهم و هو العزیز الحکیم ):(و نیز قوم دیگری را که هنوز به آنها ملحق نشده اند، هدایت فرماید، و او خدای مقتدر و حکیم است )در ادامه می فرماید خدای تعالی پیامبر اسلام ص را مبعوث کرد در میان مردم عرب امی و مردم دیگری که هنوز به آنها ملحق نشده اند ـ (که مطابق روایت نبوی منظور از این مردم ، عجم هستند) ـ چون او عزیزی است که هرگز مغلوب نمی شود وحکیمی است که عمل لغو و بیهوده انجام نمی‌دهد.

(4) (ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء و الله ذوالفضل العظیم ):(این فضل خداست که آن را بر هر کس بخواهد عطا می کند و خدا صاحب فضل و رحمت عظیم است )یعنی امر ارسال و بعثت محمد ص امری بزرگ و قابل احترام است و فضل عظیمی از جانب خدا محسوب می شود که آن را بر هر کس مشیتش تعلق بگیرد، اعطا می کند وهر آینه مشیت بالغه الهی تعلق گرفت که آن را به بنده و فرستاده خود محمد ص اختصاص دهد و امت او را برای ارسال وی انتخاب نمود و پیامبر ص را از میان ایشان برگزید و بسوی آنان گسیل داشت ، (این آیه نیز لحن امتنانی دارد).

(5) (مثل الذین حملوا التوریه ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا بئس مثل القوم الذین کذبوا بایات الله و الله لا یهدی القوم الظالمین ):(مثل کسانی که علم تورات را تحمل کرده و خلاف آن عمل نمودند، مانند الاغیست که کتابها بر پشت حمل کند، چه بد است مثل قومی که آیات خدا را تکذیب کردند و خدا مردم ستمکار راهدایت نمی کند)می فرماید: مثل قوم یهود که تورات به آنان تعلیم داده شده ، ولی به آن عمل نکردندمانند دراز گوشیست که کتابهایی بر آن بار شده و خود آن حیوان ابدا بهره و آگاهی ازمعارف و حقایق آن کتابها ندارد و در نتیجه از حمل آنها چیزی جز خستگی عایدش نمی شود، در ادامه می فرماید: چه بد است مثل قومی که آیات خدا را تکذیب کرده وبدان عمل نکردند، همانطور که گفتیم منظور، قوم یهود هستند که با این اعمال خودمرتکب ظلم و ستم شدند و خداوند هم که گروه ستمکاران را هدایت و راهنمایی نمی کند، لذا در گمراهی و ضلالت خود غوطه ور ماندند، پس مسلمانان باید به امر دین اهتمام بورزند و در حرکات و سکنات خود، مراقب خداوند باشند و رسول او را بزرگ بدانند و احترام کنند و آنچه را که رسولخدا ص برایشان آورده ، ناچیز نگیرند و بترسنداز اینکه خشم خدا همانطور که شامل حال یهود شد، ایشان را نیز فرا بگیرد.

(6) (قل یا ایها الذین هادوا ان زعمتم انکم اولیاء لله من دون الناس فتمنواالموت ان کنتم صادقین ):(بگو ای یهودیان ، اگر می پندارید که شما به حقیقت دوستداران خدا و از اولیاء الله هستید، نه مردم دیگر، پس آرزوی مرگ کنید، اگرراست می گویید)

(7) (و لا یتمنونه ابدا بما قدمت ایدیهم و الله علیم بالظالمین ):(و البته هرگز مرگ را آرزو نمی کنند، به جهت آن کردار بدی که به دست خود پیش فرستاده اند، و خدا ازکردار ستمکاران آگاه است )

(8) (قل ان الموت الذی تفرون منه فانه ملاقیکم ثم تردون الی عالم الغیب والشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون ):( بگو به درستی مرگی که ازآن می گریزید، قطعا شمارا درخواهد یافت ، سپس بسوی دانای غیب و شهادت باز گردانده می شوید و او شما رابه آنچه کرده اید، آگاه می سازد)در این آیات بر علیه یهود استدلال شده ، استدلالی که دروغگویی یهود را درادعایشان که می گفتند:ما اولیاء خدا و دوستان و پسران او هستیم ،کاملا اثبات می کند.خطاب به رسول خدا ص می فرماید: به این کسانی که ادعای یهودیگری می کنند،بگو:اگر اعتقاد دارید که شما اولیاء خدایید و نه هیچ کس دیگر و اگر در این اعتقادراست گویید، آرزوی مرگ کنید، چون ولی خدا و دوست او باید که دوستدار لقاء الله باشد و در انتظار بهشت موعود برای مرگ لحظه شماری کند، آنوقت خدایتعالی به پیامبر خود خبر می دهد که این یهودیان به جهت اعمال پلید و ظالمانه ای که در دنیامرتکب شده اند، هرگز آرزوی مرگ نمی کنند و خدا به احوال ستمکاران داناست ومی داند که ستمکاران دشمنان خدایند، نه دوستان او، و به همین دلیل هرگز طالب لقاءالهی نیستند.در ادامه خطاب به رسولخدا ص می فرماید: بگو همان مرگی که از آن می گریزید،بزودی ، لامحاله چه بخواهید و چه نخواهید، شما را دیدار می کند و در می یابد و آنوقت به سوی پروردگارتان ـ که با ظلم و فسقی که مرتکب شده بودید از زی بندگی اش خارج شده اید ـ باز می گردید و او شما را به حقیقت اعمالی که مرتکب شده اید آگاهی می دهد،(چون او دانای غیب و شهادت است )، شما را با آثار سوء و تبعات اعمالتان کیفرخواهد داد.

(9) (یا ایها الذین امنوا اذا نودی للصلوه من یوم الجمعه فاسعوا الی ذکر الله وذروا البیع ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون ):(ای کسانیکه ایمان آورده اید وقتی که درروز جمعه برای نماز جمعه اذان داده می شود به سوی ذکر خدا بشتابید و داد و ستد رارها کنید، اگر بفهمید این برای شما بهتر است )

(10) (فاذا قضیت الصلوه فانتشروا فی الارض وابتغوا من فضل الله واذکرواالله کثیرا لعلکم تفلحون ): (پس وقتی که نماز به پایان رسید، در زمین پراکنده شوید واز فضل خدا طلب نمائید و خدا را بسیار یاد کنید، تا شاید رستگار شوید)در این آیات برای تشویق و تحریک مسلمانان به نماز می فرماید: ای اهل ایمان ،وقتی در روز جمعه برای نماز جمعه اذان می گویند، با شتاب بسوی یاد و ذکر خدا بدویدو برای شرکت در نماز از خرید و فروش و هر عملی که شما را از نماز باز می دارد، دست بردارید، اگر بدانید و متوجه باشید این برای شما بهتر است ،(چون طلب نیکی و خیر عین نیکی است )در ادامه می فرماید: وقتی که نماز به پایان رسید جایز است که متفرق شوید و در طلب فضل خدا و روزی به خرید و فروش بپردازید، (طلب رزق در اینجا کنایه از همه کارهایی است که عطیه خدا را در پی دارد، مانند:عیادت مریض ، سعی در برآوردن حاجت مسلمانان ، زیارت برادران دینی و ...) و در عین حال همواره خدا را در قلب وزبان خود یاد کنید به امید آنکه به رستگاری و نجات برسید و از هلاکت و شقاوت برهید.

(11) (و اذا راوا تجاره او لهوا انفضوا الیها و ترکوک قائما قل ما عند الله خیرمن اللهو و من التجاره و الله خیر الرازقین ):(و زمانیکه در بین نماز از تجارت ولهوی خبردار می شوند، به سوی آن متفرق می گردند و تو را در حال خطبه سرپا رهامی کنند، بگو آنچه نزد خداست ، بهتر از لهو و تجارت است و خدا بهترین روزی دهندگان است )در روایت وارد شده که کاروانی از تجار وارد مدینه شد و آن روز، روز جمعه بود و مردم در نماز جمعه شرکت کرده بودند و رسولخدا ص مشغول خطبه نماز بود.کاروانیان به منظور اعلام ورود خود، طبل و دائره کوبیدند، مردم داخل مسجد نمازو رسولخدا ص را رها نموده و به جانب آنها متفرق شدند و این آیه شریفه به همین مناسبت نازل شد، خداوند به جهت آنکه مردم را به واسطه خطائی که مرتکب شدند تنبیه کند و بفهماند که عملشان چقدر قبیح بوده ، می فرماید: آنچه در نزد خداست ، یعنی ثوابی که خدا در برابر استماع خطبه و شرکت در نماز به شما عطا می کند، از این ساز ودهل و تجارت کاروانیان بهتر است ، چون ثواب خدا خیر حقیقی و دائمی و لایزال است ، به خلاف لهو و تجارت که اگر هم خیری داشته باشد زائل شدنی وباطل است و چه بسا خشم خدا را در پی داشته باشد و خدای متعال بهترین روزی دهندگان است و رزق ونعمت او دائمی است ، در حدیث وارد شده که وقتی کاروان شام به مدینه آمد، مردم ازگرد پیامبر ص پراکنده شدند و فقط 12 نفر پیرامون رسول خدا ص باقی ماندند وپیامبر ص فرمود: اگر این چند نفر باقی نمی ماندند، خداوند از آسمان سنگ بر ایشان می بارید و در همین زمان سوره جمعه نازل‌ شد.