قرآن، با قرائت واحد، یا قرائت های مختلف ؟!
ساعت ٤:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن ،قرائت قرآن

یکی از بحث های مطرح در بین مسلمانان، بحث «قرائات قرآن» به معنای خواندن کلام الله به شیوه ها، سبک ها و لحن های مختلف است، تا جایی که گاهی  می بینیم آنچه خوانده می شود با نص آیه همخوانی ندارد! نکته ی قابل توجه آنست که هر چند خواندن قرآن به شیوه های مختلف و نیز شنیدن تلاوت آن به شیوه های مختلف ممکن است ظاهرا دلنشین باشد اما باید ببینیم آیا این سبک های متفاوت برای قرائت قرآن ریشه ای قرآنی دارد یا خیر ؟!

 

اهتمام ورزی به علم قرآئت

 

 

 

چرا قرائات قرآن؟!

 

درباره ی ضرورت طردِ فنونِ قرآئات در برابر یگانه قرائت فوق حدّ تواتر قرآنِ موجود نزد مسلمانان جهان، در این سطور سخن با آن دسته از برادران و خواهران ایمانی است که در تلاشند قرآن را با الفاظی دیگر که در متن آن نیست، قرائت کنند!! در حالی که قرآن می فرماید: (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ) (حجر،9) در این آیه چنان که مشاهده می شود، خدای تعالی با ده لفظ ذیل: (ان، نا، نحن، نزّل، نا، ان، نا، له، ل، حافظون) تأکید نموده است که قرآن را خودش حفظ خواهد فرمود و در مورد هیچ یک از کتب آسمانی چنین تأکیدی بکار نبرده است. بنابرین قرآن، همان گونه که به پیامبر گرامی نازل شده بی کم و کاست در دسترس همگان است. ما به نحوه حفظ آن کاری نداریم و بحث تاریخی هم نمی کنیم، زیرا جز هدر رفتن اوقات خود و شما فایده ی دیگری ندارد، تنها برای رفع اختلاف برخی از مسلمانان درباره ی قرآئتِ قرآن، با دقّت و تدبّر بیشتری در قرآن، به آیه ی 18 و 19 سوره ی قیامت نظر می افکنیم: (فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ )

 

محققاً تنها بر ماست گردآوری قرآن و [شیوه ی] خواندنش، پس هنگامی که آن را خواندیم در نتیجه پیروی کن خواندنش را

 

در اینجا بسیار واضح و روشن است که ضمیر (هُ) در (قرأناه)  تنها به یک قرآئت اشاره می کند نه به چند قرائت، و گرنه، باید آیه این گونه نازل می شد: «فإذا قرأناه بقرائاته المختلفه فاتّبع قرائآته»!! اینجا پس از تأملی مختصر، می بینیم که خدای متعال در این آیه فرموده است:

(فإذا قرأناه فأتبع قرآنه) : پس هنگامی که آن قرائت واحد را بر تو خواندیم، پس همان قرائت و خواندن واحد را پیروی کن!

 

و نفرموده است که «قرائات گوناگون و متعددش را پیروی کن». اگر خدای متعال اراده کرده بود که از چندین قرائت پیروی شود، آیه را این گونه نازل می فرمود: «فاتّبع قرائآتِه»!!

از بحث گذشته دریافتیم که نحوه ی قرائت قرآن، تنها یک گونه است نه چند گونه!! و آن هم تنها به وسیله ی قرآنی که خدای تعالی، خود آن را حفاظت فرموده و در دسترس مردم قرار داده، میسّر است؛ و نام این قرائت قرآن نیز «قرائت به روایت رسول الله  صلی الله علیه و آله و سلم از خدای متعال» است، اگرچه به نامی دیگر مشهور شده؛ ولی خدای سبحان با حفص و عاصم، قرآن و قرائتش را حفظ نکرده، بلکه با قدرت لایزال خویش، خود محافظ قرآن و نحوه ی قرائت آن بوده و خواهدبود.

 

حال اگر پرسیده شود: پس قرائآت دیگر چیست؟

ما با سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پاسخ می دهیم، زیرا به هنگام ایراد خطبه ای در سرزمین مُنا بنا بر نقل متواتر شیعه و سنّی، چنین فرمود: «ایّها النّاس ما جائکم عنّی فَوافقَ کتابَ الله فأنا قلته، و ما جائکم یُخالفُ القرآن فلم أقله» (بحار الانوار،ج2، باب29، ح29). رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ای مردم! آنچه آمد شما را از طرف من که موافق کتاب خدا بود، پس من آن را گفته ام و آنچه آمد شما را [که] مخالف قرآن است، پس من آن را نگفته ام.

اکنون به دستور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عمل می کنیم و قرائآت اختلافی همچون قرائت: نافع، ابن کثیر، حمزه، کسائی، ابوعمرو، ابن عامر، خَلَف، یعقوب، یزید مخزومی، قالون و ...! و یا روایاتی که به جای (مالِک)، «مَلِک»! را هم در سوره ی حمد مورد تأیید قرار داده، و یا روایاتی دیگر همانند این روایت که در لفظ و یا معنا با قرآن متواتر مخالف است، کلاً با قرآن محک زده و همه ی اقوال یاد شده را به قرآن عرضه می داریم و چون مخالف قرآن می باشند، آن ها را ردّ می کنیم.

قرآن

 

و اگر گفته شود که شما قرائت حفص را محور قرار داده اید و سایر قرائآت را ردّ می کنید، پاسخ این است که: اولاً قرائت منسوب به حفص، قرائت متواتر قرآنی از رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ ثانیاً این قرائت تنها از حفص هم نرسیده،  بلکه از عموم مسلمانان و حافظانی که در حفظ قرآن و نقل سینه به سینه ی آن تلاش کرده اند نیز رسیده است، گرچه نامی از سایر حافظان و قاریان متواتر در میان نیست، ولی در اصل، برحسب نقل متواتر این قرائت از رسول گرامی و ائمه ی اهل بیت او(صلوات الله علیهم اجمعین)، وارد و تصدیق شده است. پس این قرائت متواتر قرآنی، چه به کسی نسبت داده شود و یا هرگز منسوب به کسی نباشد، به دلیل تواتر فوق تصور آن، همان قرائت اصلی قرآنی است.ثالثاً قرائت های دیگر نه تنها بین خود اختلاف، تناقض و تضادّ دارند، بلکه حتی آیات خود قرآن را نیز با آیات دیگر دارای تناقض نشان می دهند، با این که در قرآن هیچ تناقض و تضادّی نیست. بنابرین در قرائآت مختلف قرآنی، افزون بر اختلاف لفظی، تضاد معنوی نیز هست و این خود سر از تضاد وحیانی قرآن برون آورده و آن را از حجیت و قاطعیت می اندازد که برخلاف صیانت کلی ربانی نسبت به قرآن از نظر آیاتی چند است.

ذکر این نکته نیز لازم است که اگر کتاب خدا، آن هم با یک قرائت، برای مردم مجهول باشد و بر فرض محال، قرآن چندین قرائت داشته باشد، قاعده ی "عرض اقوال و اخبار بر کتاب" نیز مفهومی نخواهد داشت و کاری است عبث که هیچگاه به نتیجه نمی رسد، یعنی عرض منقولِ از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و نیز عرض بقیه ی اقوال بر قرآن با قرائآت مختلف به ویژه از نظر اختلاف معنوی، بی ثمر خواهد بود.

بنابرین فقط عرض بر یگانه قرائتِ موجودِ قرآن که همان قرائت رسالتی که فوق حدّ تواتر است، نتیجه بخش می باشد و این قرائت یگانه در میان میلیاردها مسلمان در طول تاریخ اسلام تا عصر حاضر وجود داشته و تا قیامت نیز همین یک قرائت محفوظ خواهد بود و مسلمین آن را نسل به نسل به یکدیگر انتقال می دهند و به اتفاق کل مسلمین هرگز تحریفی به عنوان زیاد شدن لفظ یا آیه ای در آن راه نیافته و نخواهد یافت؛ و چنانکه بیان شد، خدای متعال خود، امر حفظ آن را به عهده گرفته است؛ بنابرین بسیار واضح است که آن روایات و قرائآت چندگانه ی مذکور: دروغ، جعل، کذب و تهمتی ناشایسته نسبت به رسولِ صادقِ اسلام است.

زیرا: قرائآت مختلف در بسیاری موارد، تضادّ و تناقض در معنای آیات به وجود می آورند، مثلاً آیا (مِن) در آیه ی 24 سوره ی مریم، موافق با "مَن" است؟! و یا معنای (لِاَهَبَ) در آیه ی 19 همان سوره، مخالف با "لِیَهَبَ" نیست؟! اینها که در لفظ با یکدیگر متفاوتند، از نظر معنا هم از زمین تا آسمان با هم فرق دارند و حتی چنانکه ملاحظه می شود بعضی از قرائآت، تمسخر قرآن است؛ مانند اینکه به جای (جِئتَ شیئاً) در آیه ی 27 سوره ی مریم معاذالله می گویند: "جیشیّاً"!؟ یا به جای (قالَ ربُّک) در آیه ی 21 از این سوره، معاذالله می گویند: "قارَّب ‍ ُک"!؟

 

واقعاً به جای خنده باید گریست بر این ظلمی که بر قرآن می شود، ببینید کار مسلمانان به کجا رسیده است که به جای تدبّر در قرآن (أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا ) (محمد،24) بعضی اشخاص ناآگاهانه یا آگاهانه، با تشکیل جلساتی و خواندنِ الفاظی مختلف به جای الفاظِ اصلی آیات قرآن، عمر عزیز خود را به هدر داده و تباه می کنند و به اختلاف _ آن هم در متن و محور اصلی اسلام _ دامن می زنند؛ در اینجاست که شکایت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از مسلمانان را به یاد می آوریم:(و وَلَا یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاکَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِیرًا ) (فرقان، 33)

آری! قوم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) این قرآن را مهجور نموده و به جای تمسّک به معارف بیکران و احکام نورانی اش تنها به قرائت آن، و متأسفانه بعضی هم به قرائآت مختلف جعلی، اکتفا کرده، قلب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را آزرده اند، تا آن که شکایت خویش را به پروردگار متعال عرضه داشت: (... وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ) (توبه،61)

فرآوری : بخش قرآن تبیان

منبع: سایت بلاغ - محمد صادقی تهرانی

 


کاش اینگونه قرآن را می شناختیم
ساعت ٤:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن

ادوارد مونته می نویسد: «قرآن قربانی کردن بشر، کشتن دختران، استعمال مسکرات و بازی قمار را که در بین اعراب مرسوم بود، قدغن کرد و در نتیجه، پیشرفت هایی که از این اصلاحات پیدا شد، آن قدر بزرگ بود که محمدصلی الله علیه وآله را به عنوان بزرگ ترین نیکوکار بشر قلمداد نمود. 

 

 

 

قرآن

 

 

 

هدف از نزول قرآن مجید، رشد و تکوین نیروهای نهفته انسان در بعد نظری و عملی بوده است. بدین ترتیب، از یک سو این کتاب شریف با آیات راهبردی خود نقش زیادی در سازندگی انسان ایفا می کند و از سوی دیگر، آیات زیادی در جنبه آسیب شناسی و بیان ناهنجاریهای اخلاقی در آن به چشم می خورد تا انسان را از مهلکه های شیطانی نجات دهد. از وجود چنین آیاتی همه مسلمانان کم و بیش به اجمال یا تفصیل اطلاع دارند؛ ولی بیشتر آنها توانایی به تصویر کشیدن یافته های خود را در این زمینه ندارند. قرآن پژوهان غربی هم وقتی با این کتاب نورانی آشنا شده، به کندوکاو در آن می پردازند، در می یابند که این مجموعه، حاوی تمامی فرامینی است که راه سعادت را به روی انسان می گشاید و اصلاحات را - به معنای درست کلمه - در بُعد فردی و اجتماعی ایجاد می سازد.

 

ولتر گوید: «قرآن در واقع مجموعه ای از پندهای اخلاقی، دستورهای دینی، راز و نیاز به درگاه خدا، تحذیر و تشویق جهانیان و شرح سرگذشت فرستادگان خداست... آیا می توان به پیروی از نیدهام احمق بی سواد، چنین کتابی را افسانه نامید؟»

 

(1)

 

ای دنت و سلیمان بن ابراهیم گویند: «این دستورات و تعالیم [قرآنی - اسلامی] ، منشوری بزرگ، سازنده و انسان آفرین است؛ قوانینی دور از حب و بغض ها و منافع شخصی و سیاسی است و هدفی جز برتر ساختن انسان و رهنمون شدن او به سوی خیر، نیکی و سعادت ندارد و آنان که در اجرای تعلیمات و دستوراتش بکوشند، بر آن سعادت و نیکبختی موعود دست خواهند یافت.» (2)

ادوارد مونته می نویسد: «قرآن قربانی کردن بشر، کشتن دختران، استعمال مسکرات و بازی قمار را که در بین اعراب مرسوم بود، قدغن کرد و در نتیجه، پیشرفت هایی که از این اصلاحات پیدا شد، آن قدر بزرگ بود که محمدصلی الله علیه وآله را به عنوان بزرگ ترین نیکوکار بشر قلمداد نمود.» (3)

 

جرج داوسون از جمله پژوهشگرانی بود که از عقاید کارلایل درباره اسلام و حضرت محمدصلی الله علیه وآله دفاع کرد. وی در بخشی از یکی از سخنرانی هایش گفت: «محومت» (محمد) به تعلیم برخی حقایق عالی فراموش شده دست زد و ایمان به حقایق از دست رفته را احیاء کرد. و به تحقیق، برای زندگی، قانونی اولی تر و برای روح، آرمانی شریف تر از آنچه را [که] پیش از این مردمش از آن برخوردار بودند، به آنان آموخت.» (4)

جان ویلیام درپر گوید: «قرآن تذکرات عالی اخلاقی و دستورات زیادی دارد... این بنیاد مخصوص که به صورت تکه های کوتاه کوتاه است، مطالب، شعارها و قوانینی را به ما می آموزد که به خودی خود کامل بوده، برای عموم مردم در تمام حوادث و احتیاجات زندگی، متناسب و قابل استفاده است.» (5)

پروفسور تیرفانوف - نخستین مترجم قرآن از عربی به بلغاری در عصر حاضر - گوید: «از آنجا که قرآن از کلیه مرزهای شناخته شده عبور کرده و در عین حال، مربی و معلمی است که بشر را به راه راست هدایت می کند، می تواند تمامی نیازهای فردی و اجتماعی او را تأمین کند. برای خود من، قرآن دریایی از اندیشه و خرد و مملو از اسراری است که با آموختن آنها می توان بدانها دست یافت. اینکه امروزه... آمار کسانی که به اسلام گرایش می یابند، رو به افزایش است... به میزان زیادی به خصلت معجزآسای قرآن مربوط است.» (6)

قرآن

 

گیبون درباره جامعیت قرآن و دستورات آن در تمامی زمینه های مورد نیاز انسان می نویسد: «... قرآن، دستور عمومی و قانون اساسی مسلمین است؛ دستوری است شامل مجموعه قوانین دینی و اجتماعی و مدنی و تجاری و نظامی و قضایی و جنایی و جزایی. همین مجموعه قوانین از تکالیف زندگی روزانه تا تشریفات دینی، از تزکیه نفس تا حفظ بدن و بهداشت و از حقوق عمومی تا حقوق فردی و از منافع فردی تا منافع عمومی و از اخلاقیات تا جنایات و از عذاب تا مکافات این جهان تا عذاب و مکافات جهان آینده، همه را در بر دارد.» (7)

ژوزف شاخت در کتاب وحدت و تنوع در تمدن اسلامی گوید: «اگر اصول اخلاقی و نوع دوستی اسلام و قرآن کاملاً اجرا می شد، برای رسیدن به یک آرامش کلی، ما به یک سیستم جامع حقوقی دیگر احتیاج نمی داشتیم.» (8)

س. آ. سورما قرآن را یک دستور و قانون کامل برای راهنمایی جامعه بشریت معرفی کرده است. (9)

دکتر شیلیدی در کتاب «The lordjesus in the Koran» (حضرت مسیح علیه السلام در قرآن) ، طبع سورات هند، 1913 م، نسبت به عظمت قرآن مطالبی تحریر کرده، آن را بزرگ ترین کتاب اخلاقی و اصلاحی که تعالیمش با خرد و بلکه با برتر از آن تطبیق می کند، معرفی کرده است. (10)

پروفسور دراپرز اروپ گوید: «قرآن شامل پیشنهادها و دستورهای عالی اخلاقی است و از قسمتهایی تشکیل شده که مورد تصدیق همگان قرار می گیرد. همین دستورها به خودی خود کامل و رسا بوده، برای برنامه زندگی مردم... ضروری است.» (11) قرآن محتوی آن چیزی است که هر روحی برای ارتقاء معنوی به آن نیازمند است .

 توصیفاتی دیگر درباره قرآن

نظر به آنکه تصویر قرآن و بررسی زوایای آن حتی از دیدگاه خاورشناسان نیازمند رساله ها و کتابهای متعددی است و در این نوشتار مختصر نمی گنجد، به نقل گزیده هایی از گفته های آنان در محورهای گوناگون اشاره می کنیم:

الف. عدم اختصاص به قشری خاص

رالف لینتون - مؤلف کتاب سیر تمدن - گوید: «آموزشگاه عالی قرآن، راه ترقی و پیشرفت هر فرد از هر طبقه به هر مقام را هموار و فراخ ساخته است؛ به طوری که حتی فرزند یک برده می تواند به مقامات عالی و بالا برسد.» (12)

-مورد نیاز همگان

ادوارد گیوجا - محقق ایتالیایی - در یکی از مقالاتش نوشته است: «قرآن محتوی آن چیزی است که هر روحی برای ارتقاء معنوی به آن نیازمند است.» (13)

- عظمت قرآن در نظر غربیان

وون (یافون) هامر - دانشمند آلمانی - گوید: «ما قرآن را به عنوان کتاب محمدصلی الله علیه وآله، با همان عظمت و اطمینانی می نگریم که مسلمین آن را کتاب خدا می دانند.» (14)

- جهانی بودن معارف قرآنی

گوسین دوپرسوال - دانشمند فرانسوی - گوید: قرآن تنها طرف صحبت با اعراب یا مسلمین نیست، بلکه برای نشر فضایل با جمیع ملل دنیا سخن می گوید.» (15)

 

-  تأثیر تدبّر در قرآن

قرآن

 

ژان ژاک روسو - نویسنده مشهور فرانسوی - گوید: «بروید قرآن را به دقت کامل مطالعه کنید تا حقایق و مزایای آن بر شما روشن و آشکار بشود؛ [چه] به طور قطع می دانم پس از مطالعه قرآن، سر تعظیم در برابرش فرود می آورید.» (16)

 

- تأثیر کلام و آوای قرآن و اعتبار زیاد آن

کارن آرمسترانگ می نویسد: «به شهادت کسانی که اولین بار این آیات را می شنوند، کلام قرآن بیانگر یک احساس هیجان انگیز و غنی است که باعث شکسته شدن تمامی سدهای درون در رسیدن به حقیقت وجود می گردد.» (17)

و نیز گوید: «اگر [قرآن] به درستی خوانده شود، احساسی از معنویت و صفای باطن در شما شکل می گیرد.» (23)

همو در جایی دیگر بیان می کند: «غیر مسلمانان نیز این کتاب (قرآن) را منبع گرانبهایی در مورد محمدصلی الله علیه وآله می یابند. اگر چه قرآن پس از فوت محمدصلی الله علیه وآله جمع آوری گردیده است، ولی به عنوان یک منبع موثق مورد تأیید است.» (18)

 

- ارزش مطلق قرآن

دومینیک سوردل گوید: «قرآن کتابی مقدس است که ارزشی مطلق دارد.» (19)

ادوارد مونته - استاد دانشگاه ژنو و مترجم قرآن به فرانسوی - گوید: «قرآن برای ما مسیحیان، کتابی فوق العاده سودمند است. از مهم ترین کتابهای دینی است که زندگی روحانی گروهی بزرگ از افراد بشر... بدان بستگی دارد... روح پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله در این قطعات (سوره ها) مانند ستاره ها... می درخشد و باید قرآن را سرمشق قرار داد.» (20)  

اروپا وامدار قرآن

رودول - مترجم قرآن به زبان انگلیسی و اسلام شناس - گوید: «باید اعتراف کرد که قرآن به واسطه ارشادات عالیه و نظریات عمیقش سزاوار است که مورد توجه کامل قرار گیرد... قرآن مقام والایی دارد... اروپا باید فراموش نکند که مدیون قرآن است؛ همان کتابی که آفتاب علم را در میان تاریکی قرون وسطی در اروپا جلوه گر ساخت.» (21)

 

فهرستی دیگر

- هیچ طرز فکری به اندازه پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و قرآن، مردم را به دانش دعوت نکرده است. (22)

- گر چه ما به ادیان آسمانی عقیده نداریم، ولی آیین حضرت محمدصلی الله علیه وآله و تعالیم او، دو نمونه اجتماعی برای زندگی بشری است. بنابراین، اعتراف می کنم که ظهور وی و دین او و احکام خردمندانه اش، بزرگ و با ارزش می باشد. و به همین جهت، از پذیرش تعالیم حضرت محمدصلی الله علیه وآله بی نیاز نیستیم. (23)

- گرانبهاترین موهبتی که خدا به زمینیان ارزانی داشته، نابغه ای چون محومت (محمد) بوده که با پیام الهی از عالم بالا بر ما نازل شد. (24)  

 

 پی نوشت ها :

1) pp 435 -835 وvol 42 و op. ut و Voltair به نقل از: نگرشی تاریخی بر رویارویی غرب و اسلام، ص 351.

2) محمدصلی الله علیه وآله پیامبر خدا، صص 415 - 416.

3) ر. ک: فرهنگ اسلام شناسان خارجی، ج 2، صص 611 - 612.

4) ر. ک: سخنرانیهای سیره نوشتی جرج داوسون (Biographicallectures) ویرایش جرج سن کلر، لندن، 1887 م، صص 383 - 389، به نقل از: محمد در اروپا، صص 357 - 358.

5) تاریخ ترقی فکر اروپا، لندن، 1875 م، به نقل از: قرآن در نظر اروپاییان، شهید باهنر، صص 208 - 209.

6) ترجمان وحی، ش 13، ص 86.

7) ر. ک: عذر تقصیر به پیشگاه محمدصلی الله علیه وآله، جان دیون پورت، ترجمه سعیدی، صص 98 - 99.

8) ر. ک: فرهنگ اسلام شناسان خارجی، ج 2، ص 601.

9) 5391و london وp 86 و Charms of islam به نقل از: فرهنگ اسلام شناسان خارجی، ج 2، ص 513.

10) ر. ک: فرهنگ اسلام شناسان خارجی، ج 2، ص 535.

11) ر. ک: همان، ج 1، ص 14.

12) ر. ک: همان، ص 15.

13) ر. ک: همان، ج 2، ص 517.

14) ر. ک: همان، ج 1، ص 194.

15) ر. ک: همان، ج 2، ص 611.

16) ر. ک: همان، ص 612.

17) همان.

18) زندگانی پیامبر اسلام محمدصلی الله علیه وآله، ص 168.

19) همان، ص 60.

20) همان، ص 61.

21) ر. ک: اسلام از دیدگاه دانشمندان غرب، ص 47.

22) پروفسور هانری کر بن فرانسوی (ر. ک: اسلام از دیدگاه دانشمندان غرب، ص 51) .

23) لاپلاس، ستاره شناس معروف قرن نوزده میلادی (ر. ک: همان، ص 75) .

24) محمدصلی الله علیه وآله در اروپا، ص 345.

فرآوری : بخش قرآن تبیان

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 85