تفسیر سوره اعلی
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره اعلی

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى1الَّذی خَلَقَ فَسَوَّى2وَ الَّذی قَدَّرَ فَهَدى‏3وَ الَّذی أَخْرَجَ الْمَرْعى‏4فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوى‏5سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسى‏6إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما یَخْفى‏7وَ نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْرى‏8فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْرى‏9سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشى‏10وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى11الَّذی یَصْلَى النَّارَ الْکُبْرى‏12ثُمَّ لا یَمُوتُ فیها وَ لا یَحْیى‏13قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى14وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى15بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا16وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏17إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولى‏18صُحُفِ إِبْراهیمَ وَ مُوسى‏19

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (سبح اسم ربک الاعلی ):(نام پروردگار بلند مرتبه خود را منزه بدار)

(2) (الذی خلق فسوی ):(آنکس که آفرید و هر چیز را در جای خود قرار داد)

(3) (و الذی قدر فهدی ):(و آنکس که هر چیز را اندازه گیری نمود و بسوی هدفش هدایت فرمود)

(4) (و الذی اخرج المرعی ):(و آنکس که چراگاهها را از زمین بیرون آورد)

(5) (فجعله غثاء احوی ):(و سپس آن را به صورت خاشاکی سیاه در آورد)از آنجاکه اسم دلالت بر مسمی می کند،متوجه می شویم منظور از اینکه به پیامبر ص فرمان می دهد، نام پروردگارت را تنزیه کن ، این است که : هر وقت نام پروردگارت را به زبان می آوری نام غیر او نظیر آلهه و شرکاء و شفعاء را به زبان میاور و به آنها نسبت ربوبیت مده ، چون ساحت پروردگارت منزه از شرک است و شاید هم مراد این باشد که اموری را که لایق ساحت مقدس خداوند نیست از قبیل : جهل و ظلم و غفلت و....و هرصفت نقص و عیب را به خدا منسوب نکن ، این مرحله تنزیه و تقدیس زبانی است که البته باید با تنزیه خدا در مرحله عمل نیز موافق باشد و لازمه چنین تنزیهی توحید کامل ونفی شرک است .و اینکه پروردگار را با نام اعلی یاد کرد، به جهت اشاره به بلندی و قهر و چیرگی پروردگار بر مخلوقات است ، چون او از هر بلند مرتبه و قاهری ، والاتر و قهارتر است ،در ادامه می فرماید: همان پروردگاری که همه موجودات را از کتم عدم ایجاد کرد واجزای آنها را گردآوری نمود و سپس هر جزء را در جای مناسب خود قرار داد، همان پروردگاری که آنچه را آفریده با اندازه مخصوص وحدود معین خلق کرده ، هم درمرحله ذات و هم در مرحله صفات و افعال و نیز آن مخلوق را به جهازی مجهز نموده که بوسیله آن بسوی هدف مقدر شده خود، هدایت می شود، پس هر موجودی به هدایت تکوینی در سیر تکامل خود به پیش می رود، همچنانکه فرمود:(لکل وجهه هومولیها برای هر یک هدفیست که بدان سو روانند).در ادامه می فرماید: همان پروردگاری که چراگاه و مرتع را از زمین می رویاند تاچهارپایان از آن استفاده کنند و سپس در چرخه حیات آن را بصورت خاشاکی خشک و سیاه در می آورد و این آیات همه نمونه هایی از تدبیر ربوبی و دلائلی بر توحیدربوبیت است‌ .

(6) (سنقرئک فلا تنسی ):(بزودی آنقدر قرآن را بر تو می خوانیم که دیگر آن رافراموش نکنی )

(7) (الا ما شاء الله انه یعلم الجهر و ما یخفی ):(البته به اذن ما، وگرنه هر چه را خدابخواهد از یاد می بری ، همانا خدا دانای به آشکار و نهان است ؟)

(8) (و نیسرک للیسری ):(و ما بر سر هر دو راهی تو را به سوی راه آسانتر سوق می دهیم و به هدایت فطری به تو راه درست را الهام می کنیم )

(9)  (فذکر ان نفعت الذکری ):(پس تو تذکر بده ، البته اگر تذکر مفید باشد)

(10)  (سیذکر من یخشی ):(بزودی آنها که از خدا خشیت دارند متذکر می شوند)

(11) (و یتجنبها الاشقی ):(ولی بدبخت ترین افراد از آن اعراض می کنند)

(12) (الذی یصلی النارالکبری ):(همان کسانی که درآتش عظیم دوزخ خواهندسوخت )

(13) (ثم لا یموت فیها و لا یحیی ):(سپس در آن نه مرگی هست و نه حیاتی ) در ادامه خطاب به رسولخدا ص می فرماید: ما چنان قدرتی به تو می دهیم که قرآن را درست و خوب بخوانی و همانطور که نازل شد، بدون کم و کاست آن را به گوش مردم برسانی و چیزی از آن را فراموش نکنی .بنابراین در این عبارت خداوند ضمانت کرده و وعده داده که قرآن را همانطور که نازل شده حفظ کند و مانع از تحریف و تغییر آن شود چون خدا علم به قرآن و حفظآن را در اختیار پیامبراکرم ص قرار داده است ، آنگاه در مقام استثناء و به منظور بقای قدرت الهی بر اطلاق مورد می فرماید، چنین نیست که بعد از اعطای این موهبت ، خدانتواند تو را دچار فراموشی کند، بلکه قدرت خدا به جای خود باقیست و هر آن اراده کند می تواند قرآن را از یاد تو ببرد، آنگاه در مقام تعلیل این مطلب که خداوند قرآن راحفظ نموده و خاطر پیامبر را از تلقی وحی آسوده می کند، می فرماید: ما هم از ظاهراشیاء آگاهی داریم و هم به باطن آنها و لذا به ظاهر و باطن تو نیز آگاهیم و می دانیم که توچقدر در حفظ وحی اهتمام داری و چقدر در اطاعت پروردگارت مشتاقی ، به همین دلیل تو را مدد نموده و قدرتی به تو افاضه می کنیم که وحی را درست تلقی نموده و آن را از یاد نبری .در ادامه می فرماید: ما بزودی طریقه آسان را برای تو فراهم می کنیم ، یعنی تو راآنچنان هدایت می کنیم که برای دعوت و تبلیغ زبانی و عملی آسانترین راه را انتخاب کنی و تو را مجهز به الهامهایی می کنیم که بتوانی وظیفه رسالت خود را به بهترین وجهی به انجام رسانی و خودت بهترین طریقه را انتخاب کنی ، یعنی فطرت تو را چنان صافی می کنیم که جز طریقه آسان و احسن را بر نگزینی .آنگاه به عنوان نتیجه گیری می فرماید: پس تو هم هر جا که دیدی تذکر، ثمر بخش است ، تذکر بده ، چون تذکر در غیر آن مورد امری لغو و بی ثمر است ، پس تذکر وموعظه در موردی باید بکار رود که در طرف مقابل زمینه ای برای تذکر باشد که درمورد چنین شخص تذکر بیشتر هر چه بهتر دل او را به جانب حق متمایل می سازد، اما درمورد شخصی که هیچ زمینه ای برای تذکر ندارد و سنگدل است ، یکبار تذکر دادن برای اتمام حجت ضروری است ، اما تذکر بیشتر او امری لغو و بی ثمراست .آنگاه در توضیح بیشتر می فرماید: بزودی افرادی که در قلب خود ذره ای خشیت خدا و ترس از عقاب او دارند، بوسیله قرآن متذکر شده و اندرز می گیرند، بنابراین تذکرتو به چنین افرادی سودمند است ، اما افراد سنگدل و شقی که در دل خود هیچ نگرانی وخشیتی از عذاب خدا نداشته باشند بواسطه قرآن و تذکر تو، بیشتر از تذکر تو فاصله می گیرند و اجتناب می کنند، چون آنها افرادی هستند که از حق گریزانند و جایگاهشان آتش دوزخ است که در مقایسه با آتش دنیا، آتشی بزرگتر و سوزاننده تر است و آنگاه در آن آتش نه می میرند که از عذاب منقطع و آسوده شوند و نه با وجود عذاب سوزنده آن لحظه ای می توانند در آرامش و سعادت زندگی طیبه داشته باشند، بنابراین آنها درآتش جهنم هیچ روزنه نجاتی ندارند و تا ابد در آن جاودانه هستند، مانند:بیمارلاعلاجی که نه امیدی به بهبودی او هست و نه می میرد که امیدها از او قطع شده وفراموش‌ گردد.

(14) (قد افلح من تزکی ):(به تحقیق کسی که خود را تزکیه نمود، رستگار شد)

(15) (و ذکر اسم ربه فصلی ):(و هر وقت نام خدا را به یاد آورد به نماز ایستاد)(تزکی ) در اینجا یعنی تمایل به پاک شدن از لوث تعلقات مادی دنیوی که این ا مربوسیله توبه کردن و بازگشت بسوی خدای تعالی و نیز انفاق در راه او تحقق می یابد و به این وسیله انسان خود را از تعلقات مادی آزاد می سازد، و مراد از (ذکر نام خدا) ذکرزبانی و مراد از (صلوه ) همان نماز معمولی و توجه خاص عبادی است که در اسلام تشریع شده ، این آیات ظاهرا برای همه مصادیق طاعات عمومیت دارند، اما روایات وارده از طریق ائمه (علیهم السلام ) و نیز از طریق اهل سنت شأن نزول این آیات را درباره زکات فطره و نماز عید فطر دانسته اند.

(16) (بل تؤثرون الحیوه الدنیا):(بلکه شما زندگی دنیا را ترجیح می دهید)

(17) (و الاخره خیر و ابقی ):(در حالیکه آخرت بهتر و پایدارتر است )

(18) (ان هذا لفی الصحف الاولی ):(این سفارشها در کتابهای قدیمی نیز بوده )

(19) (صحف ابراهیم و موسی ):(کتابهای ابراهیم و موسی )با لحنی توبیخی می فرماید: علی رغم اینکه گفتیم رستگاری در تزکیه و یاد پروردگاراست ، ولی شما انسانها در پی پاک شدن نیستید و بر اساس دعوتی که طبع بشری شمادارد، شما تعلق تام به دنیا و اشتغال به آبادانی دنیا را بر زندگی آخرت ترجیح می دهید وحال اینکه زندگی آخرت در مقایسه با دنیا بسیار برتر و پایدارتر است ، بلکه اصولاحیات آخرت دائمی و ابدی است و این مطالبی که ما به شما تذکر دادیم و شما را امر به تزکیه و یاد پروردگار نمودیم ، قبلا در صحف اولی هم گفته بودیم و آن صحف عظیم الشأن کتابهای آسمانی نازل بر ابراهیم ع و موسی‌ع می‌باشد.