ترجمه سوره بقره ( از آیه 241 تا آیه 260 )
ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره بقره

وَ لِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقینَ241کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ242أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَشْکُرُونَ243وَ قاتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ244مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثیرَةً وَ اللَّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ245أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنی‏ إِسْرائیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى‏ إِذْ قالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ قالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ أَلاَّ تُقاتِلُوا قالُوا وَ ما لَنا أَلاَّ نُقاتِلَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِیارِنا وَ أَبْنائِنا فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلاَّ قَلیلاً مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِالظَّالِمینَ246وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طالُوتَ مَلِکاً قالُوا أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یُؤْتی‏ مُلْکَهُ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ247وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فیهِ سَکینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسى‏ وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَةُ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ248فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاَّ قَلیلاً مِنْهُمْ فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالَ الَّذینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرینَ249وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ250فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا یَشاءُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لکِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعالَمینَ251تِلْکَ آیاتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلینَ252تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَیْنا عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ وَ أَیَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذینَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ وَ لکِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ کَفَرَ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لکِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ ما یُریدُ253یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ وَ الْکافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ254اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ255لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ256اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ257أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذی حَاجَّ إِبْراهیمَ فی‏ رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّیَ الَّذی یُحْیی‏ وَ یُمیتُ قالَ أَنَا أُحْیی‏ وَ أُمیتُ قالَ إِبْراهیمُ فَإِنَّ اللَّهَ یَأْتی‏ بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذی کَفَرَ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ258أَوْ کَالَّذی مَرَّ عَلى‏ قَرْیَةٍ وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها قالَ أَنَّى یُحْیی‏ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى‏ طَعامِکَ وَ شَرابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى‏ حِمارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ کَیْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَکْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ259وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ أَرِنی‏ کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتى‏ قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى‏ وَ لکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبی‏ قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى‏ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتینَکَ سَعْیاً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ260

 

ترجمه آیت الله مشکینی :

(241) و برای زن های طلاق داده شده متاع و وسیله برخورداری به شیوه پسندیده ( از جانب شوهر ) لازم است ( هزینه مدت عدّه ، تمام مهر ، بعض مهر و متعه بر حسب اختلاف طلاق ) ، که این بر عهده پرهیزکاران ثابت و الزامی است.

(242) این گونه خداوند آیات ( احکام دین ) خود را برای شما روشن می کند ، شاید بیندیشید.

(243) آیا ( به دیده عبرت ) ننگریستی به کسانی که از خانه های خود در حالی که هزاران نفر بودند از بیم مرگ ( و برای فرار از جهاد ) بیرون آمدند ، پس خداوند به آنها گفت:

(244) و در راه خدا ( با دشمنان ) بجنگید ، و بدانید که خداوند شنوا و داناست.

(245) کیست آن که به خداوند قرض الحسنه دهد تا خدا آن را برایش ( در وقت پرداخت ) چندین برابر فزونتر کند؟! و خداست که ( روزی را ) تنگ می کند و می گسترد ، و به سوی او بازگردانده می شوید.

(246) آیا ( به دیده دل ) ننگریستی به ( حال ) آن گروه از سران و اشراف بنی اسرائیل پس از ( فوت ) موسی که به یکی از پیامبران خود ( شموئیل ) گفتند: برای ما فرمانروایی برانگیز تا در راه خدا پیکار کنیم ، گفت: آیا احتمال نمی دهید که اگر پیکار بر شما نوشته و مقرر شد نجنگید ( و نافرمانی کنید ) ؟ گفتند: ما را چیست که در راه خدا نجنگیم در حالی که از میان خانه ها و فرزندانمان بیرون شده ایم! پس هنگامی که کارزار بر آنها مقرر گردید جز اندکی از آنان ( همگی ) پشت کردند ، و خداوند به ستمکاران داناست.

(247) و پیامبرشان به آنان گفت: همانا خداوند طالوت را برای شما به عنوان فرمانروا برانگیخت. گفتند: چگونه او را بر ما فرمانروایی است در حالی که ما به فرمانروایی از او سزاوارتریم ، و به او وسعت مالی داده نشده؟! ( پیامبرشان ) گفت: بی تردید خدا او را بر شما برگزیده و او را در دانش و نیروی بدنی فزونی بخشیده ، و خدا ملک و شاهی خود را به هر کس بخواهد می دهد ، و خدا ( از نظر وجود و توان و رحمت ) دارای وسعت است و داناست.

(248) و پیامبرشان به آنها گفت: همانا نشانه فرمانروایی او این است که آن تابوت ( صندوق عهدی که موسی را در داخل آن به آب افکنده بودند ) نزد شما بیاید که در آن آرامش دلی از جانب پروردگارتان ( برای شما ) ست و بازمانده ای از آنچه خاندان موسی و خاندان هارون به جای نهاده اند ( از قبیل عصا و زره و نعلین موسی و الواحی از تورات و عمامه هارون ) که آن را فرشتگان حمل می کنند. البته در آن نشانه ای است ( از صدق حاکمیت طالوت ) برای شما اگر اهل ایمان باشید.

(249) پس چون طالوت با سپاهیان ( به قصد جنگ با عمالقه از مقرّشان ) فاصله گرفتند ، گفت:

(250) و چون برای جنگ با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند ، گفتند: پروردگارا ، بر ( دل های ) ما صبر و شکیبایی فرو ریز و قدم های ما را استوار کن و ما را بر گروه کافران نصرت ده.

(251) پس آنها را به توفیق خداوند شکست دادند ، و داود ( که یکی از سربازان طالوت بود ) جالوت را کشت ، و خدا او را سلطنت و فرمانروایی و حکمت ( علوم شریعت و معارف عقلی ) داد و از آنچه می خواست به او آموخت ( مانند کتاب زبور ، داوری بر طبق واقع ، منطق پرندگان و بافتن زره از آهن ) . و اگر نبود بازداشتن خداوند برخی مردم را به وسیله برخی دیگر حتما فساد زمین را فرا می گرفت و لکن خداوند دارای فضل بر همه جهانیان است.

(252) اینها آیات ( و نشانه های توحید و قدرت ) خداست که به حق و راستی بر تو می خوانیم ، و حقّا که تو از فرستادگانی.

(253) از این فرستادگان ، برخی را ( که ذکرشان گذشت ) بر برخی برتری دادیم ، از آنان کسی هست که خدا با وی سخن گفت ( مانند موسی ) ، و برخی را چندین درجه بالا برد ، ( مانند پیامبران اولوا العزم ) و عیسی بن مریم را دلایل روشن ( معجزات آشکار ) عطا کردیم و او را با روح القدس تأیید نمودیم. و اگر خداوند اراده حتمی می کرد ، کسانی که بعد آنها ( از امت های آنان در طول تاریخ ) آمدند پس از آنکه ( آن همه ) دلایل روشن به آنها رسید با هم نمی جنگیدند ، ولی اختلاف کردند ، پس برخی از آنان ایمان آوردند و برخی کافر شدند ( و جنگ ها در جهان به راه انداختند ) . و حتما اگر خدا می خواست نمی جنگیدند ، و لکن خدا آنچه را اراده کند ( مختار قرار دادن بندگان در عقاید و اعمال ) انجام می دهد.

(254) ای کسانی که ایمان آورده اید از آنچه به شما روزی کرده ایم انفاق کنید ، پیش از آنکه روزی بیاید که در آن نه خرید و فروشی است و نه دوستی و نه شفاعتی و کافرانند که ستمکارند.

(255) خدای یکتاست که جز او معبودی نیست ، زنده قائم به ذات و برپا دارنده توانا و دائم ( جهان هستی ) است ، هیچ گاه او را خواب سبک و سنگین فرا نمی گیرد ، آنچه در آسمان ها و آنچه در این زمین است ( علاوه بر خود آنها ) از آن اوست ( به ملاک آنکه آفرینش و حفظ و تدبیر و فانی کردن همه در تحت اراده اوست ) کیست آنکه جز به اذن او در محضرش وساطت کند ( وساطت تکوینی در میان اسباب و مسببات در این جهان ، و شفاعت ارادی در سقوط کیفر اعمال و فزونی پاداش در جهان دیگر ) ؟! آنچه را در جلو روی مردم و آنچه را در پشت سر آنهاست ( حوادث آینده و گذشته جهان را ) می داند و آنها به چیزی از علم او احاطه ندارند جز به آنچه او بخواهد. کرسی ( سلطه و ربوبیت ) او آسمان ها و زمین را فرا گرفته و نگهداری آنها بر او سنگینی و خستگی ندارد ، و او والا و بزرگ است.

(256) در ( اصول اعتقادات ) دین اکراه نیست ( زیرا اذعان و باورهای باطنی اکراه پذیر نیست بلکه تابع دلیل و برهان است ، و ) بی تردید راه هدایت از گمراهی ( به واسطه این قرآن ) روشن شده است ، پس هر که به طغیانگر ( شیطان و پیروانش ) کفر ورزد و به خدا ایمان آورد حقّا که به دستگیره محکم چنگ زده که گسستن ندارد ، و خداوند شنوا و داناست.

(257) خداوند دوست و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند ، آنها را از تاریکی ها ( ی جهل و کفر و فسق ) به سوی نور ( علم و ایمان و تقوا ) بیرون می برد ، و کسانی که کفر ورزیدند سرپرستان آنها طغیانگرانند که آنها را از نور ( هدایت ) به سوی تاریکی ها ( ی گمراهی ) بیرون می برند. آنها اهل آتشند که در آنجا جاودانند.

(258) آیا ( به دیده دل ) ننگریستی به آن که ( نمرود ) با ابراهیم درباره پروردگارش- از سر غروری که خدا او را پادشاهی داده بود- به محاجّه و گفتگو پرداخت؟ آن گاه که ابراهیم گفت: پروردگار من آن است که زنده می کند و می میراند. او گفت: من ( نیز ) زنده می کنم و می میرانم ( از دو نفر محکوم یکی را آزاد می کنم و دیگری را می کشم ) . ابراهیم گفت:

(259) یا ( کسی را دیده ای ) مانند آن که به دهکده ای عبور کرد که ( سقف خانه ها فرود آمده و ) دیوارها بر روی سقف هایش فرو ریخته ( و اجساد ساکنانش پراکنده و پوسیده ) بود؟

(260) و ( به یاد آر ) هنگامی که ابراهیم گفت ، پروردگارا به من نشان ده که مردگان را چگونه زنده می کنی ، گفت: آیا ( به قدرت من یا به روز جزا ) ایمان نداری؟ گفت: چرا ، و لکن ( درخواست کردم ) تا قلبم ( با عین الیقین ) آرامش یابد. گفت: پس چهار ( نوع ) پرنده بگیر و آنها را به خود نزدیک گردان ( تا علائم جسمی آنها را به دقت ببینی ) و ریز ریز ( و مخلوط به هم ) کن ، سپس بر هر کوهی ( در این اطراف ) پاره ای از آنها را قرار ده ، آن گاه آنها را بخوان ، که شتابان به سوی تو می آیند. و بدان که خداوند مقتدر شکست ناپذیر و حکیم است.