تفسیر سوره بلد
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره بلد

لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ1وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ2وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ3لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ کَبَدٍ4أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ5یَقُولُ أَهْلَکْتُ مالاً لُبَداً6أَ یَحْسَبُ أَنْ لَمْ یَرَهُ أَحَدٌ7أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ8وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ9وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ10فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ11وَ ما أَدْراکَ مَا الْعَقَبَةُ12فَکُّ رَقَبَةٍ13أَوْ إِطْعامٌ فی‏ یَوْمٍ ذی مَسْغَبَةٍ14یَتیماً ذا مَقْرَبَةٍ15أَوْ مِسْکیناً ذا مَتْرَبَةٍ16ثُمَّ کانَ مِنَ الَّذینَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ17أُولئِکَ أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ18وَ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ19عَلَیْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ20

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (لا اقسم بهذا البلد):(به این شهر مکه سوگند)

(2) (و انت حل بهذا البلد):(شهری که تو در آن ساکن هستی )

(3) (و والد و ماولد):(وسوگندبه آن پدری که این شهرراپدیدآوردوقسم به فرزندش )

(4) (لقد خلقنا الانسان فی کبد):(که ما انسان را در رنج آفریده ایم )

(5) (ایحسب ان لن یقدر علیه احد):(آیا می پندارد احدی بر او قادر نیست ؟)منظور از (بلد)شهر مبارک و محترم مکه است ، می فرماید: هر چند که احتیاجی به سوگند نیست ، اما سوگند می خورم به این شهر که تو در آن اقامت داری و به جهت اقامت تو شرافت و احترام یافته ،وقسم به پدری عظیم الشأن که ابراهیم خلیل ع است و قسم به فرزند شگفت آور و کریمش اسماعیل ع که سبب اصلی در بنای این شهر وساختن بیت الله الحرام بوده اند، هر آینه ما انسان را در رنج و خستگی آفریده ایم ، یعنی رنج و مشقت در تمامی شئون حیات انسان ، از هر سو به او احاطه دارد و این معنا بر هیچ خردمندی پوشیده نیست که نعمات و لذات این دنیای فانی آمیخته با انواع آلام ومصائب است .در ادامه می فرماید: آیا انسان پنداشته که کسی بر او قدرت ندارد؟ و حال اینکه دراصل طبیعت به گونه ای آفریده شد که همواره مغلوب و مقهور مقدرات الهی است واراده خدا از هر سو او را در بر گرفته و خداوند از هر جهت بر او قادر است و می تواند به هر نحو در انسان ‌ تصرف‌ کند.

(6) (یقول اهلکت مالا لبدا):(می گوید: مال بسیاری را از دست دادم )

(7) (ایحسب ان لم یره احد):(آیا پنداشته احدی او را نمی بیند؟) در ادامه مطلب قبلی می خواهد بفرماید: انسان نمی تواند این پندار را به خود راه دهدکه احدی بر او قادر نیست و همین پندار موجب شود که بر خدا تکبر بورزد و انفاق اندک خود را بسیار ببیند و بر خداوند منت بگذارد و بگوید: مال بسیاری را از دست دادم ، ظاهرا شخصی اظهار تمایل به اسلام نموده و مقداری از مال خود را انفاق کرده وسپس در مقام منت گذاری گفته است : مال بسیاری را تلف کردم و این آیات در شأن اونازل شده و می فرماید: مگر او پنداشته ما از انفاق او غافل و جاهلیم و او را نمی بینیم ؟بلکه خداوند به او و انفاق اندکش ناظر است ، اما این نحو انفاق در رسیدن به رستگاری وحیات طیب کافی نیست ، بلکه انسان باید مشقت عبودیت را تحمل کند و در مجاهده بانفس خود به انجام تکالیف بندگی قیام نماید و از گردنه های دشواری عبور کند.

(8) (الم نجعل له عینین ):(آیا ما برای او دو چشم قرار ندادیم ؟)

(9) (و لسانا و شفتین ):(و یک زبان و دو لب ؟)

(10) (و هدیناه النجدین ):(و او را به راه خیر و شرش هدایت نمودیم )(نجد)یعنی راهی بسوی بلندی و در اینجا کنایه از راه خیر و شر است که پیمودن هریک مستلزم رنج و مشقت است .می فرماید: آیا مابه انسان دو چشم عطانکردیم که بتواند همه دیدنیهارا مشاهده کند؟آیا ما به او زبان و دولب قرار ندادیم ، تا بوسیله آنها قادر به سخن گفتن شود؟و بتواند با همنوعان خود ارتباط کلامی برقرار نماید .و ما راه خیر و شر را با الهامی از جانب خود به او تعلیم دادیم به گونه ای که انسان فطرتابتواند خیر و شر را تشخیص دهد، همچنانکه فرمود:(و نفس و ما سویها فالهمهافجورها و تقویها قسم به نفس و آنکه آن را آفرید و فجور و تقوایش را به اوالهام کرد)این آیات سه گانه در مقام ارائه حجت بر آیه 7 هستند و این معنا را افاده می کند که خدای تعالی اعمال بندگان و ضمایر آنان را می بیند و حسنه یا سیئه از اعمال آنها راتشخیص می دهد، و تقریر حجت این است که : وقتی او که دیدنیها را توسط دوچشم به انسان نشان می دهد، چگونه تصور می شود که خودش انسان را نبیند؟ و وقتی که خداوندکسی است که هر انسانی را از راه سخن گفتن به منویات درونی انسانهای دیگر آگاه می سازد، چگونه ممکن است خودش از باطن بندگانش آگاه نباشد، و وقتی خدای سبحان کسی است که تشخیص خیر و شر را به بشر الهام کرده ، آیا تصور می شود که خوداو خیر و شر و حسنه و سیئه را تشخیص ندهد؟

(11) ( فلا اقتحم العقبه ):(پس چرا به مجاهدت و کارهای دشوار اقدام نکرد؟)

(12) (و ما ادریک ما العقبه ):(و تو چه می دانی که کار دشوار چیست ؟)

(13)  (فک رقبه ):(آزاد کردن بنده )

(14) (او اطعام فی یوم ذی مسغبه ):(یا سیر کردن گرسنگان در روزقحطی )

(15) (یتیماذا مقربه ):(یتیمی از خویشاوندان )

(16) (او مسکینا ذا متربه ):(یا مسکینی خاک نشین )

(17) (ثم کان من الذین امنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمه ):(تا در این صورت از کسانی شود که ایمان آوردند و یکدیگر رابه صبر و ترحم سفارش کردند)

(18) (اولئک اصحاب المیمنه ):(آنها اصحاب یمین هستند) (اقتحام )یعنی داخل شدن در چیزی با سرعت و فشار و شدت و (عقبه ) یعنی راه سنگلاخ و دشوار که به قله کوه منتهی می شود و (اقتحام عقبه )کنایه از انفاقهایی است که بر شخص انفاق کننده بسیار دشوار باشد، می فرماید: آن شخص انفاق کننده که ادعا کرد،مال بسیاری را تلف کرده ، راه دشوار انفاق را نمی پیماید و انفاق او مرضی درگاه خدانیست ، چون آن راه بسیار عظیم الشأن و ارزشمندیست که پیمودن آن کار هر کسی نیست ، سپس در توصیف عقبه و آن راه دشوار می فرماید: عبارتست از آزاد کردن بنده از قید بندگی ، یا طعام دادن به یتیمی از خویشاوندان یا مسکینی به خاک مذلت نشسته ،درروز قحطی اما این شخص مورد بحث به هیچ عقبه ای قدم ننهاد، نه بنده ای آزاد کرد، نه در روز قحطی طعامی داد و نه به یتیم خویشاوند یا مسکینی اطعام کرد، تا به این وسیله به رضای خدا نایل شود و از کسانی باشد که ایمان آورده اند و یکدیگر را به صبر کردن دربرابر اطاعت خدا و ترحم کردن بر افراد مسکین و فقیر، سفارش می کنند و آنان که توصیف کردیم که بر هر عقبه دشواری قدم می نهند و به خدا ایمان آورده و یکدیگر رابه صبر و مرحمت سفارش می کنند، مردمی صاحب یمن و برکت و اهل سعادت هستند وایمان و عمل صالحی که برای آخرت خود می فرستند، چیزی جز رضایت الهی و میمنت برایشان نخواهد داشت .

(19) (و الذین کفروا بایاتناهم اصحاب المشئمه ):(و کسانی که به آیات ما کافرشدند، اهل نحوست و شقاوت هستند)

(20) (علیهم نار مؤصده ):(و آتشی سرپوشیده بر آنان احاطه دارد)منظور از آیات ، تمام آیات آفاقی و انفسی است که در سراسر عالم بر توحید ربوبیت و الوهیت خداوند و لوازم این توحید دلالت می کند و رد این ادله ، کفر به خدا و آیات اوو کفر به قرآن کریم و آیات شریفه آن است ، و نیز کفر به هر حکمی است که از طریق رسالت نازل شده ، می فرماید: کسانی که به آیات ما کفر ورزیدند، اینها اهل نحوست وشؤم و شقاوت هستند و آتشی بر آنان چیره شده که آنها را از هر سو احاطه می کند،چون آنها به خدا و آنچه به رسولش نازل کرده (احکام و قرآن ) کفر ورزیده اند.


ترجمه سوره بلد
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره بلد

لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ1وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ2وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ3لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ کَبَدٍ4أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ5یَقُولُ أَهْلَکْتُ مالاً لُبَداً6أَ یَحْسَبُ أَنْ لَمْ یَرَهُ أَحَدٌ7أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ8وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ9وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ10فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ11وَ ما أَدْراکَ مَا الْعَقَبَةُ12فَکُّ رَقَبَةٍ13أَوْ إِطْعامٌ فی‏ یَوْمٍ ذی مَسْغَبَةٍ14یَتیماً ذا مَقْرَبَةٍ15أَوْ مِسْکیناً ذا مَتْرَبَةٍ16ثُمَّ کانَ مِنَ الَّذینَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ17أُولئِکَ أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ18وَ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ19عَلَیْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ20

 

ترجمه آیت الله مشکینی :

(1) نه سوگند به این شهر ( مکه معظّمه ) ،

(2)  در حالی که تو در این شهر جای گزینی.

(3) و سوگند به پدر و آنچه فرزند آورده ( به آدم و معصومین از اولاد او ، و به ابراهیم و فرزندش اسماعیل که بانیان کعبه و مکه اند و به هر مؤمن صالحی که فرزندی صالح آورد ) .

(4) که بی تردید ما انسان را در رنج و مشقّت آفریده ایم ( کامش توأم با ناکامی و لذایذش همراه با تلخی است ) .

(5)  آیا او می پندارد که هرگز کسی بر او دست نمی یابد ( که کفر می ورزد و طغیان می کند ) ؟!

(6) ( به عنوان منّت و زیاد شمردن انفاقاتش ) می گوید: من مال فراوانی را نابود کردم!

(7) آیا گمان می کند که هیچ کس او را ( در حال انفاق ) ندیده است؟!

(8) آیا ما برای او دو چشم ( بینا ) قرار ندادیم.

(9) و یک زبان و دو لب.

(10) و او را ( به دادن عقل و تأیید به نقل ) به دو راه ( خیر و شر در بعد مادی و معنوی ) هدایت نمودیم.

(11) پس او گردنه و راه دشوار را بالا نرفته.

(12)  و تو چه دانی که راه دشوار چیست!

(13)  آزاد کردن برده ای است.

(14) یا طعام دادن در روز قحطی و گرسنگی.

(15) به یتیمی خویشاوند.

(16) یا فقیری خاک نشین.

(17) علاوه بر اینها از کسانی باشد که ایمان آورده و یکدیگر را به صبر و مهربانی و بخشش توصیه کرده اند.

(18) آنها اصحاب یمن و سعادتند.

(19) و کسانی که به آیات و نشانه های ما کفر ورزیدند آنها اصحاب شومی و شقاوتند.

(20) بر آنها آتشی است سرپوشیده ( که دم و سوز آن بیشتر و راه خروج از آن بسته است ) .


تفسیر سوره شمس
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره شمس

وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها1وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها2وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها3وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشاها4وَ السَّماءِ وَ ما بَناها5وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها6وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها7فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها8قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها9وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها10کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها11إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها12فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْیاها13فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها14وَ لا یَخافُ عُقْباها15

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (و الشمس و ضحیها):(سوگند به خورشید و گسترش نور آن )

(2) (و القمر اذا تلـیها):(سوگند به ماه ، وقتی که پیرو آفتاب تابانست )

(3) (و النهار اذا جلـیها):(و قسم به روز وقتی که همه جا را روشن می کند)

(4) (و اللیل اذا یغشـیها):(و قسم به شب وقتی که روز را می پوشاند)

(5) (و السماء و ما بنـیها):(و قسم به آسمان و کسی که آن را بنا کرده )

(6)  (و الارض و ما طحیها):(و قسم به زمین و آنکه آنرا گسترانیده )

(7) (و نفس وما سویها):(و قسم به جان آدمی و آن کس که آن را نظام و صورت بخشیده و به حد کمال آفریده )

(8) (فالهمها فجورها و تقویها):(و خیر و شر آن را به او الهام کرده )

(9) (قد افلح من زکـیها):(محققا هر کس جان خود را تزکیه کند رستگار می شود)

(10) (و قد خاب من دسـیها):(و هر کس آن را آلوده سازد، زیانکار خواهد شد)می فرماید: قسم به خورشید و گستردگی نور آن که درست مانند تابش نور ایمان به قلبها و جان آدمیان که نفوس آنان را زنده می سازد، خداوند آن را مسخر بشر و درخدمت او قرار داده به گونه ای که حیات انسانها وابسته به نور خورشید است و رویش نباتات و گردش کره زمین و معاش و زندگی بشر همه به نور آن بستگی دارد.و قسم به ماه که بدنبال غروب خورشید، طلوع می کند و یاقسم به ماهی که نور خودرا از خورشید می گیرد.و قسم به روز در زمانی که زمین را آشکار و ظاهر می سازد.و قسم به شب وقتی که زمین را فرا می گیرد ـ و استفاده از زمان مضارع برای فهماندن این معناست که در ایام نزول آیه که آغاز ظهور دعوت اسلامی بوده ، تاریکی گناه وفجور زمین را پوشانده بود ـ و قسم به آسمان و آن امر قوی و عجیبی که آن را بنا کرده و قسم به زمین و آن امر نیرومند و شگفت آوری که آن را گسترده ـ و اینکه از حضرت حق تعالی به جای (من )با(ما)یاد کرد، برای افاده تعظیم و تفخیم و ایجاد شگفتی است ـو قسم به نفس و آن امر نیرومند و دانا وحکیمی که آن را این چنین مرتب خلق کردو اعضای آن را منظم و قوایش را تعدیل نمود، و مراد از نفس ، نفس انسانی و جان همه انسانهاست .در ادامه می فرماید: پس از خلقت نفس ، تقوی و فجورش را به او الهام کرد،(فجور)یعنی اعمالی که پرده حرمت دین را می درد و انسان با ارتکاب معصیت وگناه و انجام نواهی شریعت ، این پرده حرمت را از هم می درد، و (تقوی )یعنی اینکه انسان خود را از آنچه از آن می ترسد، در محفظه ای قرار دهد .پس منظور از تقوی ، اجتناب از فجور و دوری از هر عملیست که با کمال نفس منافات داشته باشد، که همان ورع و پرهیز از محرمات الهی است و (الهام ) به معنای آنست که تصمیم و آگاهی و علمی از خبری در دل انسان بیافتد و این افاضه ای الهی است و همان صورتهای علمیه ایست که به نحو تصوری یا تصدیقی خدای متعال آنها رابر دل هر کس بخواهد القاء می کند. و اینکه می فرماید: خداوند تقوی و فجور نفس را به انسان الهام کرده ، یعنی اینکه خداوند صفات عمل انسان رابه او شناسانده و انسان خودش به الهام فطری متوجه می شود که عملی که انجام می دهد، مصداق طاعت وتقواست یا مصداق فجور و معصیت .مثلا هر انسانی با عقل سلیم تشخیص می دهد که خوردن مال یتیم فجور است وخوردن مال خود فرد از مصادیق تقواست و خداوند هر دوی این مفاهیم را که ظاهرا درهر دو مورد مشترک هستند به انسان شناسانده و او می تواند مصادیق تقوی و فجور را ازهم تشخیص دهد.آنگاه در جواب همه این سوگندها می فرماید: هر کس که نفس خود را تزکیه کند به رستگاری رسیده و هر کس که نفس رابه غیر جهت کمال سوق دهد و آن را ضایع کند،زیانکار شده .(فلاح ) و رستگاری یعنی ظفر یافتن به مطلوب و رسیدن به هدف و (خیبت )یعنی ظفر نیافتن و نرسیدن به هدف ،(تزکیه ) یعنی رویاندن و رشد و نمو به رشدی صالح وپربرکت و ثمربخش و (تدسیه ) یعنی اینکه چیزی را پنهانی داخل در چیز دیگر کنند ودر اینجا به معنای آنست که انسان نفس خود را به غیر آن جهتی که طبیعت نفس اقتضاءدارد سوق داده و آن را در غیر طریق کمال تربیت و رشد دهد.بنابراین می خواهد بفرماید: کمال نفس انسانی در این است که به حسب فطرت فجوررا از تقوی تشخیص دهد و دین یعنی اینکه انسان خود را در اموری که خدا از اومی خواهد تسلیم خدا نماید و این امور همان فطریات انسانهاست ، لذا آراستن نفس به تقوا و تزکیه نفس ، یعنی تربیت آن به نحوی صالح که باعث زیادتر شدن و بقاء آن گرددبه خلاف فسق و فجور که نفس را ضایع می کند.و نفس انسان نسبت به خیر و شر و هدایت و ضلالت استعداد و آمادگی یکسان دارد،اما انسان قادر است نفس خود را در جهت کمال سوق داده و تربیت کند، پس هر کس چنین کند رستگار شده و هر کس که انگیزه های خیر را تضعیف نماید و نفس را درجهت خلاف آن سوق دهد به زیان و خسارت افتاده است .

(11) (کذبت ثمود بطغویها):(قوم ثمود از غرور و سرکشی دعوت پیامبر خود راتکذیب کردند)

(12) (اذانبعث اشقـیها):(هنگامی که شقی ترین آنها بر انگیخته شد)

(13)  (فقال لهم رسول الله ناقه الله و سقیها):(و رسولخدا ص به آنان گفت : این ناقه آیت خداست ، از خدا بترسید و آن را سیراب کنید)

(14) (فکذبوه فعقروها فدمدم علیهم ربهم بذنبهم فسویها):(اما آن قوم رسول را تکذیب کرده و ناقه را پی نمودند، خداهم آنان را به کیفر ظلم و گناهانشان هلاک ساخت و شهرشان را با خاک یکسان کرد)

(15) (و لا یخاف عقبیها):(و از عاقبت هلاکتشان پروا نکرد)این آیات در مقام استشهاد بر این معناست که گفته شد: اگر کسی نفس خود را ضایع کرده ، و در جهت خلاف فطرت رشد دهد، دچار خیبت می گردد، به ماجرای قوم ثمودمی پردازد و می فرماید: قوم ثمود به سبب طغیان و سرکشی که در نفس خود مستقر کرده بودند، پیامبرشان صالح ع را تکذیب نمودند، آن زمان که بدبخترین آن قوم که فردی به نام (قداربن سالف )بود به تحریک مردم برانگیخته شد که ناقه ای را که معجزه آیات درخواستی خود مردم بود، به قتل رساند و ذبح کند، ماجرای ناقه این بود که مردم به صالح گفتند: اگر تو پیامبر خدا هستی از خدایت بخواه تا شتر ماده ای را از کوه بیرون آورد، زمانیکه حضرت صالح ع دعا کرد و ماده شتری عظیم الجنه از درون کوه بیرون آمد، به آنان گفت : ای مردم این شتر آیت و معجزه خداست پس او را سیراب کنید،(ظاهرا نهری در آن منطقه جریان داشته که حضرت صالح قرار گذاشته بود، یک روز مردم از آب نهر بنوشند و روز دیگر شتر از آب استفاده کند و در آن روز مردم می توانستند خود را از شیر شتر سیراب کنند) و منظور حضرت صالح ع نصیحت آنان بود که متعرض شتر نشوند، نه به قتل او اقدام کنند ونه نوبت آب را از او بگیرند.اما آنها صالح را تکذیب کردند و شتر را سر بریدند (و او را ریشه کن نمودند)وخداوند هم به کیفر گناهشان ، آن قبیله را با خاک یکسان کرد و نسلشان را قطع وآثارشان را محو و نابود ساخت و از عاقبت زیر و روکردن یا تسویه نمودن ایشان پروایی ننمود، چون همه امور عالم مطابق اراده و فرمان و اذن خود اوست ، همچنانکه فرمود:(لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون او از اعمالش بازخواست نمی شود، ولی همه آنها مورد بازخواست قرار می گیرند).بعضی مفسران گفته اند، این آیه آخر به معنای اینست که کشنده ناقه از عاقبت وخیم عمل خود نترسید یاصالح ع از عاقبت وهلاکت آنها نترسید، چون به نجات خوداطمینان داشت ، از رسولخدا7 نقل شده که خطاب به امیرالمؤمنین علی ع فرمود: ای علی € شقی ترین مردم در اقوام گذشته کشنده ناقه صالح بود وشقی ترین مردم در آیندگان ‌قاتل‌ توست‌ .


ترجمه سوره شمس
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره شمس

وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها1وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها2وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها3وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشاها4وَ السَّماءِ وَ ما بَناها5وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها6وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها7فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها8قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها9وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها10کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها11إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها12فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْیاها13فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها14وَ لا یَخافُ عُقْباها15

 

ترجمه استاد مهدی فولادوند :

(١) سوگند به خورشید و تابندگی اش ،

(٢) سوگند به مَه چون پی [ خورشید ] رَوَد.

(٣) سوگند به روز چون [ زمین را ] روشن گرداند ،

(۴) سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد ،

(۵) سوگند به آسمان و آن کس که آن را برافراشت ،

(۶) سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد ،

(٧) سوگند به نَفْس و آن کس که آن را درست کرد

(٨) سپس پلیدکاری و پرهیزگاری اش را به آن الهام کرد ،

(٩) که هر کس آن را پاک گردانید ، قطعاً رستگار شد ،

(١٠) و هر که آلوده اش ساخت ، قطعاً درباخت.

(١١) [ قوم ] ثمود به سبب طغیان خود به تکذیب پرداختند.

(١٢) آن گاه که شقی ترینشان بر [ پا ] خاست.

(١٣) پس فرستاده خدا به آنان گفت: «زنهار! ماده شتر خدا و [ نوبت ] آب خوردنش را [ حرمت نهید ] ».

(١۴) و [ لی ] دروغزنش خواندند و آن [ ماده شتر ] را پی کردند ، و پروردگارشان به [ سزای ] گناهشان بر سرشان عذاب آورد و آنان را با خاک یکسان کرد.

(١۵) و از پیامدِ کار خویش ، بیمی به خود راه نداد.


تفسیر سوره لیل
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره لیل

وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشى‏1وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى2وَ ما خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثى‏3إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّى4فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقى‏5وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‏6فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى‏7وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‏8وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنى‏9فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‏10وَ ما یُغْنی‏ عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى11إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدى‏12وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولى‏13فَأَنْذَرْتُکُمْ ناراً تَلَظَّى14لا یَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَى15الَّذی کَذَّبَ وَ تَوَلَّى16وَ سَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى17الَّذی یُؤْتی‏ مالَهُ یَتَزَکَّى18وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى‏19إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى‏20وَ لَسَوْفَ یَرْضى‏21

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (و اللیل اذا یغشی ):(سوگند به شب وقتی که روز را می پوشاند)

(٢) (و النهار اذا تجلی ):(و قسم به روز وقتی که ظاهر می گردد)

(٣) (و ما خلق الذکر و الانثی ):(و قسم به آن کسی که جنس نر و ماده را خلق کرده )

(۴) (ان سعیکم لشتی ):(همانا اعمال شما متفرق و گوناگون است )می فرماید: قسم به شب وقتی که روی روز را می پوشاند و یا قرص خورشید را فرامی گیرد و قسم به روز هنگامی که ظهور و تجلی می یابد و همه پنهانها را آشکار می سازدو به آن امر عظیم و اعجاب انگیزی که دو جنس نر و ماده را از یک نوع واحد آفرید،بعضی مفسران (ما) را مصدریه گرفته اند که در این صورت معنا چنین خواهد بودکه :سوگند به خلقت نر و ماده .سپس در جواب این سوگندها می فرماید: سوگند به این واقعیات متفرق که هم درخلقت و هم در اثر متفرقند، هر آینه مساعی شما نیز، هم از نظر نفس عمل و هم از نظراثر مختلفند، بعضی از اعمال شما عنوان اعطاء و تقوی و تصدیق دارد و اثر مخصوص به خود را هم دارد،(که همان رستگاری ابدی است )و بعضی از اعمال شما عنوان بخل واستغناءوتکذیب داردواثرش هم مخصوص خودش است (که همان شقاوت ابدی است )

(۵) (فاما من اعطی و اتقی ):(اما آنکه انفاق کند و پرهیزکار باشد)

(۶) (و صدق بالحسنی ):(و پاداش نیک روز جزا را تصدیق کند)

(٧) (فسنیسره للیسری ):(به زودی راه انجام کارهای نیک را برایش آسان می سازیم )مراد از (اعطاء) انفاق مال در راه خداست و مراد از (تقوا)اعطاء به روش تقوای دینی است ، و مراد از (تصدیق حسنی ) تصدیق و باور داشتن وعده ثوابیست که خدای تعالی در مقابل انفاق در راه رضای او، به ایشان داده است ، و چنین تصدیقی لازمه اش تصدیق به توحیدربوبیت و الوهیت پروردگاروتصدیق رسالت رسولان الهی و تصدیق معادنیزهست ، (تیسیر) یعنی تهیه کردن و آماده نمودن و (یسری )یعنی خصلتی که در آن آسانی باشد.می فرماید: کسی که به خدا و رسول او به روز جزا مؤمن باشد و مال خود را به خاطررضای خدا و تحصیل ثواب او انفاق کند و ثوابی را که خداوند به زبان رسولش به آنان وعده داده تصدیق نماید، ما او را آماده حیاتی سعادتمندانه و طیب در جوارپروردگارش می نمائیم و یا توفیق اعمال صالحی به او می دهیم که او را به سعادت ابدی نایل می سازند.

(٨) (و اما من بخل و استغنی ):(و اماکسی که بخل بورزد و طالب ثروت و بی نیازی باشد)

(٩) (و کذب بالحسنی ):(و پاداش نیک روز جزا را تکذیب کند)

(١٠) (فسنیسره للعسری ):(اعمال نیک را در نظرش سنگین و دشوار می سازیم )

(١١) (و ما یغنی عنه ماله اذا تردی ):(و وقتی که هلاک شود، مالش هیچ سودی به حالش نخواهد داشت )در مقابله با فرد مذکور در آیات قبلی ، اینجا به توصیف شخصی می پردازد که ازانفاق بخل می ورزد و در طلب مال اندوزی و کسب ثروت می باشد و وعده نیکویی راکه خداوند به شخص منفق داده است ، تکذیب می کند و لازمه چنین تکذیبی ، تکذیب اصل معاد و قیامت است ، می فرماید: شخصی که چنین باشد، ما به او توفیق انجام اعمال صالح را نمی دهیم ، و این اعمال را در نظرش سخت و دشوار می سازیم تا او با انجام ندادن آن اعمال آماده عذاب شود، و چنین کسی وقتی که در حفره قبر و یا در جهنم وورطه هلاکت سقوط می کند مالش چه دردی از او دوا می کند و چه سودی برایش دارد؟این معنا در صورتی است که (ما)استفهامی باشد، امااگر (ما) نافیه باشد، معنا این است که چنین کسی در وقتی که به ورطه هلاکت می افتد مالش به دردش نمی خورد.

(١٢) (ان علینا للهدی ):(بدرستی که هدایت به عهده ماست )

(١٣) (و ان لنا للاخره و الاولی ):(و همانا دنیا و آخرت متعلق به ماست )در مقابل تعلیل فرازهای قبلی می خواهد بفرماید: اینکه گفتیم ما برای مؤمنان و اهل تقوا تیسیر می کنیم و برای کافران و بخیلان دشواری پدید می آوریم ، به دلیل این است که هدایت خلق به عهده ماست و هیچ مانعی نمی تواند در این راه ایجاد مزاحمت کند،چون خدا بر نفس خود واجب کرده وچنین حکم رانده که راه خود را برای مردم بیان کرده و آشکار کند و راه درست و صراط مستقیم را به ایشان بنماید، خواه مردم آن رابپیمایند و یا آن را ترک کنند، این در صورتی است که هدایت به معنای ارائه طریق باشد،اما اگر به معنای رساندن به مطلوب و مقصد مورد نظر باشد در این صورت ، هدایت الهی به معنای رساندن فرد به آثار حسنه ای است که بدنبال متصف شدن به صفت عبودیت وانجام عمل صالح ، پدید می آید که همان حیات طیبه و سعادتمندی در دنیا و آخرت است و برای افراد کافر و خبیث هم رساندن ایشان به آثار سیئه اعمال پلیدشان است که همان دخول در آتش جهنم می باشد، لذا هدایت به معنای رساندن به مقصد (هدایت تکوینی )فقط کار خداست ، چون از باب صنع و ایجاد است ، اما اگر هدایت به معنای ارائه طریق باشد،(هدایت تشریعی ) مستقیما توسط انبیاء و اولیاء انجام می شود، ولی تأثیر آن نیز منوط به اذن خداست .ممکن هم هست مراد از هدایت مطلق هدایت باشد، اعم از هدایت تکوینی وتشریعی ، در هر حال هدایت فقط بر عهده خداست .در ادامه می فرماید: عالم بدء و عالم عود یعنی خلقت نخستین و خلقت مجدد واعاده ، هر دو از آن ماست ، لذا هر چیز که در عالم وجود عنوان شی ء بر او حمل شود،مملوک خدای تعالی است و همه اشیاء به او قیام دارند، پس او مالک حقیقی و متصرف مطلق در عالم است و هیچ کس معارض و مانع او نیست و هیچ چیز بر او غالب نمی شود.

(١۴) (فانذرتکم نارا تلظی ):(پس شما را از آتشی هشدار می دهیم که زبانه می کشد)

(١۵) (لا یصلیها الا الاشقی ):(و جز شقی ترین افراد را نمی سوزاند)

(١۶) (الذی کذب و تولی ):(همان کسانی که آیات و دعوت ما را تکذیب کرده واز آن روی گرداندند)یعنی حالا که آشکار شد هدایت به عهده ماست ، پس من شما را از آتش برافروخته جهنم انذار می کنم ، لذا منذر حقیقی خداست ، همانطور که هادی حقیقی هم اوست .آتشی که به جز شقی ترین افراد کسی تا ابد در آن نمی ماند، آنگاه در مقام توضیح می فرماید، مراد از (اشقی ) هر کافری است که دعوت حق را تکذیب کند و از آن روی بگرداند، چنین کسی چون بدبختی او ابدی است و امید خلاصی و نجات ندارد،بدبخترین بدبختهاست و همواره ملازم آتش جهنم خواهد بود.

(١٧) (و سیجنبها الاتقی ):(و بزودی افرادی که با تقواترند از آن آتش دورمی شوند)

(١٨) (الذی یؤتی ماله یتزکی ):(همان کسانیکه مال خود را می دهند تا آن را پاک و پربرکت سازند)

(١٩) (و مالاحد عنده من نعمه تجزی ):(واحدی از صاحب مال طلبکار نیست تاپاداش بخواهد)

(٢٠) (الا ابتغاء وجه ربه الاعلی ):(جز در راه کسب رضای پروردگار اعلای خود)

(٢١) (و لسوف یرضی ):(و بزودی راضی می شود)مسلما تقوی درجاتی دارد، بعضی فقط از گناهان بزرگی مثل قتل نفس و فواحش می پذیرند، بعضی از فساد اموال مردم پروا دارند و بعضی چون از فقر می ترسند، ازانفاق خودداری می کنند، اما گروهی هم هستند که چون از خدا می پرهیزند و از مقام اوترس دارند، مال خود را در جهت رضای او انفاق می کنند و این طائفه اخیر (اتقی )هستند، چون مال خود را در راه حق انفاق می کنند تا به این وسیله مالشان را به نحوی صالح و شایسته رشد دهند و این انفاق فقط و فقط بخاطر کسب رضای خداست و کسی از آن فرد اتقی طلبی ندارد و به او نعمتی نداده ، تا او به عنوان پاداش و تلافی ، آن مال رابه او انفاق کرده باشد، بلکه هدف او فقط بدست آوردن رضای خدا و وجه الله است ،به هر حال این چنین کسانی از آتش دوزخ دور نگه داشته می شوند و به زودی با دریافت اجرنیکووپاداش حسن وجمیلی که پروردگارشان به آنهامی دهدراضی وخشنودمی گردند.و اینکه خداوند را با دو صفت (رب )و (اعلی ) نام برده به جهت اشاره به این مطلب است که خداوند والاترین و مافوق همه عالی هاست و رب العالمین است لذا جزایی هم که به بندگان متقی خود می دهد، بزرگترین جزا و والاترین نوع پاداش است به گونه ای که متناسب با مقام ربوبیت و علو اوست .


ترجمه سوره لیل
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره لیل

وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشى1وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى2وَ ما خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثى‏3إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّى4فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقى‏5وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى6فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى7‏وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‏8وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنى‏9فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‏10وَ ما یُغْنی‏ عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى11إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدى‏12وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولى‏13فَأَنْذَرْتُکُمْ ناراً تَلَظَّى14لا یَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَى15الَّذی کَذَّبَ وَ تَوَلَّى16وَ سَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى17الَّذی یُؤْتی‏ مالَهُ یَتَزَکَّى18وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى‏19إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى‏20وَ لَسَوْفَ یَرْضى‏21

 

ترجمه استاد الهی قمشه ای :

(١) قسم به شب تار هنگامی که ( جهان را در پرده سیاه ) بپوشاند.

(٢) و قسم به روز هنگامی که روشن و فروزان گردد.

(٣) و قسم به مخلوقات عالم که خدا همه را جفت نر و ماده بیافرید.

(۴) ( قسم به این آیات الهی ) که سعی و کوشش شما مردم بسیار مختلف است ( برخی بر صلاح و برخی بر فساد می کوشید ) .

(۵) اما هر کس عطا و احسان کرد و خدا ترس و پرهیزکار شد.

(۶) و به نیکویی ( یعنی به نعیم آخرت با هر خیر و سعادت که در قرآن بیان شده ) تصدیق کرد.

(٧) ما هم البته کار او را ( در دو عالم ) سهل و آسان می گردانیم.

(٨) اما هر کس بخل ورزید و خود را ( از لطف خدا ) بی نیاز دانست.

(٩) و نیکویی را تکذیب کرد.

(١٠) پس به زودی کار او را ( در دو عالم ) دشوار می کنیم.

(١١) و گاه عذاب و هلاکت داراییش وی را هیچ نجات نتواند داد.

(١٢) و البته بر ماست که ( خلق را ) هدایت کنیم.

(١٣) و ملک دنیا و آخرت از ماست ( به هر که بخواهیم و صلاح دانیم می بخشیم ) .

(١۴) من شما را از آتش شعله ور دوزخ ترسانیدم و آگاه ساختم.

(١۵) که هیچ کس در آن آتش در نیفتد مگر شقی ترین خلق.

(١۶) همان کس که ( آیات و رسل حق را ) تکذیب کرد و روی از آن بگردانید.

(١٧) و اهل تقوا را از آن آتش دور سازند.

(١٨) آن کس که مال خود را ( به فقیران اسلام ) به وجه زکات بدهد.

(١٩) و حال آنکه هیچ کس بر وی حق نعمت ندارد تا به پاداش آن بدهد.

(٢٠) ( او احسان نکند ) جز در طلب رضای خدای خود که برتر و بالاترین موجودات است.

(٢١) و البته ( در بهشت آخرت به آن نعمتهای ابدی ) خشنود خواهد گردید.


تفسیر سوره ضحی
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره ضحی

وَ الضُّحى‏1وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى‏2ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى3وَ لَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولى‏4وَ لَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى‏5أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتیماً فَآوى‏6وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدى‏7وَ وَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنى8فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ9وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ10وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ11

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (و الضحی ):(قسم به روز آن هنگام که نور خورشید گسترده می شود)

(٢) (و اللیل اذا سجی ):(و قسم به شب هنگامی که سکون و آرامش می بخشد)

(٣) (ما ودعک ربک و ما قلی ):(که پروردگارت وحی را از تو قطع نکرده و تو رامورد خشم قرار نداده )

(۴) (و للاخره خیر لک من الاولی ):(و مسلما آخرت برای تو از دنیا بهتر است )

(۵) (و لسوف یعطیک ربک فترضی ):(و پروردگارت به زودی به تو عطایی می کندکه راضی شوی ) در شأن نزول این سوره گفته اند: ظاهرا چند روزی به رسولخدا ص وحی نشد،بطوریکه مردم می گفتند: خدا با او وداع کرده و آنحضرت ناراحت و دل نگران چشم به آسمان داشت ودر انتظار وحی بسرمی برد،تااین سوره نازل شدوقلب آنحضرت شادگشت .می فرماید: قسم به گسترده شدن نور خورشید و قسم به شب آن هنگام که ظلمتش همه جا را فرا می گیرد و آرامش و سکون می بخشد، که هرگز پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته ، و در این سوگندها با متعلق آن مناسبت عجیبی وجود داردکه بر کسی پوشیده نیست (نور روز با تابش وحی و تاریکی شب با انقطاع وحی ) سپس در ادامه بعنوان ترقی دادن مطلب می فرماید: نه تنها پروردگارت با تو وداع نکرده و بر تو خشم نگرفته ، بلکه تو در نزد خدا آنقدر کرامت و قرب داری که تازه زندگی دنیوی تو با این همه کرامات وبزرگی که داری در برابر زندگی آخرتت چیزی محسوب نمی شود، و آخرت تو از دنیایت بهتر است ، و در زندگی آخرت خدای تعالی که پروردگار توست ، آنقدر به تو عطا می کند که راضی شوی و در این آیه هم عطای الهی مطلق و عام است و هم رضایت رسولخدا ص ، بنابر این می خواهد بفرماید: تو هم در زندگی دنیا و هم درآخرت از عطای پروردگارت راضی می شوی ، در دنیا بواسطه تقدم بر انبیاء و رسولان دیگر و شهادت دادن امتت بر امم دیگر و در آخرت با اعطاءمقام محمود شفاعت کبری و بواسطه ترفیع درجات مؤمنین امتت و علو مراتب ایشان بواسطه شفاعت تو.

(۶) (الم یجدک یتیما فـاوی ):(آیا جز این بود که تو را یتیم یافت و سپس پناه داد؟)

(٧) (ووجدک ضالا فهدی ):(و تو را که راه به جایی نمی بردی ، هدایت کرد؟)

(٨) (و وجدک عائلا فاغنی ):(و تهی دستت یافت ، پس بی نیازت نمود؟)در این آیات به نعمتهای بزرگی که خداوند به آنحضرت ص اعطاء کرده اشاره می کند، می فرماید: آیا خدا تو را یتیم نیافت و پناه نداد؟ چون حضرت محمد ص هنوز در شکم مادر بود که پدرش عبدالله وفات یافت و دو ساله بود که مادرش از دنیارفت و هشت سال داشت که کفیل و جدش عبدالمطلب درگذشت و او از آن به بعدتحت تکفل عمویش ابوطالب قرار گرفت و پرورش یافت .بعضی مفسران (یتیم ) را به معنای در بی نظیر دانسته اند و عبارت را چنین معناکرده اند، مگر خدا نبود که تو را فرد بی نظیری یافت و مردم را گرد تو جمع کرد؟در ادامه هم به مسأله هدایت اشاره می کند، باید گفت مراد از ضلالت در این آیه ،گمراهی نیست ، بلکه عدم هدایت است ، یعنی می خواهد بفرماید: اگر عنایت و دستگیری خدا نبود، تو چه می دانستی کتاب و ایمان چیست ؟،شاید هم به نحو کلی خداوندمی خواهد بفرماید چه تو و چه افراد دیگر بشر، اگر هدایت خدا نباشد، از پیش خود هیچ هدایتی نخواهید داشت ، اگر چه که هدایت الهی همواره ملازم نفس کریم و بزرگوارآنحضرت بوده است ، بعضی مفسران ضلالت را در این آیه به معنای عدم علم دانسته و یا به معنای مجهول القدر بودن در میان مردم دانسته اند و یا آن را مربوط به ماجرای گم شدن آنحضرت در کودکی گرفته اند.اما ضعف این وجوه آشکار است . آنگاه به مسأله تهی دستی آنحضرت اشاره می کند، چون پیامبر ص قبل از ازدواج با خدیجه (س ) فقیر و تنگدست بود و مال چندانی نداشت ، اما خدای تعالی خدیجه بنت خویلد(س ) را که از زنان ثروتمند مکه بود به تزویج آنحضرت در آورد و حضرت خدیجه تمام اموال خود را به آن جناب بخشید، بعضی تفاسیر(غنی ) رابه استجابت دعای آنحضرت تفسیر کرده اند.

(٩) (فاما الیتیم فلا تقهر):(پس تو هیچ یتیمی را خوار نشمار)

(١٠) (و اما السائل فلا تنهر):(و هیچ سائلی را مرنجان )

(١١) (وامابنعمه ربک فحدث ):(وامانعمت پروردگارت رابارفتاروگفتارت بازگوکن )در مقام نتیجه گیری از اعطای این نعمات ، خطاب به رسولخدا ص می فرماید: پس تو نیز هیچ یتیمی را با قهر و غلبه مران و او را از بابت تنگدستی یا بی کسی خوار مکن وهیچ سائل و درخواست کننده ای را با خشونت و تندی طرد مکن و مرنجان ،(بلکه اگرمی توانی حاجت او را رفع کن و اگر نمی توانی با احترام و عطوفت عذر او را بخواه )و نعمات پروردگارت را با زبان یا عمل یادآوری کن و نمایان ساز و آنها را پنهان نکن ، چون این عمل شکر نعمت است و این سه دستور اگر چه ظاهرا خطابش متوجه رسولخدا ص است ، اما در واقع متوجه همه مردم می باشد.


ترجمه سوره ضحی
ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره ضحی

وَ الضُّحى‏1وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى2ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى‏3وَ لَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولى‏4وَ لَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى‏5أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتیماً فَآوى‏6وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدى‏7وَ وَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنى‏8فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ9وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ10وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ11

 

ترجمه آیت الله مشکینی :

(1) سوگند به ابتدای پرتوافشانی خورشید و به روز روشن.

(2) و سوگند به شب آن گاه که آرام گیرد و فراگیر شود.

(3) که پروردگارت تو را ترک نکرده و دشمن نداشته است.

(4) و مسلما آخرت برای تو از دنیا بهتر است.

(5) و البته به زودی پروردگارت ( آن قدر ) به تو عطا کند که خشنود شوی.

(6) آیا تو را یتیم نیافت پس جای و پناه داد؟ و آیا تو را یگانه زمان و تنها نیافت ، پس جهانی را به دورت جمع نمود؟

(7) و تو را ناآگاه ( از معارف دینی ) یافت پس ( به وسیله وحی ) هدایت نمود.

(8) و تو را فقیر و نیازمند یافت پس بی نیاز کرد.

(9) پس یتیم را هرگز خوار و رانده مساز.

(10) و حاجت خواه را به تشر مران.

(11) و نعمت پروردگارت را ( که به تو ارزانی داشته ) بازگو کن ( و بگو که تو خود نخستین هدیه واجب به عالم امکانی ، وسیله فتح دریچه خلقتی ، دارای انسانیت اتمّ ، عقل اکمل ، خلق عظیم ، ختم نبوت ، آیین جامع ، قرآن جاودان ، قداست ذات و عصمت جانشینانی ) .


تفسیر سوره شرح
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره شرح

أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ1وَ وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ2الَّذی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ3وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ4فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً5إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً6فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ7وَ إِلى‏ رَبِّکَ فَارْغَبْ8

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (الم نشرح لک صدرک ):(آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم ؟)

(٢) (و وضعنا عنک وزرک ): (و بار سنگین را از دوشت بر نداشتیم ؟)

(٣)(الذی انقض ظهرک ):(همان باری که پشت تو را می شکست )

(۴) (و رفعنالک ذکرک ):(و نامت را بلند آوازه کردیم )در مقام امتنان نعمات الهی را که به حضرت رسول ص اعطا شده بر می شمارد ومی فرماید: آیا ما سینه تو را گستردگی و وسعت نبخشیدیم تا ظرفیت دریافت و تلقی وحی را داشته و نیروی تبلیغ آن و تحمل ناملایماتی را که در این راه می بیند، داشته باشد؟ یعنی می خواهد بفرماید: ما نفس تو را آنچنان نیرومند ساختیم که نهایت درجه استعداد برای قبول افاضات الهی را پیدا کند و آرامش و سکینه داشته باشد.در ادامه می فرماید: آیا ما بار سنگین و کمرشکن را از دوش تو برنداشتیم که مراد ازآن بار سنگین دعوت و رسالت و تبلیغ وحی الهی است و خداوند با فراهم کردن اسباب پیشرفت دعوت و رسالت آنحضرت تحمل این بار سنگین را بر او ممکن و آسان نمود.ولی بعضی مفسرین وزر را در مورد داستانی دانسته اند که در بعضی روایات ازابوهریره از قول رسولخدا ص آمده ، به این مضمون که در هنگام کودکی آنحضرت دو فرشته بر آنجناب نازل شدند و سینه اش را شکافته و قلبش را بیرون آورده و چیزی به شکل لخته ای از آن بیرون انداختند و سپس دوباره آن را در جای خود قرار دادند وظاهرا این ماجرا می خواهد به مسأله عصمت آنحضرت اشاره کند و آن لخته خون که ازقلب آنحضرت جدا شده ، ظاهرا همان میل به گناه و کینه و حسد بوده است ، اما این روایت بدون اشکال نیست و اگر هم صحیح باشد، جنبه تمثیلی دارد.آنگاه می فرماید: آیا ما نام تو را بلند آوازه نساختیم ؟ یعنی نام و یاد پیامبر ص ازهمه نامها و یادها بلند آوازه تر است ، چون خدا نام آنحضرت را در کلمه شهادتین (که اساس دین است و فرد با ادای آن مسلمان می شود) قرین نام خود نموده و بر هر مسلمانی واجب کرده که نام آنجناب را در هر روز هنگام نمازهای پنجگانه یاد کند و در هنگام ادای تشهد بر آنحضرت درود و صلوات‌ بفرستد.

(۵) (فان مع العسر یسرا):(بدرستی که با هر سختی ، آسانیست )

(۶) (ان مع العسر یسرا):(آری پس از هر سختی آسانیست )

(٧) (فاذا فرغت فانصب ):(پس هرگاه از امور خود فراغت یافتی ، به نماز و شکرانه پروردگارت قیام کن )

(٨) (و الی ربک فارغب ):(و به سوی پروردگارت مایل شو)در تعلیل مطلب قبلی می فرماید: اینکه ما بار سنگین را از دوش تو برداشتیم و نامت رابلند آوازه کردیم ، برای این است که سنت ما بر این قرار گرفته که پس از دشواری ، آسانی و گشایش قرار دهیم ، و آنگاه در مقام تأکید و تثبیت مطلب می فرماید:براستی با هرسختی آسانیست ، اما بعضی مفسرین گفته اند اینکه کلمه عسر که معرفه است و (الف ) و(لام ) دارد دوبار تکرار شده معلوم می شود منظور در هر دو مورد یکسان بوده ، اما کلمه (یسر) چون نکره و با تنوین نصب آمده و تکرار شده ، دومی معنایی غیر از معنای اولی را افاده می کند، بنابراین در اینجا می خواهد بفرماید: با هر سختی دو آسانی وجوددارد،(اما این قاعده کلیت ندارد)بنابراین می خواهد به رسولخدا ص آرامش بدهد که بداند بعد از این همه دشواریهاو ناملایماتی که در راه دعوت و رسالت متحمل شده است ، در نهایت شدت و گرفتاری آنحضرت برطرف خواهد شد و دعوت او به ثمر می رسد.در ادامه مطلب خطاب به رسولخدا ص می فرماید: حال که معلوم گشت هر عسری بعد از آن یسر می آید و زمام این امور هم بدست خداست ، پس هرگاه از انجام آنچه برتو واجب شده فراغت یافتی ، نفس خود را در راه خدا و عبادت و دعا به درگاه او خسته کن و در آن رغبت و تمایل نشان بده ، تا خدا هم بر تو منت نهاده و به دنبال این تعب ودشواری عبادت ، آسانی و یسر به تو اعطا کند، بعضی مفسران گفته اند: مراد این است که هرگاه از واجبات فارغ شدی ، به مستحبات بپرداز، یا هرگاه از جنگ فارغ شدی به عبادت مشغول شو یا بعد از فراغت از امور دنیا به امر آخرتت بپرداز و یا پس از نماز به دعا و نیایش مشغول شو.


ترجمه سوره شرح
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره شرح

أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ1وَ وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ2الَّذی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ3وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ4فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً5إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً6فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ7وَ إِلى‏ رَبِّکَ فَارْغَبْ8

 

ترجمه حجت الاسلام انصاریان :

(١) آیا سینه ات را [ به نوری از سوی خود ] گشاده نکردیم؟

(٢)و بار گرانت را فرو ننهادیم؟

(٣) همان بار گرانی که پشتت را شکست.

(۴) و آوازه ات را برایت بلند نکردیم؟

(۵) پس بی تردید با دشواری آسانی است.

(۶) [ آری ] بی تردید با دشواری آسانی است.

(٧) پس هنگامی که [ از کار بسیار مهم تبلیغ ] فراغت می یابی به عبادت و دعا بکوش

(٨) و مشتاقانه به سوی پروردگارت رو آور.


تفسیر سوره تین
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره تین

وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ1وَ طُورِ سینینَ2وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمینِ3لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ أَحْسَنِ تَقْویمٍ4ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلینَ5إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ6فَما یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ7أَ لَیْسَ اللَّهُ بِأَحْکَمِ الْحاکِمینَ8

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (و التین و الزیتون ):(قسم به انجیرو زیتون )

(٢)(و طور سینین ):(و قسم به سرزمین >طور سینا<)

(٣) (و هذا البلد الامین ):(و سوگند به مکه این شهر امن )بعضی مفسرین قسم به انجیر و زیتون را به جهت خواص و فواید بسیاری که دارند، سوگند در همین معنای ظاهری دانسته اند، ولی بعضی دیگر مراد از آن را دوسرزمین شام و بیت المقدس دانسته اند، به جهت انبیاء بسیاری که در این دو نقطه مبعوث شده اند، چون (تین )نام کوهستانی است که دمشق بر بلندای آن واقع شده و زیتون نام کوهستانی است که بیت المقدس بر آن قرار گرفته .و مراد از (طور سینین )کوهیست که خدای تعالی در آن با موسی بن عمران تکلم کردو نام دیگر آن (طور سیناء) است و مراد از (بلد امین ) شهرمکه و حرم امن الهی است ،چون امنیت برای آن تشریع شده و غیر آن هیچ جای دیگر چنین حکمی در باره اش تشریع نشده است و در باره حرمت و امنیت آن آیاتی در قرآن کریم وجود دارد.

(۴) (لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ):(به تحقیق ما انسان را با بهترین نظام خلق کردیم )

(۵) (ثم رددناه اسفل سافلین ):(سپس او را به پست ترین مراحل برگرداندیم )

(۶) (الا الذین امنوا و عملوا الصـالحات فلهم اجر غیر ممنون ):(به جز کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح بجا آورند، اینان پاداشی غیر منقطع و بدون منت دارند)در جواب سوگندها می فرماید: به تحقیق ما انسان را به گونه ای آفریده ایم که تمامی جهات وجودی او و همه شئونش مشتمل بر تقویم است ، یعنی از قوام برخوردار می باشدو (قوام ) عبارتست از هر چیز یا وضع یا شرطی که ثبات و بقاء انسان به آن بستگی دارد.بنابراین نوع انسان به حسب خلقتش دارای بهترین قوام است ، به گونه ای که صلاحیت کمال و وصول به قرب و جوار پروردگارش را دارد، چون خداوند او را به جهازی مجهز کرده که می تواند با آن علم نافع و علم صالح کسب کند و هر وقت که بدانچه می داند ایمان آورد و ملازم اعمال صالح گردید، خدای تعالی او را به سوی خود عروج می دهد و بالا می برد، همچنانکه فرمود:(الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه اعتقادپاک به سوی اوبالا می رود و عمل صالح آن را در بالا رفتن کمک می کند)و همینکه خداوند به انسان امکان عروج در مدارج ترقی و قرب خود را اعطاء نموده تا بتواند بوسیله ایمان و عمل صالح اوج بگیرد، عطایی قطع ناشدنی است ، در ادامه می فرماید: سپس ما همین انسان را به مقام پستی برگرداندیم که از مقام تمام اهل عذاب پست تر است ، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دهند که اینها به سوی شقاوت و عذاب برگردانده نمی شوند، بلکه اجر و پاداشی غیر منقطع دارند.

(٧) (فما یکذبک بعد بالدین ):(پس ای انسان چه انگیزه ای تو را وا می دارد که روزجزا را تکذیب کنی ؟)

(٨)(الیس الله باحکم الحاکمین ):(آیا خدا بهترین حکم کنندگان نیست ؟)در ادامه با استفهامی توبیخی خطاب به نوع انسان می فرماید: چه عاملی تو را به این امر واداشته که جزای روز قیامت را تکذیب کنی ؟ با اینکه ما نوع انسان را به دو گروه پاداش داده شده و برگردانده شده به اسفل السافلین تقسیم کرده ایم ، آیا جز این است که خداوند احکم الحاکمین است و حکم او مافوق هر حاکم می باشد، زیرا حکم او دراتقان و نفوذ از حکم هر حاکم دیگر برتر است ، و همین حکم متقن و حکیمانه اقتضاءمی کند که این دو طائفه از انسانها در جزا مختلف و متفاوت باشند، پس باید روز جزایی باشد تا هر کس مطابق عملش جزا داده شود و عقل و فطرت آدمی هرگز تجویز نمی کندکه روز جزایی در بین نباشد، همچنانکه فرمود:(ام نجعل المتقین کالفجار آیا مامردم با تقوا را مانند فجار قرار می دهیم ؟).


ترجمه سوره تین
ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره تین

وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ1وَ طُورِ سینینَ2وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمینِ3لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ أَحْسَنِ تَقْویمٍ4ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلینَ5إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ6فَما یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ7أَ لَیْسَ اللَّهُ بِأَحْکَمِ الْحاکِمینَ8

 

ترجمه استاد الهی قمشه ای :

(١) قسم به تین و زیتون ( دو میوه معروف انجیر و زیت یا دو معبد بزرگ کعبه و بیت المقدس ) .

(٢) و قسم به طور سینا.

(٣) و قسم به این شهر امن و امان ( مکّه معظّم ) .

(۴) که ما انسان را در نیکوترین صورت ( در مراتب وجود ) بیافریدیم.

(۵) سپس ( به کیفر کفر و گناهش ) به اسفل سافلین ( جهنم و پست ترین رتبه امکان ) برگردانیدیم.

(۶) مگر آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند که به آنها پاداش دائمی ( بهشت ابد ) عطا کنیم.

(٧) پس ( ای انسان مشرک ناسپاس ) چه تو را بر آن داشت که دین حق و روز جزا را تکذیب کنی؟

(٨) آیا خدا مقتدرترین و عادل ترین حکمفرمایان عالم نیست؟


تفسیر سوره علق
ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره علق

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ1خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ2اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ3الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ4عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ5کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى‏6أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏7إِنَّ إِلى‏ رَبِّکَ الرُّجْعى‏8أَ رَأَیْتَ الَّذی یَنْهى‏9عَبْداً إِذا صَلَّى10أَ رَأَیْتَ إِنْ کانَ عَلَى الْهُدى‏11أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى‏12أَ رَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلَّى13أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏14کَلاَّ لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِیَةِ15ناصِیَةٍ کاذِبَةٍ خاطِئَةٍ16فَلْیَدْعُ نادِیَهُ17سَنَدْعُ الزَّبانِیَةَ18کَلاَّ لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ19

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (اقرا باسم ربک الذی خلق ):(بخوان به نام پروردگارت که آفرید)

(٢) (خلق الانسان من علق ):(انسان را از خونی بسته شده آفرید)(قرائت )یعنی ضمیمه کردن حروف و کلمات به یکدیگر اگر چه تلفظ نشود،(یعنی قرائت هم به معنای مطالعه و هم به معنای تلاوت می باشد)، و در اینجا ظاهرا همان معنای تلقی آیات قرآن از فرشته وحی مورد نظر است ، این آیات اولین آیاتی است که ازقرآن کریم برپیامبر ص نازل شده و ظاهرا تقدیر کلام این است که (اقراء القران )یعنی قرآن را بخوان در حالیکه با نام پروردگارت که آفریننده است شروع می کنی و خواندن قرآن را افتتاح می نمایی ، و در این آیه به توحید ربوبی اشاره شده است ، چون می فرماید:پروردگار تو همان کسی است که عالم وجود را آفریده ، به خلاف مشرکین که خداوندرا فقط خالق عالم می دانستند و تدبیر و ربوبیت عالم را به بتها و آلهه نسبت می دادند.آنگاه به خلقت انسان اشاره کرده و می فرماید: خداوند جنس انسان را که از راه تناسل پدید می آید، از خون بسته شده آفرید و (علق ) یا خون بسته اولین حالتی است که منی پس از انعقاد نطفه ، در رحم به خود می گیرد، و این امر اشاره به تدبیر الهی و توحیدو ربوبیت پروردگار دارد، چون تدبیر همان خلقت پی در پی و پشت سر هم است وخلقت و تدبیر از هم جدا نیستند، همان خدایی که بشر را از خونی بسته بصورت انسانی تام الخلقه در می آورد، رب و مدبر او نیز هست‌.

(٣) (اقرا و ربک الاکرم ):(بخوان که پروردگار تو از هر کریمی کریمتر است )

(۴)(الذی علم بالقلم ):(همانکه به وسیله قلم تعلیم کرد)

(۵)(علم الانسان مالم یعلم ):(و آنچه را که انسان نمی دانست به او آموخت )ظاهرا امر به قرائت در این دو آیه (3و1)برای تأکید است اما بعضی گفته اند امراولی ،امربه خواندن خودپیامبر ص است وامردوم ،دستورخواندن وتبلیغ برای مردم است .و معنای (ربک الاکرم )این است : که پروردگار تو کسی است که عطای او فوق عطای هر کس دیگر است ، چون همه نعمات به او منتهی می شود و او بی حساب و بدون استحقاق عطاء می کند. آنگاه در توصیف (ربک )می فرماید: همانکه بوسیله قلم تعلیم نمود، یعنی خدای تعالی قرائت و کتابت را بوسیله قلم آموخت ، ممکن است این مطلب در جهت رفع اضطراب از نفس پیامبر ص باشد، چون امر به خواندن برای فرد امی اضطراب آور است ، اما خداوند می فرماید: پروردگار تو کسی است که قرائت و کتابت را به وسیله قلم به انسان آموخته و همان خدا می تواند بدون وساطت قلم ، قرائت کتاب خود را به تو تعلیم دهد و اگر او به تو قدرت قرائت نداده بود، تو را به آن ، امر نمی کرد،واو همان خدائیست که تمام چیزهایی را که نوع انسان نمی دانست به او تعلیم داده و این کلام خود، افزودن تقویت و دلگرم ساختن رسول خدا ص است‌ .

(۶) (کلا ان الانسان لیطغی ):(چنین نیست که انسان شکرگزار باشد، بلکه طغیان می کند)

(٧) (ان ر اه استغنی ):(به خاطر اینکه خود را بی نیاز می بیند)می خواهد بفرماید: در برابر این همه نعماتی که خدای تعالی به بشر اختصاص داده ،واجب است که انسان شکرگزار باشد، اما او به جای شکر، کفر و طغیان می کند،چون طبعا ظلوم و کفرانگر است ،(ان الانسان لظلوم کفار بدرستی که انسان ستمگر وکفران پیشه است). و علت این طغیان و کفرانگری این است که او خود را بی نیاز از پروردگار خودمی بیند و می پندارد، (پروردگاری که او را آفریده و سراپای او را غرق در نعمت نموده )و دلیل این پندار غلط، این است که انسان به خود و هواهای نفسانی خود می پردازد و دل به اسباب ظاهری دنیا می بندد، و در نتیجه از پروردگارش غافل می شود و خود را از اوبی نیاز می بیند و طغیان می کند.

(٨) (ان الی ربک الرجعی ):(بدرستی که بازگشت بسوی پروردگار توست )این آیه در مقام تهدید به مرگ و بعث است و خطاب به رسولخدا ص می فرماید:همانا رجوع و بازگشت همه موجودات بسوی پروردگار توست‌.

(٩) (ارایت الذی ینهی ):(آیا دیدی آن شخص را که نهی می کرد)

(١٠) (عبدا اذا صلی ):(بنده ای را وقتی که نماز می خواند)

(١١) (ارایت ان کان علی الهدی ):(مرا خبر بده اگر او بر طریق هدایت باشد)

(١٢) (اوامر بالتقوی ):(و یا به تقوی امر می کند)

(١٣) (ارایت ان کذب و تولی ):(چه وظیفه ای را بر خود واجب می شمرد؟ و حالاکه تکذیب کرد و اعراض نمود، آیا به غیر از عذاب استحقاق دارد؟)

(١۴) (الم یعلم بان الله یری ):(آیا نمی دانست که خدا او را می بیند؟)این آیات جنبه تمثیلی دارد، و می خواهد به عنوان نمونه ، مصداقی از انسان طاغی راذکر کند و مراد از (عبدی که نماز می خواند)رسولخدا ص است که به این ترتیب اگر این سوره اولین سوره نازله بر پیامبر ص بوده و همه آن یکباره نازل شده باشد، در این صورت ، آنحضرت قبل از نزول قرآن هم نماز می خوانده ، به هر جهت می فرماید: مراخبر ده از کسی که بنده ای را که نماز می خواند و خدا را عبادت می کرد، نهی می کرد، بااینکه می دانست خدا او را می بیند و نیز مرا خبر ده که به فرضی که آن بنده نمازگزار برطریق هدایت باشد و به تقوی و طاعت حق امر نماید، این شخص نهی کننده چه وضعی خواهد داشت ، با اینکه می داند خدا او را می بیند و باز هم مرا خبر ده که اگر نهی این شخص تکذیب حق و اعراض از ایمان به حق باشد، با اینکه می داند خدا او را می بیند،آیا جز عذاب ، استحقاق دیگری خواهد داشت ؟و مراد از علم به رؤیت حق ، آگهی بر طریق استلزام است ، چون لازمه اعتقاد به اینکه خدا خالق هر چیزی است ، این است که خدا به هر چیزی عالم می باشد، هر چند صاحب این اعتقاد از لازمه آن غافل باشد، و فرد نهی کننده که از مشرکین بوده مسلما به خالقیت خدا اعتراف و باور داشته و خدایی که خالق است از هیچ یک از اعمال بندگانش غافل نیست و همه کمالات را داراست و به همه چیز علم‌ دارد.

(١۵) (کلا لئن لم ینته لنسفعا بالناصیه ):(نه چنین نیست ، اگر از این عمل دست برندارد، موی پیشانیش را به شدت می گیریم )

(١۶) (ناصیه کاذبه خاطئه ):(پیشانی دروغگوی خطا کارش را)

(١٧) (فلیدع نادیه ):(آن وقت اهل مجلس خود را صدا بزند)

(١٨) (سندع الزبانیه ):(ما هم بزودی ، مأموران دوزخ را می خوانیم )

(١٩)(کلا لا تطعه و اسجد و اقترب ):(نه ، تو از او اطاعت نکن ، سجده کن وتقرب بیاب )می فرماید: آن شخص نهی کننده نمی تواند مرتکب این عمل شود، سوگند می خورم که اگر دست از این نهی خود بر ندارد و مانع از نماز خواندن بنده ما باشد، به طور قطع موی جلوی پیشانی او را به شدت خواهیم گرفت و او را با وضعی ذلت بار بسوی عذاب می کشانیم ، پیشانیی که صاحبش کاذب است و به خطا سخن می گوید و عمل می کند، آن وقت که ما او را گرفتیم ، اهل مجلس خود را به کمک بخواند، یا همنشینان خود را به یاری دعوت کند تا او را از دست ما نجات دهند، ما هم نگهبان و خازنان دوزخ را فرامی خوانیم و آنوقت نصرت هیچ ناصری سودی به حال او نخواهد داشت .آنگاه خطاب به پیامبر ص می فرماید: نه € تو هرگز از آن شخص نهی کننده از نمازاطاعت نکن ، بلکه به نماز و سجده بپرداز تا به این وسیله به خدا نزدیک شوی و تقرب بیشتری بیابی ، پس مراد از سجده در این آیه نماز یا سجده نماز است و چه بسا نمازپیامبر در آن زمان منحصر در سجده و تسبیح بوده است ، ولی بعضی مفسرین گفته اند: منظور از سجده در این سوره ، سجده واجب هنگام قرائت سور عزائم است ،بعضی نیز سجده را به معنای نزدیکی و تقرب به ثواب خدای تعالی دانسته اند، چون نزدیکترین حالت بنده به پروردگار حالت سجود است ، البته این مطلب با روایات نیزتطبیق میکند.


ترجمه سوره علق
ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره علق

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ1خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ2اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ3الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ4عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ5کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى6أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏7إِنَّ إِلى‏ رَبِّکَ الرُّجْعى‏8أَ رَأَیْتَ الَّذی یَنْهى‏9عَبْداً إِذا صَلَّى10أَ رَأَیْتَ إِنْ کانَ عَلَى الْهُدى‏11أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى‏12أَ رَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلَّى13أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏14کَلاَّ لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِیَةِ15ناصِیَةٍ کاذِبَةٍ خاطِئَةٍ16فَلْیَدْعُ نادِیَهُ17سَنَدْعُ الزَّبانِیَةَ18کَلاَّ لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ19

 

ترجمه آیت الله مکارم شیرازی :

(١) بخوان به نام پروردگارت که ( جهان را ) آفرید ،

(٢) همان کس که انسان را از خون بسته ای خلق کرد!

(٣) بخوان که پروردگارت ( از همه ) بزرگوارتر است ،

(۴) همان کسی که بوسیله قلم تعلیم نمود ،

(۵) و به انسان آنچه را نمی دانست یاد داد!

(۶) چنین نیست ( که شما می پندارید ) به یقین انسان طغیان می کند ،

(٧) از اینکه خود را بی نیاز ببیند!

(٨) و به یقین بازگشت ( همه ) به سوی پروردگار تو است!

(٩) به من خبر ده آیا کسی که نهی می کند ،

(١٠) بنده ای را به هنگامی که نماز می خواند ( آیا مستحق عذاب الهی نیست ) ؟!

(١١) به من خبر ده اگر این بنده به راه هدایت باشد ،

(١٢) یا مردم را به تقوا فرمان دهد ( آیا نهی کردن او سزاوار است ) ؟!

(١٣) به من خبر ده اگر ( این طغیانگر ) حق را انکار کند و به آن پشت نماید ( آیا مستحق مجازات الهی نیست ) ؟!

(١۴) آیا او ندانست که خداوند ( همه اعمالش را ) می بیند؟!

(١۵) چنان نیست که او خیال می کند ، اگر دست از کار خود برندارد ، ناصیه اش [ موی پیش سرش ] را گرفته ( و به سوی عذاب می کشانیم ) ،

(١۶) همان ناصیه دروغگوی خطاکار را!

(١٧) سپس هر که را می خواهد صدا بزند ( تا یاریش کند ) !

(١٨) ما هم بزودی مأموران دوزخ را صدا می زنیم ( تا او را به دوزخ افکنند ) !

(١٩) چنان نیست ( که آن طغیانگر می پندارد ) هرگز او را اطاعت مکن ، و سجده نما و ( به خدا ) تقرّب جوی!


تفسیر سوره قدر
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره قدر

إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ1وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ2لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ3تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ4سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ5

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (انا انزلناه فی لیله القدر):(این قرآن عظیم الشأن را در شب قدر نازل کردیم )از آیات قرآن استفاده می شود که قرآن دو نحو نزول داشته ، یکی نزول دفعی ویکپارچه و در یک شب معین که همان شب قدر است و یکی هم نزول تدریجی که درطول بیست و سه سال نبوت رسولخدا ص صورت گرفته .و مراد از شب قدر، شبی است که تمام حوادث سال آینده تقدیر می شود، یعنی تمام حوادثی که از این شب قدر تا شب قدر سال دیگر باید واقع شود خدای تعالی آن حوادث را در شب قدر مقدر می کند مانند: زندگی ، مرگ ، رزق ، سعادت ، شقاوت و ... واز آیات دیگر قرآن استفاده می شود که شب قدر منحصر در شب نزول قرآن نیست ،بلکه با تکرار هر سال ، آن شب هم مکرر میشود.

(٢) (و ما ادریک ما لیله القدر):(و تو چه می دانی که شب قدر چیست ؟)این عبارت کنایه از جلیل القدر بودن و عظمت منزلت شب قدر است و به همین دلیل هم به جای استفاده از ضمیر، اسم ظاهر را بکار برده .

(٣) (لیله القدر خیر من الف شهر):(شب قدر از هزار ماه برتر است )

(۴) (تنزل الملئکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر):(در این شب فرشتگان وروح به اذن خدا از هر فرمان نازل می شوند)

(۵) (سلام هی حتی مطلع الفجر):(این شب تاصبحدم رحمت وسلامت وتهنیت است )در تعلیل عظمت و ارجمندی شب قدر می فرماید: آن شب در مقام و ارج از هزار ماه برتر است ، یعنی از جهت فضیلت عبادت و برکت ، شب قدر، بهتر از هزار ماه است وملائکه و روحی که از عالم امر است به اذن پروردگارشان در آن شب نازل می شوند تاهر امری را تدبیر کنند و اذن خداوند به معنای رخصت دادن و رفع مانع است ، البته این معنا در صورتی است که مراد از امر، امر وجودی و کلمه (کن ) باشد و (من ) ابتدائیه باشد، اما اگر منظور از امر، هر امر کونی و حادثه ای باشد که باید واقع گردد، در این صورت (من )در معنای تعلیلی خواهد بود، و آیه چنین معنا می دهد که ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل می شوند، بخاطر تدبیر، امری از امور عالم ، درادامه می فرماید: شب قدر تا هنگام صبح ، سلام و سلامت و عاری از آفات ظاهری وباطنی است ، بنابراین در آن شب رحمت الهی شامل همه بندگانی که به سوی او متوجه شده و روی آورند، می گردد و در آن شب باب نقمت و عذاب بسته است و خدا عذاب جدیدی نمی فرستد و کید شیطانها در آن شب مؤثر واقع نمی شود و روایاتی نیز در تأییداین معناوجود دارد.


ترجمه سوره قدر
ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره قدر

إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ1وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ2لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ3تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ4سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ5

 

ترجمه آیت الله مشکینی :

(١) به یقین ما این ( قرآن ) را در شب قدر فرو فرستادیم ( مجموع آن در یک مرتبه از مبدأ فیض به آسمان اول یا به قلب پیامبر در شب قدر نازل شد و سپس در مدت 23 سال به تدریج از آسمان اول به قلب پیامبر ، و از قلب پیامبر به امت ابلاغ شد ) .

(٢) و چه چیزت آگاه نمود که شب قدر چیست!

(٣) شب قدر از هزار ماه بهتر است.

(۴) در آن شب فرشتگان و روح ( جبرئیل روح الامین یا موجود شریفی از غیر جنس فرشتگان ) به اذن پروردگارشان فرود می آیند به جهت ( تقدیر و تنظیم و تصویب ) هر امری ( از حوادث روی زمین که از آن شب تا شب قدر آینده رخ می دهد ) .

(۵) آن شب همه مشمول سلامت و رحمت ( خدا ) است ، و شب سلام کردن ( فرشتگان به معصوم روی زمین و بندگان صالح ) است تا طلوع فجر.


تفسیر سوره بینه
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره بینه

لَمْ یَکُنِ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکینَ مُنْفَکِّینَ حَتَّى تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ1رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً2فیها کُتُبٌ قَیِّمَةٌ3وَ ما تَفَرَّقَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّنَةُ4وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یُقیمُوا الصَّلاةَ وَ یُؤْتُوا الزَّکاةَ وَ ذلِکَ دینُ الْقَیِّمَةِ5إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکینَ فی‏ نارِ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ6إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ7جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ8

 

تفسیر المیزان _ خلاصه‌ :

(١) (لم یکن الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین منفکین حتی تاتیهم البینه ):(به هیچ وجه کفار و مشرکین و اهل کتاب رها نخواهند شد، تا وقتی که حجت نبوت خاتم الانبیاء و حقیقت دعوتش بر آنان تمام شود)

(٢) (رسول من الله یتلوا صحفا مطهره ):(رسولی از ناحیه خدا که صحیفه هایی منزه از باطل را بر آنان تلاوت کند)

(٣) (فیها کتب قیمه ):(که در آن صحیفه ها کتابهای ارزشمندی هست )می فرماید: خداوند کافران به دعوت نبوت رسولخدا ص من جلمه اهل کتابی که بااعتقاد به الوهیت مسیح و مریم یا بنوت او، یا بنوت عزیر کافر شدند و مشرکینی که به عبادت بتها و آلهه و ارباب اشتغال داشتند، را رها نخواهد کرد تا آنکه دلیل روشن که همان رسولخدا ص است ، برای آنان بیاید، یعنی سنت هدایت الهی ادامه دارد و خدادست از هدایت آنها بر نمی دارد تا وقتی که حجت بر آنها تمام شود و خودشان یقین بیابند که حضرت محمدص فرستاده خداست ، هر چند که از روی لجاج و عناد به اوکفر بورزند.آنگاه به شرح آن بینه می پردازد و می فرماید: آن حجت و بینه روشنی که از ناحیه خدا برای آنان آمده ، رسولی از جانب خداست که برای مردم صحف آسمانی پاک ومنزه از باطل و دسترسی شیاطین را می خواند و آن صحف حاوی احکام و عقایدی ارزشمند هستند که قائم به امر مجتمع انسانی و اداره کننده آن و حافظ مصالح جامعه می باشند.

(۴) (و ما تفرق الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ما جاءتهم البینه ):(و اهل کتاب از مسلمین جدا و متفرق نگشتند، مگر بعد از اینکه حجت و بینه برایشان بیامد)منظور از آمدن بینه برای کفار، همان بیانات کتب انبیاء گذشته و یا سخنان خود انبیاءدر توضیح و تفسیر بیان الهی ، است .و (الذین اوتوا الکتاب )شامل همه ابناء بشر می گردد، اعم از اهل کتاب و یا مشرکین ،چون کتب آسمانی برای هدایت عموم مردم نازل شده اند، در واقع این آیه شریفه می خواهد بفرماید اختلاف و تفرقه ای که مردم در امر دین به راه انداختند، بعد از ارسال پیامبر و کتاب آسمانی و پس از اتمام حجت برایشان بوده است ، همچنانکه در جای دیگر می فرماید:(و مااختلف الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ما جاءهم العلم بغیابینهم (45) اهل کتاب اختلاف نکردند، مگر بعد از آنکه علم و حجت قطعی برایشان بیامد، ولی به جهت دشمنی بین خودشان آن را نپذیرفتند)

(۵) (و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء و یقیموا الصلوه و یؤتواالزکوه و ذ لک دین القیمه): (با اینکه رسالت این رسول جز این نبود که به مشرکین واهل کتاب بفهماند از طرف خدا مأمورند الله را به عنوان یگانه معبود بپرستند و چیزی راشریک او نسازندونماز را بپا داشته ، زکات را بدهند و دین قیم هم همین است )یعنی رسالت رسول اسلام ص و کتابهای آسمانی ، این کفار اهل کتاب و مشرکین راامر نمی کند، مگر به عبادت خدای تعالی ، آنهم به نحو خالصانه ، که به هیچ وجه چیزی را شریک او نگیرند و در حد وسط و اعتدال بوده و به جانب افراط و تفریط مایل نشوند، آنگاه در مقام ذکر خاص بعد از عام ، به دو مسأله نماز و زکات اشاره می کند که نماز، توجه عبودی خالصانه بسوی پروردگار است و زکات انفاق به خلق خدا در راه خداست که آنهم از ایمان به خدا نشأت می گیرد.در ادامه می فرماید: این همان دین ارزشمند کتب قیمه است ، یعنی این دین اسلام ودعوت محمدی ، دینی نوظهور و بی سابقه نیست و دین خدا همواره یکی بوده و در همه کتابهای آسمانی همین معانی مطرح بوده است و امتهای قبلی نیز به این تکالیف عبادی مکلف بوده اند، پس بناچار باید به آن بگروند، چون قیم و ارزشمند است و شاید هم مراد از (کتب قیمه ) معارفی باشد که رسولخدا ص آن را از صحف مطهره برای آنان خوانده که در این صورت معنا این است که مردم در دعوت اسلامی مأمور نشده اند، جزبه احکام و قوانین قیم و ارزشمندی که مصالح جامعه انسانی را تأمین می کند، پس برمردم واجب است که به این دین ایمان بیاورند.با این آیه ، بیان عمومیت رسالت پیامبر ص و شمول و فراگیری دعوت اسلامی برعموم بشر، تکمیل‌ می‌شود.

(۶) (ان الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین فی نار جهنم خالدین فیهااولئک هم شر البریه ):(بدرستی که از اهل کتاب و مشرکین کسانیکه کافر شده اند درآتش جهنم خواهند بود و در آن جاودان هستند، آنها بدترین خلق خدا می باشند) در اینجا به تهدید و انذار کفاری می پردازد که به این رسالت و بینه آشکار، کافرشده اند و از سنت هدایت الهی در ارسال دین قیم ، بهره نگرفته و اعراض کرده اند،می فرماید: این کفار چه از اهل کتاب باشند و چه از مشرکین ، در آتش جهنم ،جاودانه خواهند بود و بدترین خلق خدا هستند، چون نعمت هدایت را که بالاترین نعمات الهی است کفران کرده اند.

(٧) (ان الذین امنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه ):(بدرستی کسانیکه ایمان آورده و اعمال صالح بجا آورده اند، ایشان بهترین خلق خدایند)

(٨) (جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدارضی الله عنهم و رضوا عنه ذلک لمن خشی ربه ):(پاداش آنان در نزد پروردگارشان بهشتهای جاویدی است که نهرها در دامنه آن روان است و در آن تا ابد خواهند بود، هم خدا از ایشان راضیست و هم آنها از خدا راضی هستند، این عاقبت کسی است که ازپروردگارش خشیت داشته باشد)این آیات در مقام بشارت و وعده به مؤمنان است ، می فرماید: مؤمنانی که اعمال صالح بجا آوردند، بهترین خلق خدا هستند، یعنی خیریت منحصر در مؤمنان است ،آنگاه به شرح عاقبت ایشان می پردازد و می فرماید: جزای آنها در نزد پروردگارشان بهشتهای خالد و جاودانه است که نهرها در زیر درختان آن جاریست و این مؤمنان تا ابددر آن جاودانه خواهند بود و هیچ زوال و دگرگونی در نعمات آنها نخواهد بود.در ادامه می فرماید: خدا از ایشان راضیست ، رضایت از صفات فعلی خداست ومصداق آن همان ثوابیست که به ایشان اعطامی کند تاجزای ایمان واعمال صالحشان باشد،از جانب دیگر آنها هم از خدا راضی هستند، چون به نعم و سعادت ابدی رسیده اند،آنگاه می فرماید: این عاقبت و سرنوشت کسانی است که از پروردگارشان می ترسند،یعنی علامت بهترین خلق خدا و کسانیکه به بهشت عدن نایل می شوند، همین است که ازمقام پروردگارشان خشیت دارند و از آنجا که در جای دیگر فرموده :(انما یخشی الله من عباده العلماء فقط بندگان عالم از خدا می ترسند)، معلوم می شود،علم به خدا خشیت از او را به دنبال دارد و خشیت خدا هم ایمان به او را در پی خواهد داشت ، لذا فردی که از خدا می ترسد، قهرا در باطنش ملتزم به ربوبیت و الوهیت اوست و در ظاهر هم ،اعمالش صالح و مطابق اوامر الهی می باشد .


ترجمه سوره بینه
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره بینه

لَمْ یَکُنِ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکینَ مُنْفَکِّینَ حَتَّى تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ1رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً2فیها کُتُبٌ قَیِّمَةٌ3وَ ما تَفَرَّقَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّنَةُ4وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یُقیمُوا الصَّلاةَ وَ یُؤْتُوا الزَّکاةَ وَ ذلِکَ دینُ الْقَیِّمَةِ5إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکینَ فی‏ نارِ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ6إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ7جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ8

 

ترجمه استاد الهی قمشه ای :

(١) کافران اهل کتاب و مشرکان ( از کفر و عصیان ) منفک نبودند ( و به راه صواب هدایت نمی یافتند ) تا آنکه برهان و حجت حق بر آنها بیاید.

(٢) رسولی از جانب خدا ( چون محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم ) که کتب آسمانی پاک و منزه ( از خطا و تحریف ) را بر آنها تلاوت کند.

(٣) که در آن کتب نامه های حقیقت و راستی ( و نگهبان سنّت عدل الهی ) مسطور است.

(۴) و اهل کتاب ( در حق این رسول گرامی ) راه تفرقه و خلاف نپیمودند مگر پس از آنکه آنها را حجت کامل ( در کتب آسمانی بر حقانیت رسول ) آمد ( و دانسته بر انکار او لجاج و عناد ورزیدند ) .

(۵) در صورتی که ( در کتب آسمانی ) امر نشده بودند مگر بر اینکه خدا را به اخلاص کامل در دین ( اسلام ) پرستش کنند و از غیر دین حق روی بگردانند و نماز به پا دارند و زکات ( به فقیران ) بدهند. این است دین درست.

(۶) محقّقا آنان که از اهل کتاب کافر شدند ( و عیسی و عزیر و رهبانان و احبار را به مقام ربوبیت خواندند ) آنها با مشرکان همه در آتش دوزخند و در آن همیشه معذبند ، آنها به حقیقت بدترین خلقند.

(٧) آنان که ایمان آوردند و نیکوکار شدند آنها به حقیقت بهترین اهل عالمند.

(٨) پاداش آنها نزد خدایشان باغهای بهشت عدن است که نهرها زیر درختانش جاری است و در آن بهشت ابد جاودان متنعّمند ، خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا خشنودند. این بهشت مخصوص کسی است که از خدا ترسد ( و به طاعت او پردازد ) .


تفسیر سوره زلزال
ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره زلزال

إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها1وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها2وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها3یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها4بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحى‏ لَها5یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِیُرَوْا أَعْمالَهُمْ6فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ7وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ8

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (اذا زلزلت الارض زلزالها):(وقتی که زمین آن زلزله خاص را آغاز می کند)

(٢) (و اخرجت الارض اثقالها):(و آنچه از مردگان و معادن که در شکم خود داردبیرون می ریزد)

(٣) (و قال الانسان مالها):(و انسان با تعجب می گوید: زمین را چه شده ؟)

(۴) (یومئذ تحدث اخبارها):(در آن روز زمین ، اخبار و اسرار خود را شرح می دهد)

(۵) (بان ربک اوحی لها):(بواسطه اینکه پروردگار تو به آن وحی کرده که به زبان آید)(زلزله )یا (زلزال )به معنای تکان خوردن پی در پی و نوسان شدید است و (ثقل ) به معنای متاع یا کالا یا حمل است .می فرماید: آن زمان که زمین زلزله هراسناک و شدیدی را که مخصوص اوست آغازمی کند، مرده گان یاگنجهاو معادنی راکه در درون خود دارد،بیرون می ریزد و انسانها بعد از سر برآوردن از خاک با وحشت و تعجب از این اوضاع و زلزله شدید و هولناک ،می گویند: زمین را چه شده که اینطور متزلزل است ؟آنگاه زمین به اعمالی که آدمیان کرده اند، شهادت می دهد، همانطور که انبیاء وشهداء و ملائکه و اعضای بدن خود انسان نیز در باره اعمال انسان شهادت می دهند، واین خبردادن و شهادت زمین به سبب این است که پروردگار تو به آن وحی کرده و فرمان داده تا سخن بگوید و از اخبار حوادثی که در آن روی داده ،شهادت دهد و از همین جامعلوم می شود که زمین هم مانند همه موجودات عالم صاحب شعور و درک است ، اگرچه انسان جز خودش به چیز دیگر توجه ندارد و از شعور این موجودات غافل است .

(۶) (یؤمئذ یصدر الناس اشتاتا لیروا اعمالهم ):(در آنروز مردم بصورت گروههای پراکنده و مختلف محشور می شوند تا اعمال هر یک را به آنان نشان دهند)

(٧) (فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره ):(پس هر کس به سنگینی یک ذره ناچیز عمل خیری کرده باشد، آن را می بیند)

(٨) (و من یعمل مثقال ذره شرا یره ):(و هر کس به سنگینی یک ذره ناچیز عمل شری کرده باشد، آن را می بیند)می فرماید: مردم در روز قیامت از موقف حساب به سوی منزلهای ابدی خود (که یابهشت است و یا دوزخ ) باز گردانده می شوند، در حالیکه متفرق و متفاوت هستند و اهل سعادت از اهل شقاوت ممتاز می باشند، تا اعمال خود راببینند و جزا داده شوند، آنهم نه از دور، بلکه آنها را داخل در جزا می کنند و یا خود اعمالشان را بنا بر تجسم اعمال به ایشان نشان می دهند.بعضی مفسران صدور مردم را به معنای بیرون شدن از قبر و تفرق آنها را به متمایزبودن از نظر سیما تفسیر کرده اند.در ادامه می فرماید: هر کسی که به اندازه سنگینی دانه ریز غبار که در شعاع آفتاب دیده می شود ویا به سنگینی مورچه ریزی ، عمل خیر یا شر انجام داده باشد، آن رامی بیند، یعنی هیچ عمل کوچک یا بزرگ و یا خیر و شری از این ارائه اعمال استثناءنمی شود. در اینجا توهمی در باره حبط اعمال یا تکفیر آن پیش می آید که توضیح آن این است : فردی که عملش حبط و باطل شده ، حکمش مانند فردیست که اصولا عمل خیری انجام نداده تا بخواهد آن را مشاهده کند، به همین صورت توبه کنندگانی که گناهانشان تکفیر شده ، حکمشان حکم فردیست که گناهی ندارد و شری مرتکب نشده تابخواهد در قیامت آن را ببیند،(دقت فرمایید).


ترجمه سوره زلزال
ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره زلزال

إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها1وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها2وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها3یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها4بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحى‏ لَها5یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِیُرَوْا أَعْمالَهُمْ6فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ7وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ8

 

ترجمه استاد ابوالفضل بهرام پور :

(١) هنگامی که زمین با زلزله مخصوص خود لرزانده شود ،

(٢) و زمین بارهایش را بیرون افکند ،

(٣) و آدمی گوید ، آن را چه شده است ،

(۴) در آن روز زمین خبرهایش را باز گوید.

(۵) مسلما از آن روست که پروردگارت به آن الهام کرده است.

(۶) آن روز مردم دسته دسته بازگردند تا کارهایشان به آنها نشان داده شود.

(٧) پس هر که به اندازه ی ذره ای نیکی کند آن را ببیند.

(٨) و هر که به اندازه ی ذره ای بدی کند آن را ببیند.


تفسیر سوره عادیات
ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره عادیات

وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً1فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً2فَالْمُغیراتِ صُبْحاً3فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً4فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً5إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ6وَ إِنَّهُ عَلى‏ ذلِکَ لَشَهیدٌ7وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدیدٌ8أَ فَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ9وَ حُصِّلَ ما فِی الصُّدُورِ10إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبیرٌ11

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (و العادیات ضبحا):(قسم به اسبانی که در راه جهاد نفسشان به شماره افتاده )

(٢) (فالموریات قدحا):(و به ستورانی که هنگام تاختن از سمهایشان آتش می جهد)

(٣) (فالمغیرات صبحا):(و صبحگاهان دشمن را غافلگیر کرده و به غارت گرفتند)

(۴) (فاثرن به نقعا):(و گرد و غبار برانگیختند)

(۵) (فوسطن به جمعا):(و سپاه دشمن را در میان گرفتند)(عدو)یعنی دویدن به سرعت (ضبح )یعنی صوتی که از نفس نفس زدن اسبان در حین دویدن شنیده می شود، (موریات ) به معنای بیرون کردن آتش از سنگ چخماق است ،(قدح )یعنی سنگ آتش زنه را به هم کوبیدن ،(مغیرات )یعنی غافلگیر کنندگان وهجوم برندگان (اثاره )یعنی گرد و غبار برانگیختن و (نقع )یعنی غبار.می فرماید: سوگند به اسبان تیز تکی که نفس نفس می زنند و این اسبان در هنگام تاختن در اثر برخورد سمهایشان به سنگها آتش از زمین بیرون می کند و قسم به سوارانی که در هنگام صبح غفلتا بر دشمن هجوم می برند و با غافلگیر کردن آنها، گرد و غبار برمی انگیزند و دسته جمعی آنها را در میان می گیرند.این آیات در وصف علی ع نازل شد آن زمان که با سپاه خود در غزوه ذات سلاسل (دارای زنجیرها)شرکت نمود و لشکر دشمن را شکست داد و این پیروزی بعد از چندنوبت اعزام لشکر واقع شد که رسولخدا ص غیر علی ع به سرکردگی سپاه گسیل داشته بود و آنها نتوانسته بودند کاری صورت دهند و هر یک لشکر را دچار شکست نمودندو در خصوص پیروزی امیرالمؤمنین در این جنگ ، سوره عادیات نازل شد، در حالیکه مردم همراه حضرت رسول نماز صبح را می خواندند و وقتی پیامبر ص این سوره راتلاوت فرمود بعد از نماز، اصحاب عرضه داشتند: یا رسول الله ، ما این سوره رانمی شناسیم و نشنیده بودیم ، رسولخدا ص فرمود: بلی ، علی بر دشمنانش ظفر یافت وخدای تعالی این سوره را توسط جبرئیل فرستاد و فتح علی را به من مژده داد، چند روزبیشتر نگذشت که امیرالمؤمنین با غنائم و اسیران از جنگ بازگشت و این جنگ را به این جهت ذات سلاسل می گویند که حضرت علی ع شکست فاحشی به دشمن داد و عده ای را کشت و جمع بسیاری را اسیر و در بند نمود.

(۶) (ان الانسان لربه لکنود):(بدرستی که انسان نسبت به پروردگارش کافر وناسپاس است )

(٧) (و انه علی ذلک لشهید):(و خود او نیز به این ناسپاسی گواه است )

(٨) (و انه لحب الخیر لشدید):(و بدرستی که او بر حب مال سخت فریفته و بخیل است )

(٩) (افلا یعلم اذا بعثر ما فی القبور):(آیا نمی داند که روزی از قبرها برانگیخته می شوند؟)

(١٠) (و حصل ما فی الصدور):(و آنچه در سینه هاست همه پدیدار می شود)

(١١) (ان ربهم بهم یومئد لخبیر):(محققا آن روز پروردگار بر کردارشان کاملاآگاه است )در این آیات از طبیعت بشر خبر می دهد و می فرماید: انسان طبیعتش به گونه ای است که به جهت پیروی از هوای نفس و دلدادگی به لذایذ دنیوی ، از شکر پروردگار غافل می شود و دست به کفر انگیزی می زند و انسان خودش به کفر انگیزی خود آگاه است وبا اینکه می داند این کفران صفت ناپسندی است ، اما بازهم ناسپاسی می کند و نیز طبیعت انسان چنان است که نسبت به دوستی مال بسیار بخیل و تنگ نظر است و شاید هم می خواهد بفرماید: حب خیر فطری انسان است ، در نتیجه فریفته زینت و مال دنیامی شود و آنها را خیر خود می پندارد، ولی این شیفتگی یاد خدا را از دلش می برد و درمقام شکرگزاری بر نمی آید.در این آیات تعریضی نسبت به آن مردمی که مسلمانان با آنان جهاد کردند وجوددارد، چون آنها نعمت اسلام و هدایت را کفران کرده بودند.در ادامه می فرماید: آیا انسان نمی داند که به خاطر این کفر و ناسپاسی عقوبتهایی داردکه بزودی به آن می رسد و با آن جزا داده می شود؟ و وقتی آنچه بدن در قبرهاست ازقبرهابیرون آورده می شود و اسرار و نهفته های باطنی انسانها برملا می گردد و آشکارمی شود که در باطن کافرند یا مؤمن ؟ مطیعند یا عاصی ؟ در آن هنگام خداوند به وضع وحال ایشان آگاهی دارد و بر اساس باطنشان آنها را جزا می دهد، همچنانکه فرمود،(یوم تبلی السرائر روزقیامت روزیست که باطنها آشکار می شود)


ترجمه سوره عادیات
ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره عادیات

وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً1فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً2فَالْمُغیراتِ صُبْحاً3فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً4فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً5إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ6وَ إِنَّهُ عَلى‏ ذلِکَ لَشَهیدٌ7وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدیدٌ8أَ فَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ9وَ حُصِّلَ ما فِی الصُّدُورِ10إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبیرٌ11

 

ترجمه آیت الله مکارم شیرازی :

(١) سوگند به اسبان دونده ( مجاهدان ) در حالی که نفس زنان به پیش می رفتند ،

(٢) و سوگند به افروزندگان جرقه آتش ( در برخورد سمهایشان با سنگهای بیابان ) ،

(٣) و سوگند به هجوم آوران سپیده دم

(۴) که گرد و غبار به هر سو پراکندند ،

(۵) و ( ناگهان ) در میان دشمن ظاهر شدند ،

(۶) که انسان در برابر نعمتهای پروردگارش بسیار ناسپاس و بخیل است

(٧) و او خود ( نیز ) بر این معنی گواه است!

(٨) و او علاقه شدید به مال دارد!

(9) آیا نمی داند در آن روز که تمام کسانی که در قبرها هستند برانگیخته می شوند ،

(١٠) و آنچه در درون سینه هاست آشکار می گردد ،

(١١) در آن روز پروردگارشان از آنها کاملًا با خبر است!


تفسیر سوره قارعه
ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره قارعه

الْقارِعَةُ1مَا الْقارِعَةُ2وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَةُ3یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ4وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ5فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازینُهُ6فَهُوَ فی‏ عیشَةٍ راضِیَةٍ7وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ8فَأُمُّهُ هاوِیَةٌ9وَ ما أَدْراکَ ما هِیَهْ10نارٌ حامِیَةٌ11

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(1) (القارعه ):(آن حادثه کوبنده )

(2) (ما القارعه ):(و چیست آن حادثه کوبنده ؟)

(3) (و ما ادریک ما القارعه ):(و تو چه می دانی که آن کوبنده چیست ؟)

(4) (یوم یکون الناس کالفراش المبثوث ):(روزی که مردم چون ملخ فراری رویهم می ریزند)

(5)(و تکون الجبال کالعهن المنفوش ):(و کوهها چون پشم رنگارنگ حلاجی شده می گردند)منظور از قارعه و حادثه کوبنده همان قیامت است ، چون دلها را با فزع و هول شدیدو دشمنان خدا را با عذاب سخت ، درهم می کوبد، و منظور از تکرار استفهام ، تعظیم وبزرگ نشان دادن و هول انگیزی در امر قیامت است .در ادامه می فرماید: آن روزیست که مردم مانند ملخهای پراکنده که روی هم ریخته و زمین را فرش کرده اند، در جهات مختلف پخش می شوند وبه سوی منازل ابدی خود(سعادت یا شقاوت ) رهسپار می گردند.بعضی مفسران وجه تشبیه مردم در روز قیامت به ملخ را در این امر دانسته اند که ملخ وقتی جست و خیز می کند، بدون هدف به این سو و آن سو می پرد، مردم هم در قیامت از شدت ترس و فزع چنین حالتی دارند و بی هدف ، یا در جستجوی منازل ابدی خود به هر طرف پراکنده می شوند. و در آن روز کوهها مانند پشم رنگارنگ حلاجی شده می گردند، و در این تشبیه اشاره به این مطلب دارد که کوههایی که رنگهای مختلف دارند با زلزله قیامت متلاشی شده و در فضا پراکنده می شوند.

(6) (فاما من ثقلت موازینه ):(اما کسی که اعمالش نزد خدا وزین و با ارزش باشد)

(7) (فهو فی عیشه راضیه ):(او در زندگی رضایت بخشی خواهد بود)

(8) (و اما من خفت موازینه ):(و اما کسی که اعمالش وزن و ارزشی نداشته باشد)

(9) (فامه هاویه ):(او در آغوش هاویه خواهد بود)

(10) (و ما ادریک ماهیه ):(و تو چه می دانی که هاویه چیست ؟)

(11) (نار حامیه ):(آتشی سوزنده است )یعنی اعمال هم مانند هر چیزی برای خود وزن و ارزشی دارند و اعمالی که نزد خداقدر و منزلتی داشته باشند در ترازوی سنجش اعمال سنگین و وزین هستند، (اعمالی مانند ایمان به خدا و انواع طاعات و عبادات ) و صاحب چنین اعمالی به تناسب اعمالش در یک زندگی طیب و خوشی بسر خواهد برد، یک زندگی رضایت بخش . و به عکس ،اعمالی مانند کفر و معصیت ، اعمالی هستند که در نزد خدا قدر و منزلتی ندارند و درترازوی سنجش اعمال بی ارزش و خفیف هستند و طبیعتا صاحب چنین اعمالی ،سرانجامش سقوط به سوی اسفل السافلین است ، چون هاویه از نامهای جهنم است و به معنای سقوط می باشد و اینکه آتش جهنم را با نام هاویه توصیف کرده با آنکه آتش سقوط نمی کند، از باب مجاز عقلی است و اینکه هاویه را مادر دوزخیان نامیده از باب این است که مادر مأوای فرزند و مرجع اوست و به هر طرف برود دوباره به دامن مادربر می گردد، جهنم هم برای آنان چنین مرجعی است و در ادامه برای توصیف عظمت وفخامت امر آن آتش ، می فرماید: تو چه می دانی که آن چیست ؟ آن آتشی سوزنده وشدیدالحرارت است .


ترجمه سوره قارعه
ساعت ٢:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره قارعه

الْقارِعَةُ1مَا الْقارِعَةُ2وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَةُ3یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ۴وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ5فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازینُهُ6فَهُوَ فی‏ عیشَةٍ راضِیَةٍ7وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ8فَأُمُّهُ هاوِیَةٌ9وَ ما أَدْراکَ ما هِیَهْ10نارٌ حامِیَةٌ11

 

ترجمه آیت الله مشکینی :

(١) آن حادثه کوبنده ( گوش ها و دل ها ، و سرکوب کننده دشمنان خدا ) ،

(٢) چیست آن حادثه کوبنده و سرکوب کننده؟!

(٣) و چه چیزت آگاه کرد که آن حادثه کوبنده چیست؟ ( آن حادثه قیام قیامت است ) .

(۴) روزی که مردم همانند پروانه های پراکنده شوند.

(۵) و کوه ها همانند پشم رنگارنگ حلّاجی شده در جوّ متلاشی گردند.

(۶) اما کسی که عمل های وزن شده اش سنگین و پرارج باشد ( عقاید و اعمالش نیک باشد ) ،

(٧) پس او در یک زندگی رضایت بخش خواهد بود.

(٨) و اما کسی که عمل های موزونش سبک و بی ارج است ( عقاید و اعمالش فاسد باشد ) .

(٩) پس جایگاه و پناهگاهش هاویه است.

(١٠) و چه چیزت آگاه نمود که هاویه چیست؟

(١١) آتشی به غایت داغ و سوزان است.


ترجمه سوره تکاثر
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره تکاثر

أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ1حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ2کَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ3ثُمَّ کَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ4کَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ5لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ6ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقینِ7ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ8

 

ترجمه آیت الله مکارم شیرازی :

(١) افزون طلبی ( و تفاخر ) شما را به خود مشغول داشته ( و از خدا غافل نموده ) است.

(٢) تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید ( و قبور مردگان خود را برشمردید و به آن افتخار کردید ) !

(٣) چنین نیست که می پندارید ، ( آری ) بزودی خواهید دانست!

(۴) باز چنان نیست که شما می پندارید بزودی خواهید دانست!

(۵) چنان نیست که شما خیال می کنید اگر شما علم الیقین ( به آخرت ) داشتید ( افزون طلبی شما را از خدا غافل نمی کرد ) !

(۶) قطعاً شما جهنّم را خواهید دید!

(٧) سپس ( با ورود در آن ) آن را به عین الیقین خواهید دید.

(٨) سپس در آن روز ( همه شما ) از نعمتهایی که داشته اید بازپرسی خواهید شد!


تفسیر سوره تکاثر
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره تکاثر

أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ1حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ2کَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ3ثُمَّ کَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ4کَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ5لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ6ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقینِ7ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ8

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (الهیکم التکاثر):(مسابقه تفاخر و تکاثر شما را به خود مشغول ساخت )

(٢) (حتی زرتم المقابر):(تا آنجا که برای شمردن نیاکان خود به قبرستان رفتید)می فرماید: مباهات کردن و افتخار نمودن به کثرت اموال و نفرات ، شما را به خودمشغول نموده ، عمری را به این کار لغو گذراندید، که یک عده بگویند نفرات ما بیشتراست و عده دیگر بگویند ما بیشتریم و به این هم اکتفا نکردید تا آنکه به سر قبر مردگان خود رفته و عدد آنها را هم شمارش کردید و آنها را به عدد زنده هایتان افزودید و به آنها مباهات نمودید.

(٣) (کلا سوف تعلمون ):(نه! این اعمال سودی ندارد، بزودی خواهید فهمید)

(۴) (ثم کلا سوف تعلمون ):(نه ! تأکید می کنم بزودی خواهید دانست )

(۵) (کلا لو تعلمون علم الیقین ):(نه تأکید می کنم ، اگر به علم الیقین برسید)

(۶) (لترون الجحیم ):(آنوقت دوزخ را خواهید دید)

(٧) (ثم لترونها عین الیقین ):(و سپس آن را به عین الیقین مشاهده خواهیدکرد)

(٨)(ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم ):(و سپس در آن روز از نعیم خدا بازخواست خواهید شد)در مقام تهدید ایشان می خواهد بفرماید: نه ! هرگز این سرگرمی بیهوده سودی برایتان ندارد و شما را از اهداف مهمتان باز می دارد، و به زودی از آثار سوء این غفلت خودآگاه خواهید شد، وقتی که از زندگی دنیا منقطع شوید و مرگتان فرا برسد.سپس در مقام تأکید مجددا می فرماید: بزودی خواهید دانست ، لیکن بعضی آیه اولی را در باره زمان مرگ و دومی را در باره قیامت و هنگام بعث دانسته اند و باز باکلمه (کلا) ردع سابق را تکرار و تأکید نموده و می فرماید: اگر به علم یقینی و بدون شک و تردید حقیقت امر را ببینید، هر آینه سوگند می خورم که به زودی جحیم و دوزخ را که جزای این مباهات و مفاخره است خواهید دید، و منظور از دیدن و رؤیت در اینجا،رؤیت قلبی است که از آثار علم الیقین می باشد و این رؤیت قبلی ، قبل از قیامت برای اهل یقین حاصل می شود.در ادامه می فرماید: بزودی دوزخ را با یقین محض و به نحو عینی مشاهده می کنید که مراد از (عین الیقین ) دیدن در قیامت و بوسیله چشم ظاهر است و آنگاه می فرماید:سپس در آن روز از نعیم الهی بازخواست می شوید، توبیخ و تهدید این سوره اگر چه ظاهرا به مورد خاص تکاثر و مباهات در تعداد نفرات و اموال مربوط می شود، اما درواقع متوجه عموم مردم است ، به خصوص کسانی که سرگرم به نعمات پروردگارخودشده و تکاثر در نعمات ، آنها را از یاد صاحب نعمت بی خبر کرده و مراد از(نعیم )مطلق نعمتهاست ، اعم از نعمتهای ظاهری و باطنی ، بنابراین هرانسانی از هر نعمتی که خدا به او داده بازخواست خواهد شد،باید دانست بکاربردن نعمتها در جهت رضایت خدا(شکر نعمت )، انسان را به طاعت و بندگی می رساند(که غایت اصلی آفرینش است )،اما فراموش کردن صاحب نعمات و کفران نعمت ، انسان را به معصیت وجداشدن از هدف و غایت کمالی می کشاند و او را به گمراهی سوق می دهد، لذاسئوال ازعمل بنده ، سئوال از نعیم الهی است که به چه صورت آن را مصرف کرده ؟آیا شکرنعمت را بجا آورده یاآن را کفران نموده .


تفسیر سوره عصر
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره عصر

وَ الْعَصْرِ1إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ2إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ3

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١)(و العصر):(سوگند به عصر)

(٢) (ان الانسان لفی خسر):(که انسانها همه در خسران و زیانند)

(٣) (الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوابالصبر):(مگر افرادی که ایمان آورده و اعمال صالح بجا آورده اند و یکدیگر را به حق ، سفارش کرده و به صبر توصیه نموده اند)ظاهرا مراد از عصر، روزگار ظهور رسولخدا ص و عصر طلوع اسلام بر افق جوامع بشری و ظهور حق بر علیه باطل است ، لکن مفسران آن را به معنای عصر و آخر روز، یانماز عصر یا شب و روز و یا عصرظهور حضرت مهدی (عج ) (دانسته اند.به هر جهت می فرماید: سوگند به عصر که همانا نوع انسان در خسارت است ، و اینکه خسران نکره آورده شده برای دلالت بر عظمت خسارت و یا نوع خاصی از خسارت است که همان خسارت در نفس و اهل می باشد، همچنانکه فرمود:(ان الخاسرین الذین خسروا انفسهم و اهلیهم یوم القیامه بدرستی زیانکاران در روز قیامت کسانی هستندکه در ذات خود و اهل بیتشان خسارت دیده اند).و خسارت عبارتست از ضرر کردن در اصل سرمایه و مسلما انسانی که سرمایه عمر ونفس خود را از دست داده و کمالی بدست نیاورده و عمل صالحی انجام نداده ، درخسارتی جبران نشدنی و عظیم قرار دارد.آنگاه در مقام استثناء از فراز قبلی می فرماید: نوع انسان در خسارت است ، مگرافرادی که متصف به ایمان و عمل صالح بوده و یکدیگر را به حق و صبر سفارش می کنند که اینچنین افرادی از خسارت ایمن هستند، لذا اعتقاد حق و عمل صالح ملاک سعادت اخروی است ، و هر کس کفر بورزد، ضررش متوجه خود اوست ، چون خود رااز خیر و سعادت محروم کرده و در تجارت نفس و مال خود زیان دیده است .از ظاهر عبارت که استفاده می شود که ایمان ، شامل ایمان به خدا و همه رسولان و نیزایمان به روز جزاست و مراد از (عملوا الصالحات ) این است که آنان به همه اعمال صالح متصف هستند، پس این استثناء شامل فاسقان امت که فقط بعضی از صالحات راانجام می دهند، ولی نسبت به بعضی دیگر فسق می ورزند، نمی شود، لذا منظور ازخسران اعم از خسران کامل و یا خسران نسبی است ، یعنی کفار و معاندان همیشه مخلددر عذابند و در خسران مطلق هستند، اما فاسقان از بعضی جهات خاسرند و پس از چندصباحی که در آتش عذاب دیدند، عذابشان پایان می پذیرد و مشمول شفاعت و نظایرآن می شوند.و (تواصی )به معنای سفارش کردن است و سفارش به حق ، یعنی اینکه این افرادیکدیگر را به پیروی از حق و استقامت و مداومت در راه آن سفارش می کنند، لذاتواصی به حق عنوانی وسیعتر از امر به معروف است ، چون شامل اعتقادات و ترغیب برعمل صالح می باشد.و تواصی به صبر اعم است از سفارش به صبر در طاعت و صبر از معصیت و صبر دربرابر ناملایماتی که بواسطه قضای الهی پیش می آید، و ذکر این دومورد پس از مطلق اعمال صالح ، از باب ذکر خاص بعد از عام است که عنایت ویژه به مورد خاص را افاده می کند، بنابراین زندگی و حیات ، سرمایه انسان است که بوسیله آن اسباب تنعم و عیش خود در زندگی آخرت را فراهم می کند، پس اگر در عقیده و عمل از حق پیروی کند، به تحقیق در این تجارت سود کرده و از شر ایمن شده ، اما اگر از باطل پیروی کند، درتجارت نفس خود ضرر دیده و خود را از خیر محروم نموده و عاقبت خود را تباه کرده ، بنابراین شخص صابر، رستگار است و مؤمنین حقیقی از جهت اهتمامی که به گسترش دین خدا و ظهور سلطنت حق دارند، می خواهند در همه جا حق پیروی شود ودوام و ثبوت یابد.


ترجمه سوره عصر
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره عصر

وَ الْعَصْرِ1إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ2إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ3

 

ترجمه حجت الاسلام انصاریان :

(١) سوگند به عصر [ ظهور پیامبر اسلام ]

(٢) [ که ] بی تردید انسان در زیان کاری بزرگی است

(٣) مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند و یکدیگر را به حق توصیه نموده و به شکیبایی سفارش کرده اند.


تفسیر سوره همزه
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره همزه

وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ1الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ2یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ3کَلاَّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ4وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَةُ5نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ6الَّتی‏ تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ7إِنَّها عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَةٌ8فی‏ عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ9

 

تفسیر المیزان خلاصه :

(١)(ویل لکل همزه لمزه ):(وای بر هر عیب جوی طعنه زننده )

(٢)(الذی جمع مالا وعدده ):(همانکه مالی را جمع می کند و از شمردن آن لذت می برد)

(٣) (یحسب ان ماله اخلده ):(گمان می کند که مالش او را تا ابد از مرگ نگه می دارد)(همزه )یعنی کسی که بی جهت به دیگران طعنه می زند و عیب جویی و خرده گیری می کند(در غیاب افراد)،(لمزه ) یعنی کسی که پیش روی افراد به آنها طعنه می زند وایراد می گیرد، به هر جهت می فرماید: وای بر هر کسی که بسیار مردم را عیب گویی وغیبت می کند، همانکسی که مال ناچیز و حقیر دنیوی را جمع می کند و به شمارش آن سرگرم و خوشحال می شود، در حالی که آن مال هیچ دردی را از او دوا نمی کند، اما اوگمان می کند که مالش می تواند او را جاودان سازد(و به جهت دلبستگی که به دنیا و مال آن دارد، جاودانگی در این دنیا آرمان مطلوب اوست ).

(۴) (کلا لینبذن فی الحطمه ):(نه ! چنین نیست ، محققا او را در آتش دوزخ می افکنده شود)

(۵) (و ما ادریک ماالحطمه ):(و تو چه می دانی که آن چیست )

(۶) (نار الله الموقده ):(آتش فروزان و خردکننده خداست )

(٧) (التی تطلع علی الافئده ):(آتشی که نه تنها ظاهر جسم را می سوزاند، بلکه برباطن و جان انسان نیز غلبه می یابد)

(٨) (انها علیهم مؤصده ):(آتشی که از هر سو بر ایشان احاطه دارد و منطبق است )

) (فی عمد ممدده ):(در ستونهای بلند و کشیده شده )(حطمه ) از نامهای دوزخ است که به معنای بسیار شکننده می باشد.در مقام ردع و تخطئه پندار غلط آن انسان مالدوست و طعنه زننده ، می فرماید: چنین نیست که مالش بتواند او را جاودان نگه دارد، سوگند می خورم که او به زودی می میرد واو را در حطمه پرتاب می کنند،آنگاه در مقام تعظیم و هول انگیزی می فرماید: و تو چه می دانی که حطمه چیست ؟سپس در مقام توضیح می فرماید:(حطمه )آتش شعله کشیده و برافروخته الهی است ،همان آتشی که علاوه بر ظاهر، باطن آدمی را می سوزاند و نفس او را شعله ور می سازد،همچنانکه فرمود:(وقودها الناس و الحجاره هیزم آن آتش انسانها و سنگ است )ونفس آدمی همان مبدأ شعور و فکر اوست ، و جایگاه کفر و اعتقادات فاسد و نیتهای پلید می باشدو این آتش بر آنان منطبق است ، یعنی احدی از آنان بیرون آتش نمی ماند واز درون آن نجات نمی یابد، و آن آتش بصورت ستونهای برافراشته است و آنها را درعذاب میخکوب می کند.


ترجمه سوره همزه
ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،ترجمه سوره همزه

وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ1الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ2یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ3کَلاَّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ4وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَةُ5نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ6الَّتی‏ تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ7إِنَّها عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَةٌ8فی‏ عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ9

 

ترجمه استاد مهدی فولادوند :

(١) وای بر هر بدگوی عیبجویی ،

(٢) که مالی گرد آورد و برشمردش.

(٣) پندارد که مالش او را جاوید کرده

(۴) ولی نه! قطعاً در آتش خردکننده فرو افکنده خواهد شد.

(۵) و تو چه دانی که آن آتشِ خردکننده چیست؟

(۶) آتشِ افروخته خدا [ یی ] است.

(٧) [ آتشی ] که به دلها می رسد.

(٨) و [ آتشی که ] در ستونهایی دراز ، آنان را در میان فرامی گیرد.

(٩) و مانند ستونهای بلند زبانه کشیده است.


تفسیر سوره فیل
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مذهبی ،تفسیر سوره فیل

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحابِ الْفیلِ1أَ لَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فی‏ تَضْلیلٍ2وَ أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبابیلَ3تَرْمیهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ4فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ5

 

تفسیر المیزان _ خلاصه :

(١) (الم ترکیف فعل ربک باصحاب الفیل ):(آیا ندیدی پروردگارت با اصحاب فیل چگونه رفتار کرد؟)

(٢) (الم یجعل کید هم فی تضلیل ):(آیا نقشه های شومشان را خنثی نساخت ؟)

(٣) (و ارسل علیهم طیرا ابابیل ):(و پرندگان ابابیل را بسوی آنان نفرستاد)

(۴) (ترمیهم بحجاره من سجیل ):(تا با سنگی از جنس کلوخ بر سرشان بکوبند)

(۵)(فجعلهم کعصف ماکول ):(و ایشان را به صورت برگی جویده شده در آورند)منظور از رؤیت ، علم یافتن است ، آیه شریفه به نحو استفهام انکاری می فرماید: مگریقین نیافتی که پروردگارت چگونه با اصحاب فیل رفتار کرد؟ و سوء قصد و کیدی را که آنها در باره خانه کعبه داشتند و می خواستند آن را ویران کنند، بی نتیجه و باطل ساخت و نقشه آنان را نقش بر آب نمود و جماعات متفرق و پراکنده ای از پرندگان را بر بالای سر ایشان فرستاد و آن پرندگان اصحاب فیل را با سنگهایی از جنس کلوخ مورد هدف قرار دادند و آنان بعد از اینکه مورد اصابت قرار گرفتند، به صورت اجسادی بی روح درآمدند و سنگ ریزه ها اندرونشان را سوزانید و مانند برگ ریزشده و خرد در آمدند (که دانه آن را خورده باشند).این واقعه در سال تولد رسولخدا ص واقع شد و ماجرای آن معروف است ،ظاهراپادشاه یمن به نام ابرهه بن صباح در یمن عبادتگاهی ساخت و آن را با زر و زیورآراست و از مردم مملکت خود خواست تا به جای رفتن به حج و طواف کعبه ، آن عبادتگاه را زیارت کنند، اما مردم از زیارت آنجا خودداری کردند و به آن عبادتگاه اعتنایی ننمودند، در نتیجه ابرهه تصمیم به ویران کردن کعبه گرفت و به سوی مکه حرکت کرد و خداوند به این ترتیب کید آنان را خنثی نمود.