تفسیر سوره فاطر ( از آیه 41 تا آیه 45 )
ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره فاطر

إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَلیماً غَفُوراً41وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَهُمْ نَذیرٌ لَیَکُونُنَّ أَهْدى‏ مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جاءَهُمْ نَذیرٌ ما زادَهُمْ إِلاَّ نُفُوراً42اسْتِکْباراً فِی الْأَرْضِ وَ مَکْرَ السَّیِّئِ وَ لا یَحیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلاَّ بِأَهْلِهِ فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ سُنَّتَ الْأَوَّلینَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدیلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْویلاً43أَ وَ لَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ کانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعْجِزَهُ مِنْ شَیْ‏ءٍ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ إِنَّهُ کانَ عَلیماً قَدیراً44وَ لَوْ یُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما کَسَبُوا ما تَرَکَ عَلى‏ ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ وَ لکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِعِبادِهِ بَصیراً45

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(41) (ان الله یمسک السموات والارض ان تزولا و لئن زالتا ان امسکهمامن احد من بعده انه کان حلیما غفورا): (خداست که نمی گذارد زمین وآسمان فرو ریزند، و اگر فرو ریزند احدی بعد از خدا نیست که از ریزش آنها مانع شودو او بردبار و آمرزنده است .)خدای متعال بعد از استدلال بر توحید ربوبیت خود و نفی شرکاء اکنون استدلال می نماید بر یگانگی خود به اینکه خلق را بعد از ایجاد، ابقاء نموده و مانع از اضمحلال آنها می شود، چون هر موجودی درحقیقت ، هستی او، هستی های لحظه به لحظه ومتصل به هم است ولی چون استمرار دارند ما آن را یک هستی می پنداریم و اگر یک آن فیض خدا در هستی بخشی منقطع شود، همه موجودات نابود می شوند. لذاخداست که آسمانها و زمین را آفریده و از زوال آنها جلوگیری می کند و اگر خداونداراده کند که آنها را زایل کند هیچ احدی قدرت ندارد که مانع او شود چون او یگانه خالق و مدبر عالم هستی است و او بردباری است که در هیچ امری (من جمله عقوبت مکذبان ) عجله نمی کند و آمرزنده ایست که جهات عدمی اشیاء را پنهان می دارد و به مقتضای همین دو نام است که آسمانها و زمین را از اینکه مشرف به زوال شوند، تامدتی تعیین شده ، جلوگیر و مانع می گردد.

(42) (واقسموا بالله جهد ایمانهم لئن جاء هم نذیر لیکونن اهدی من احدی الامم فلما جاء هم نذیر مازادهم الانفورا (و به خدا سوگند مؤکد خوردندکه اگر برای ما هم پیامبری بیاید ما از همه امتهای صاحب کتاب هدایت یافته تر خواهیم شد، اما وقتی پیامبری به نزدشان آمد چیزی جز دوری و نفرت بیشتر برآنها افزوده نشد)معنای آیه واضح است و در مقام سرزنش قریش می باشد که قبل از آمدن رسولخدا ص سوگندهای محکم ومؤکدی خوردند که اگر پیامبری برای ما ارسال شود مااز همه امتهای سابق نظیر یهود و نصاری که برایشان پیامبرو کتاب آمده ، ولی آن راتکذیب کرده اند، راه یافته تر خواهیم بود، اما وقتی که رسولخدا ص بسوی آنان مبعوث شد نه تنها به او ایمان نیاوردند بلکه این بعثت باعث شد نفرت و گریزشان از دین حق بیشتر شود.

(43) (استکبارا فی الارض ومکر السیی ء ولایحیق المکر السیی ء الاباهله فهل ینظرون الا سنت الاولین فلن تجد لسنت الله تبدیلا ولن تجدلسنت الله تحویلا): (دوری آنها به جهت استکبار در زمین و نیز به علت مکر بدی که داشتندبود، و مکر بد جز به صاحبش بازنمی گردد، پس آیا انتظار سنتی غیر از سنت پیشینیان را دارند؟ لذاهرگز در سنت خدا تبدیل و دگرگونی نخواهی یافت .)(مکر) یعنی این که بوسیله حیله ، شخصی را از هدفی که دارد منصرف کنند که خود بر دونوع است : مکر حسن و مکر سیی ء. مکر نیکو و حسن آنست که شخصی رابا حیله از کار بدی بازدارند و مکر سیی ء و بد آنست که او را با حیله به کاری زشت وادار کنند.می فرماید دوری و اعراض آنها از رسولخدا ص و دعوت حق ، به جهت استکبار وبلندپروازی آنها در زمین بود و نیز به جهت آنکه مکر بد بکار بردند و خواستند مانع ازگسترش دعوت حق شوند اما مکر بد نمی رسد مگر به صاحبش ، یعنی نتیجه مکر بد دردنیا یا آخرت گریبان صاحب خود را می گیرد و کیفر آن به او خواهد رسید پس مکاران جز سنت جاری در امتهای گذشته که همان سنت مجازات و عذاب است نبایدانتظار دیگری داشته باشند چون سنت خدا هرگز تبدیل نمی شود یعنی مثلا به جای عذاب عافیت ونعمت نخواهد بود و نیز سنت خدا تحویل هم نمی گردد، یعنی عذاب از یک قوم که مستحق آن هستند متوجه قوم دیگری نمی شود، برای اینکه خدای متعال افعالش مطابق حکمت و بر صراط مستقیم است وتبعیض و استثناء نمی پذیرد وخطاب این آیه متوجه رسولخدا ص و یا هر شنونده دیگری است .

(44) (اولم یسیروا فی الارض فینظرواکیف کان عاقبه الذین من قبلهم وکانوآاشد منهم قوه و ماکان الله لیعجزه من شـی ء فی السموات ولافی الارض انه کان علیما قدیرا): (آیا در زمین سفر نکرده اند تا ببینند سرانجام آنهایی که قبل از ایشان بودند چگونه بود؟ با اینکه آنها از ایشان نیرومندتر بودند، آری هیچ امری نه درآسمانها و نه درزمین نمی تواند خدا را به عجز آورد، همانا او دانا وتواناست .)می فرماید شاهد مثال بر اجرای سنت الهی در امتهای گذشته آنست که امتهای سابق که از مشرکین مکه نیرومندتر بودند، بازهم خداوند آنها را به کیفر مکر و تکذیبشان عذاب کرد. و آنگاه در مقام انذار و ترساندن مشرکان مکه و برای آنکه بدانند باید ازخداوند بترسند و به او ایمان بیاورند و با او نیرنگ نکنند و آیاتش را تکذیب ننمایند،می فرماید:هیچ چیزدر آسمانها و زمین نیست که بتواند خدا را با نیرنگ خود عاجزکند،چون او علیم مطلق است و غفلت و جهل در او راه ندارد، تا دشمن بتواند او راغافلگیر کند و نیز خداوند قادر مطلق است و هیچ چیز تاب مقاومت در برابر او راندارد و نمی تواند او را به ستوه و عجز آورد.

(45) (ولو یؤاخذ الله الناس بماکسبوا ماترک علی ظهرها من دآبه ولکن یؤخـرهم الی اجل مسمی فاذاجاء اجلهم فان الله کان بعباده بصیرا): (واگرخداوند مردم را به کیفر اعمال پلیدشان مؤاخذه می کرد، بر روی زمین هیچ جنبنده ای نمی ماند ولیکن عذاب آنها را تا مدتی معین تاخیر می اندازد و همین که اجلشان رسید،خداوند نسبت به احوال بندگانش کاملا بینا و آگاه است .)مراد از مؤاخذه دراین آیه عذاب دنیوی است و مراد از (ظهرها) روی زمین است و(دابه ) هر جنبنده و موجودیست که در روی زمین حرکتی داشته باشد، چه حیوان و چه انسان و اگر به کیفر کفر و تکذیب انسانها همه جنبندگان را هلاک می کند برای این است که همه آنها برای انسان خلق شده اند همچنانکه فرمود (خلق لکم ما فی الارض جمیعا هرچه در روی زمین است برای شما خلق کردیم ) و مراد از (اجل مسمی )هنگام مرگ یا قیامت است . به هرحال این آیه در جواب از سؤال مقدر است که کسی توهم کند، اگر هیچ کس نمی تواند خدا را به عجز درآورد پس چگونه خدا گنهکاران را به حال خود گذاشته و آنها هر عملی انجام می دهند و چرا خدا آنها را عذاب نمی کند؟ که در پاسخ فرموده : اگر خدا قرار بود همه مردم را به جرم گناهانشان مؤاخذه کند، همانطور که مکذبان و مشرکان را مؤاخذه کرد، در این صورت دیگر هیچ جنبنده ای در روی زمین باقی نمی ماند و حال آنکه خداوند چنین حکم کرده که مردم تا مدتی معین در روی زمین بمانند و آن را آباد کنند. اما وقتی آن مدت سر رسدخداوند هرکس را بدانچه عمل کرده جزا خواهد داد و چون او نسبت به اعمال بندگانش آگاهی و بصیرت دارد و پروردگار آنهاست .