زندگینامه استاد احمد نداء
ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،زندگینامه قاریان قرآن

آغاز عصر حاضر شاهد برپایی نهضت جدیدی در فن موسیقی بوده است که شاید اولین حرکت در این تاریخ باشد . در آن زمان که در مصر حتی رادیویی برای ضبط سروده ها و ابتهالات وجود نداشت ، با این وجود اکثر شب ها را تواشیح خوانان و مدّاحان با اجرای برنامه های خویش به سر می آوردند . در این ایام بود که دامنه تواشیحات و ابتهالات ، قرآن را نیز در بر گرفت و تا بدانجا پیش رفت که مردی معمّم در صحنه قرائت ظاهر شد و چنان به قرائت پرداخت که شیوه قرائتش بر اذهان آشنا نمی نمود شیوه ای که بسیار روحبخش و دلنشین بود .
این مرد کسی جز استاد احمد نداء نبود ، او دارای صوتی بسیار قوی و رسا بود . مردی که تمام زندگی خویش را وقف طریق قرآن نمود ، تا آنجا که یکی از دوستان وی به نام ، محمد بابلی ، از نوابغ علم موسیقی و الحان آن زمان از وی تقاضا کرد تا حظّ و بهره خویش را در رابطه با موسیقی بیازماید ، او نپذیرفت ؛ شاید اگر استاد این سخن را رد نمی کرد بر سیّد محمد عثمان و سیّد عبده الحامولی دو تن از علمای بزرگ زمان سبقت می جست . اما استاد نداء که در اعلی مراتب عشق به قرآن می زیست ، در این راستا به تلاوت و قرائت آن پرداخت ، و همچنان به قرائت ادامه داد . صوتی که این استاد علم موسیقی ، محمد بابلی را نیز شیفته و مجنون می ساخت و گاهی اوقات در خلوت ، به استماع صوت شیخ از صفحه گرامافون می پرداخت و در آن لحظات هیچ غم و دردی احساس نمی کرد و جذبه قرائت دلنشین استاد ، آن چنان او را احاطه می کرد که فریاد می زد : ای شیخ صوتت چه دلنشین است .
نقل کرده اند که روزی شیخ نداء ، آیه « و بشر الکافرین بعذاب الیم » را قرائت می کرد ، محمد بابلی در حالی که به سختی می گریست ، فریاد برمی آورد و پس از آن به مدت یک هفته معتکف شد ، تا آنجا که نه فردی او را دید و نه او با احدی ملاقات کرد و خود می گوید :« اگر شیخ را از عنفوان جوانی نمی شناختم از رجال صوفی و زاهد زمانه می شدم ». از کرامت نفس و بزرگواری او گویند : زمانی که از او به جهت احیاء مراسمی دعوت به عمل می آوردند بسیار اتفاق می افتاد که وجهی را که از بابت قرائت به او هدیه می کرند به فقرا و درماندگان می داد . باز در بزرگواری و مناعت نفس شیخ نقل می کنند که ، در مراسم چهلمین روز درگذشت یکی از اکابر و تجّار بزرگ از او دعوت به عمل آمد تا به قرائت قرآن بپردازد . اگر چه استاد آمادگی خویش را جهت اجرای تلاوت اعلام داشته بود اما زمانی که یکی از دوستان ، وی را از درگذشت خانم پیری مطلع کرد که تنها وصیتش این بوده که در هنگام تدفین ، استاد احمد نداء بر خاکش قرآن تلاوت کند ؛ استاد بی درنگ آن مجلس را ترک گفت و به محله فقیر نشین بولاق رفت تا در مراسم تدفین و ختم مرحومه حاضر گردد .

آری استاد احمد نداء زندگی بسیار پربار واندیشمندی را سپری کرد و به حقیقت همان کسی است که راه را برای کسانی که پس از او ظهور کردند، هموار ساخت . اوتنها یک قاری قرآن نبود ، بلکه هنرمندی بود که با تمامی هنر دوستان و ادب دانان و عالمانی که عصر حاضر به وجود آنان مفتخر است همراه و یاور بوده است .او با « محمد بابلی » - که یکی از بزرگترین نوابغ مصر است - دوستی وفادار بود . همچنین دکتر محجوب ثابت ، نویسنده ی مشهور ، عبد العزیز البشری و شاعر نیل حافظ ابراهیم نیز از کسانی بودند که در انتهای شب در کنار یکدیگر گرد آمده و شیخ بر این دوستان - که همه اهل علم و ادب بودند - آیات قرآن را تلاوت می کرد و در این لحظات محمد بابلی چنان می گریست که گاه به حالت اغماء می افتاد .

عظمت شیخ « احمد نداء » تا بدانجاست که صالح عبد الحی از مشهورترین نوازندگان مصر گوید : اگر شیخ به غنا و موسیقی رو می آورد ، تمامی نوازندگان و رامشگران را خانه نشین می ساخت . آری حیات سراسر مجد و عظمت شیخ اساس استواری را بنا نهاد ، بنایی که سبب درخشش بیش از پیش وی شده ، زمینه ساز پرورش مردانی در این مکتب گردید که توانستند تا حدّی این عظمت را دریابند ، مردی که راهگشای ده هاتن از بزرگترین قاریان جهان اسلام گردید . او سرانجام پس از عمری پر بار که در طریق قرآن و خدمت به این کلام الهی سپری کرد چشم از جهان فرو بست . آن زمان که رحلت کرد ده ها هزار نفر در تشییع جنازه اش گرد آمدند و در پیشاپیش آنان سران بزرگ دولت و نمایندگانی از کشورهای دیگر اسلامی به چشم می خورد آری در رحلت این استاد بزرگ علم قرائت مرثیه ها گفته شد . چنانکه از حافظ ابراهیم ، این شاعر بزرگ عرب در مصر ، در رثای او قصیده ای سرود که برقبرش آویختند . روحش شاد

منبع : سایت بینات