آیه‌ای که امام حسین (علیه‌السلام) هنگام خروج از مدینه تلاوت کرد
ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن



 

رابطه تنگاتنگ و به هم تنیده قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) آن قدر عمیق و ریشه دار است که قلم و بیان از عهده ترسیم آن برنمی آیند.

حدیث مشهور و متواتر ثقلین این حقیقت را به طور کامل روشن می سازد; زیرا رسول اکرم ـ ارواحنافداه ـ در آن حدیث شریف فرموده اند: «من می روم و دو متاع سنگین، گران بها و ارزشمند در میان شما می گذارم: یکی کتاب خدا، قرآن کریم و دیگری عترت اهل بیت من ، و این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

 


 

کربلا

 

در میان امامان معصوم و حجت های بالغه الهی، پیشوای عزّت و آزادی و رهبر جهاد و شهادت و فداکاری، حضرت سیّدالشهدا، حسین بن علی (علیه السلام) امتیازی ویژه دارد!

پیوند امام حسین با قرآن کریم، فوق العاده ریشه دار است; چنان که عبارات زیارتنامه های آن حضرت و غیر آن، به روشنی گویای این حقیقت انکارناپذیر است.

در زیارت آن حضرت در عید فطر و قربان می خوانیم:

«اشهد انّک التّالى لکتاب الله; من شهادت مى دهم که تو[اى امام حسین] تلاوت کننده کتاب خداوند بودى.»

و در زیارت آن حضرت در شب قدر می خوانیم:

«اشهد انّک قد اقمت الصلوة ... و تلوت الکتاب حق تلاوته; شهادت مى دهم که تو [اى حسین بن على] نماز را به پا داشتى... و قرآن را بدان گونه که شایستگى تلاوت داشت تلاوت فرمودى.»

و در بعضی از زیارت های آن سیّد ابرار و امام احرار و آزادگان ـ مانند همان زیارت عید فطر و قربان ـ می خوانیم:

«السلام علیک یا شریک القرآن; سلام بر تو [اى حسین] اى که شریک و همتاى قرآنى.»

 

تجسّمی از آیات قرآن

مِهر و قَهر امام حسین (علیه السلام) به قرآن بازگشت می کرد و رایحه طیّبه و معطّر قرآن از همه کارهای وی پدیدار بود و در مواردی خود، به آیه مربوط استشهاد می کردند و تصریح می نمودند که در این رفتار مخصوص، استنادشان به آن آیه کریمه است و یا رفتارشان از قرآن کریم سرچشمه می گیرد; به بیان دیگر، اخلاق و رفتار آن بزرگوار، تجسّم و ترسیم آیه های پربرکت قرآن بود و بار رفتار بزرگوارانه خود، آیه های قرآن را زنده می کرد و در میان جامعه گسترش می داد و امّت را به سوی قرآن، تشویق می کرد.

 

آیه ای که هنگام خروج از مدینه خوانده شد

با تحقیق در منابع تاریخی و حدیثی که ما به آنها دسترسی داشتیم؛ چنین بر می‌آید که امام حسین (علیه السلام) در مسیر حرکتشان از مدینه تا کربلا در جایگاه‌های مختلف به تناسب آیاتی را تلاوت فرمود.

در شب یک‌شنبه بیست و هشتم ماه رجب، هنگام خروج از مدینه و رهسپار شدن به سوی مکّه که فرزندان، برادرزادگان و برادرانش نیز با بیشتر خاندانش همراه او بودند جز برادرش محمّد ابن حنفیّه؛ این آیه شریفه را قرائت فرمود: [ شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص 35، طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج 1، ص 435]

 

فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ»؛ [ قصص، 21.] موسی ترسان و نگران از آن‌جا بیرون رفت [در حالی که] می‌گفت: «پروردگارا، مرا از گروه ستم‌کاران نجات بخش».

طبق این آیه؛ حضرت موسی (علیه السلام) برای رهایی از شرّ فرعونیان از مصر به سوی مدین خارج شد.[ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: موسوی جزائری، طیب، ج 2، ص 137، ؛ طبری، ابو جعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج 20، ص 34]

امام حسین (علیه السلام) با خواندن این آیه حال خروج خود را از شهر مدینه به حال خروج حضرت موسی (علیه السلام) از مصر تشبیه کرده که آن‌ حضرت از ترس فرعون مصر ناچار به ترک شهر و دیار و فرار از شهر گردید، و امام حسین (علیه السلام) نیز به خاطر فرعون زمان خود مجبور به ترک دیار و خانه و کاشانه خود شد.

تلاوت این آیه شریف نشان دهنده تصمیم بنی امیه بر قتل سید الشهدا است و خروج از مدینه به این علت است که اگر امام حسین اصرار بر توقف در مدینه می‌کردند ، در نهایت بنی امیه مجبور بودند که امام حسین علیه السلام را در مدینه به شهادت برسانند. (الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 35)

ظلم

 

ظالم کیست که حسین علیه السلام از خدا راه نجات می خواهد؟

ظلم به معنای منظور نکردن حق و حقوق دیگری است. و اگر انسان در دنیا حقوق پروردگار را در مد نظر نداشته باشد و به آنها بی توجهی کند در حقیقت ظلم به خدا کرده است.

خدای تعالی همه نعمت ها را در دنیا برای رفاه و آسایش بندگان خلق فرموده است و خواسته است که آنها در دنیا با داشتن همه نعمت ها و وسایل رفاهی فقط به رشد روحی خود بپردازند و معارف و حقایق را بیاموزند و اگر ما انسان ها به جای استفاده از نعمت ها و عمل به معارف و حقایق ، فقط به دنبال هوی و هوس های زودگذر خود برویم و پشت پا به همه حقایق بزنیم ، در حقیقت بزرگترین ظلم را به خدای تعالی کرده ایم و حق خدا را پوشاندیم.

گناه و نافرمانی پروردگار از یک نظر ظلم به خود است زیرا سبب می شود خوشی و نعمت را از خود سلب کنیم اما از نظر دیگر ظلم به پروردگار است.

خدای تعالی با کرامت و بزرگواری همه نعمت ها را به ما داده و خواسته تا ما بهترین زندگی را داشته باشیم. گناه و معصیت پروردگار مانند این است که به این میزبان پر محبت و کریم که همه چیز را برای ما مهیا کرده است سیلی بزنیم و بگویم حال که اجازه می دهد به او سیلی بزنیم پس چرا نزنیم؟! این نهایت پستی و بی ارزشی انسان را نشان می دهد.

در آیه ای از قرآن کریم خدای تعالی می فرماید: «ان الشرک لظلم عظیم» زیرا ظلم همان نادیده گرفتن حق دیگری است و هرچه فرد مظلوم بالاتر و مهم تر باشد ظلم به او هم به همان اندازه بدتر و قبیح تر است تا به ظلم به خدا که بالاترین و برترین موجود خداست و همان طور که در صفات نامتناهی است اگر ظلم به او شود نیز شدت بدی آن بی نهایت می باشد. که در قرآن از ظلم به خدا به ظلم عظیم تعبیر شده است یعنی ظلم بسیار بزرگ.

و کسی می تواند مرتکب چنین ظلم و گناه بزرگی شود که در مقابل پروردگار و محبت او کسی یا چیزی را علم کرده و به جای دوست داشتن و محبت داشتن به پروردگار, آن چیز را دوست داشته باشد.

 

همان طور که با مطالعه تاریخ به آن پی می بریم ، بنی امیه و آنانی که در مقابل بزرگترین نعمت خداوند ؛ ولایت حسین علیه السلام ایستادند ، بزرگترین ظالمان عالم بوده و بزرگترین ظلم را انجام دادند.

همان هایی که زر و زیور دنیا و قدرت ناپایدار این دنیا کورشان کرد و چشم بسته به جای لبیک گفتن به امام زمانشان به هوس های خود لبیک گفتند.

آنهایی که محبت دنیا و مادیات در دلهایشان رخنه کرده و برای رسیدن به آن از هیچ عملی ولو کشتن پسر فاطمه و اسارت خاندان او مضایقه نکردند.

گویا آنان این آیات را نشنیده اند و یا نه ، قطعاً خود را به نشنیدن زده اند که می فرماید :

«لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ» (بقره/258) افرادی که ظلم می کنند خدا لطفش را از آنها برمی دارد. هدایتشان نمی کند. راه حق را پیدا نمی کنند و در باطل گم می شوند.

«إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ» (انعام/21) افرادی که ظلم می کنند رستگار نمی شوند «لَنُهْلِکَنَّ الظَّالِمینَ» (ابراهیم/13)

قرآن میگوید: «أَلا لَعْنَه یُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمینَ» (هود/18) «بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمینَ» (هود/44) «وَ ما لِلظَّالِمینَ مِنْ أَنْصارٍ» (بقره/270)

روز قیامت ظالم یار و یاور ندارد. «وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُواای مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ» (شعراء/227)

«ما لِلظَّالِمینَ مِنْ حَمیمٍ وَ لا شَفیعٍ یُطاعُ» (غافر/18) افرادی که ظلم می کنند ممکن است اینجا یک باندی باشند و کمک هم بکنند، ولی روز قیامت دوست صمیمی و حمیمی نیست.

«ما لِلظَّالِمینَ مِنْ حَمیمٍ». «فَوَیْلٌ لِلَّذینَ ظَلَمُوا مِنْ عَذابِ یَوْمٍ أَلیمٍ» (زخرف/65) وای بر ظالمین. «وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَکانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً» (جن/15) آتش گرفته و در دوزخند. «تَرَی الظَّالِمینَ مُشْفِقینَ مِمَّا کَسَبُوا» (شوری/22)روز قیامت که پرونده باز میشود، ظالم سرش را پایین می اندازد و شرمنده است.

وای کاش ما نیز در این دوران خود را به نشنیدن نزنیم و با اعمال و کردارمان ، چون آنان رفتار نکنیم!!

 

زهرا اجلال     

بخش قرآن تبیان

 

 


 

 

منابع:

آیت العظمی حاج مجتبی تهرانی

پرسمان

اسلام کوئیست

خبرگزاری دانشجو

بیانات حجت الاسلام قرائتی، درس هایی از قرآن


آیه‌ای که امام حسین(ع) در مخالفت بیعت با یزید خواند!
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن



 

واى بر تو اى مروان! از من دور شو; زیرا تو پلید و ناپاکى و ما اهل بیت طهارت و پاکى هستیم که خداوند درباره آنان این آیه را بر پیغمبرش نازل فرمود: خداوند اراده فرموده که پلیدى را از شما خانواده دور سازد و شما را به صورت کامل پاک گرداند.

 

 


 

امام حسین

 

حاکم مدینه، حضرت امام حسین (علیه السلام) را احضار کرد و از آن حضرت خواست که با یزید بیعت کند. حضرت جواب مثبت ندادند و تعلّل کردند. مروان حکم از حاکم مدینه خواست که در همین جلسه از آن حضرت بیعت بگیرد! در این هنگام امام حسین (علیه السلام) رو به مروان کرده، فرمودند:

«ویلک یا مروان، الیک عنّى فانّک رجس و انّا اهل بیت الطّهارة الذین انزل الله فیهم على نبیّه(صلى الله علیه وآله وسلم): إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا; واى بر تو اى مروان! از من دور شو; زیرا تو پلید و ناپاکى و ما اهل بیت طهارت و پاکى هستیم که خداوند درباره آنان این آیه را بر پیغمبرش نازل فرمود: خداوند اراده فرموده که پلیدى را از شما خانواده دور سازد و شما را به صورت کامل پاک گرداند.»

مروان از شنیدن این منطق قوی و نیرومند و مستند به قرآن کریم، سر به زیر افکند و چیزی نگفت. (الفتوح، ج 5، ص 17; موسوعة کلمات الحسین، ص 285.)

آری، آن مظهر شهامت با این کلام کوبنده و مستند به آیه کریمه قرآنی پایگاه رفیع و بی نظیر خود را آشکار کرد و یکسره، مروان و حاکم مدینه را از پذیرش بیعت، نومید گردانید و با تعبیر «رجس» درباره مروان و مخاطب گردانیدن او با این خطاب و یاد کردن از خود و خاندان مقدّس خویش با عنوان اهل بیت طهارت با تمسّک به آیه تطهیر، فضاحت مروان ـ که دست نشانده دستگاه جنایتکار معاویه و یزید بود ـ و نیز رسوایی خودِ یزید را اثبات کرد و زبان آلوده مروان و همفکرانش را بست.

 

فضیلت خاندان پیامبر به روایت قرآن کریم

إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا ;(احزاب (33) آیه 33) خداوند می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را به طور کامل پاک گرداند

این آیه کریمه یکی از آیاتی است که در بیان شأن و جایگاه رفیع خاندان پیغمبر فرود آمده، بلکه بزرگ ترین فضیلت آنان به شمار می رود ، زیرا ؛ اوّلا آیه کریمه با کلمه «إنّما» که از اداة حصر است آغاز می شود; یعنی تنها اراده پروردگار، این است و سپس با لفظ «عَنکم» که برای خطاب است خاندان مکرّم پیامبر را معیّن می کند و دنبال آن، از آن بزرگواران با عنوان افتخارآمیز (=اهل بیت) یاد کرده و آنان را مشخّص تر می سازد و با ذکر این کلمه، حصر دیگری را افاده کرده که آن «اذهاب رجس»، منحصر به شما اهل بیت است و بالاخره مطلب را به دو صورت ادا می کند:

 

الف) «لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْس» که لازمه از بین بردن رجس و پلیدی، طهارت و پاکیزگی است;

ب) «وَ یُطَهِّرَکُم» که به طهارت آنان تصریح کرده است.

افزون بر آن، تعبیر دوّم را با مفعول مطلق یعنی «تَطْهِیرًا» تأکید فرموده است.

و چون کسانی که در زیر ردای رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) گرد آمده بودند، حضرت امیرالمۆمنین و حضرت فاطمه و دو سبط پیامبر، حسن و حسین (علیهما السلام) بودند، به ناچار، آیه به آنان اختصاص دارد و دیگران مانند همسران پیامبر از آن بهره ای ندارند; چنان که روایات بسیاری از طریق شیعه و سنّی دلالت دارد که آیه هنگام جمع شدن همین پنج نفر در زیر ردا، نازل گردید.(کافی، ج 1، ص 294; الخصال، ص 403; کفایة‌الاثر، ص 65; مسند احمد، ج 1، ص 331; ج 3، ص 259; صحیح‌مسلم، ج 7، ص 130)

و در روایات فریقین وارد شده که بعد از نزول این آیه، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) تا مدتی(چهل روز، هفت ماه، هشت ماه و نه ماه در روایات ذکر شده است.) به هنگام فرا رسیدن وقت هر نماز به درِ خانه حضرت فاطمه آمده، می فرمودند: «سلام بر شما اهل بیت، رحمت خدا بر شما، وقت نماز است و بعد تلاوت مى کردند: إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا.»

ازاین رو حضرت سیّدالشهدا (علیه السلام) برای بیان قداست مقام و رفعت شأن و منزلت آسمانی خود به این آیه کریمه تمسّک نموده اند و بدین ترتیب خودداری خود را از بیعت ننگین با یزید بن معاویه به آیه شریفه تطهیر مستند کرده اند.

فرآوری: زهرا اجلال 

بخش قرآن تبیان  

 


 

منابع:

سایت حوزه

فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام؛ ترجمه کتاب موسوعه کلمات الامام الحسین علیه السلام

لمعات الحسین علیه ‌السلام


ضرورت عزاداری در نگاه قرآن کریم
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن



گه گاه، از گوشه و کنار، از زبان برخی از افراد سطحی نگر در رابطه با برپایی مراسمات عزاداری سیدالشهداء می شنویم: "که وجود چنین محافلی بعد از حدود 1400 سال چه سودی و چه نتیجه ایی دارد؟ و چه لزومی بر صرف این همه وقت و هزینه، برای کشوری که در حال توسعه و پیشرفت است، وجود دارد؟


 

عزاداری

 

برای پاسخ به این سوال نگاهی به قرآن کریم کرده و دو نکته در این رابطه بیان می نماییم:

الف: سکوت ممنوع

منطق قرآن کریم بر مبارزه با ظلم و ستم از هر جا و هر کسی می باشد؛ از این روست که خداوند به بندگان خود با اجازه دادن بر افشاگری علیه ظلم و ستم، علاوه بر اینکه می خواهد آه هیچ مظلومی در سینه خود حبس نگردد، به دنبال این است، تا همگان از مظلومیت او آگاه شده و برای این منظور، به مقابله ی با ظلم و یاری مظلوم به پا خیزند.

« لاَّ یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَکَانَ اللّهُ سَمِیعًا عَلِیمًا [نساء/ 148] خداوند بدگویى بلند و آشکار (مانند غیبت، بهتان، نکوهش، سعایت و نفرین) را دوست ندارد (کراهت تشریعى شدید یا خفیف دارد) جز براى کسى که بر او ستم رفته باشد، و خداوند همواره شنوا و داناست.» 

با توجه به آیه شریفه، در جریان کربلا علاوه بر اینکه بر امام معصوم این ظلم و ستم روا شد، از طرفی هم بر ما شیعیان بواسطه ی از دست دادن امام و رهبر و پیشوای خود، ظلمی عظیم واقع شد، چرا که در اصل بواسطه ی این عمل وحشیانه توسط دشمنان اسلام و قرآن، ما شیعیان پدر معنوی [1] خود را در آن عصر از دست دادیم.

حال اگر اندکی در عزاداری های بعد از عاشورا تأمل نماییم، خواهیم دید که وجود چنین عزاداری ها و به عبارت دیگر ، وجود چنین افشاگری ها علیه ظلم و جنایتی که نسبت به نوه رسول خدا صلوات الله علیه روا شد؛ علاوه بر اینکه باعث شد که چهره ی واقعی دشمنان اسلام مشخص شود؛ از طرف دیگر منشأ بسیاری از حرکت های انقلابی و خود جوش، علیه ظلم و ستم در جای جای عالم قرار گرفت.

حال آیه به ما این چنین امر می نماید: که مظلوم نباید در مقابل ظلم ظالم ساکت بنشیند؛ بلکه باید برای مقابله با آن به پا خیزد.

2: تعظیم شعائر الهی

 

« وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ [حج/32] و هر کس شعائر خدا را (علامت‏هاى حجّ او و هر علامت دینى را) بزرگ شمارد بى‏تردید (تعظیم شعائر الهى) نشأت یافته از تقواى دل‏هاست .»

 

برای توضیح این مورد لازم است دو واژه ی زیر تعریف شود:

شعائر الهی 

"شعائر" جمع "شعره " به معنى علامت و نشانه است ، بنابراین "شعائر الله " به معنى "نشانه هاى پروردگار" است؛ که شامل سر فصل هاى آئین الهى و برنامه هاى کلى و آنچه در نخستین برخورد با این آئین چشمگیر است؛ می باشد.

تعظیم و بزرگداشت

حقیقت تعظیم آن است که مقام و موقعیت این شعائر را در افکار و اذهان و ظاهر و باطن بالا ببرند و آنچه درخور احترام و عظمت آنها است به جاى آورند. که در واقع هر عملی چه کوچک، چون حضور اندک در مراسمات و چه بزرگ، چون سرلوحه قرار دادن این مکتب و پیمودن آن، مصداقی از تعظیم به شمار می‌رود.[2]

حال از آنجا که عزاداری بر سیدالشهداء در واقع بر پایی نهضت و راه و مسلک اسلامی است؛ و همچنین وجود چنین مجالسی موجب یاد خدا و راه دین و قرآن کریم است، این قبیل عزاداری ها مصداقی بارز از تعظیم شعائر الهی بشمار می رود که با توجه به انتهای آیه، تعظیم شعائر الهی نیز نشان دهنده بخشی از تقوای قلوب مومنین است.

امیدست با شرکت در چنین مجالسی و بهره بردن هر چه بیشتر از آن، ما نیز نقشی در تکریم و تعظیم  این آیین الهی داشته باشیم.

 

پی نوشت ها:

[1]. همه معصومین علیهم السلام به لحاظ نقش تربیت معنوی و روحانی و هدایت و ارشاد امت، حق پدری بر گردن امت دارند و حتی این مطلب در مورد معلمان و مربیان نیز صدق می کند یعنی آنها پدران معنوی و روحانی هستند . [لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: 1/100132360]

[2].تفسیر نمونه/ ج 14/ ذیل آیه شریفه

بخش قرآن تبیان

 

 

 


 

 

منبع: سایت رهروان ولایت