تفسیر سوره تحریم
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره تحریم

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغی‏ مَرْضاتَ أَزْواجِکَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ1قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمانِکُمْ وَ اللَّهُ مَوْلاکُمْ وَ هُوَ الْعَلیمُ الْحَکیمُ2وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدیثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هذا قالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلیمُ الْخَبیرُ3إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْریلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمَلائِکَةُ بَعْدَ ذلِکَ ظَهیرٌ4عَسى‏ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَیْراً مِنْکُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَیِّباتٍ وَ أَبْکاراً5یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ6یا أَیُّهَا الَّذینَ کَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْیَوْمَ إِنَّما تُجْزَوْنَ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ7یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى‏ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ یَوْمَ لا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعى‏ بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ8یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْکُفَّارَ وَ الْمُنافِقینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ9ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یُغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَ قیلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلینَ10وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی‏ عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنی‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ11وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتی‏ أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فیهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِماتِ رَبِّها وَ کُتُبِهِ وَ کانَتْ مِنَ الْقانِتینَ12

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (یا ایها النبی لم تحرم ما احل الله لک تبتغی مرضات ازواجک و الله غفوررحیم ):(ای پیامبر چرا به منظور رضایت همسرانت ، آنچه را که خدا برایت حلال کرده بر خود حرام می کنی ؟ و خدا آمرزنده و رحیم است ) خطابیست آمیخته با عتاب و سرزنش که در واقع سرزنش آن متوجه همسران رسولخدا ص بوده و آیه در صدد یاری و دلگرمی پیامبر ص بر علیه آنهاست .از ظاهر آیه استفاده می شود که پیامبر ص عملی از اعمال حلال را بواسطه اکراه همسران و اجبار ایشان بر خود حرام نموده وآنها را بوسیله سوگند بر ترک آن عمل راضی نموده وآیه شریفه پیامبر ص را از این کار توبیخ می کند.پس در آیه اولا مسأله ای اختصاصی و شخصی از رسولخدا ص مطرح است و ثانیامراد از (تحریم ) در این آیه تحریم از طرف خدا نبوده ، بلکه تحریم به وسیله نذر وسوگند بوده ، چون پیامبر اختیار این را ندارد که چیزی از حلائل خدا را بر خود یا غیرخود به نحو تشریعی حرام کند.از عایشه روایت شده که او همراه با حفصه توطئه می کنند که برای آنکه رسولخدا ص به خانه زینب (و یا سوده ) نرود به او بگویند ما از تو بوی بد مغافیرمی شنویم ، حضرت می فرماید: به گمانم بوی شربتی است که من در خانه زینب (یا سوده )نوشیده ام ، والله دیگر نمی نوشم ، و در روایت دیگر نقل شده که رسولخدا ص کنیزی به نام ماریه داشتند که عایشه و حفصه نمی خواستند آن حضرت به نزد او برود، لذا پیامبر راتحت مضیقه و آزار قرار دادند وآن حضرت به جهت رضایت آنها سوگند خورد که دیگر به نزد ماریه نرود، ولی خداوند با نزول این آیه او را از این تحریم منع کرد و برای اینکه اشاره کند، راه کفاره سوگند و شکستن قسم باز است ، می فرماید: خدا آمرزنده ورحیم است ، بنابراین نقایص بندگان را می پوشاند و به آنها رحم‌ می‌کند.

(2) (قد فرض الله لکم تحله ایمانکم و الله مولیکم و هو العلیم الحکیم ):(به تحقیق خدا راه چاره شکستن سوگند را برای شما بیان کرد و خدا مولای شماست و او دانا وحکیم است )می فرماید: خدای تعالی برای شما تقدیر و واجب نمود که سوگند خود را با کفاره دادن بشکنید و خدا ولی شماست ، چون تدبیر امور شما بدست اوست و او برای شمااحکام را تشریع کرده و هدایتتان می کند و او دانا و حکیم است ، لذا همه احکام او براساس علم و مصلحت و حکمت می باشد.از این آیه استفاده می شود، پیامبر ص بر ترک عملی سوگند خورده بود و آیه به اودستور می دهد که سوگند خود را بشکند.

(3) ( و اذ اسر النبی الی بعض ازواجه حدیثا فلما نبات به و اظهره الله علیه عرف بعضه و اعرض عن بعض فلما نباها به قالت من انباک هذا قال نبانی العلیم الخبیر):(و چون پیامبر مطلبی را مخفیانه به بعضی از همسران خود گفت و آن زن آن مطلب را فاش ساخت و خدا پیامبر خود را از این افشاگری همسرش خبر داد و پیامبربخشی از این عمل او را به وی اعلام داشت و از ذکر همه جزئیات اعراض کرد، وقتی اورا از این مطلب باخبر کرد، آن زن گفت : چه کسی از این عمل من به تو خبر داد؟ فرمود:خدای دانا و آگاه مرا خبر دار کرد)(سر)یعنی مطلب پنهانی .ظاهرا زمانی که رسولخدا ص سری از اسرار خود را نزد بعضی از همسرانش ، یعنی حفصه دختر عمر بن خطاب ، افشا کرد و به وی سفارش فرمود که این مطلب را به کسی نگوید، ولی حفصه آن سر را بر خلاف دستور آنحضرت برای عایشه بازگو کرد، وخداوند پیامبر ص را از این مطلب آگاه ساخت و خدا قسمتی از این رازگشایی حفصه را به پیامبر ص خبر داد و از ذکر بقیه آن خودداری نمود و یا پیامبر ص قسمتی از این راز گشایی را پی گیری نمود و از بخش دیگر صرف نظر کرد، و وقتی که پیامبر ص به اواز این عمل خبر داد، او گفت : چه کسی به تو خبر داده که من سر تو را فاش کرده ام ،رسولخدا ص فرمود: خدای علیم و خبیر به من خبر داد که دانای آشکار و نهان است وآگاه به اسرار و توطئه شماست‌ .

(4) (ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما و ان تظاهرا علیه فان الله هو مولیه وجبریل و صالح المؤمنین و الملئکه بعد ذلک ظهیر):(و شما دو زن اگر به سوی خدا توبه کنید امید است که خدا دلهایتان را از انحراف به استقامت برگرداند، چون دلهای شمامنحرف گشته و اگر همچنان بر علیه پیامبر یکدیگر را پشتیبانی و مساعدت کنید، پس همانا خداوند مولای اوست و جبرئیل و صالح مؤمنان و ملائکه هم بعد از آنها پشتیبان او هستند)خطاب با حفصه و عایشه دو همسر از همسران رسولخدا ص است ، می فرماید: اگرشما دو نفر با توبه بسوی خدا باز گردید که هیچ ، ولی اگر بر علیه پیامبر ص دست به دست هم بدهید، بدانید که خدا مولا و سرپرست اوست و امر او را بدست گرفته و او رایاری می کند و نیز جبرئیل و صالح المؤمنین مولا و ناصر او خواهند بود و ملائکه هم بعد از ایشان او را پشتیبانی می کنند، و همه آنها در یاری او متحد و متفق هستند و مراداز صالح المؤمنین مطابق روایات عدیده از طریق اهل سنت و شیعه ، فقط حضرت علی ع است .در حقیقت می خواهد به آن دو زن بفهماند که دلهایتان در اثر عملی که کرده ایدبسوی باطل منحرف شده و با رازگشایی و اذیت پیامبر ص مرتکب گناه کبیره شده اید،چون آزار پیامبر و توطئه و تعاون بر علیه او از گناهان کبیره است ، همچنانکه فرمود:(ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و اعد لهم عذابا مهینا بدرستی که کسانیکه خدا و رسول او را اذیت کنند، خدا آنها را در دنیا و آخرت لعنت کرده و عذابی خوار کننده برایشان مهیا کرده‌ است.

(5) (عسی ربه ان طلقکن ان یبدله ازواجا خیرا منکن مسلمات مؤمنات قانتات تائبات عابدات سائحات ثیبات و ابکارا):(چه بسا پروردگار او، اگر او شما را طلاق دهد، همسران بهتر از شما روزیش کند، همسرانی که مسلمان ، مؤمن ، مطیع و با خشوع وتوبه کننده و عبادت پیشه و روزه گیر و بیوه یا بکر باشند)در این آیه بی نیازی خدا را تذکر داده و می خواهد بفرماید:هر چند که شما به شرف همسری رسولخدا ص مشرف شده اید، اما کرامت در نزد خدا فقط به تقواست و لذااگر آن حضرت شما را طلاق دهد، خداوند زنانی بهتر از شما به او اعطاء می کند زنانی که مسلمان ، مؤمن ، عابد، اهل توبه ، و ملازم با اطاعت و خضوع و اهل روزه باشند، زنانی که بیوه یا دوشیزه باشند، پس ملاک برتری زوجیت و همسری نیست ، بلکه همین صفات مذکور در آیه است‌ .

(6) (یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا و قودها الناس و الحجاره علیها ملئکه غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون ):(ای کسانیکه ایمان آورده اید خود وخانواده خود را از آتشی که هیزم آن مردم و سنگ است حفظ کنید، آتشی که فرشتگان غلاظ و شداد موکل برآنند و هرگز خدا را در آنچه به ایشان دستور می دهد، نافرمانی نمی کنند و هر چه دستور داده شود انجام می دهند)(غلاظ)جمع غلیظ و به معنای خشن است و (شداد)جمع شدید و به معنای پهلوان وقهرمان و نیرومند در تصمیم و عمل است .و (وقود) به معنای سوخت و آتش زنه می باشد.می فرماید: ای اهل ایمان خود و خویشان خود را از آتش جهنم حفظ کنید آتشی که سوخت آن خود مردم و سنگها هستند، یعنی شعله گرفتن مردم در آتش دوزخ به دست خود آنهاست و آتش ، تجسم عمل آنها می باشد و (حجاره )را بعضی مفسران،تفسیرکرده اند به بت ها.در ادامه می فرماید: بر آن آتش ملائکه ای گمارده شده اند تا انواع عذاب را بر سراهل دوزخ بیاورند،ملائکه ای که در مقام عمل خشن و نیرومند هستند ومانند سایرملائکه هرگز از امر خدا سرپیچی نمی کنند و ملتزم به اوامر اوهستند و هر چه از ایشان خواسته شود، به انجام می رسانند، بدون مخالفت یا ضعف و سستی .یعنی هرگز از روی ترحم و امثال آن بر اهل دوزخ ترحم نمی کنند و اوامر الهی را عینابه انجام می رسانند، بدون اینکه به جهت ضعف و خستگی در انجام آن کوتاهی و تقصیرنمایند.

(7) (یا ایها الذین کفروا لا تعتذروا الیوم انما تجزون ما کنتم تعملون ):(ای کسانیکه کفر ورزیدید، امروز در مقام عذرخواهی برنیایید، چون کیفر شما فقط همان چیزی است که انجام می دادید)یعنی در روز قیامت وقتی کفار مشرف به هلاکت و ورود در دوزخ می شوند شروع به معذرتخواهی می کنند و از ناحیه پروردگار به آنها خطاب می رسد،امروز سخنی ازعذرخواهی به میان نیاورید، چون امروز روز جزاست و بس ، به علاوه جزای شما عین اعمالی است که مرتکب شده بودید و خود اعمالتان امروز حقیقتش به صورت این عذاب تجسم یافته و از آنجا که عامل آن اعمال خود شما بودید، با عذرخواهی نمی توانیدملازمه بین خود و عملتان را از بین ببرید و این ملازمه قابل تغییر نیست .

(8) (یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبه نصوحا عسی ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار یوم لا یخزی الله النبی و الذین امنوا معه نورهم یسعی بین ایدیهم و بایمانهم یقولون ربنا اتمم لنا نورنا واغفرلناانک علی کل شی ء قدیر):(ای کسانیکه ایمان آورده اید به سوی خدا باز گردید با توبه ای خالص ، امید است پروردگارتان از گناهانتان در گذرد و شما را وارد در بهشتهایی نمایدکه نهرها دردامنه آن جاریست ، در روزی که خدا، نبی و مؤمنان همراهش را خوارنمی سازد، نورشان پیشاپیش آنها و از جانب راستشان در حرکت است ، می گویند:پروردگارا نور ما را برایمان کامل کن و ما را بیامرز که همانا تو برهر چیز توانایی )(نصوح ) از ماده (نصح )به معنای جستجو از بهترین عمل و گفتار سودبخش است ودر معنای اخلاص نیز کاربرد دارد، بنابراین توبه نصوح ، توبه ای خالصانه است که صاحبش را از بازگشت به جانب گناه باز می دارد و یا بنده را برای رجوع از گناه خالص می سازد.بعد از آیه سابق که مؤمنان را به حفظ خود و اهل خود از آتش فرمان داد، در این آیه به همه مؤمنان می فرماید که توبه کنند، آنهم توبه ای خالصانه و برای تشویق وترغیب مؤمنان به توبه می فرماید: امید است که خدا گناهانتان را بپوشاند و شما را وارد دربهشتهایی چنین و چنان نماید، در روز قیامت که آن روزیست که خداوند شخصیت پیامبر و مؤمنین همراه او را نمی شکند و آنان را از کرامت محروم نمی سازد و وعده های جمیلی را که به ایشان داده بود، خلف نمی کند.و اینکه قید همراه پیامبر بودن را به ایمان آنها افزود به جهت آنست که بفهماندصرف ایمان در دنیا کافی نیست ، باید انسان لوازم ایمان را هم دارا باشد، یعنی ملازم باپیامبر بوده و او را بدون قید و شرط اطاعت کنند، و شاید هم معنا این باشد که درآن روزخداوند پیامبر ص را خوار نمی کند، و کسانی که ایمان آوردند، همراه او هستند و ازاو جدا نمی شوند، به هر جهت در ادامه می فرماید: ایشان نور ایمانشان در پیش رو و نورعملشان در جانب راستشان حرکت می کند و می گویند: پروردگارا نور ما را کامل کن ،(یعنی نقایص درجات ایمان و عمل ما را برطرف نما) و گناهان ما را بیامرز تا نور ماکامل و تمام شود، بدرستی که تو بر هر چیز توانایی و قدرت مطلقه داری ، ظاهرا این خواص سه گانه عدم خزی ، سعی نور و درخواست اتمام آن ، اولی مخصوص پیامبر ص و دومی و سومی مخصوص به مؤمنین است‌ .

(9) (یا ایها النبی جاهد الکفار و المنافقین و اغلظ علیهم و ماویهم جهنم و بئس المصیر):(ای پیامبر با کفار و منافقین جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و خشونت به خرج ده و جایگاه ایشان در جهنم است که چه بد بازگشتگاهی است )مراد از (جهاد با کفار و منافقین )بذل جهد و کوشش در اصلاح امر از ناحیه این دوطائفه است ، در واقع در این آیه به نبی گرامی اسلام ص دستور می دهد که با تلاش پیگیر خود مانع از شر و فسادی که این دو گروه برای دعوت دینی دارند، بشود، یعنی دررابطه با کفار ابتدا حق را برای ایشان بیان نموده و رسالت خود را ابلاغ کند، اگر ایمان آوردند، که هیچ و اگر ایمان نیاوردند با آنها جنگ کند و در مورد منافین از ایشان دلجویی نماید تابه تدریج دلهایشان به سوی ایمان گرایش بیابد، ولی اگر همچنان به نفاق خود ادامه دادند، همچنان باید پیامبر فقط مانع از فساد ایشان شود، چون جنگ بامنافقان در سنت رسولخدا ص وجود نداشته .بعضی مفسرین جهاد را در این آیه به معنای سختگیری در اقامه حدوددانسته اند، به هر جهت در این آیه خداوند از پیامبر ص می خواهد که با منافقان باشدت و خشونت برخورد کند و جایگاه آنان را جهنم می داند که بسیار بازگشتگاه بدی است و جزائی موافق با کردار و اعمال‌ آنهاست‌.

(10) (ضرب الله مثلا للذین کفروا امرات نوح و امرات لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتاهما فلم یغنیا عنهما من الله شیئا و قیل ادخلا النارمع الداخلین ):(خداوند برای کافران مثلی زده و آن همسر نوح و همسر لوط است که در تحت تسلط دو نفر از بندگان صالح ما بودند، ولی این دو زن به آندو بنده صالح خیانت کردند و همسری آنها با پیامبران هیچ سودی برایشان نداشت و نتوانست مانع ازعذاب خدا بشود و به آنان گفته شد، وارد آتش شوید، همراه با سایر افرادی که وارد آن می شوند)خدای تعالی سرگذشت زن لوط و زن نوح را مثل زده تا کفار عبرت بگیرند و بفهمندکه اتصال وخویشاوندی با صالحان و انبیاء الهی سودی به حال آنها نخواهد داشت و اگرنسبت به رسولخدا ص خیانت بورزند، اهل آتش خواهند بود، و اینکه فرمود: آندوزن در تحت دونفر از بندگان صالح ما بودند، یعنی همسر آنها بودند، اما به جهت اعمال پلیدشان ، آن دو بنده صالح مانتوانستند ذره ای از عذاب خدا را که متوجه آن دو زن شد،از ایشان دور نکنند و همانطور که سایرین و بیگانگان وارد آتش می شوند به آنها نیز گفته می شود واردآتش شوید،چون عداوت و کفر علائق و وابستگیهای دیگر راقطع می کند.و در این مثال تعریض شدیدی نسبت به دو همسر رسولخدا ص عایشه و حفصه وجود دارد، چون آنها در افشای سر پیامبر و اذیت و آزار او به وی خیانت نمودند،مخصوصا اینکه در اینجا از لفظ کفر و خیانت استفاده کرده و امر به ورود آتش را مطرح نموده است‌ .

(11) ( و ضرب الله مثلا للذین امنوا امرات فرعون اذ قالت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه و نجنی من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظالمین ):(و نیز خداوند برای مؤمنان مثلی می زند و آن ماجرای همسر فرعون است که گفت : پروردگارا نزدخودت برایم خانه ای در بهشت بنا کن و مرا از فرعون و عمل او نجات بده و از مردم ستمکار برهان )در این مثل خداوند برای اهل ایمان همسر فرعون را مثل می زند که وی منزلت خاصه ای در بندگی و عبودیت داشت و در ایمان به مقام کمال رسیده بود، بگونه ای که مجاورت با فرعون و جاه و جلالش نتوانسته بود او را بفریبد و مانع از ایمان او شود،بنابراین ظاهر و باطنش با هم موافق گشته و خانه ای در بهشت در جوار پروردگارش را برهمنشینی با فرعون و قصر او ترجیح داده است .یعنی او از تمام لذات دنیوی و سرگرمی های آن قطع رابطه کرده و به پروردگار خودپناهنده شده و جز قرب خدا آرزویی نداشته و به درگاه خدا عرضه می دارد: پروردگارامرا از دست فرعون و اعمال او و نیز از این قوم ستمکار نجات بده و این دعا در حقیقت اعلام بیزاری و برائت ازجامعه آلوده و ستمکار فرعونی است ، چون فرعون ادعای پروردگاری نموده بود و می گفت :(من پروردگار برتر شمایم ) (و برایتان غیر از خودمعبودی نمی شناسم ).

(12) (و مریم ابنت عمران التی احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا و صدقت بکلمات ربها و کتبه و کانت من القانتین ):(و داستان مریم دختر عمران که بانویی پاک بود و ما در او از روح خود دمیدیم و او کلمات پروردگار خود و کتب او را تصدیق کردو از خاشعان بود)در اینجا در ادامه مثل برای اهل ایمان حضرت مریم دختر عمران را نام می برد ومریم (س ) تنها زنی است که در قرآن به نام او اشاره شده و در سی و چهار مورد ذکر شده است و در اغلب آیات ، مریم رابه جهت عفتش می ستاید و این تأکید احتمالا به جهت بهتان و تهمت ناروائیست که یهود به آن بانوی گرامی روا می دارند، دراین آیه نیز ابتدامریم را به صفت عفت ، ستوده و می فرماید: ما از روح خویش در وجود او دمیدیم که مراد از آن ، نحوه تولد عیسی ع است .آنگاه می فرماید: مریم کلمات پروردگار خود را تصدیق کرد، یعنی به وحی انبیاءالهی ایمان آورد و نیز کتب آسمانی را که شرایع الهی در آن بود تصدیق نمود.و او از زمره افراد قانت بود، (یعنی افرادی که مطیع خدا و خاضع در برابر او هستند)و بر این امر مداومت داشت و یا مانند پدر و قوم وعشیره اش بنده ای مخلص و مطیع بود، و این گفتار نیز تعریضی بر علیه همسران پیامبر ص است که سر او را افشاء کردند.