تفسیر سوره طلاق
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره طلاق

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لا یَخْرُجْنَ إِلاَّ أَنْ یَأْتینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لا تَدْری لَعَلَّ اللَّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً1فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ وَ أَقیمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ ذلِکُمْ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً2وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً3وَ اللاَّئی‏ یَئِسْنَ مِنَ الْمَحیضِ مِنْ نِسائِکُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ وَ اللاَّئی‏ لَمْ یَحِضْنَ وَ أُولاتُ الْأَحْمالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْراً4ذلِکَ أَمْرُ اللَّهِ أَنْزَلَهُ إِلَیْکُمْ وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئاتِهِ وَ یُعْظِمْ لَهُ أَجْراً5أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَ إِنْ کُنَّ أُولاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتَّى یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرى‏6لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً7وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِساباً شَدیداً وَ عَذَّبْناها عَذاباً نُکْراً8فَذاقَتْ وَبالَ أَمْرِها وَ کانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْراً9أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذاباً شَدیداً فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ الَّذینَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً10رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللَّهِ مُبَیِّناتٍ لِیُخْرِجَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ یَعْمَلْ صالِحاً یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً11اللَّهُ الَّذی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عِلْماً12

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (یا ایها النبی اذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن واحصوا العده و اتقوا الله ربکم لا تخرجوهن من بیوتهن و لا یخرجن الا ان یاتین بفاحشه مبینه و تلک حدودالله و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه لا تدری لعل الله یحدث بعد ذلک امرا):(ای پیامبر، تو و امتت وقتی زنان را طلاق می دهید، در زمان عده طلاق دهید وحساب آن را نگه دارید و از خدا، پروردگارتان بترسید، آنان را از خانه هایشان بیرون نکنید، خودشان هم بیرون نروند، مگر اینکه گناهی علنی مرتکب شوند که در این صورت می توانید آنها را بیرون کنید، و اینها همه حدود خداست و هر کس از حدودخدا تجاوز کند، به نفس خود ستم کرده ، تو چه می دانی شاید خدا بعد از طلاق امردیگری پدید آورد)خطاب متوجه رسولخدا ص و همه امت اوست و می خواهد بفرماید وقتی که خواستیدزنانتان را طلاق بدهید ونزدیک شدکه این کار را انجام دهیدبرای مدت عده باشد.(عده ) عبارتست از مدتی که زن در آن مدت باید از ازدواج جدید، خودداری کند تاآن مدتی که شرع معین کرده تمام شود، و اینکه فرمود: طلاق دادن برای زمان عده باشد،یعنی زمان عده را از روز وقوع طلاق حساب کنند و طلاق در طهری واقع شود که درآن طهر عمل جنسی انجام نشده باشد، از آن تاریخ حساب عده را نگه دارند تا سه بارحیض دیدن و پاک شدن ، و بعد از آن ، زن می تواند شوهر کند و زن در این مدت عده نگه داشتن ، حق نفقه و سکنی دارد و همسرش باید مخارج او را بدهد و نمی تواند او رااز خانه بیرون کند، به همین جهت در ادامه می فرماید، از خدا بترسید و از نواهی اواجتناب کنید و زنان مطلقه را از خانه خود بیرون نکنید، البته در این مدت سکونت زن درخانه شوهر، شوهر حق رجوع دارد و می تواند مجددا زندگی رابا همسر سابق از سربگیرد، در ادامه می فرماید: که خود آن زنان مطلقه هم ، از خانه شوهر سابق بیرون نروندو عبارت بعدی استثناء از جمله قبلی است ، می فرماید: آنها را از خانه هایشان بیرون نکنید، مگر آنکه گناهی ظاهر و فاحش از قبیل زنا و سرقت و یا ناسزا و یا اذیت اهل خانه ، مرتکب شوند که در تأیید این مطلب روایاتی نیز وارد شده ، در ادامه می فرمایداینها احکام و حدود الهی است که هر کس از آنها تجاوز کند در حقیقت به خود ستم کرده ، چون نافرمانی پروردگار ظلم به نفس است ، آنگاه به علت حکم اشاره کرده ومی فرماید، اینکه گفتیم زنان در مدت عده در خانه شوهر بمانند، برای این است که چه بسا خدای تعالی بعد از طلاق امری پدید آورد که وضع زن و شوهر را عوض کند و رأی شوهر به رجوع قرار بگیرد، چون زمام دلها بدست خداست‌ .

(2) (فاذا بلغن اجلهن فامسکوهن بمعروف او فارقوهن بمعروف و اشهدوا ذوی عدل منکم و اقیموا الشهاده لله ذلکم یوعظ به من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر ومن یتق الله یجعل له مخرجا):(پس وقتی که به اواخر عده نزدیک شدند، یا به خوبی ونیکی آنها را نگه دارید و یا به خوبی و خوشی از ایشان جدا شوید و دو نفر عادل ازمیان خود به شهادت بگیرید، که آنها برای خدا اقامه شهادت کنند، اینها اندرزهایی است که افرادی که به خدا و روز جزا ایمان دارند از آن متعظ می شوند، و کسی که از خدابترسد، خدا برایش راه نجاتی قرار می دهد)می فرماید:وقتی زنان مطلقه به اواخر زمان عده نزدیک شدند، یا به آنها رجوع کنیدوبا حسن معاشرت و رعایت حق و حقوق مجددا زندگی را از سربگیرید و یا به نیکی وتفاهم و با حفظ حقوق ایشان از آنها جدا شوید و دو نفر مرد عادل از میان خودتان برطلاق شاهد بگیرید و آنها هم برای خدا شهادت بدهند که شاهد بر همه اعمال و اقوال ونیات است ، همانا این امر به تقوی و التزام به حدود و ... مطالبی است که مؤمنین به خدا وروز جزا از آنها موعظه می شوند و به جانب حق میل نموده و از باطل کنده می شوند،یعنی اعراض از این حدود یا تغییر دادن آنها خروج از ایمان محسوب می شود.در ادامه می فرماید: هر کس از خدا بترسد و به خدا و حدودش ملتزم باشد، خداوندبرایش راه نجاتی برای فرار از مشکلات زندگی فراهم می کند.

(3) (و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی ء قدرا):(و او را از جایی که احتمالش را هم نمی دهد،روزی می دهد و کسی که بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت می کند، بدرستی که خداامر خود را به انجام می رساند و خدا برای هر چیز اندازه ای قرار داده است )در ادامه فراز آخر آیه سابق می خواهد بفرماید کسی که از خدا پروا داشته باشد وملتزم به اوامر و نواهی پروردگار باشد خداوند برای او راه نجاتی از مشکلات حیاتش فراهم می کند، چون دین و شریعت اموری فطری بشر هستند و سعادت دنیا و آخرت اورا تأمین می کنند و خدا دین ، شریعت ، همسر، مال و هر چیز دیگری که مایه ادامه حیات و بقاء بشر باشد، از راهی که خود او احتمالش را هم نمی دهد برایش مهیا کرده و او راروزی می بخشد، یعنی مؤمن در اثر خداترسی از زندگی و نعمات آن محروم نمی شود،بلکه رزق مادی و معنوی او، از ناحیه خدای متعال ضمانت شده و خداوند آن را تأمین می کند، در ادامه می فرماید: کسی که بر خدا توکل کند، یعنی اراده خدا سبحان را براراده خود مقدم نماید و به دین و احکام الهی عمل کند، خداوند او را کفیل خواهد بودو وی را کفایت خواهد کرد، چون خداوند مسبب الاسباب است و همه اسباب به اومنتهی می شود، به همین دلیل هم امر خود را به انجام می رساند و هر چه اراده کند محقق می شود، همچنانکه فرمود،(انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون همانا امر اوچنان است که وقتی اراده چیزی را کند،می گوید: باش ، پس موجود می شود) و خداوندبرای هر چیز قدر و حد و حدودی قرار داده ، یعنی هیچ چیز نیست مگر آنکه اندازه ای معین و حدی محدود دارد، اما خدا سبحان یگانه وجودیست که به هیچ حدی محدودنمی شود و هیچ چیز بر او احاطه نمی یابد و او خود محیط بر همه چیز است .

(4) (و اللائی یئسن من المحیض من نسائکم ان ارتبتم فعدتهن ثلثه اشهرواللائی لم یحضن و اولات الاحمال اجلهن ان یضعن حملهن و من یتق الله یجعل له من امره یسرا):(و زنانی که یائسه شده اند، اگر شک نمودید که از پیری است و یا به جهت عارضه ای ، پس آنها عده طلاقشان سه ماه است و نیز آنهایی که از ابتدا حیض ندیده اند،اما زنان حامله عده آنها تا هنگام وضع حملشان است و هر کس از خدا بترسد، خدا اموراو را آسان می سازد)یعنی زنانی که حیض نبینند و شما شک دارید که حیض ندیدنشان به جهت کبر سن است یا به جهت عارضه ای مزاجی است و نیز زنانی که در سن حیض دیدن ، حیض ندیده اند، عده طلاقشان سه ماه است و زنان حامله مدت عده شان تا روزی است که وضع حمل نمایند و هر کس از خدا بترسد و حدود او را پایبند باشد خداوند برایش درکارهای دنیا و آخرت و شداید و مشقاتی که برایش حادث می شود، آسانی قرار می دهد.

(5) (ذلک امر الله انزله الیکم و من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا):(این امر خداست که بر شما نازل کرده و کسی که از خدا بترسد، خدا گناهانش راتکفیر نموده و اجر او را عظیم می سازد)یعنی این احکامی که بیان شد همگی امر و دستور الهی است که بسوی شما فروفرستاده و هر کس به این حدود و احکام ملتزم بوده و تقوای الهی داشته باشد خداوند بامغفرت خود گناهان صغیره و بدیهای او را می پوشاند و اجر او را بزرگ و عظیم می نماید، همچنانکه می فرماید:(ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه نکفر عنکم سیئاتکم وندخلکم مدخلا کریما(91) اگر از گناهان بزرگی که نهی شده اید، اجتناب کنید، ما گناهان کوچکتان را می آمرزیم و شما را در مکانی کریمانه داخل می سازیم )(از این آیه استفاده می شود که مخالفت با احکام الهی من جمله احکام طلاق ، ازگناهان کبیره است که قابل تکفیر نیست )

(6) (اسکنوهن من حیث سکنتم من وجدکم و لا تضاروهن لتضیقوا علیهن و ان کن اولات حمل فانفقوا علیهن حتی یضعن حملهن فان ارضعن لکم فاتوهن اجورهن و اتمروا بینکم بمعروف و ان تعاسرتم فسترضع له اخری ):(زنان مطلقه خودرا در همان منزلی که به حسب وسع خود می نشینید سکنی دهید و به ایشان ، به منظورتنگنا نهادن ضرر نرسانید و اگر حامله اند نفقه آنها را تا موقع وضع حمل بپردازید و اگربچه شما را شیر دادند، اجرت ایشان را بدهید وبا یکدیگر به خوبی و خوشی مشورت کنید و اگر در باره اجرت سختگیری نمودید، زنی دیگر آن کودک را شیر دهد)می فرماید: زنان مطلقه را در همان خانه هایی که به اندازه وسع خود تهیه کرده ایدمسکن دهید و حق ندارید ضرری متوجه آنها کنید، تا سکونت در آنجا برایشان دشوارشود. و نباید از نظر مسکن ، پوشاک و نفقه آنها را در مضیقه قرار دهید و اگر حامله بودند نفقه آنها را تا زمان وضع حمل متحمل شوید و در صورتی که حاضر شدند، نوزادرا شیر بدهند، اجرت شیردادنشان را بدهید، چون نفقه فرزند بر عهده پدر است و در هرصورت در باره امر شیردهی با یکدیگر مشورت کنید و به توافق برسید، بطوریکه نه شماونه همسرتان و نه فرزند متضرر نشوید و اگر هر یک از طرفین خواست به دیگری ضرربرساند و بر سر مسأله شیردهی اختلاف پیش آمد، بزودی و قبل از آنکه کودک صدمه ببیند، زن دیگری را اجیر کنید تا کودک را شیر بدهد .

(7) (لینفق ذوسعه من سعته و من قدر علیه رزقه فلینفق مما اتیه الله لا یکلف الله نفساالا ما اتیها سیجعل الله بعد عسر یسرا):(باید توانگر بقدر تواناییش و فقیربقدر وسعش و خلاصه هر کس از آنچه خدا به او داده ، انفاق کند، خدا هیچ کس راتکلیفی نمی کند، مگر به مقداری که به او اعطاء کرده و بزودی خدا بعد از هر سختی آسانی قرار می دهد)یعنی مردان توانگر وقتی همسر بچه دار خود را طلاق می دهند، باید در ایام شیرخواری کودکشان به زندگی آنها توسعه دهند و مردانی که تنگ روزی و تنگدست هستند باید هر قدر می توانند از مالی که خدا به آنها عطا کرده به ایشان انفاق کنند.و خدا هیچ کس را تکلیف مالا یطاق نمی کند و به هر کس به اندازه توانایی او تکلیف می نماید، آنگاه در مقام تسلیت و بشارت به تنگدستان می فرماید: خدای متعال بعد ازتنگدستی و سختی ، گشایش و رفاه می دهد.

(8) (و کاین من قریه عتت عن امر ربها و رسله فحاسبناها حسابا شدیدا وعذبناها عذابا نکرا):(و چه بسیار آبادیهایی که از دستورات پروردگارشان سرپیچی کردند و فرمان پیامبران را نپذیرفتند و در نتیجه ما آنها را به حساب سختی محاسبه نموده وبه عذابی عجیب گرفتار کردیم )

(9) (فذاقت و بال امرها و کان عاقبه امرها خسرا ):(پس آنها عاقبت شوم سرپیچی های خود را چشیدند و عاقبت امرشان خسران بود)

(10) (اعد الله لهم عذابا شدیدا):(و خدای متعال برای آخرت آنها عذابی سخت مهیا نموده است )یعنی چه بسیار اهالی قریه هایی که مردم و اهل آنجا از امر پروردگارشان گردنکشی کرده و از اطاعت پیامبر خود استکبار ورزیدند و در نتیجه ما در محاسبه اعمالشان به سختی مناقشه کردیم و حساب شدیدی از آنها کشیدیم و آنها را به عذابی بی سابقه وانقراض دنیوی مبتلا نمودیم و آنها تبعات شوم اعمالشان را چشیدند و عاقبت سرکشی ،خسارت است ، در نتیجه آن عذابی را که مسخره می کردند به ایشان رسید و آنها رامستأصل و منقرض نمود و تازه این عذاب دنیوی ایشان بود و البته در آخرت هم خداعذابی شدید برایشان تدارک دیده است و اینها در دنیا و آخرت معذب و خاسر هستند.- (فاتقوا الله یا اولی الالباب الذین امنوا قد انزل الله الیکم ذکرا):(پس ای صاحبان خرد که ایمان آورده اید از خدا بترسید، به تحقیق خداوند ذکر را بر شما نازل کرده )یعنی ای عقلاء مؤمنین ، حال که عاقبت سرکشی و طغیان ، هلاکت دنیا و آخرت است ، پس شما از خدا بترسید و ملتزم به اوامر و نواهی او باشید، چون حقیقتا خداوندکتاب قرآن یا رسولی را بر شما فرو فرستاده که برای شما تذکر و موعظه است و شما را به جانب حق و صراط مستقیم هدایت نموده و دیگر عقل شما به هیچ وجه اجازه نمی دهدکه از طریق هدایت منحرف شده و خود را دچار هلاکت و خسران سازید.

(11) (رسولا یتلوا علیکم ایات الله مبینات لیخرج الذین امنوا و عملواالصالحات من الظلمات الی النور و من یؤمن بالله و یعمل صالحا یدخله جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا قد احسن الله له رزقا):(رسولی فرستاده تاآیات روشن خدا را برای شما بخواند، تا خدا کسانی را که ایمان آورده و اعمال شایسته بجا آوردند از تاریکیها بسوی نوربراند و کسی که به خدا ایمان آورد و عمل صالح کند،خدا او را وارد بهشتهایی می سازد که نهرها در دامنه آن روان است و در آن جاودانه خواهند بود، به تحقیق خداوند رزق او را نیکو کرده )کلمه (رسولا)عطف بیان و یابدل از کلمه (ذکر) در آیه قبلی است .بنابراین خداوند پیامبر اسلام ص را که وسیله تذکر است و انسانها را به سوی صراطمستقیم هدایت می کند، از ناحیه عالم غیب مبعوث کرده و او را برای رسالت بشر ظاهرنموده و این رسول ، نعمتی از ناحیه خداست که آیات آشکار الهی را برای شما تلاوت می کند تا به این وسیله مؤمنانی را که شایسته کارند از تاریکیهای جهل و ضلالت بسوی روشنایی هدایت براند و آنگاه در مقام بشارت به افراد مؤمنی که اعمال صالح می کنند(چون ایمان بدون عمل صالح محقق نمی شود)می فرماید: خداوند چنین کسانی را وارددر بهشتهایی چنین و چنان می سازد.و آنها تا ابد در آن جاودانه خواهند بود و حقیقتا خداوند چه رزق نیکویی به آنهاعطا کرده که آن رزق در دنیا ایمان و عمل صالح است و در آخرت بهشت جاوید.

(12) (الله الذی خلق سبع سموات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلمواان الله علی کل شی ء قدیر و ان الله قد احاط بکل شی ء علما):(الله خدایی است که هفت آسمان و زمین را مثل آن بیافرید و امر او در بین آنها پیوسته نازل می شودتا بدانید که خدا بر هر چیز تواناست و خدا بر همه چیز احاطه علمی دارد)ظاهرا می فرماید: خدایی که برای شما رسول فرستاده و شما را هدایت کرده ، همان معبودیست که هفت آسمان و هفت زمین را آفریده ، و یا شاید می خواهد بفرماید:خدایتعالی اززمین چیزی خلق کرده ، که مثل آسمانهای هفتگانه است ، یعنی همان انسانی که موجودی مرکب از ماده زمینی و روحی ملکوتی و آسمانی است .در ادامه می فرماید: خداوند امر خود در بین این آسمانها و زمین نازل می کند و امرخدا همان کلمه ایجاد اوست که در آن صورت ، تنزل امر در بین آسمانها و زمین ، شروع کردن به نزول از مصدر امر به طرف آسمانهاست ، که یکی به سوی دیگری نازل می شود، تا به عالم ارضی برسد.به هر جهت می فرماید: این ایجاد و این تدبیر امر، برای آنست که هر متفکری که درمسأله خلقت بیاندیشد، بدون هیچ شک و تردیدی بفهمد و بداند که قدرت خدای تعالی شامل هر چیز و علم او محیط بر همه چیز است ، پس بر خردمندان مؤمن واجب است که از مخالفت امر او بپرهیزند و خداترس باشند.این آیه ظاهرا دلالت می کند که بیش از یک (ارض ) وجود دارد، اگر چه در آیات دیگر همیشه زمین بصورت مفرد در برابر آسمانها بکار رفته است .