تفسیر سوره تغابن
ساعت ۳:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره تغابن

یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ1هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ فَمِنْکُمْ کافِرٌ وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ2خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَ إِلَیْهِ الْمَصیرُ3یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ یَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ4أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَأُ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ فَذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ5ذلِکَ بِأَنَّهُ کانَتْ تَأْتیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَقالُوا أَ بَشَرٌ یَهْدُونَنا فَکَفَرُوا وَ تَوَلَّوْا وَ اسْتَغْنَى اللَّهُ وَ اللَّهُ غَنِیٌّ حَمیدٌ6زَعَمَ الَّذینَ کَفَرُوا أَنْ لَنْ یُبْعَثُوا قُلْ بَلى‏ وَ رَبِّی لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ وَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیرٌ7فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذی أَنْزَلْنا وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ8یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذلِکَ یَوْمُ التَّغابُنِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ یَعْمَلْ صالِحاً یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئاتِهِ وَ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ9وَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ خالِدینَ فیها وَ بِئْسَ الْمَصیرُ10ما أَصابَ مِنْ مُصیبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ11وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَإِنَّما عَلى‏ رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبینُ12اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ13یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ14إِنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظیمٌ15فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطیعُوا وَ أَنْفِقُوا خَیْراً لِأَنْفُسِکُمْ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ16إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ شَکُورٌ حَلیمٌ17عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ الْعَزیزُ الْحَکیمُ18

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض له الملک و له الحمد و هو علی کل شی ء قدیر):(هر آنچه در آسمانها و زمین است خدای را تسبیح می گوید، و ملک وحمد به تمامه از آن اوست و او بر هر چیز تواناست )گفتیم که همه موجودات آسمانها و زمین به زبان و با وجود خویش خداوند را از هرچه لایق ساحت او نیست منزه می شمارند و ملک و تسلط نامحدود از آن خداست ، لذادر سراسر عوالم فقط حکم او نافذ است و تمامی ستایشها از هر ستایش کننده ای درنهایت بسوی او باز می گردد، چون او مبدأ و منتهای همه هستی است و قدرت او نیزنامحدود است و قهرا او می تواند خلائق را در قیامت مبعوث کند.

(2) (هو الذی خلقکم فمنکم کافر و منکم مؤمن و الله بما تعملون بصیر):(اوست آنکه شما را بیافرید، پس بعضی از شما کافرند و بعضی مؤمن و خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست )یعنی خداوند ابناء بشر را آفرید و بعضی از آنها به اختیار خود کفر را برگزیده وبرخی دیگر ایمان را اختیار کردند و دو فرقه را تشکیل دادند،(کفر و ایمان )، اما ملاک کفر و ایمان مردم ، ظاهر و باطن اعمال آنهاست و خدا نسبت به همه اعمال آگاه است وهیچ چیز از او پوشیده و مخفی نیست ، لذا افراد مؤمن و کافر را مطابق اعمالشان متمایزنموده و جزا می دهد و هرگز امر بر او مشتبه نمی شود.

(3) (خلق السموات و الارض بالحق و صورکم فاحسن صورکم و الیه المصیر):(آسمانها و زمین را به حق بیافرید و شما را صورتگری کرد و صورت شما رازیبا نمود و بازگشت بسوی اوست )یعنی آفرینش آسمانها و زمین بر اساس غرض و هدف ثابت بوده است وخداوندانسانها را صورت بخشیده ،(صورت هر چیز قوام و نحوه وجود اوست ) در ادامه می فرماید: خداوند صورت شما را نیکو نموده ، یعنی تجهیزات ساختمانی انسان بایکدیگر تناسب دارد و مجموع آنها با غرضی که به جهت آن ایجاد شده اند هماهنگی دارند، لذا انسان جمال و کمال را توأما داراست .در آخر می فرماید: بازگشت بسوی خداست ، یعنی حال که خلقت بشر لغو و بیهوده نیست و خداوند او را به بهترین وجهی آفریده ، بر خدا واجب است که مردم را بعد ازنشأت دنیا برای نشأت آخرت مبعوث کند و همه خلائق در نهایت بسوی او باز گردند وجزا داده شوند.

(4) (یعلم ما فی السموات و الارض و یعلم ما تسرون و ما تعلنون و الله علیم بذات الصدور):(خدا آنچه را در آسمانها و زمین است و آنچه را که پنهان نموده یاآشکار کنید، می داند و او دانای به درون سینه هاست )در این آیه از راه مطلق و نامحدود بودن علم خدا، شبهه منکرین معاد را رد می کند،چون آنها ممکن است بگویند، چگونه ممکن است معادی باشد، با اینکه حوادث عالم و اعمال و صفات قابل شمار نیست ، و بعضی ظاهر و بعضی مخفی است ؟آیه شریفه می فرماید: خدا به همه موجودات غیر قابل شمار آسمانها و زمین و آنچه باطن خود پنهان و یا آشکار می سازید و حتی به درون سینه های شما آگاه است ، لذا هرگزاعمال و اقوال شما بر او مشتبه نمی شود و شما را بر اساس آن جزا خواهد داد.

(5) (الم یاتکم نبؤا الذین کفروا من قبل فذاقوا و بال امرهم و لهم عذاب الیم ):(آیا خبر آن کسانی که قبل از این کافر شدند، به شما نرسیده که چگونه در دنیا وبال کفرخود را چشیدند و در آخرت نیز عذابی دردناک دارند؟)منظور از (وبال امر) عاقبت و آثار سوء کفر و فسق آنهاست .خطاب به مشرکین می فرماید: آیا خبر و سرگذشت اقوامی که پیش از شما کفرورزیدند به شما نرسیده و نشنیده اید که چگونه بواسطه کفر و فسق دچار عذاب استیصال شدند و در آخرت هم عذابی دردناک اضافه بر عذاب (دنیوی )در انتظار آنهاست ؟ پس شما نیز عبرت بگیرید و دست از کفر و فسق بردارید و خود را دچار عذاب دنیا وآخرت نسازید.

(6) (ذلک بانه کانت تاتیهم رسلهم بالبینات فقالوا ابشر یهدوننا فکفروا و تولواواستغنی الله و الله غنی حمید):(این به جهت آن بود که همواره پیامبرانشان با آیات ومعجزات روشن می آمدند، ولی آنها می گفتند: آیا یک فرد انسان ما را هدایت کند؟ درنتیجه کافر شدند و اعراض کردند، خدا هم از آنها اظهار بی نیازی نمود و خدا بی نیازی ستوده است )یعنی علت عذاب دنیوی و اخروی آن اقوام سابق این بود که آنان همواره در برابردعوت انبیاء الهی و با وجود مشاهده معجزات آشکار، به جای آنکه ایمان بیاورند،تکبر می ورزیدند و می گفتند: چگونه ممکن است بشری مانند ما بتواند رسول خدا باشد وما را هدایت کند؟ پس به کفر و اعراض گرایش یافتند و خداوند هم در برابر این اعمال آنها اظهار غنا و بی نیازی نمود، چون بت پرستان کافر همه علم و نیرو و استطاعت راخاص خود می دانستند و گمان می کردند این اسباب می تواند آنها را از فناء حفظ کند ودر واقع خود را از ایمان بی خدا به نیاز می دیدند، اما خدا بی نیازی مطلق خود را ظاهرنمود، یعنی آنها را به عذاب انقراض دچار فرمود و بدین وسیله عاقبت بد اعمالشان رادرک نمودند و در آخرت نیز خداوند آنان را عذاب می کند.و در آخر می فرماید: خداوند بی نیاز مطلق و ستوده است ، پس آنچه بر سر کفاربیاورد به مقتضای غناء و عدل اوست ، چون خدا فقط مقتضی عملشان را به آنها بازگردانیده .

(7) (زعم الذین کفروا ان لن یبعثوا قل بلی و ربی لتبعثن ثم لتنبؤن بما عملتم وذلک علی الله یسیر):(کافران پنداشتند که هرگز مبعوث نمی شوند، بگو: بله سوگند به پروردگارم ، هر آینه قطعا شما مبعوث می شوید و سپس بدانچه عمل کرده اید آگاهی داده شوید و این امر بر خدا آسان است )بت پرستان معاد را منکرند و می پندارند که هرگز مبعوث نمی شوند و از آنجا که معاداثر دین و پایه آن است ، انکار معاد برابر با انکار دین است ، پس به همین جهت آنان راکافر نامیده .به هر جهت به رسولخدا ص دستور فرموده تا پندار مشرکین را پاسخ دهد و باسخنی آکنده از ادات تأکید، وقوع بعث را اثبات نماید و بفرماید: بله سوگند به پروردگارم که یقینا شما مبعوث خواهید شد و سپس در روز حساب شما را از حقیقت اعمالتان آگاهی می دهند و این امر برای خدا بسیار آسان و سهل است و هیچ دشواری ندارد، چون خداوند ذات مستجمع جمیع صفات کمال و جمال و او (الله ) است ، پس دارنده چنین صفاتی (علم و قدرت و... نامحدود و مطلق )هرگز از اعاده خلق وحسابرسی ایشان عاجز نیست‌.

(8) (فامنوا بالله و رسوله والنور الذی انزلنا و الله بما تعملون خبیر):(پس به خدا و رسول او و نوری که فرستاده ایم ایمان بیاورید و خدا از آنچه انجام می دهیدباخبر است )یعنی حالا که فهمیدید قطعا و به طور یقین مبعوث شده و از اعمالتان آگاهی داده می شوید، پس بر شما واجب است که به خدا و رسول او نیز قرآنی که نور هدایت است وما آن را نازل کرده ایم تا شما را به صراط مستقیم هدایت کند ایمان بیاورید.و کوتاهی نکنید، چون خدا به دقایق اعمالتان عالم است و هیچ عملی از او مخفی نیست و به طور قطع شما را مطابق اعمالتان جزا می دهد.

(9) (یوم یجمعکم لیوم الجمع ذلک یوم التغابن و من یؤمن بالله و یعمل صالحایکفر عنه سیئاته و یدخله جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا ذلک الفوز العظیم ):(روزی که شما را برای روز جمع گردآوری می کند و آن روز، روزتغابن و خسران است ، و هر کس که به خدا ایمان آورده و عمل صالح کرده باشد، خداگناهانش را می آمرزد و او را در بهشتهایی وارد می کند که نهرها در دامنه آن جاریست وتا ابد در آن جاودانه خواهند بود و این رستگاری عظیم است )

(10) (و الذین کفروا و کذبوا بایاتنا اولئک ا صحاب النار خالدین فیها و بئس المصیر):(و کسانیکه کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنان اهل آتش بوده و درآن جاودانه خواهند بود و چه بد سرانجام و بازگشتی است )(غبن )یعنی اینکه انسان در معامله متضرر شود و فریب بخورد.و روز قیامت را به این جهت (یوم التغابن ) می گویند که در آن روز تمام اشیاء برخلاف معیارها و مقادیر دنیوی ظهور می کنند و همه مردم در می یابند که در معامله نفس خود در برابر رضای الهی مغبون شده اند و سرمایه نفس را از کف داده اند و به جای آن سخط و ناخشنودی پروردگار را کسب کرده اند.و در آن روز کسی که جانش را در برابر رضای خدا معامله نکرده می فهمد که ازعدم معامله مغبون شده و آنکس که در معامله اش به فکر بدست آوردن وجهه و مقام اندک دنیوی بوده نیز متوجه می شود که مغبون شده ، پس همه مردم در آنروز مغبون خواهند بود، چون هیچ یک آنطور که باید حق این معامله را ادا نکرده اند و قدر وارزش روز قیامت را درک ننموده اند و شاید هم تغابن به معنای این باشد که کفار معامله سودبخش را رها نموده و معامله زیان آور را برگزیده اند و یا مؤمنین بواسطه اعمالشان اهل بهشت شده و آن را بدست می آورند، اما کافران به آن نایل نمی شوند، پس اهل بهشت غابن ، و اهل جهنم مغبون می باشند.به هر جهت می فرماید: خداوند شما را برای حضور در صحنه محشر و وقوع چنین روزی گردآوری می کند و در آنروز کسانی که به خدا ایمان آورده و اعمال صالح بجاآورده باشند، خداوند بدیها و سیئات ایشان را می پوشاند و آنها را شایسته ورود دربهشتهای جاوید می سازد و البته نیل به چنین درجاتی ، رستگاری و فوز عظیم است .اما کافران و کسانی که آیات الهی را تکذیب کرده اند اهل آتش و ملازم آن هستند وهمواره در آن جاودانه خواهند بود که مسلما آنجا جایگاه بسیار بدیست .

(11) (ما اصاب من مصیبه الا باذن الله و من یؤمن بالله یهد قلبه والله بکل شی ء علیم ):(هیچ مصیبتی نمی رسد مگر به اذن خدا و کسی که به خدا ایمان آورد، خداقلبش را هدایت می کند و خدا به هر چیز داناست )(مصیبت ) یعنی صفت و حالتی که در اثر برخورد حادثه به انسان دست می دهد ولی اغلب در مورد حوادث ناگوار بکار می رود.و(اذن )به معنای اعلام رخصت و عدم مانع است و ملازم با آگهی اذن دهنده نسبت به عملی است که اجازه آن را صادر می کند و در اینجا به معنای اذن تکوینی می باشد،(یعنی بکار انداختن اسباب یا برداشتن موانعی که بر سر راه تأثیر سببی از اسباب است )،مثلا آتش پنبه را می سوزاند به شرطی که رطوبت بین آن و بین پنبه فاصله نباشد و در این مثال رفع رطوبت و رفع فاصله موجب سوختن پنبه توسط آتش می شود و این همان اذن تکوینی است که غیر از اذن تشریعی می باشد، لذا در حقیقت آیه شریفه می خواهدبفرماید: هیچ سببی بدون اذن خدا در مسبب خود اثر نمی کند و هیچ حادثه و واقعه ای رخ نمی دهد مگر به علم و مشیت الهی ، پس هر مصیبت و حادثه ناگواری که به انسان برسد، به اذن خداست ، اما اذن تکوینی نه تشریعی ، بنابراین اذن خدا در باره وقوع بلایا به معنای جواز آن نیست ، مثلا ممکن است مصیبتی که به انسان می رسد ظلمی ازناحیه یک ظالم باشد و این ظلم هر چند که به قدرت الهی و به اذن تکوینی او واقع شده ، یقینا از نظرتشریعی ممنوع است و شرع به آن اذن نداده است ، به همین دلیل است که صبر در برابربعضی از مصائب جائز نیست ، بلکه واجب است انسان در برابر آن مقاومت کند، مثل ظلمهایی که در عرض و ناموس و یا جان آدمی واقع می شود، پس آن مصائبی که قرآن مردم را به صبر در برابر آن دعوت نموده ، مصائبی است عمومی از قبیل مرگ و میر وبیماری و... اما سایر مصائبی که اختیار انسانها را در آن مدخلیت دارد، واجب است که فرد به مقدار توانایی در دفع آن بکوشد.در ادامه می فرماید: هر کس به خدا ایمان بیاورد، خدا دلش را هدایت و راهنمایی می کند، یعنی اقرار و اعتراف به اینکه الله تعالی خالق و مدبر و یگانه معبود هستی است ،موجب می شود که نفس انسان بسوی این حقایق متوجه شود و دریابد که همه اسباب عالم در تأثیر خود محتاج به اذن الهی هستند و هیچ حادثه ای رخ نمی دهد مگر به علم ومشیت پروردگار، پس آنچه او بخواهد برسد، ممکن نیست که دفع شود و آنچه اونخواهد، ممکن نیست که واقع شود و همین اعتقادات قلب و نفس انسان را آرامش وطمأنینه می بخشد بطوریکه دیگر دچار اضطراب نمی شود، چون می داند که اسباب ظاهری استقلالی در تأثیر ندارند، وخدا به همه چیز آگاه است ، لذا بدون مصلحت هیچ حادثه ناگواری را پدید نمی آورد.

(12) (و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول فان تولیتم فانما علی رسولنا البلاغ المبین ):(خدای را اطاعت کنید و رسول را نیز اطاعت کنید، پس اگر ا عراض کنید، همانابر عهده رسول ما فقط ابلاغ آشکار است )از تکرار لفظ اطاعت کردن استفاده می شود، که منظور از اطاعت خدا و اطاعت رسول دو امر متفاوت است ، اطاعت از خدا یعنی منقاد شدن بر او در آنچه از شرایع دینی تشریع کرده و تسلیم بدون قید و شرط است ، ولی مراد از (اطاعت رسول )انقیاد وامتثال از دستوراتی است که او به حسب ولایتی که بر امت دارد، می دهد و این ولایت راخدا به رسول تفویض نموده .می فرماید: از خدا در امر دین و از رسول در اوامر ولایی اطاعت کنید و اگر از اطاعت آنها اعراض کنید، رسول ما نمی تواند شما را مجبور به اطاعت کند، چون او فقط مأمورابلاغ رسالت است و مأمور به وادار نمودن شما نیست .

(13) (الله لااله الا هو و علی الله فلیتوکل المؤمنون ):(الله خدایی است که هیچ معبودی جز او نیست و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند)یعنی علت وجوب اطاعت از خدا و اینکه اطاعت رسول از مصادیق اطاعت خداست ، این است که هیچ معبود و ربی غیر از خدا نیست ، زیرا اطاعت یک مطیع ازمطاع خود عبادت اوست و چون هیچ معبودی جز الله نیست ، پس طاعتی جز برای خداو یا هر کسی که خدا اطاعتش را واجب کرده باشد صحیح نیست ،(و نباید انسان اطاعت شیطان یا هوای نفس را بنماید و آنها را در عبادت شریک خدا سازد)و اطاعت از خدادر آنچه برای بندگانش تشریع کرده و در متعلقات آن خود نوعی ازتوکل بر خداست ،لذا شایسته است که مؤمنان امور خود را به خدا واگذار کرده و او را قائم مقام خودبگیرند و از او اطاعت کنند.

(14) (یا ایها الذین امنوا ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم فاحذروهم وان تعفواوتصفحواوتغفروا فان الله غفور رحیم ):(ای کسانیکه ایمان آورده اید،بعضی از همسران و فرزندان شما دشمن شمایند، از آنان برحذر باشید و اگر عفو کنید وازخطاهایشان بگذرید و بدیهای آنها را نادیده بگیرید، عملی خدا پسندانه کرده اید، چون خداوند غفور و رحیم است )یعنی بعضی از همسران و فرزندان مؤمنین دشمن ایشان هستند و قصد دارند آنها را ازایمان منصرف کرده و از انفاق یا هجرت باز دارند و یا آنها را وادار به کفر و معصیت نمایند، پس باید مؤمنان از چنین همسران و فرزندانی برحذر باشند تا مبادا آنها را دچارهلاکت سازند و هرگز نباید مؤمنین رضای آنها را بر رضای خدا مقدم کنند، آنگاه سفارش می نماید که مؤمنان در صورتی که این دشمنیها را از فرزند یا همسرانشان دیدنداز گناهشان چشم پوشی کنند و ایشان را ملامت نکنند و نقائص آنها را مستور و مخفی بدارند (و در عین حال از فریب آنها برحذر باشند) و در آخر می فرماید: خداوندآمرزنده و مهربان است ، یعنی شما مؤمنین نیز بکوشید به این صفات الهی خود رابیاراییدو گناه آنها را عفو و غفران نمایید تا به این وسیله به مغفرت و رحمت الهی نایل شوید.همچنانکه در جای دیگر می فرماید:(و لیعفوا و لیصفحوا الا تحبون ا ن یغفر الله لکم  آنها باید عفو کنند و صرف نظر نمایند، آیا دوست نمی دارید که خدا شما راببخشاید؟).

(15) (انما اموالکم و اولادکم فتنه و الله عنده اجر عظیم ):(همانا منحصرا اموال وفرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند و اجر عظیم فقط در نزد خداست )(فتنه ) به معنای گرفتاریهایی است که جنبه آزمایش دارد، می فرماید: اموال وفرزندان وسیله آزمایش شما هستند، چون این دو نعمت از زینتهای جذاب زندگی دنیاست و نفس آدمی به سوی آن دو آنقدر تمایل می یابد که بکلی از آخرت و یادپروردگارش غافل می شود، در حالیکه اجر عظیم در نزد خداست ، پس مبادا در اثرشیفتگی به مال و واولاد در جانب خدا کوتاهی کنید و از او غافل شوید.

(16) (فاتقوا الله مااستطعتم و اسمعوا و اطیعوا و انفقوا خیرا لانفسکم و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون ):(پس تا آنجا که می توانید از خدا پروا داشته باشید و بشنوید و اطاعت کنید و اگر انفاق کنید برای خودتان بهتر است و کسانیکه موفق شده باشند خود را از بخل نفسانی خود راحفظ کنند، چنین افرادی رستگارانند)یعنی به مقدار استطاعت و توانایی خود، از خدا پروا کنید و جانب او را مراعات نمایید و از او بترسید و از تقوای او کوتاهی نکنید و دعوت الهی را اجابت کرده و قلبابپذیرید و در مقام عمل نیز مطیع و منقاد خدا باشید و در راه خدا انفاق کنید، چون به نفع خود شماست و خیر شما در آن است و یا انفاق کنید و به این وسیله خیری برای خود ازپیش بفرستید،والبته هرکس بتواندازبخل نفسانی خودجلوگیری کند،اینچنین افرادی رستگارند.

(17) (ان تقرضوا الله قرضا حسنا یضاعفه لکم ویغفرلکم و الله شکورحلیم ):(اگر به خدا قرضی نیکو بدهید خدا آن را برایتان چند برابر می کند و شما رامی آمرزد، و خدا شکرگزار و بردبار است )

(18) (عالم الغیب و الشهاده العزیز الحکیم ):(دانای به غیب و شهود و عزیز وحکیم است )یعنی اگر در راه خدا انفاق کنید، مانند این است که به خدا قرض داده باشید و این قرضی حسن و نیکوست ، پس در انجام آن کوتاهی نکنید، چون خدا آن قرض را برایتان چند برابر می کند و نقائص شما را می پوشاند و بواسطه آنکه شکر گزار و حلیم است ،لذابهترین جزا را در دنیا و آخرت به شما می دهد و باانواع نعمات شما را جزا داده و دربرابر کوتاهی شما بردبار است و نیز دانای غیب و شهود می باشد، لذا هیچ امری از اومخفی نمی ماند و او در امرنمودن شما به انفاق عزیز است ، چون او مالک شما و مالک همه مایملک شماست و نیز حکیمی است که همه افعال و دستوراتش مطابق مصلحت وبراساس غایت حکیمانه است ، پس دستوراتش را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید ودر راه او انفاق نمایید.