تفسیر سوره طارق
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره طارق

وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ1وَ ما أَدْراکَ مَا الطَّارِقُ2النَّجْمُ الثَّاقِبُ3إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْها حافِظٌ4فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ5خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ6یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ7إِنَّهُ عَلى‏ رَجْعِهِ لَقادِرٌ8یَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ9فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ10وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ11وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ12إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ13وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ14إِنَّهُمْ یَکیدُونَ کَیْداً15وَ أَکیدُ کَیْداً16فَمَهِّلِ الْکافِرینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً17

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (و السماء و الطارق ):(سوگند به آسمان و ستاره ظاهر شونده )

(2) (و ما ادریک ما الطارق ):(و تو چه می دانی که آن ستاره چیست ؟)

(3) (النجم الثاقب ):(ستاره ای است که پرده ظلمت را می درد)

(4) (ان کل نفس لمـاعلیهاحافظ):(که هیچ انسانی نیست ،مگرآنکه نگهبانی براوموکل است )(طارق ) ستاره ای نورانی است که در هنگام شب طلوع می کند و خداوند به این ستاره سوگند خورده و در مقام تعظیم آن می فرماید، تو چه می دانی که طارق چیست ؟ آن ستاره ای پر نور است که با نور خود پرده ظلمت را می درد، سپس در جواب سوگندمی فرماید: هیچ نفسی نیست جز اینکه نگهبانی بر او موکل است ، یعنی فرشتگان وملائکه ای مأمور حفاظت از افراد هستند و اعمال خوب و بد هر کسی را می نویسند ومطابق نیت و نحوه صدور آن اعمال آنها را ثبت می کنند تا انسانها بر طبق آن نامه عمل در قیامت حساب و جزا ببینند، همچنانکه فرمود:(و ان علیکم لحافظین کراما کاتبین یعلمون ما تفعلون (13) بدرستی که ما بر شما محافظانی گمارده ایم که نویسندگانی گرامی هستند و هر چه را که انجام می دهید، می نویسند)و شاید هم منظور این باشد که جانهای انسانها بعد از مردن نیز محفوظ است و بامردن نابود نمی شود، بلکه روحشان باقی می ماند تا روزی که خدای سبحان بدنها رادوباره زنده کند در آن روز جانها به بدنها بر می گردد تا انسان طبق اعمالی که انجام داده ، جزا داده شود، چون اعمال او نیز در نزد خدا محفوظ است .

(5)  (فلینظر الانسان مم خلق ):(پس باید انسان بنگرد که از چه چیز آفریده شده )

(6) (خلق من ماء دافق ):(از آبی جهنده آفریده شده )

(7) (یخرج من بین الصلب و الترائب ):(که از بین استخوانهای پشت و استخوانهای سینه بیرون می آید)

(8) (انه علی رجعه لقادر):(آن وقت می فهمد که خدای خالقش بر برگرداندن اونیز قادر است )

(9) (یوم تبلی السرائر):(در روزی که نهفته های باطنی انسان آشکار می شود)

(10) (فماله من قوه و لا ناصر):(در آنروز نه خودش قدرت دفاعی دارد و نه یاوری خواهد داشت )می فرماید: انسان بایدبه این بیاندیشد که از چه چیزی خلق شده و مبداء خلقت او چه بوده و اگر بیاندیشد و بداند که خدا او را از قطره ای آب جهنده ایجاد کرده که از میان استخوانهای پشت و استخوانهای سینه بیرون می آید، در این صورت خواهد فهمید که همان کسی که آن آب بی ارزش را توانسته به صورت انسان امروزی در آورد، حتماخواهد توانست با قدرت کامله خود بعد از مردن ، دوباره او را زنده کند و اعاده نماید،چون قدرت بر هر چیز، قدرت بر مثل آن نیز هست و حکم امثال در آنچه بر آنها جایزاست یا جایز نیست ، یکسان است ،آنگاه می فرماید: بازگشت او در آن روزیست که آنچه از عقاید و آثار اعمال ، که انسانها پنهان کرده بودند، مورد آزمایش و شناسایی قرار می گیرد و در اثر ظهور حقایق اعمال ، هر کس بدانچه کرده جزا داده می شود . و در آنروز انسان نه خودش نیرویی دارد تا عذاب خدا را از خود دفع کند و نه یاوری دارد که او، بتواند از وی دفاع کند، بنابراین هیچ گریزی از عذاب الهی نیست .

(11) (و السماء ذات الرجع ):(سوگند به آسمان دارای تحولات شگرف )

(12) (و الارض ذات الصدع ):(و قسم به زمین پرشکاف )

(13) (انه لقول فصل ):(که همانا قرآن سخن جدا سازنده حق از باطل است )

(14) (و ما هو بالهزل ):(و گفتاری بیهوده و شوخی نیست )

(15) (انهم یکیدون کیدا):(این کفار بر علیه تو کید و حیله می اندیشند)

(16) (و اکید کیدا):(و من هم به نوعی علیه آنها حیله و مکر می کنم )

(17) (فمهل الکافرین امهلهم رویدا):(پس در هلاکت آنها عجله نکن ، مدتی منتظر باش و اندکی به ایشان مهلت بده )می فرماید: قسم به آسمان دارای تحولات عجیب یا قسم به آسمانی که نزولات جوی از آن می بارد و قسم به زمین که شکافته شده و گیاهان از آن می رویند، که همانااین قرآن سخنی جدا کننده میان حق و باطل است ، و کلامی خالی از جد و گفتاری شوخی نیست ،بلکه آنچه قرآن ثابت می کند، حق محض است که هیچ شکی در آن نیست و هیچ باطلی هم در آن نیست ،بنابراین خبری هم که قرآن در باره قیامت می دهد حق است .سپس خطاب به رسولخدا ص می فرماید: کفار با کفر و انکار خود نسبت به معاد،در این اندیشه اند که با حیله و مکر خود نور خدا را خاموش کرده و دعوت تو را باطل سازند و من هم بر علیه ایشان حیله می کنم ، و حیله خداوند همان امهال و استدراج آنهاست که به آنها مال و اولاد بیشتری می دهد و بر دلهایشان مهر می زند تا ابداروزنه ای برای نجات نداشته باشند و در آخرت بسوی عذاب قیامت روانه شوند، در ادامه خطاب به آنحضرت می فرماید: بنابراین که می بینی من بر آنها قاهر و مسلط هستم ، پس تو منتظرعذاب آنان باش و در باره آنها عجله نکن و کمی مهلتشان بده ، چون بزودی تهدید من در باره آنان محقق خواهد شد و عذاب قریب الوقوع قیامت را ملاقات خواهندکرد.