تفسیر سوره منافقون
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره منافقون

إِذا جاءَکَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقینَ لَکاذِبُونَ1اتَّخَذُوا أَیْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ2ذلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَفْقَهُونَ3وَ إِذا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَةٍ عَلَیْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ4وَ إِذا قیلَ لَهُمْ تَعالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ5سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ6هُمُ الَّذینَ یَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى‏ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى یَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنَّ الْمُنافِقینَ لا یَفْقَهُونَ7یَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدینَةِ لَیُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لکِنَّ الْمُنافِقینَ لا یَعْلَمُونَ8یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ9وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنی‏ إِلى‏ أَجَلٍ قَریبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصَّالِحینَ10وَ لَنْ یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها وَ اللَّهُ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ11

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (اذا جاءک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول الله و الله یعلم انک لرسوله والله یشهد ان المنافقین لکاذبون ):(وقتی که منافقان به نزد تو آمده و گفتند: ما گواهی می دهیم که تو فرستاده خدایی ، فریب ایشان را مخور، خدا می داند که تو فرستاده اویی وخدا گواهی می دهد که منافقان دروغ می گویند)(منافق ) یعنی کسی که اظهار ایمان نموده و کفر باطنی خود را مخفی می سازد،خطاب به رسولخدا ص می فرماید: وقتی که منافقین دورو، نزد تو می آیند و می گویند:شهادت می دهیم که تو حتما رسول خدایی و با این گفتار ادعای ایمان حقیقی می کنند،خداوندبه رسالت تو گواهی می دهد ومی داند که تو فرستاده اویی ، اما این منافقان به این مسأله اعتقادی ندارند ودر ادعای خود کذب مخبری دارند و ادعای دروغین می کنند.

(2) (اتخذوا ایمانهم جنه فصدوا عن سبیل الله انهم ساء ما کانوایعملون ):(سوگندهایشان را سپر جان خود قرار داده اند تا به این وسیله راه خدا را مسدودکنند، ایشان بد عملی مرتکب می شوند)یعنی منافقان این سوگندها و ادعاهای دروغین را سپر حفظ جان خود قرار داده اند وظاهرا خود را مسلمان نشان می دهند تا خون و مالشان محترم باشد، اما از دین رویگردان هستند و قصدشان این است که مردم را هم از راه دین منصرف کنند، و حقیقتا اعمال بسیار بدی مرتکب می شوند، و این جمله در حکم تقبیح اعمال آنهاست .

(3) (ذلک بانهم امنوا ثم کفروا فطبع علی قلوبهم فهم لا یفقهون ):(این به جهت آنست که اینها ایمان آوردند و سپس کافر شدند، خدا هم بر دلهایشان مهر نهاد تا هیچ چیز نفهمند)یعنی این اعمال زشت و سوگندهای دروغین و سد راه خدا و ... همه به جهت آنست که اینها با زبانشان اقرار به ایمان کردند و (لا اله الا الله ) گفتند وسپس در باطن کافر شدندو یا حتی عده ای از ایشان ابتداء حقیقتا ایمان آوردند، اما پس از چندی مرتد شدند ولی این ارتداد خود را پنهان کرده و ملحق به منافقان گشتند.در نتیجه خداوند به جهت مجازات ، بر دلهایشان مهر زد و دیگر آنها توان درک ودریافت حق و حقیقت را ندارند و برای همیشه مأیوس از ایمان و محروم از حق هستند.

(4) (و اذا رایتهم تعجبک اجسامهم و ان یقولوا تسمع لقولهم کانهم خشب مسنده یحسبون کل صیحه علیهم هم العدو فاحذرهم قاتلهم الله انی یؤفکون ):(ووقتی که ظاهر آن منافقان را مشاهده کنی تو را به شگفت می آورند و اگر سخن گویند: به سخنانشان گوش فرا می دهی ، ولی در باطن مانند چوب خشکی بر دیوارند و هر صدایی بشنوند، آن را بر علیه خود می پندارند، ای رسول آنها دشمن هستند، پس از ایشان حذرکن ، خدایشان بکشد، چقدر به مکر و دروغ از حق منحرف می شوند)خطاب در این آیه با رسولخدا ص و همه مؤمنانی است که شأنیت دیدن و شنیدن داشته باشند و می خواهد بفرماید، ظاهر منافقان عوام فریب است و بدنی آراسته دارند،بطوریکه همه ظاهر آنها را می پسندند و با زبان چرب و نرم خود آنچنان زبان بازی وحرافی می کنند که همه کس از گفتارشان لذت می برد و به آن گوش می سپارد، اما درباطن مانند چوبی هستند که به چه چیزی تکیه داشته باشد و اشباحی متحرکند که هیچ فهم و درک و ایمانی ندارند و به جهت کفر باطنی که دارند، همواره در ترس و دلهره هستند که مبادا باطنشان آشکار شود و لذا هر سر و صدایی که بر پا شود آن را بر علیه خود می پندارند، آنگاه پس از بیان اوصاف ایشان و مذمت اعمالشان می فرماید: آنها درعداوت با شما مسلمین در حد کمالند، چون بدترین دشمن کسی است که انسان او رادوست خود بپندارد، سپس در مقام نفرین می فرماید: خدایشان بکشد، چقدر با مکر وفریب و دروغ از راه حق منحرف می شوند و این نفرین لعن و طرد دنیوی را در موردآنها مقرر و ثابت کرده است .

(5) (و اذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول الله لووا رؤسهم و رایتهم یصدون و هم مستکبرون ):(و وقتی که به ایشان گفته شود، بیایید تا رسولخدا ص برایتان ازخداوند آمرزش طلبد،سرمی پیچندوآنها رامی بینی که با تکبر و نخوت روی می گردانند)(تلویه ) به معنای میل و انحراف است .می فرماید: وقتی به منافقین که فسق یا خیانتی از ایشان برملا شده گفته می شود بیایید تارسولخدا ص برای شما از خدا طلب آمرزش کند، از روی اعراض و استکبار سرهای خود را بر می گردانند و تو آنها را می بینی که از پیشنهاد کننده روی گردانیده و از اجابت او استکبار می ورزند.

(6) (سواء علیهم استغفرت لهم ام لم تستغفر لهم لن یغفرالله لهم ان الله لا یهدی القوم الفاسقین ):(فرقی برایشان نمی کند چه تو برایشان استغفار کنی و چه نکنی ، خداهرگز آنها را نمی بخشد، بدرستی که خدا گروه فاسقین را هدایت نمی کند)آیه شریفه می خواهد به رسولخدا ص تفهیم نماید که استغفار تو سودی به حال منافقان ندارد وخدا هرگز ایشان را نمی آمرزد، چون آمرزش خود، نوعی هدایت به سوی سعادت و بهشت است و منافقین فاسقند و از روش بندگی خارج شده اند و خدا هم هرگز فاسقان را هدایت نمیکند.

(7) (هم الذین یقولون لا تنفقوا علی من عند رسول الله حتی ینفضوا و لله خزائن السموات و الارض ولکن المنافقین لا یفقهون ):(آنان کسانی هستند که می گویند: به اطرافیان رسول الله ص انفاق نکنید تا از پیرامون او پراکنده شوند، درحالیکه گنجینه های آسمان و زمین از آن خداست ولی منافقان نمی فهمند)می فرماید منافقان دورو همان کسانی هستند که به مردم سفارش می کنند: مال خودتان را به مؤمنین فقیر ملازم رسول الله ص انفاق نکنید، تا بدلیل فقر و گرسنگی وشدت دست از یاری او بردارند و از گرد او پراکنده شوند، آنوقت تسلط او زایل می شودو دیگر نمی تواند بر ما حکومت کند، سپس در پاسخ ایشان می فرماید: تمام گنجینه های آسمان و زمین متعلق به خداست و او برای یاری دین خود احتیاجی به انفاق این منافقان ندارد، و اگربخواهد می تواند مؤمنین فقیر را بی نیاز کند، اما خداوند اراده کرده تا آنها راامتحان کند و ایشان را از بابت صبر بر فقر و تنگدستی پاداش و ثواب دهد، ولی این منافقان وجه و حکمت این مطلب را نمی دانند یا نمی دانند که خود آنها هم از خزائن الهی ارتزاق می شوند و غیر خدا رازقی نیست‌ .

(8) (یقولون لئن رجعنا الی المدینه لیخرجن الاعز منها الاذل ولله العزه ولرسوله و للمؤمنین ولکن المنافقین لا یعلمون ):(می گویند: اگر به مدینه مراجعت کردیم ، البته باید صاحبان عزت و ثروت ، مسلمانان ذلیل و فقیر را از شهر بیرون کنند، درحالیکه عزت به تمامه مخصوص خدا و رسول و اهل ایمان است ولی منافقان نمی دانند)گوینده این سخن عبدالله بن ابی بن سلول بوده که در گفتار خود همفکرانش را نیزشریک نموده و مقصودش از (اعز) خودش بوده و منظورش از (اذل ) رسولخدا ص بوده است و در واقع با این سخن خود می خواسته رسولخدا ص را تهدید کند به اینکه بعد از مراجعت به مدینه ، آن حضرت را از مدینه اخراج خواهد کرد، خداوند در پاسخ او می فرماید: منافقین نمی دانند که عزت فقط مخصوص خدا و رسول و مؤمنین راستین است ، پس چیزی جز ذلت و جهالت برای آنها نمی ماند(لذا عزت همانطور که از خدا ورسول جدا نشدنی است از مؤمنین حقیقی نیز جدا نخواهد شد)

(9) (یا ایها الذین امنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون ):(ای کسانیکه ایمان آورده اید اموال و اولادتان شما را ازیاد خدا به خود مشغول نسازد و هر کس چنین کند، اینچنین کسانی زیانکارند)می فرماید: ای اهل ایمان متوجه و مراقب باشید که اموال و اولاد که زینت زندگی دنیاهستند، قلب شما را اشغال نکند بطوریکه از یاد و ذکر خدا غافل شوید و از ایمان به جزگفتار بی کردار و ادعای بدون تصدیق قلبی چیزی برایتان نماند، چون فراموشی پروردگار از ناحیه بنده باعث می شود که پروردگارش هم او را از یاد برده و به امر اواعتنایی ننماید و این امر خسارتی آشکار است ، همچنانکه فرمود:(نسوالله فنسیهم خدا را فراموش کردند، خدا هم آنها را فراموش کرد)و اینها سرمایه عمر و نفس خود را از کف داده اند و به جای هدایت ضلالت راخریده اند، همچنانکه می فرماید:(اولئک الذین اشتروا الضلاله بالهدی فما ربحت تجارتهم آنها کسانی هستند که ضلالت را با سرمایه هدایت خریدند وتجارتشان سودی نکرد).

(10) (و انفقوا مما رزقناکم من قبل ان یاتی احدکم الموت فیقول رب لولااخرتنی الی اجل قریب فاصدق و اکن من الصالحین ):(و از آنچه روزیتان کرده ایم ،انفاق کنید، قبل از اینکه مرگ یکی از شما فرا برسد و آنوقت بگوید: پروردگارا ای کاش اندکی اجل مرا تأخیر می انداختی و مهلت می دادی تا صدقه بدهم و از صالحان باشم )

(11) (ولن یؤخر الله نفسا اذا جاء اجلها و الله خبیر بما تعملون ):(ولی خدا هرگزبه کسی که اجلش فرا رسیده مهلت نمی دهد وخداوند از آنچه انجام می دهید با خبر است )در این آیات مؤمنان را امر به انفاق در راه خیر می کند، اعم از انفاق واجب ، مثل (زکات و کفارات ) یا انفاق مستحب : مانند صدقه .و اینکه قید (مما رزقناکم ) را آورد به جهت اعلام این حقیقت بود که آنچه مؤمنین انفاق کنند، عطیه ای از جانب خدای متعال است و ملکی است که او به ایشان تملیک نموده و در هر صورت منت و شکر شایسته اوست ، و با این عبارت مؤمنان بیشتر به امرانفاق برانگیخته و تشویق می شوند، چون وقتی انسان بداند که او و همه مایملکش متعلق به خداست ، در انفاق مالش تردید نمی کند.می فرماید: ای مؤمنان ، از آنچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید قبل از اینکه قدرت تصرف شما در اموالتان به اتمام برسد و مرگ شما را دریابد و آنوقت از روی ندامت وحسرت بگویید: پروردگارا چه می شود اگر اندکی اجل مرا تمدید کنی و قدری به من مهلت بدهی تا بتوانم صدقه بدهم و در این صورت از شایستگان باشم ؟ولی بدانید که خداوند هرگز چنین اجل و مهلتی را برای کسی که مرگش فرا رسیده قرار نمی دهد،همچنانکه فرمود:(فاذا جاء اجلهم لا یستأخرون ساعه ولا یستقدمون وقتی که اجلشان فرا برسد نه می توانند درخواست تأخیر آن را بکنند و نه تقدیمش را).و در آخر می خواهد بفرماید: از خدا غافل نشوید و انفاق کنید، چون خدا از اعمال شما باخبر است و مطابق همان اعمال شما را جزا می دهد.همچنانکه فرمود: (و اما من بخل واستغنی و کذب بالحسنی فسنیسره للعسری و اما آنکس که بخل ورزید و بی نیازی نمود، و طریقه نیکی را تکذیب کرد، بزودی اورا برای دشواری توفیق می دهیم ).