| نخستین همایش اعجاز قرآن برگزار می شود |
| ساعت ۱:٠٦ ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۱ کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن |
|
مدیر انجمن علمی اعجاز قرآن کریم گفت: نخستین همایش اعجاز قرآن با هدف تحقیق و رمزگشایی از ابعاد گوناگون قرآن کریم 13 اردیبهشت در دانشگاه شهید بهشتی برگزار خواهد شد. 'علیرضا طالب پور' در گفت وگو با خبرنگار معارف ایرنا افزود: نخستین همایش اعجاز قرآن درباره مباحث نظری اعجاز، اعجاز علمی قرآن، اعجاز لفظی قرآن و سیستم های قرآن در قالب مقالات تمامی محققین موضوع اعجاز قرآن برگزار میشود. وی با بیان این که اعجاز قرآن سرمایه ای برای تمام مسلمانان است، ادامه داد: در کشورهای عربی تاکنون 10 همایش در این زمینه برگزار شده و در سال های اخیر در جمهوری اسلامی ایران نیز استقبال خوبی از نشست های علمی در زمینه اعجاز قرآن شده است. طالب پور یادآورشد: تقویت ایمان مومنین و فراخوان طالبین حق و حقیقت از آثار و نتایج معجزه است و پیامبر خدا (ص) برای اثبات ادعای خود معجزه آورد که برخی با فطرت پاک ایمان می آورند و نیازی به معجزه ندارند ولی این اعجاز باعث افزایش ایمان آنان می شود. رییس همایش اعجاز قرآن همچنین گفت: انجمن علمی اعجاز قرآن زیر نظر وزارت علوم و پژوهشکده اعجاز قرآن وابسته به دانشگاه شهید بهشتی در جهت شناخت و بررسی اعجاز قرآن فعالیت می کنند و این موضوع در سال های اخیر به عنوان یک مجموعه میان رشته ای با استقبال خوب اندیشمندان و متخصصین علوم مختلف روبرو بوده است. طالب پور با بیان این که نخستین همایش اعجاز قرآن با همکاری دانشگاه و حوزه علمیه در سطح بین المللی برگزار می شود، افزود: روش برگزاری اینگونه همایش های علمی به گونه ای است که حتی کسانی که اعتقادی به قرآن و روایات ندارند، به شیوه علمی مطالب را می پذیرند. متقاضیان برای ثبت نام و حضور در این همایش، می توانند به سایت انجمن علمی اعجاز قرآن به نشانی www.miracleofguran.org مراجعه کنند. منبع : ایرنا |
|
| آیات جنگیدن در قرآن ! |
| ساعت ۱:٢۱ ق.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن |
|
در این مقاله میخواهیم آیاتی در قران که صراحت در قتل و کشتار و خشونت را دارد بررسی کنیم و ببینیم اسلامی که سراسر از رحمت و صلح و زندگیست چرا باید این دستورات خشن را بدهد و ببینیم که این دستورات بدون هیچ قید و شرطی است یا در شرائط خاص باید این دستورات اجرا شود ؟! با ما همراه باشید .
![]()
یکی از آیاتی که در بالا ذکر خیرش شد این آیه است, آیه29 سوره توبه
قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَلاَ یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتَّی یُعْطُواْ الْجِزْیَةَ عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ
با کسانی که به آنها کتاب (آسمانی) داده شده (مانند یهود و نصاری و لکن) به خدا و به روز واپسین ایمان ندارند (زیرا خدا و معادی که آنها معتقدند خدا و معاد حقیقی نیست) و آنچه را که خدا و فرستاده او (محمد صلّی الله علیه وآله در قرآن و موسی و عیسی در عهدین) حرام کرده (مانند شراب و گوشت خوک و رشوه و ربا) حرام نمیشمرند، و به دین حق (اسلام) متدین نمیگردند، مقاتله و کارزار کنید تا آنها با کمال تسلیم و ذلت به دست خویش و تحت قدرت حکومت اسلامی جزیه بپردازند.(ترجمه آیت الله مشکینی)
وظیفه ما در برابر اهل کتاب چیست؟
فقط با شرائط خاص با دشمنان بجنگید
أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّکَثُواْ أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَؤُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن کُنتُم مُّؤُمِنِینَ :
آیا با مردمی که سوگند خود را شکستند و آهنگ اخراج پیامبر کردند و آنهابر ضد شما دشمنی آغاز کردند ، نمیجنگید ? آیا از آنها میترسید ، و حال آنکه اگر ایمان آورده باشید سزاوارتر است که از خدا بترسید و بس.
در این آیه خداوند متعال اهداف و انگیزه های جنگ رو برای همه رزمندگان بیان میکند که هدف شما از جنگ و جهاد باید این اهداف باشد و اگر هدفی دیگر داشته باشید آن جهاد و جنگ دیگر خدایی نیست.
اهداف و انگیزههای جنگ
1) نَّکَثُواْ أَیْمَانَهُمْ:یعنی در صورتی شما اجازه جهاد دارید که دشمنان سوگند و پیمان خود را بشکنند و تا زمانی که پیمان شکنی نکنند مانندبقیه مسلمانان در امن و امان هستند. 2) وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ: در این قسمت یکی دیگر از اهداف جهاد را بیان میکند که دشمنان تا مادامی که نسبت به رهبران شما سوءقصد نداشته باشند میتوانند با مسالمت در کنار شما زندگی کنند.
3) وَهُم بَدَؤُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ:شما حق تجاوز و حمله به هیچ کسی را ندارید و اگر انها به شما حمله کردند شما حق دارید از خودتان دفاع کنید و در حقیقت جنگ شما تدافعی است فقط همین وقتی به این آیه هم نگاه میکنیم میبینیم که این آیه سرشار از صلح و صمیمیت حتی با دشمنان درجه یک اسلام است و به هیج وجه خداوند متعال اجازه تعرض به آنها را نمیدهد تا مدامی که پیمان شکنی نکنند و نسبت به رهبران حکومت اسلامی سوء قصد نداشته باشند و آغاز گر جنگ نباشند میتوانند در سایه حکومت اسلامی در امنیت کامل به زندگی خود بپردازند. ![]()
آیاتی که در باب کشتن و جنگیدن استاگر حرمت ماه حرام را شکستند در همان ماه حرام با آنها بجنگید الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَیْهِ به مثلِ مَا اعْتَدَی عَلَیْکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ : ماه حرام در مقابل ماه حرام است (ماههای رجب، ذو القعده، ذو الحجّه و محرم محترماند و نباید در آنها جنگید، اما اگر کسی حرمت آن را شکست و شروع به جنگ کرد، باید در همان ماه حرام با او جنگید) و همه محترمها (مانند حرم، مسجد الحرام، جان و عرض مؤمن در مقابل هماند و) قصاص دارند، پس هر که بر شما تعدّی کرد (و احترامی را شکست) شما هم به مانند آن بر او تعدّی کنید، و از خدا پروا نمایید (که از مرز مقابله به مثل تجاوز نکنید) و بدانید که خدا با پرهیزکاران است.
داستان ماه های حرامقبل از اسلام در میان عربها، هر سال چهار ماه احترام خاصّی داشت که در آن ماهها جنگ، حرام و ممنوع بود، سه ماه آنها پی درپی که عبارتند از ذیالقعده، ذیالحجّه و محرم، و یکی هم ماه رجب که جداست. پذیرش این سنت از طرف اسلاماسلام این سنّت را پذیرفت و در هر سال چهار ماه را آتش بس اعلام نمود، ولی دشمن همیشه در کمین است تا از فرصتها سوء استفاده کند و چه بسا با خود فکر کند که چون مسلمانان در این ماهها موظف به رعایت آتش بس هستند، پس به آنها حمله کنیم. این آیه میفرماید: اگر مخالفان شما در این چهار ماه به شما هجوم آوردند، شما نیز در برابرشان بایستید و در همان ماهها با آنان بجنگید و ماه حرام را در برابر ماه حرام قرار دهید. زیرا حرمت خون مسلمانان و حفظ نظام اسلامی از حرمت این ماهها بیشتر است، و هرکس حرمتها را شکست باید مورد قصاص قرار گیرد.
حرمات یعنی:(و الحرمات قصاص ). ((حرمات )) جمع ((حرمه )) به معنی چیزی است که باید آن را حفظ کرد و احترام آن را نگه داشت ، و حرم را از این جهت حرم گفتهاند که جای محترمی است و هتک آن جایز نیست ، و اعمال نامشروع و قبیح را از این جهت حرام میگویند که ممنوعیت دارد، همان گونه که در مورد حرم ، یا ماه حرام بعضی اعمال ممنوع است.
آیا در برابر ظالم باید سکوت کرد؟اسلام بر خلاف مسیحیت کنونی که میگوید: هر کس که به رخساره راست تو تپانچه زند رخساره دیگر را به سوی او بگردان . (انجیل متی ، باب پنجم شماره 39.)چنین دستوری را نمیدهد، چرا که این دستور انحرافی باعث جرأ ت و جسارت ظالم و تجاوزگر است ، حتی مسیحیان جهان امروز نیز هرگز به چنین دستوری عمل نمیکنند و کمترین تجاوزی را با پاسخی شدیدتر، که آن هم بر خلاف دستور اسلام است جواب میگویند.
نظر اسلام و قرآن در برخورد با ظلم و جنایتاسلام میگوید: در برابر متجاوز، باید ایستاد، و به هر کس حق میدهد که اگر به او تعدی شود، به همان مقدار مقابله کند، تسلیم در برابر متجاوز مساوی است با مرگ و مقاومت مساوی است با حیات ، این است منطق اسلام . جالب اینکه آیه مفهوم وسیعی دارد و منحصر به مساله قصاص در مقابل قتل یا جنایات دیگر نیست ، بلکه امور مالی و سایر حقوق را نیز شامل میشود. منافات این آیه با مساله بخشش و گذشتالبته این موضوع با مساله عفو و گذشت ، که در مورد دوستان یا افراد شکست خورده یا نادم و پشیمان صورت میگیرد، هیچ گونه منافاتی ندارد. گاهی بعضی از عوام ، تصور میکنند که معنی آیه این است ، اگر کسی فرزند دیگری را به قتل برساند، مقابله به مثل اجازه میدهد که پدر مقتول فرزند قاتل را به قتل برساند، و اگر ضربهای بر برادر او وارد کرد، او هم ضربهای بر برادر جانی وارد کند، ولی این اشتباه بزرگی است ، زیرا قرآن میگوید: شخص معتدی و تجاوزگر باید مجازات شود، (به همان اندازه مجازات شود) نه فرد بیگناه دیگر، باز مفهوم این سخن این نیست که اگر کسی خانه شخصی را آتش زد خانه او را آتش بزنند، بلکه مفهومش این است معادل قیمت خانه را از او بگیرند. ضمنا تاکیدی که در ذیل آیه در مورد تقوا ذکر شده تاکیدی است بر عدم تجاوز از حد و به تعبیر دیگر، مقابله به مثل نباید شکل انتقامجویی به خود گیرد، همان انتقامی که حد و مرزی برای خود نمیشناسد.
نتیجه گیری:همانطور که از توضیح آیه روشن شد دیدیم که در این آیه هم اسلام قرآن فقط در صورتی دستور به جنگ میدهد که تجاوز و حمله از طرف دشمنان صورت گیرد و به هیچ وجه به مسلمانان اجازه نمیدهد که با مشرکان و کافران جنگ کنند مخصوصا در ماه های حرام که احترام این ماهها واجب است و همچنین استفاده میشود که اسلام دین تجاوز و تعدی نیست ولی با این حال به هیچ وجه تجاوز و تعدی را قبول نمیکند. فرآوری : بخش قرآن تبیان منبع : تفسیر نمونه,نور.المیزان,مجمع البیان وبلاگ حافظان نور
|
|
| ارزش معنوی آیةالکرسی |
| ساعت ۱:۱٥ ق.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن |
|
درباره ارزش معنوی و عظمت روحانی آیةالکرسی روایات بسیاری از رسول اکرم ص و ائمه طاهرین علیهمالسلام برای مزید اطلاع به بعضی از آنها اشاره میشود.
![]()
1ـ بزرگترین آیه در قرآن
عن رسول اللّه ص اَنَّه قالَ: «اِنّ اَعْظَمَ آیةٍ فِی الْقُرْآنِ آیةُ الْکُرْسیّ»ترجمه: از پیامبر اسلام ص سلم نقل شده است که فرمودند: بدرستیکه بزرگترین آیه در قرآن آیةالکرسی میباشد.
2 ـ گنج آسمانی
عَنْ عَلِیٍ علیهالسلام اَنَّهُ قالَ: «لَوْ تَعْلَمُونَ مافیها لَما تَرَکْتُمُوها عَلی حالٍ اِنَّ رسولَ اللّهِ6 قال: اُعْطیتُ آیةَ الکرسیِّ مِن کَنْزِ تَحْتِ الْعَرْشِ لَم یُؤتَها نَبِیٌّ قَبْلی»
علی علیهالسلام فرمودند: اگر از آثار معنوی این آیه شریفه آگاه میبودید در هیچ حالی، آنرا ترک نمیکردید پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: آیةالکرسی از گنجینهای در زیر عرش به من عطا شده است و قبل از من به هیچ پیغمبری چنین عطائی نشده است.
3 ـ آیةالکرسی سیّد سوره بقره
عَنْ عَلِیٍ علیهالسلام قال: «سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ ص یَقُولُ یا عَلِیّ…سَیِّدُ الْکَلامِ الْقُرْآنُ وَسَیِّدُ الْقُرْآنِ الْبَقَرَةُ وسَیِّدُ الْبَقَرَةِ آیَةُ الْکُرْسِیّ یا عَلِیُّ اَنَّ فیها لَخَمْسینَ کَلِمَةً فی کُلِّ کَلِمَةٍ خَمْسَونَ بَرَکَةً»
رسول اکرم ص ضمن حدیثی به علی علیهالسلام فرمود: قرآن کلام برتر و بزرگ است و سوره بقره سد قرآن و آیةالکرسی سید بقره است سپس فرمود: در آیةالکرسی پنجاه کلمه است و در هر کلمه پنجاه برکت و خیر وجود دارد.
4ـ اثر خواندن آیةالکرسی در هر صبح
هر کس صبح یک مرتبه آیةالکرسی را بخواند خداوند متعال یک ملک مُوَکِّل فرماید که تا شام او را از بلیّات محافظت کند و چون دو مرتبه بخواند دو ملک مُوَکِّل فرماید و چون سه مرتبه بخواند سه ملک مأمور فرماید و چون چهار بار بخواند چهار ملک موکل فرماید که او را از بلیّات نگاهدارند تا شام و چون پنج مرتبه بخواند خطاب شود که واگذارید او را که من خودم نگاهداری مینمایم همچنین اگر شام قرائت نماید تا صبح از بلاها محفوظ میماند.
5 ـ ثواب آیةالکرسی در نماز مستحبی
قال ابو عبداللّه علیهالسلام : «مَنْ قَرَأَ قل هُوَ اللّهُ اَحَدٌ وَاِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَآیَةَ الکُرْسیِّ فی کُلِّ رَکْعَةٍ مِنْ تَطّوُّعِهِ فَقَدْ فَتَحَ اللّهُ لَهُ بِاَفْضَلِ اَعْمالِ الاْدَمیّینَ اِلاّ مَنْ اَشْبَهَهُ فَزادَ عَلَیْهِ»امام صادق علیهالسلام فرمود: هر کس در هر رکعت از نماز مستحب خود سوره قل هو اللّه احد وانا انزلناه و آیة الکرسی را بخواند خداوند او را موفق به افضل اعمال انسانها نموده است. مگر آن کسی که شبیه او کند و از او زیادتر بخواند.
6 ـ آیة الکرسی برتر قرآن شریف
عن الصّادِقَ علیهالسلام قال: «اِنَّ لَکُلِّ شیءٍ ذِرْوَةٌ وَذِرْوَةُ الْقُرْآنِ آیَةُ الکُرْسِیِّ»
امام صادق علیهالسلام فرمودند: برای هر چیز فرد برتر و نقطه اعلا وجود دارد و آیة الکرسی اعلا و برتر قرآن شریف است.
«فضیلت آیت الکرسی را میدانید ؟ در دائرة المعارف تشییع 1 درباره«آیه الکرسی» آمده است: در قرآن مجید، دو آیه هست که احادیث بسیاری در بیان عظمت آنها از رسول اکرم (صلی الله علیه و آ له) و ائمه اطهار وارد شده است، این دو آیه عبارتند از: آیه نور و آیة الکرسی.
ابوالفتوح رازی مینویسد: ابی بن کعب گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و آ له) پرسید: کدام آیت در کتاب خدا عظیمتر است یا ابا المنذر؟ من گفتم: خدا و رسول او اعلماند، دوباره پرسید تا سه بار، من گفتم: خدا و پیغمبرش اعلماند، در آخرین مرتبه گفتم: آیتالکرسی؟ رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) دست بر سینه من نهاد و گفت: «هنیئاً لک یا ابا المنذر». نیز مینویسد: امام علی (علیهالسلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل کرده است: قرآن والاترین کلامهاست و سوره بقره، سرور قرآن و آیة الکرسی سرور سوره بقره. در آیة الکرسی پنجاه کلمه است و در هر کلمه پنجاه برکت. ملاصدرا در مقدمه تفسیری که درباره آیة الکرسی نوشته خبری به این مضمون نقل میکند که اسم اعظم الهی در آیة الکرسی و اوّل سوره آل عمران است، ملاّ فتح اللّه کاشانی بیست حدیث در فضیلت آیه الکرسی نقل میکند از جمله مینویسد: امیرالمؤمنین (علیهالسلام) روایت کرده که رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) را دیدم که بر بالای منبر فرمود: هر که آیة الکرسی را در عقب هر نماز واجب بخواند هیچ چیز او را از بهشت منع نکند و بر این مواظبت نکند مگر صدّیقی یا عابدی. «کرسی» به تعبیر قرآن مجید، کما بیش مانند عرش است به این معنا که هر دو، دو معنی دارند: یکی تخت و سریر و دیگری علم و عظمت و قدرت الهی و کرسی در آیه الکرسی به همین معنای اخیر است.
«آیة الکرسی» آیه 255 سوره بقره است که اوّل آن «اللّه لا اله الاّ هو…» و آخر آن«و هو العلی العظیم» میباشد، ولی در قرون اخیر دو آیه بعدی را که از «لا اکراه فی الدین … » شروع و به «هم فیها خالدون» ختم میشود را جزو آن گرفتهاند؛ امّا چون در احادیث اشاره به «پنجاه کلمه» و «یکصد و هفتاد حرف» شده، نیز با توجّه به اینکه «کرسی» در همان آیه 255 سوره بقره آمده و معنای این دو آیه موقوف بر هم نیست؛ لذا صحیح آن است که همان آیه را به تنهایی آیة الکرسی به حساب آوریم. در بحارالانوار هم در حدیثی که از امالی شیخ طوسی نقل میکند، تصریح دارد که حضرت علی(علیهالسلام) آیة الکرسی را از «الله لا اله …» آغاز و به «هو العلی العظیم» ختم کرد. علامه طباطبایی در جلد دوم تفسیر المیزان درباره آیه الکرسی میفرماید: ![]()
آیة الکرسی،از صدر اسلام مشهور بوده، در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و حتی از زبان آن جناب به این نام بیان میشد، همچنان که این نامگذاری در روایات وارده از آن جناب و از اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و از صحابه به چشم میخورد و این احترام،بدون جهت نبوده، بلکه به خاطر معارف دقیق و لطیفی است که در این آیه آمده و آن عبارت است از: توحید خالصی که جمله «اللّه لا اله الا هو…» بر آن دلالت دارد و همچنین «قیمومیت مطلقهای» که در آن آمده و ….«المیزان» واژه «کرسی» را این گونه معنا میکند: کرسی از ماده(ک ـ ر ـ س) گرفته شده که به معنای وصل کردن اجزای ساختمان است و اگر تخت را کرسی خواندهاند به این جهت بوده که اجزای آن به دست نجّار ـ اگر چوبی باشد ـ و بسیاری از مواقع این کلمه را کنایه از مُلک و سلطنت میگیرند و میگویند: فلانی از کرسی نشینان است، یعنی او قدرت وسیع دارد و منطقه تحت نفوذ او گسترده است. در کتاب قاموس قرآن ـ که فرهنگ واژههای قرآنی است ـ درباره آیه الکرسی آمده است: آیه 255 سوره بقره مشهور به آیة الکرسی است و از صدر اسلام، حتی در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) چنان که از روایات شیعه و سنی برمیآید به این نام معروف شده است، این آیه، توحید خالص و قدرت و قیمومیت خداوند را در جهان به بهترین وجهی روشن و بیان میکند، توجّه به الفاظ و معانی آن از توضیح بیشتر بینیاز میکند و چون دارای این مقام و عظمت است؛ لذا درباره حفظ و خواندن و توجّه به معانی آن بیشتر توجّه شده و فضائلی درباره آن نقل گردیده است.
احادیثی درباره فضیلت آیة الکرسیامام صادق (علیهالسلام) فرمود: برای هر چیزی اوجی میباشد و اوج قرآن، آیه الکرسی است، هر که یک بار آن را بخواند خداوند هزار ناگواری، از ناگواریهای دنیا و هزار ناگواری از ناگواریهای آخرت را از او بگرداند که آسانترین ناگواری دنیا، فقر، و سهلترین ناگواری آخرت، عذاب قبر است و من به امید رسیدن به آن مقام آن را میخوانم.همچنین آمده است که شیخ طوسی در کتاب آمالی خود آورده که گفته است: راوی میگوید از حضرت علی (علیهالسلام) شنیدم که میفرمود: باور نمیکنم که کسی اسلام را فهمیده و یا در اسلام متولد شده باشد و سیاهی شب را به صبح پیوند زند و این آیه را نخواند، عرض کردم منظور از سیاهی شب چیست؟ فرمود: یعنی نیمه شب، آن گاه فرمود: اگر بدانید این آیه چیست و یا در این آیه چیست، در هیچ حالی آن را ترک نخواهید کرد. برترین آیهاباذر در جلسهای از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) پرسید: برترین و فاضلترین آیهای که بر شما نازل شده است کدام است؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: آیة الکرسی! زیرا در آن آیه کریمه، کلمه شریفه: «حی، قیوم» ذکر شده است. اگر چه سوره «فاتحة الکتاب» افضل سورهها و «عصاره قرآن» است؛ ولی این منافات ندارد که «آیة الکرسی» افضل آیهها باشد، زیرا یکی مربوط به سوره است و دیگری مربوط به آیه.
خواندن آیة الکرسی بعداز نمازپیامبر فرمودند: هر کس آیة الکرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شکافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیة الکرسی نظر رحمت افکند و فرشته ای را بر انگیزد که از آن زمان تا فردای آن کارهای خوبش را بنویسد و کارهای بدش را محو کند. رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: یا علی بر تو باد به خواندن آیه الکرسی بعد از هر نماز واجب. زیرا به غیر از پیغمبر و صدیق و شهید کسی به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمی کند و هر کس بعد از هر نماز آیة الکرسی را بخواند به جز خداوند متعال کسی او را قبض روح نمی کند و مانند کسی باشد که همراه پیامبران خدا جهاد کرده تا شهید شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت می شود و به جز انسان صدیق و عابد کسی بر خواندن آیة الکرسی مواظبت نمی کند. در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است: " هر کس آیة الکرسی را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بیچارگی در امان شود و رزق او وسعت یابد و خداوند به او از فضل خودش مال زیادی بخشد." رسول اکرم فرمودند : هر کس آیة الکرسی را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق می گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگه دارد. خداوند به موسی بن عمران وحی فرمود: کسی که بعد از نماز واجبش آیة الکرسی بخواند خداوند متعال به او قلب شاکرین – اجر انبیا و عمل صدیقین را عطا فرماید و چیزی جز مرگ از داخل شدن او به بهشت جلوگیری نمی نماید. مداومت نمی نماید به آن مگر پیامبر یا صدیق یا کسی که از او راضی شده ام و یا شخصی که شهادت را روزی او می نمایم. فرآوری : بخش قرآن تبیان منابع : سایت حریم قرآن سایت پرسمان
|
|
| هشدارهای قرآن برای جاده موفقیت |
| ساعت ٥:٢٠ ب.ظ روز سهشنبه ٦ دی ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن |
|
جاده موفقیت جاده ای بسیار شگفت انگیز است ،جاده ای پر پیچ و خم شاید مانند جاده چالوس در ایران که هر کسی نمیتواند این جاده را تا آخر طی کند و به خط پایان برسد . این جاده مملو است از علامتهایی که به ما راه موفقیت را نشان میدهد ، جاده ای که هر کسی سعی دارد در آن ادعا کند که تابلوها و علامتهای من میتواند شما را به مقصد و هدف که همان موفقیت است برساند .
![]()
انسان در این جاده عجیب و غریب که هزاران تابلو و علامت رنگارنگ در آن به چشمک میزند مات و مبهوت میماند که به راستی کدام یک از اینها میتواند ما را به هدف برساند ،چون راه و جاده موفقیت بسیار طولانی است و نمیتوان در طول یک زندگی چندین جاده را تجربه کرد . عده ای بدون اینکه کوچکترین تاملی کنند تنها با حدس و گمان یکی از این جادهها را انتخاب میکنند و دل را به دریا میزنند اما برای بقیه افراد که هنوز ابتدای جاده هستند مثل روز روشن است که آنها به ناکجا آباد میروند و هیچ گاه به انتهای جاده موفقیت نمیرسند . همه مات و مبهوت هستند که کدام جاده میتواند آنها را به کلبه موفقیت برساند ، همه دست به دعا بر میدارند و از خداوند میخواهند که : (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ : به راه راست ما را راهبر باش) (الفاتحة : 6) همه منتظرند که کسی آنها را راهنمایی کند که ناگاه صدایی همه جا را فرا میگیرد , همه سکوت میکنند و به ناگاه همه میشوند: (وَ أَنَّ هذا صِراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ: و [بدانید] این است راه راست من؛ پس، از آن پیروی کنید. و از راهها[ی دیگر] که شما را از راه وی پراکنده میسازد پیروی مکنید. اینهاست که [خدا] شما را به آن سفارش کرده است، باشد که به تقوا گرایید.( الأنعام : 153) همه مطمئن میشوند که راه موفقیت از کجاست و باید کدامین جاده را برای شروع یک سفر پر خطر آماده کنند همه می دانند که پر خطر است و همه می دانند چیزهای زیادی باید در این سفر به یاد داشته باشند اما با این حال عده ای با اینکه می دانند جاده موفقیت همان جاده ای است که از آن ندا دهنده شنیدند باز با لجبازی کامل میگویند ما هر گز پا به این جاده نمیگذاریم و جاده های دیگر را که که هرگز به کلبه موفقیت نمیرسد را انتخاب میکنند:
(و إِنْ یَرَوْا سَبیلَ الرُّشْدِ لا یَتَّخِذُوهُ سَبیلاً وَ إِنْ یَرَوْا سَبیلَ الغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبیلاً ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ کانُوا عَنْها غافِلینَ: و اگر راه صواب را ببینند آن را برنگزینند، و اگر راه گمراهی را ببینند آن را راه خود قرار دهند. این بدان سبب است که آنان آیات ما را دروغ انگاشتند و غفلت ورزیدند.) (الأعراف: 146) اما آن عده که خود را برای شروع سفر آماده کردند باید هشدارهایی را بشنوند ، هشدارهایی که میتواند آنها را در پیمودن این جاده بسیار کمک کند: 1) رانندگی در این جاده بدون راهنما ممکن نیست : (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ وَ جاهِدُوا فی سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ: ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا پروا کنید؛ و به او [توسل و] تقرب جویید؛ و در راهش جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.)(المائدة: 35) که در روایات اسلامی، اهل بیت علیهم السلام همان ریسمان محکم و وسیلهی تقرّب به خداوند هستند.(هم العروة الوثقی والوسیلة الی اللّه) (سفینة البحار، ج10، ص 295)
2)ممکن است جاده بسته باشد : هشدار بعدی این است که در بعضی مواقع گاهی جاده بسته میشود و عده ی زیادی میخواهند نگذارند شما به پایان خط برسید؛ عده ای مانند شیطان که قسم یاد کرده است: قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیمَ: گفت: «پس به سبب آنکه مرا به بیراهه افکندی، من هم برای [فریفتن] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست. (الأعراف: 16)
3)به دوستانتان در سفر کمک کنید: اگر میخواهید تا آخر جاده برسید چاره ندارید جز اینکه همراه و کمک کار هم باشید و در مشکلات و سختیهای سفر به همدیگر کمک کنید وگرنه هر گز به پایان خط نمیرسید ، چون پیمودن این جاده بدون کمک و یاری ممکن نیست : (وَ أَنْفِقُوا فی سَبیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ: و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، و نیکی کنید که خدا نیکوکاران را دوست میدارد.) ( بقره 195) ![]() 4)تلاش و استقامت داشته باشید : (إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أُولئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ : آنان که ایمان آورده، و کسانی که هجرت کرده و راه خدا جهاد نمودهاند، آنان به رحمت خدا امیدوارند، خداوند آمرزنده مهربان است.) ( البقرة : 218)
5)با مشکلات و سختیها مقابله کنید و ناامید نشوید : عده زیادی میخواهند شما به پایان جاده نرسید با هر کسی که میخواهد مانع شما شود و شما را با حرفهای گوناگون ملامت کند که چرا این راه را انتخاب کردید به سختی مقابله کنید و هرگز ناامید نشوید و بدانید که پیروز میشوید: (یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیم :در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ ملامت گری نمیترسند. این فضل خداست. آن را به هر که بخواهد میدهد، و خدا گشایشگر داناست.)( المائدة : 54)
6)عده ای در راه موفقیت کشته میشوند: عده ای برای اینکه دیگر افراد بتوانند به راحتی جاده موفقیت را طی کنند در این راه کشته میشوند : (وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ: و اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، قطعاً آمرزش خدا و رحمت او از [همه] آنچه [آنان] جمع میکنند بهتر است. (آل عمران 157) اما این افراد نیز در حقیقت به پایان جاده رسیدهاند و طعم واقعی موفقیت را درک میکنند : (وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ : هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند، مرده مپندار، بلکه زندهاند که نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.) ( آلعمران : 169) 7)هر تلاشی در این راه بی نتیجه نمیماند: (فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لا أُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذینَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أُوذُوا فی سَبیلی وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تحتها الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ :پس، پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد [و فرمود که:] من عملِ هیچ صاحب عملی از شما را، از مرد یا زن، که همه از یکدیگرید، تباه نمیکنم؛ پس، کسانی که هجرت کرده و از خانههای خود رانده شده و در راه من آزار دیده و جنگیده و کشته شدهاند، بدی هایشان را از آنان میزدایم، و آنان را در باغ هایی که از زیر [درختان] آن نهرها روان است درمیآورم؛ [این] پاداشی است از جانب خدا و پاداش نیکو نزد خداست) (آلعمران : 195)
8)عده ای در میانه راه منحرف میشوند: (وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدی وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبیلِ الْمُؤْمِنینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّی وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیراً : و هر کس، پس از آنکه راه هدایت برای او آشکار شد با پیامبر به مخالفت برخیزد، و [راهی] غیر راه مؤمنان در پیش گیرد، وی را بدانچه روی خود را بدان سو کرده واگذاریم و به دوزخش کشانیم، و چه بازگشت گاه بدی است.) (النساء : 115) عده ای دروسط جاده دیگر نمیخواهند گوش به حرف راهنمای سفر بدهند و به تعبیری ساز مخالف میزنند که این عده نیز نصیبی از موفقیت نخواهند برد .
خلاصه کلام اینکه ؛هر کسی ادعا میکند که میتواند راهنمای شما برای موفقیت باشد ،اگر میخواهید قدم در این جاده پرپیچ و خم بگذارید ابتدا باید بهترین راهنما را که همان نسخه های طلایی قرآن است را انتخاب کنید و بعد به تمام توصیهها و هشدار های آن در طول مسیر کاملا گوش فرا دهید تا شما هم جزء آن دسته از افراد باشید که به انتهای جاده رسیدند و موفقیت واقعی را در زندگی خود تجربه کردهاند کسانی که به فرموده خداوند متعال رستگاران واقعی هستند : (أُولئِکَ عَلی هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ:آنانند که از جانب پروردگارشان از هدایت برخوردارند، و ایشانند که رستگارانند.) (لقمان : 5) امین ادریسی بخش قرآن تبیان |
|
| معرفی برخی از شخصیت ها در قرآن |
| ساعت ٥:۱٦ ب.ظ روز سهشنبه ٦ دی ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن |
|
نام چه کسانی در قرآن ذکر شده؟ در قرآن شریف، هم نام بهترین ها به میان آمد و هم نام بدترین ها تعداد این ها هم زیاد می باشد. در این مختصر به تعدای از آن ها اشاره می شود.
![]()
1. آدم: که در قرآن کریم به عنوان اولین انسان از نسل انسانهای فعلی معرفی شده و به عنوان آدم ابوالبشر شناخته شد. در سورههای بقره، اعراف، انبیا، حجر، طه، ص، بنی اسراییل، کهف در محورهای زیر سخن به میان آمد: الف. آفرینش آدم؛ ب. سجده فرشتگان و اعراض ابلیس؛ ج. فریب آدم توسط ابلیس و رانده شدن از بهشت؛ د. توبه آدم. 2. آذر: در آیه 72 سوره انعام نام او آمده است. در مورد این که آذر چه کسی بود؟ اختلاف نظر وجود دارد. برخی میگویند نام پدر ابراهیم ـ علیه السّلام ـ آذر بوده. برخی دیگر بر این باورند که آذر نام عموی ابراهیم بوده که بعد از مرگ پدرش سرپرستی ابراهیم را بر عهده داشته. حکایت مجادله ابراهیم با پدرش در شش سوره نقل شده: سوره مریم، آیات 41 تا 50؛ سوره انبیا، آیات 51 و 52؛ و سورههای شعرا، صافات، زخرف، و ممتحنه. 3. ابراهیم: در بین پیامبران اولوالعزم داستان ابراهیم در 21 سوره از قرآن در حول محورهای زیر بررسی شده: مجادله ابراهیم با آذر، دشمنی او با بتها و شکستن بتها، داستان به آتش افکندن ابراهیم توسط نمرود و... . 4. ابلیس (شیطان): در بسیاری از آیات قرآن داستان ابلیس مورد اشاره قرار گرفت که اهم آن در مورد اعلام مخالفت با دستور خداوند و دشمنی با انسان میباشد. 5. ابولهب: کنیه یکی از عموهای پیامبر که نامش عبدالعزّی بوده که یکبار در سوره مَسَد نام او آمده است و همسر او ام جمیل خواهر ابوسفیان بود.[1] 6. احمد:اسمی از اسامی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ که یکبار در قرآن مجید در سوره مبارکه صف آیه 16 آمده است.
7. ادریس: نام یکی از پیامبران است که نام مبارکش دو بار در قرآن کریم آمده: آیه 75 سوره مریم، آیه 85 سوره انبیاء. 8. اسحاق: در قرآن کریم راجع به بشارت تولد اسحاق به ابراهیم، آیاتی وجود دارد و نام او در ردیف انبیاء ذکر شده است. 9. اسراییل: لقب یعقوب ابن اسحاق، که نام او با این عنوان یک بار در آیه 77 آل عمران یاد شده است، بنی اسراییل از نوادگان یعقوب هستند که همه اسباط دوازده گانه را شامل میشود زیرا او دوازده فرزند داشت که بنی اسراییل نوادگان اویند.[2] 10: اسماعیل: در قرآن مجید نام اسماعیل 11 بار تکرار شده که میتوان به قضیه بشارت تولد اسماعیل به ابراهیم و دستور قربانی او و قضیه بنای کعبه و کمک به ابراهیم در سورههای بقره، ابراهیم، انعام، مریم و صاد اشاره کرد. 11. الیاس: دو بار نام این پیامبر در قرآن کریم ذکر شده: الف. انعام، آیه 85؛ ب. صافات، آیه 13. 12. الیسع: نام او هم دوبار در قرآن کریم ذکر شده: انعام، 86؛ ص، 48. 13. ایوب: در لغت عبری به معنای بازگشت کننده میباشد، در قرآن مجید گویا به این معنا لحاظ شده. از ایوب 4 بار در قرآن کریم سخن به میان آمده که قرآن کریم او را به خاطر صبر و شکیبایی در برابر آزمایشات الهی میستاید و او را دارای عزم و اراده عالی میداند. 14. تبّع: در دو مورد در قرآن مجید به این واژه بر میخوریم: دخان، 36؛ قاف، 13. در این که مراد از تبّع چیست؟ اختلاف نظر وجود دارد. علامه طباطبایی (ره) میفرماید: تبع از پادشاهان بود که در یمن میزیسته و نام او اسعد ابوکرب بوده.[3] امّا تفسیر نمونه اذعان میدارد که تبع یک لقب عمومی برای پادشاهان یمن بوده، مانند کسری برای سلاطین ایران، ولی ظاهر این است که قرآن در خصوص یکی از پادشاهان یمن سخن گفته است.[4] 15. جالوت: در آیات 247 الی 252 بقره. قضیه کشته شدن جالوت به دست داود مورد بررسی قرار گرفته است. 16. جبرئیل: ملک مقرب الهی و واسطه وحی. نام جبرییل سه بار در قرآن کریم آمده: بقره، 90 ـ 91؛ تحریم آیه ، 4. صفات جبرئیل در قرآن: 1. روح القدس در سوره نحل؛ 2. روح الامین در آیه 193 شعراء؛ 3. شدید الغوی در سوره نجم؛ 4. روح الامین در سوره مبارکه شعراء. ![]()
17. حضرت داود: نام این پیامبر 16 بار در قرآن مجید ذکر شده که محورهای بحث قرآن در مورد داود عبارتند از: 1. پیروزی داود برجالوت و کشته شدن جالوت توسط داود (بقره / 252). 2. مقام داود: به حضرت داود کتاب آسمانی داده شده و از انبیاست آیات 161 نساء و 57 انبیاء گویای آن است. 3. طبق آیه 75 از سوره انبیاء پرندگان و کوهها در تسخیر داود بودند واز صدای خوشی برخوردار بود. 4. بنابر آیه 80 از سوره انبیاء و آیه 12 از سوره سبá خداوند آهن را برای داود نرم ساخت و به او صفت زره سازی آموخت. 5. آزمایش شدن داود، سوره ص، آیه 16 ـ 25. 18. ذو القرنین: نام ذوالقرنین سه بار در قرآن کریم ذکر شده است. در این که ذوالقرنین نام چه کسی بوده است؟ در بین علما اختلاف وجود دارد. که مشهورترین نظریه آن است که ذوالقرنین همان (کورش کبیر) پادشاه هخامنشی میباشند. سرگذشت ایشان در سره کهف، آیه 82 ـ 96 مطرح شد. 19. ذو الکفل: دو بار در قرآن مجید آمده: انبیا، 85؛ ص، 48. در قرآن مجید راجع به سرگذشت ذو الکفل چیزی بیان نشده جز آن که بعضی از مفسرین آیات 244 ـ 245 از بقره را مربوط به او دانستهاند، لکن باتوجه به این که در سوره انبیاء و ص نام او در ردیف انبیاء قرار گرفته میتوان گفت که او از انبیا است. 20. زکریا: سرگذشت حضرت زکریا در چهار سوره 1. آل عمران، 37 ـ 38؛ 2. انعام، 85؛ 3. مریم، 2 ـ 7؛ 4. انبیاء، 89 ذکر شده است. 21.زید ابن حارثه: پسر خوانده پیامبر در آیه 37 از سوره مبارکه احزاب به قضیه طلاق همسرش و ازدواج پیامبر با همسرش اشاره شده است. 22. لفظ سامری: این لفظ سه بار در سوره طه در قرآن مجید ذکر شده و داستان وی بر حسب قرآن مجید از این قرار است که: موسی برای گرفتن تورات به مدت چهل روز به کوه طور رفت، سامری از این غیبت استفاده کرده و قوم موسی را فریفت و برای آنها مجسمهای به صورت گوساله ساخت و در درون آن لولههایی تعبیه کرد که وقتی باد از آن لولهها میگذشت بانگی شبیه بانگ گاو تولید میشد.[5] 23. سلیمان بن داود:نام سلیمان هفده بار در قرآن کریم ذکر شده که در سورههای بقره، نساء، انعام، انبیا، نمل، سبأ و ص میباشد. طبق فرموده قرآن کریم همه چیز حتی جن و شیاطین در تسخیر او بودند.
24. شعیب: نام او ده بار در خلال سورههای اعراف، هود، شعراء، عنکبوت ذکر شده، در سوره حفص آیات 22 ـ 28 قضیه ازدواج موسی ـ علیه السّلام ـ با دختر شعیب و پناه بردن موسی به او ذکر شده است. 25. صالح: نام حضرت صالح 8 بار در قرآن مجید آمده: اعراف، 71 ـ 75؛ هود، 3؛ شعراء، 146؛ نمل، 46؛ معجزه صالح ـ علیه السّلام ـ ناقه او بوده و داستان ناقه صالح در آخر سوره شمس بدون ذکر نام آن حضرت آمده است. 26. فرعون: فرعون علم جنس و لقب پادشاهان مصر قدیم میباشد. پس از فتح مصر تو کمبوجیه پادشاه ایران 26 سلسله از پادشاه بر مصر حکومت کردند که هر یک از افراد آن سلسلهها را فرعون و مجموعه آنها را فراعنه مینامیدند. لکن در تاریخ سه تن از فراعنه معروفند: 1. فرعون زمان حضرت یوسف که در تاریخ و تفاسیر اسلامی به (ریان بن ولید) نامیده شده. 2. فرعون که در زمان تولد حضرت موسی می زیسته، که در تاریخ اسلامی به (قابوس بن مصعب) معروف میباشد. 3. فرعون زمان خروج حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ که در تاریخ با نام ولید بن مصعب ذکر شده. وی در سال 1419 قبل از میلاد میزیسته و بعد از پدر خود رامسس دوّم به پادشاهی رسید.[6] 27. طالوت: نام طالوت در آیات 248 ـ 252 از سوره بقره و سرگذشت او در این آیات ذکر شده است. طالوت را مفسرین لقب شاؤول نخستین پادشاه بنی اسراییل دانستهاند. و گفته طالوت به علت طول قد به طالوت ملقب شده است. 28. عزیز: نام عزیز فقط یک بار در قرآن مجید در سوره توبه آیه 31 آمده است. برخی از مفسرین قضیهای را که در آیه 261 بقره یادآوری شد به عزیز نسبت دادهاند. برخی نیز حکایت آیه 244 بقره را به او منسوب میدانند.[7] 29. عمران: در قرآن مجید پدر مریم معرفی شده است و در سوره تحریم خداوند تصریح مینماید که مریم فرزند عمران است. نام عمران در سوره آل عمران آیه 21 ـ 30 و تحریم آیه 12 آمده است. ![]()
30. عیسی: یکی از پیامبران اولوالعزم است و نام او در قرآن به دو عنوان ذکر شده است: 1. به عنوان عیسی 25 بار؛ 2. به عنوان مسیح ده بار. که در سراسر این قضایا که مربوط به او میباشند به تولد او و معجزات و پیشگویی او اشاره شده امّا در آیه 48 آل عمران و 156 نساء تصریح دارد که عیسی نمرده و زنده است و بر عقیده به صلیب کشیده شدن او خط بطلان کشید. 31. قارون: نام او چهار بار در قرآن آمده که سه بار صرفاً نامی از او برده شده امّا در سوره قصص آیه 76 ـ 82 سرگذشت او نیز ذکر شده و نیز متذکر میشود که قارون از قوم موسی بود. 32. لقمان: نام او در سورهای به همین نام او و در آیات 11 و 12 آمده است. روایات تصریح دارد که او انسان شایستهای بود ولی پیامبر نبود. 33. لوط: نام او بیست و سه بار در خلال سورههای اعراف، حجر، انبیاء و... ذکر شده. بنابر آیات قرآن لوط به ابراهیم ایمان آورد و خود هم رتبه رسالت داشته. عذاب بر قوم اونازل شده و همسر او هم جزء معذبین بوده. 34. محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ: آخرین پیامبر الهی، نام مبارکش در چهار سوره: آل عمران، 136؛ احزاب، 4؛ محمد، 2؛ فتح، 29؛ بنابر آیه 79 از سوره اسراء صفت محمود را نیز میتوان برای آن حضرت ذکر کرد. آن حضرت در سال عام الفیل متولد شد. در چهل سالگی به پیامبری رسید. سیزده سال از رسالت را در مکه و ده سال را در مدینه گذراند و در سال دهم هجری وفات یافت. 35. مریم: در قرآن مجید کراراً عیسی را فرزند مریم میداند و او را بدون پدر معرفی میکند، در قرآن مجید 31 بار نام مری ذکر شده،لازم به ذکر است که مریم دختر عمران خواهری دارد به نام ایشاع که فرزند او حضرت یحیی نیز پیامبر هست. علی هذا حضرت عیسی و یحیی پسرخاله هستند و حضرت ذکریا شوهر خاله عیسی بوده است.[8] 36. موسی: صاحب شریعت و فاتح و منجی یهود است که بین قرن 13 ـ 15 قبل از میلاد ظهور کرده، نام موسی 13 بار در قرآن مجید آمده و وقایع زندگی او بیش از سایر پیامبران در قرآن آمده است. 37. مکیال: فرشته مقرب الهی که یهود و نصاری آن را میشل مینامند، نامش در آیه 98 بقره ذکر شده است. 38. نوح: اولین پیامبر اولو العزم که در قرآن کریم برای او عمری طولانی ذکر شده است، نبوت 950 سال طول کشید. قوم او به خاطر عدم ایمان عذاب شدند، همسر و فرزند او هم جزء عذاب شدگان بودند. 39. هاروت و ماروت: در آیه 102 سوره بقره به سرگذشت این دو فرشته اشاره شده که در سرزمین بابل سحر و جادوگری به اوج خود رسیده بود و باعث ناراحتی و ایذاء مردم شده بود، خداوند این دو فرشته را مأمور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیاموزند.[9] 40. هارون:برادر بزرگتر حضرت موسی است که نام او 20 بار در خلال سرگذشت موسی ـ علیه السّلام ـ ذکر شده با توجه به مفاد آیاتی از قرآن مجید هارون بواسطه فصاحتی که داشت به درخواست حضرت موسی به یاری و همکاری او مأمور شد. در قصة دعوت فرعون و سامری به این قضیه اشاره شده است.
41. هامان: نام هامان شش بار در قرآن مجید مذکور است. چهار بار نام او پس از نام فرعون قرار گرفته و به تبه کاری او در زمین و هلاکت و غرق شدن او اشاره شده به موجب آیاتی از سوره قصص فرعون به هامان دستور میدهد تا برای او قصر بلندی بسازد تا از فراز آن بر خدای موسی دست یابد. 42. هود: پیامبری معرفی شده که بر قبیله عاد مبعوث گردید. در سوره الحاقه به سرگذشت او اشاره شده است. 43. یحیی:نام حضرت یحیی 5 بار در قرآن مجید ذکر شده، در آیه 13 از سوره مریم و آیه 34 از سوره آل عمران به نبوت او تصریح شده است. در نزد مسیحیان یحیی پسر خاله عیسی ـ علیه السّلام ـ بود، و به داستان تولد او و دعای زکریا در قرآن اشاره شده است.
44. یوسف:نام حضرت یوسف 26 بار در قرآن ذکر شده که سورهای نیز با این نام از طرف خداوند نازل شده. در آیه 84 انعام وی در ردیف انبیاء عظام قرار گرفته و در سورة مؤمن برسالت او تصریح شده است. 45. یونس: در قرآن مجید نام یونس چهار بار ذکر شده است که در سوره صافات و سوره قلم به سرگذشت او اشاره شده است. در سوره انبیاء به عنوان ذوالنون از او یاد شده است. نام او به عنوان نام یکی از سوره ها هم درج شده است.
پی نوشت ها : [1] . خزائلی، محمد، اعلام قرآن، تهران، انتشارات امیر کبیر، 1371، ص 120. [2] . همان، ص 121. [3] . المیزان، ج 18، ص 148. [4] . تفسیر نمونه، ج 21، ص 195. [5] . اعلام قرآن، ص 385 ـ 389. [6] . اعلام قرآن، ص 482. [7] . همان، ص 457. [8] . اعلام قرآن، ص 589. [9] . نمونه، ج 1، ص 374. گردآوری : بخش قرآن تبیان منبع :اندیشه قم |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : مقام معظم رهبری : حقیقت این است که ما هنوز از قرآن خیلى دوریم و خیلى فاصله داریم. دلهاى ما باید قرآنى بشود. جان ما باید با قرآن انس بگیرد. اگر بتوانیم با قرآن انس بگیریم، معارف قرآن را در دل و جان خودمان نفوذ بدهیم، زندگى ما و جامعهى ما قرآنى خواهد شد. پروفایل مدیر : مهدی |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
|
|
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


















