پاسخ به چند شبهه قرآنی !!
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن

همیشه در طول تاریخ بوده‌اند افرادی که برای رسیدن به نتیجه ی نامطلوب و شیطانی خود، دست به ایجاد شبهات و سوالات انحرافی در جامعه می کرده اند، تا به این وسیله انسانهای ساده را به خود جلب کرده و از مسیر هدایت خارج کنند.

در این بین، فضای مجازی از جمله محیط های است که بعضی افراد به خاطر نیت‌های پلید خود، از این میدان غافل نبوده و همیشه سعی می کنند با ایجاد شبهات دیگران را گمراه کنند. در این مقاله به چند شبهه از این دسته شبهات به حول و قوه الهی پاسخ می دهیم.

 

 

حضرت محمد

 

 

 

شبهه اول: بی سوادی دلیل بر عدم راستگویی

 

قرآن تنها کتابی است که نویسنده‌ آن نمیتوانست خودش آن را بخواند چون بی سواد بود !!!

 

در خصوص این شبهه باید عرض کنیم این که رسول اکرم (صلی الله علیه و الله وسلم) نمی توانسته بنویسد، این مطلب دلیلی بر رد نبوت ایشان، یا حتی دلیلی بر بی اعتباری این کتاب الهی نیست، چرا که ؛

 

اولاً محتوای بسیار دقیق و زیبا و شگفت انگیز این مصحف الهی خود دلیل بر حقانیت آن می باشد، و از طرفی امی بودن و سواد نداشتن حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بهترین دلیل بر این است که این کتاب نوشته دست بشر  نیست، چراکه یک شخص درس نخوانده و بی سواد هرگز توانایی آن را ندارد که از جانب خود مطلبی را درست و جمع آوری کند.

 

اگر بخواهم ساده تر به این شبهه جواب دهیم باید گفت که بی سوادی حضرت دلیل و تاییدی است که این کتاب ساخته و پرداخته دست بشر نیست، چرا که بسیاری از دانشمندان فصاحت و بلاغت هم قادر به همانند آوری مثل آن نبوده اند، در واقع اگر حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله و سلم) شخصی دانشمند و تحصیل کرده و قادر به نوشتن وخواندن بود راحت تر می شد به او تهمت زد که تو این کتاب را از جانب خود آورده ای.

 

بهترین علت بی سواد بودن این پیامبر الهی ، در بعضی از آیات کلام الله مجید بیان شده است.

 

« وَمَا کُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن کِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ [العنکبوت/ 48] و تو هیچ کتابى را پیش از این نمى‏خواندى و با دست [راست‏] خود [کتابى‏] نمى‏نوشتى، و گر نه باطل‏اندیشان قطعاً به شک مى‏افتادند.»

 

کفار اعتقاد داشتند که قرآن نوشته ها و اساطیر گذشتگان است:

 

«وَقَالُوا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ اکْتَتَبَهَا فَهِیَ تُمْلَى عَلَیْهِ بُکْرَةً وَأَصِیلًا [فرقان/5]

 

و گفتند: «افسانه‏هاى پیشینیان است که آنها را براى خود نوشته، و صبح و شام بر او املا مى‏شود.» 

 

 

 

شبهه دوم: اعمال و برداشت شیطانی، رنگ و لعاب قرآنی

 

قرآن تنها کتابی است که بر مصداق آن شیعه و سنی و دیگر فرق اسلامی یکدیگر را به قتل می رسانند تا به بهشت بروند. پروتستان ها و کاتولیک ها همدیگر را می کشتند، اما دارای انجیل های متفاوت بودند.

در خصوص این شبهه باید گفت که، یک بی انصافی بسیار بزرگ در طرح آن صورت گرفته است، چرا که چیزی را به قرآن نسبت داده اند که قابل نسبت به قرآن نیست.

در واقع  تفسیر به رأی که بعضی از افراد از خود نشان می دهند، یکی از گناهان بسیار بزرگ و نابخشودنی است.

برداشت های شیطانی و غیر صحیح از آیات ،مصداق واقعی تفسیر به رأی است، که خداوند متعالی و حضرات معصومین علیهم السلام از آن نهی کرده اند.

در واقع اگر افراد بی سواد و جاهل برداشت نادرستی، از آیات کردند نباید این برداشت نادرست را حمل بر نظر و ایده قرآنی و خداوند متعال دانست، بلکه این برداشت و تفسیر ناصحیح دلیل بر ضعف و سستی مطرح کنندگان آن می باشد.

عیّاشی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل می‌کند که فرمودند: «مَنْ فسّر القرآن برأیه ان اصابَ لم یُوجَز، و ان اخطاً فهو ابعدُ من السماء»[

مرآة الانوار، مقدمه تفسیر قرآن، ص 16، به نقل از: عمید زنجانی، عباسعلی، همان، ص 223] (کسی که قرآن را به رأی و نظر خویش تفسیر کند، اگر درست و مطابقِ با واقع باشد، اجر و پاداشی برایش نیست و اگر خطا رود، هر آینه (از مرز و حق و حقیقت) بیشتر از فاصله آسمان‌ها از یکدیگر، دور شده است

کتاب الهی به صراحت از قتل و خون ریزی نهی کرده و آن را از جمله بزرگترین گناهان می شمارد .

«وَمَن یَقْتُلْ مُۆْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآۆُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا [نساء/93] و هر کس عمداً مۆمنى را بکشد، کیفرش دوزخ است که در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم مى‏گیرد و لعنتش مى‏کند و عذابى بزرگ برایش آماده ساخته است.»

 

شبهه سوم:

تنها کتابی است که آنقدر ابهام دارد که قادر است از یک طرف قاتلینی مانند طالبان و از طرف دیگر مرتجعی مذهبی و صوفی نما مانند امام محمد غزالی را تولید کند.

این شبهه هم بسیار سست و بی اساس می باشد و تقریباً جوابی همانند جواب قبلی دارد.

در واقع ابهام در مسیر و راهی است که مادر پیش می گیریم نه در محتوای دقیق قرآن،راه و روش های غلطی که ما برای رسیدن به مقصود متکلم در پیش می گیریم ،مورد تایید قرآن و خداوند متعال نیست، در واقع این انحراف ریشه در وجود خود ما دارد نه در قرآن.

اگر ما یک راه را اشتباه از یک نقشه برداشت می کنیم، دلیل بر غلط بودن این نقشه نیست، بلکه ما با علائم و هشدارهای این نقشه آگاه نیستیم و همین باعث گمراهی ما شده است.

اگر کسانی به واسطه اجتهاد و ایستادگی در برابر نص صریح قرآن و روایات ، برداشت ناصواب و غیر اصولی را از آیات می کنند، به خاطر راه ها و روش های غیر علمی و غیر منطقی است که خود در پیش می گیرند .

در پایان باید عرض کنم کتاب قرآن این معجزه جاویدان الهی برنامه ی سعادت و هدایت بشر است.

برنامه ای که محتوای الهی و ارزشمند و دقیق آن خود گواه بر حقانیت آن می باشد، شبهات ناقص و غیر اصولی به هیچ وجه نمی تواند ذره ای از قداست و ارزش و جایگاه الهی این کتاب آسمانی بکاهد.

 

بخش قرآن تبیان

منبع: وبلاگ رهپویان قرآن