ترجمه سوره اعراف ( از آیه 21 تا آیه 40 )
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن ،ترجمه سوره اعراف
وَ قاسَمَهُما إِنِّی لَکُما لَمِنَ النَّاصِحینَ21فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَکُما عَنْ تِلْکُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَکُما إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُما عَدُوٌّ مُبینٌ22قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ23قالَ اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حینٍ24قالَ فیها تَحْیَوْنَ وَ فیها تَمُوتُونَ وَ مِنْها تُخْرَجُونَ25یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ26یا بَنی‏ آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ27وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَیْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ28قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ وَ أَقیمُوا وُجُوهَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ کَما بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ29فَریقاً هَدى‏ وَ فَریقاً حَقَّ عَلَیْهِمُ الضَّلالَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّیاطینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ30یا بَنی‏ آدَمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ31قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ32قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِکُوا بِاللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ33وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ34یا بَنی‏ آدَمَ إِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیاتی‏ فَمَنِ اتَّقى‏ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ35وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ36فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ أُولئِکَ یَنالُهُمْ نَصیبُهُمْ مِنَ الْکِتابِ حَتَّى إِذا جاءَتْهُمْ رُسُلُنا یَتَوَفَّوْنَهُمْ قالُوا أَیْنَ ما کُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَ شَهِدُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ کانُوا کافِرینَ37قالَ ادْخُلُوا فی‏ أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِکُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِی النَّارِ کُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَکُوا فیها جَمیعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَ لکِنْ لا تَعْلَمُونَ38وَ قالَتْ أُولاهُمْ لِأُخْراهُمْ فَما کانَ لَکُمْ عَلَیْنا مِنْ فَضْلٍ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْسِبُونَ39إِنَّ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى یَلِجَ الْجَمَلُ فی‏ سَمِّ الْخِیاطِ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُجْرِمینَ40
 
 
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی :
 
(21) و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم.
(22) و به این ترتیب ، آنها را با فریب ( از مقامشان ) فرودآورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند ، اندامشان [ عورتشان ] بر آنها آشکار شد و شروع کردند به قرار دادن برگهای ( درختان ) بهشتی بر خود ، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد که: «آیا شما را از آن درخت نهی نکردم؟! و نگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است؟!»
(23) گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی ، از زیانکاران خواهیم بود!»
(24) فرمود: « ( از مقام خویش ، ) فرود آیید ، در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض دیگر ، دشمن خواهید بود! ( شیطان دشمن شماست ، و شما دشمن او! ) و برای شما در زمین ، قرارگاه و وسیله بهره گیری تا زمان معینی خواهد بود.»
(25) فرمود: «در آن [ زمین ] زنده می شوید و در آن می میرید و ( در رستاخیز ) از آن خارج خواهید شد.»
(26) ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم که اندام شما را می پوشاند و مایه زینت شماست اما لباس پرهیزگاری بهتر است! اینها ( همه ) از آیات خداست ، تا متذکّر ( نعمتهای او ) شوند!
(27) ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد ، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد ، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اینکه او و همکارانش شما را می بینند از جایی که شما آنها را نمی بینید ( امّا بدانید ) ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آورند!
(28) و هنگامی که کار زشتی انجام می دهند می گویند: «پدران خود را بر این عمل یافتیم و خداوند ما را به آن دستور داده است!» بگو: «خداوند ( هرگز ) به کار زشت فرمان نمی دهد! آیا چیزی به خدا نسبت می دهید که نمی دانید؟!»
(29) بگو: «پروردگارم امر به عدالت کرده است و توجّه خویش را در هر مسجد ( و به هنگام عبادت ) به سوی او کنید! و او را بخوانید ، در حالی که دین ( خود ) را برای او خالص گردانید! ( و بدانید ) همان گونه که در آغاز شما را آفرید ، ( بار دیگر در رستاخیز ) بازمی گردید!
(30) جمعی را هدایت کرده و جمعی ( که شایستگی نداشته اند ، ) گمراهی بر آنها مسلّم شده است. آنها ( کسانی هستند که ) شیاطین را به جای خداوند ، اولیای خود انتخاب کردند و گمان می کنند هدایت یافته اند!
(31) ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد ، با خود بردارید! و ( از نعمتهای الهی ) بخورید و بیاشامید ، ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی دارد!
(32) بگو: «چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگان خود آفریده ، و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟!» بگو: «اینها در زندگی دنیا ، برای کسانی است که ایمان آورده اند ( اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند ولی ) در قیامت ، خالص ( برای مؤمنان ) خواهد بود.» این گونه آیات ( خود ) را برای کسانی که آگاهند ، شرح می دهیم!
(33)  بگو: «خداوند ، تنها اعمال زشت را ، چه آشکار باشد چه پنهان ، حرام کرده است و ( همچنین ) گناه و ستم بناحق را و اینکه چیزی را که خداوند دلیلی برای آن نازل نکرده ، شریک او قرار دهید و به خدا مطلبی نسبت دهید که نمی دانید.»
(34) برای هر قوم و جمعیّتی ، زمان و سرآمد ( معیّنی ) است و هنگامی که سرآمد آنها فرا رسد ، نه ساعتی از آن تأخیر می کنند ، و نه بر آن پیشی می گیرند.
(35) ای فرزندان آدم! اگر رسولانی از خود شما به سراغتان بیایند که آیات مرا برای شما بازگو کنند ، ( از آنها پیروی کنید ) کسانی که پرهیزگاری پیشه کنند و عمل صالح انجام دهند ( و در اصلاح خویش و دیگران بکوشند ) ، نه ترسی بر آنهاست و نه غمناک می شوند.
(36) و آنها که آیات ما را تکذیب کنند ، و در برابر آن تکبّر ورزند ، اهل دوزخند جاودانه در آن خواهند ماند.
(37) چه کسی ستمکارتر است از آنها که بر خدا دروغ می بندند ، یا آیات او را تکذیب می کنند؟! آنها نصیبشان را از آنچه مقدّر شده ( از نعمتها و مواهب این جهان ) می برند تا زمانی که فرستادگان ما [ فرشتگان قبض ارواح ] به سراغشان روند و جانشان را بگیرند از آنها می پرسند: «کجایند معبودهایی که غیر از خدا می خواندید؟! ( چرا به یاری شما نمی آیند؟! ) » می گویند: «آنها ( همه ) گم شدند ( و از ما دور گشتند! ) » و بر ضدّ خود گواهی می دهند که کافر بودند!
(38) ( خداوند به آنها ) می گوید: «در صفّ گروه های مشابه خود از جنّ و انس در آتش وارد شوید!» هر زمان که گروهی وارد می شوند ، گروه دیگر را لعن می کنند تا همگی با ذلّت در آن قرار گیرند. ( در این هنگام ) گروه پیروان درباره پیشوایان خود می گویند: «خداوندا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند پس کیفر آنها را از آتش دو برابر کن! ( کیفری برای گمراهیشان ، و کیفری بخاطر گمراه ساختن ما. ) » می فرماید: «برای هر کدام ( از شما ) عذاب مضاعف است ولی نمی دانید! ( چرا که پیروان اگر گرد پیشوایان گمراه را نگرفته بودند ، قدرتی بر اغوای مردم نداشتند. ) »
(39) و پیشوایان آنها به پیروان خود می گویند: «شما امتیازی بر ما نداشتید پس بچشید عذاب ( الهی ) را در برابر آنچه انجام می دادید!
(40) کسانی که آیات ما را تکذیب کردند ، و در برابر آن تکبّر ورزیدند ، ( هرگز ) درهای آسمان به رویشان گشوده نمی شود و ( هیچ گاه ) داخل بهشت نخواهند شد مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد! این گونه ، گنهکاران را جزا می دهیم!

ترجمه سوره اعراف ( از آیه 1 تا آیه 20 )
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن ،ترجمه سوره اعراف
المص1کِتابٌ أُنْزِلَ إِلَیْکَ فَلا یَکُنْ فی‏ صَدْرِکَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِکْرى‏ لِلْمُؤْمِنینَ2اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ قَلیلاً ما تَذَکَّرُونَ3وَ کَمْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَیاتاً أَوْ هُمْ قائِلُونَ4فَما کانَ دَعْواهُمْ إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا إِلاَّ أَنْ قالُوا إِنَّا کُنَّا ظالِمینَ5فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلینَ6فَلَنَقُصَّنَّ عَلَیْهِمْ بِعِلْمٍ وَ ما کُنَّا غائِبینَ7وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ8وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما کانُوا بِآیاتِنا یَظْلِمُونَ9وَ لَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَکُمْ فیها مَعایِشَ قَلیلاً ما تَشْکُرُونَ10وَ لَقَدْ خَلَقْناکُمْ ثُمَّ صَوَّرْناکُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ لَمْ یَکُنْ مِنَ السَّاجِدینَ11قالَ ما مَنَعَکَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ12قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فیها فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرینَ13قالَ أَنْظِرْنی‏ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ14قالَ إِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرینَ15قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیمَ16ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرینَ17قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکُمْ أَجْمَعینَ18وَ یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ فَکُلا مِنْ حَیْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمینَ19فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَ قالَ ما نَهاکُما رَبُّکُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَکُونا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونا مِنَ الْخالِدینَ20
 
 
ترجمه آیت الله مکارم شیرازی :
 
(1) المص
(2) این کتابی است که بر تو نازل شده و نباید از ناحیه آن ، ناراحتی در سینه داشته باشی! تا به وسیله آن ، ( مردم را از عواقب سوء عقاید و اعمال نادرستشان ) بیم دهی و تذکّری است برای مؤمنان.
(3) از چیزی که از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده ، پیروی کنید! و از اولیا و معبودهای دیگر جز او ، پیروی نکنید! اما کمتر متذکّر می شوید!
(4) چه بسیار شهرها و آبادیها که آنها را ( بر اثر گناه فراوانشان ) هلاک کردیم! و عذاب ما شب هنگام ، یا در روز هنگامی که استراحت کرده بودند ، به سراغشان آمد.
(5) و در آن موقع که عذاب ما به سراغ آنها آمد ، سخنی نداشتند جز اینکه گفتند: «ما ظالم بودیم!» ( ولی این اعتراف به گناه ، دیگر دیر شده بود و سودی به حالشان نداشت. )
(6) به یقین ، ( هم ) از کسانی که پیامبران به سوی آنها فرستاده شدند سؤال خواهیم کرد ( و هم ) از پیامبران سؤال می کنیم!
(7)  و مسلماً ( اعمالشان را ) با علم ( خود ) برای آنان شرح خواهیم داد و ما هرگز غایب نبودیم ( بلکه همه جا حاضر و ناظر اعمال بندگان هستیم ) !
(8) وزن کردن ( اعمال ، و سنجش ارزش آنها ) در آن روز ، حقّ است! کسانی که میزانهای ( عمل ) آنها سنگین است ، همان رستگارانند!
(9) و کسانی که میزانهای ( عمل ) آنها سبک است ، افرادی هستند که سرمایه وجود خود را ، بخاطر ظلم و ستمی که نسبت به آیات ما می کردند ، از دست داده اند.
(10) ما تسلّط و مالکیّت و حکومت بر زمین را برای شما قرار دادیم و انواع وسایل زندگی را برای شما فراهم ساختیم اما کمتر شکرگزاری می کنید!
(11) ما شما را آفریدیم سپس صورت بندی کردیم بعد به فرشتگان گفتیم: «برای آدم خضوع کنید!» آنها همه سجده کردند جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود.
(12) ( خداوند به او ) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم ، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم مرا از آتش آفریده ای و او را از گل!»
(13) گفت: «از آن ( مقام و مرتبه ات ) فرود آی! تو حقّ نداری در آن ( مقام و مرتبه ) تکبّر کنی! بیرون رو ، که تو از افراد پست و کوچکی!
(14) گفت: «مرا تا روزی که ( مردم ) برانگیخته می شوند مهلت ده ( و زنده بگذار! ) »
(15) فرمود: «تو از مهلت داده شدگانی!»
(16) گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختی ، من بر سر راه مستقیم تو ، در برابر آنها کمین می کنم!
(17) سپس از پیش رو و از پشت سر ، و از طرف راست و از طرف چپ آنها ، به سراغشان می روم و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!»
(18)  فرمود: «از آن ( مقام ) ، با ننگ و عار و خواری ، بیرون رو! و سوگند یاد می کنم که هر کس از آنها از تو پیروی کند ، جهنم را از شما همگی پر می کنم!
(19) و ای آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید! و از هر جا که خواستید ، بخورید! امّا به این درخت نزدیک نشوید ، که از ستمکاران خواهید بود!»
(20) سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد ، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود ، آشکار سازد و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه ( اگر از آن بخورید ، ) فرشته خواهید شد ، یا جاودانه ( در بهشت ) خواهید ماند!»

همجنس گرایی چه حکمی در قرآن دارد؟
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن

این موضوع را می‌توان به دو مقصود حمل کرد: یکی منظر «فقهی»، یعنی احکام حلال و حرام و مجازات آن چیست؟ و دیگری منظر نگاه و جایگاه. یعنی مثلاً قرآن به این رفتار چه نگاهی دارد و چه فرموده است؟

 

 

فریاد گناه

 

 

بدیهی است که «منظر فقهی» موضوع بحث ما نمی‌باشد، چرا که اولاً تمامی احکام فقهی در قرآن نیامده است، بلکه فرموده است از حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله اخذ کنید، مثل احکام رکعات نماز که اصلی‌ترین عبادت و ستون دین است – و دیگر آن که ما نوعاً فقیه و مجتهد نیستیم که بخواهیم با رجوع به قرآن کریم و حتی احادیث و سایر منابع، استنباط و استخراج و بیان احکام نماییم. لذا برای اطلاع از احکام جزایی همجنس‌بازی مردان یا زنان، باید به فقه رجوع کرد. این یک حقه‌ی وهابیت است که رایج کرده‌اند هر حکم فقهی را می‌پرسند در کدام سوره و آیه آمده است؟ چرا که آنان بدون هیچ حجتی به «حسبنا کتاب الله» و ظاهر آیات بسنده کرده‌اند و ما به حکم خداوند متعال در آیات بسیار، تابع «اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم» هستیم و تفسیر و تأویل آیات و نیز شرح و بیان احکام را از آنان اخذ می‌کنیم:

 

 

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُۆْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً» (النساء، 59)

 

ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خدا را اطاعت کنید و از فرستاده او و صاحبان امرتان (که جانشینان معصوم پیامبرند) اطاعت نمایید. پس اگر درباره چیزى (از امور دین یا دنیا) نزاع داشتید آن را به خدا و رسولش برگردانید (اختلاف در دین را به وسیله فقیه و اختلاف در دنیا را به واسطه قاضى به کتاب و سنّت بازگردانید) اگر ایمان به خدا و روز واپسین دارید، این (براى شما) بهتر و خوش عاقبت‏تر است.

 

اما در خصوص منظر دوم، یعنی نگاه به همجنس‌گرایی، مذمّت و نکوهش و منع آن، مباحث بسیاری در قرآن کریم وجود دارد که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می‌گردد:

 

الف – نظام خلقت و آرامش

 

خلقت علیمانه و حکیمانه و بر اساس نظم است. رعایت این نظم در هر امری، موجب آرامش می‌گردد و عدم رعایت آن آرامش (تسکین) و بالتبع رشد در هر زمینه‌ای را مختل می‌سازد. از این رو می‌فرماید: شما را زوج (زن و مرد) آفریدم و برای شما همسری و عشق، محبت و جاذبه فی‌مابین را قرار دادم « لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا» تا با آنها به آرامش دست‌یابید. پس هر گونه جایگزینی و هنجارشکنی در امور و روابط همسری که «زناشویی، همبستری یا جماع» از اهمّ آن است، سبب می‌شود که آرامش فردی [جسمی، روانی، روحی، اخلاقی، ایمانی و ...] به هم بریزد و بالتبع آرامش اجتماعی [اخلاقی، امنیتی، اقتصادی، حتی سیاسی و ...] نیز مختل گردد (چنان چه امروزه در امریکا و اروپا شاهد این ناآرامی فردی و اختلال اجتماعی هستیم):

«و َمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» (الرّوم - 22)

 

ترجمه: و از نشانه‏هاى او این است که از خودتان (نوع انسان، نه ملک یا جن یا حیوان) همسرانى براى شما آفرید تا در کنارشان آرام گیرید، و میانتان دوستى و مهربانى نهاد. آرى در این [نعمت‏] براى مردمى که مى‏اندیشند نشانه‏هایى است.

هم جنس‌گرایی، جهالت و اسراف است:

بدیهی است که حرکت در جهت خلاف نظام آفرینش در هر امری و از جمله ارضای غریزه شهوت جنسی، از یک سو «جهالت» است و از سوی دیگر «اسراف».

جهالت است، چون عامل به آن نه تنها راه درست و کامل لذت و ارضای شهوت را نمی‌داند و به خلافی عمل می‌کند که حتی حیوان نمی‌کند، بلکه خلاف طبیعت خود و نظام خلقت حرکت می‌کند – پس این عمل او، صرفاً از روی شهوت نیست، بلکه در اصل از جهالت است:

«أ َئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» (النّمل، 55)

ترجمه: آیا شما به جاى زنان از روى شهوت با مردها در مى‏آمیزید [نه] بلکه شما مردمى جهالت‏پیشه‏اید.

و اسراف است به خاطر آن که «نعمت جنسیت» و نیز حقوق خود، هم جنسان و جنس متفاوت و هم چنین نعمت سلامت و کمال فردی و اجتماعی را ضایع می‌کند.

«إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ» (الأعراف، 81)

ترجمه: همانا شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان مى‏آمیزید، (نه تنها در این امر متجاوز از فطرتید) بلکه شما (در هر کارى) گروهى اسرافکارید.

 

کیفر و استحقاق عذاب

خداوند متعال در قرآن کریم از دو قوم قدرتمند و غنی به نام‌های «قوم لوط» و «اصحاب الرّس» یاد می‌کند. دو قومی که به رغم برخورداری از ثروت و قدرت و آسایش و آرامش در زندگی، از یک سو به بت پرستی و تکذیب نبی خود روی آوردند و از سوی دیگر به عمل شنیع همجنس‌گرایی پرداختند و هر دو قوم با عذاب الهی به طور کلی نابود شدند. در حالی که در هیچ کجا تصریح نشده است که قومی به خاطر رواج «زنا» به طور کلی نابود شده باشد.

در قوم لوط، همجنس‌گرایی بین مردان رواج یافت و متقابلاً در قوم «رس»، همجنس‌گرایی بین زنان رواج یافت. چنان چه از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است:

 

«زنانی بر امام صادق وارد شدند و زنی از آنان از همجنس بازی زنان سۆال کرد و امام فرمود حد آن حد زنا است. زنی گفت: در قرآن سخنی از (هم جنس بازی زنان) آمده؟ امام فرمود: آری. اصحاب رس به این فساد گرفتار بودند». بنا بر این اگر خداوند ما را فقط به قرآن ارجاع داده بود، شما حق داشتید بگویید چون در قرآن در مورد مجازات زنای محصن و محصنه و هم جنس بازی کیفری خاص ذکر نشده، پس کیفر زنای محصن و محصنه، همان کیفر زنا است و هم جنس بازی هم کیفر ندارد و حداکثر باید تنبیه شود.» (من لا یحضره الفقیه ، ج 4 ، ص 42 - 43)

(دقت شود در این نقل ضمن بیان رذیلت اصحاب الرّس، تصریح شده که منشأ احکام، فقط آیات قرآن کریم نمی‌باشد).

«وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَکُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِینَ ... إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا کَانُوا یَفْسُقُون» (العنکبوت، 28 تا 34)

ترجمه: و [یاد کن] لوط را هنگامى که به قوم خود گفت‏شما به کارى زشت مى‏پردازید که هیچ یک از مردم زمین در آن [کار] بر شما پیشى نگرفته است ... ما بر مردم این شهر به [سزاى] فسقى که مى‏کردند عذابى از آسمان فرو خواهیم فرستاد.

«وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَیْنَ ذَلِکَ کَثِیرًا» (الفرقان، 38)

ترجمه: و عاد و ثمود و اصحاب رسّ و بسیاری نسل‌ها را که میان آنها بودند [هلاک کردیم‏].

فرآوری: بخش قرآن تبیان


تجلی ایثار بانویی بزرگ به بیان قرآن کریم
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن

خداوند سبحان، جهاد با مال را در کنار جهاد با جان عنوان می‌نماید: «... وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ  ...» : و با مال و جان خویش در راه خدا جهاد کنید؛ زیرا هدیه کردن مال در راه خدا همانند هدیه کردن جان در راه خداست.

 

 

 

 

بخشش

 

 

 

تجلی ایثار برای مهمان

 

قرآن کریم وابستگی انسان به مال و متاع دنیا را به عنوان یک واقعیت و بر اساس گرایش طبیعی انسان معرفی می‌نماید و برای رهانیدن انسان از این علاقمندی تلاش نموده و راه رهیدن از این وابستگی را، بریدن از دنیا و انفاق عنوان می‌نماید. لذا خداوند سبحان، به لحاظ شدت این وابستگی رهیدن از این خطر را آن چنان با اهمیت می‌داند که جهاد با مال را در کنار جهاد با جان عنوان می‌نماید: «... وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ  ...»(1): و با مال و جان خویش در راه خدا جهاد کنید؛ زیرا هدیه کردن مال در راه خدا همانند هدیه کردن جان در راه خداست.

 

قرآن کریم افزون بر رهنمود، الگوهایی را نیز برای تأثیر گذاری بیشتر ارائه می‌دهد و زندگی برگزیدگان را در جلو دیدگان انسان‌ها ترسیم می‌نماید. آنان که از انفاق در راه خدا از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. آنان که از بهترین امکانات خود در سخت‌ترین شرایط در راه خدا گذشتند و در رفتار آنها نه تنها انفاق، بلکه فراتر از انفاق، یعنی «ایثار» جلوه‌گر است. (2)

 

 

 

ایثار بهتر از سخاوت است

 

سخاوت و جوانمردی جزیی از اخلاق انبیاء و معصومین (علیهم السلام) و از مظاهر ایمان است. خداوند متعال در این باره می‌فرماید: «فَأَمَّا مَن أَعْطَی وَاتَّقَی * وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَی * فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَی»(3): امّا هرکس بخشش و سخاوت کرد و پرهیزگار شد و به نیکویی این عمل را تصدیق کرد، البته کارش را سهل و آسان می‌گردانیم.

 

با توجه به این آیه معنای سخاوت، بخشش مال با رضایت کامل به مستحقان، خویشان و مانند این‌هاست. خداوند متعال همه مشکلات کسی که سخاوت را به کمال برساند؛ آسان و ختم به خیر می‌نماید.

پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلم) در این باره فرمود: «وَلا یَصْلُحُ لِدِینِکُمْ إلاَّ السَّخَاءُ وَحُسْنُ الْخُلْقِ»(4): خداوند صلاح و خیر دینتان را جز با سخاوت و خوش اخلاقی ممکن نمی‌کند.

 

امّا «ایثار، از سخاوت فراتر است. چنان‌که مولای متقیان امام علی علیه السلام فرمود: «الإِیثَارُ أَعْلَی الْمَکَارِم‏»(5): ایثار عالی‌ترین درجه مکارم است.

زیرا در سخاوت، انسان مالی که از نیاز او فزون‌تر است را می‌بخشد؛ اما در ایثار، چیزی را عطا می‌کند که خود نیز به آن احتیاج دارد.

 

نمونه ای از تجلی ایثار حضرت زهرا (سلام الله علیها)

ایثار و مقدم داشتن نیاز دیگران بر خود، یکی از مظاهر بارز حضرت زهرا (سلام الله علیها) است.

مردی نزد پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلم) آمد و از گرسنگی شکایت کرد. پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلم) کسی را برای تهیه طعام به حجره‌های همسران خویش می‌فرستد. آنها می‌گویند چیزی جز آب در حجره‌ها پیدا نمی‌شود؛ سپس حضرت رو به یارانش کرد و فرمود: «کسی هست که امشب او را سیر کند؟

حضرت فاطمه

 

علی بن ابیطالب(علیه السلام) گفت: «أَنَــا یَا رَسُـول الله»؛ سپس مرد گرسنه را نزد فاطمه (سلام الله علیها) آورد و گفت: «مَا عِنْدَکَ یَا بِنْتَ رَسُولِ الله؟» فَقَالَتْ: «مَا عِنْدَنَا إِلاَّ قُوتُ الْعَشیَّةِ لَکِنّا نُۆْثِرُ ضَیْفَنَا.»(6): چه نزد توست ای دختر پیامبر خدا؟ پاسخ دادند: ما جز قوت شب چیزی نداریم ولی میهمان را بر خود ترجیح می‌دهیم. (غذای خود را با وجود نیازمندی به فقیر دادند.)(7)

پس علی بن ابیطالب (علیه السلام) گفت: بچه ها را بخوابان و من چراغ را برای میهمان روشن می نمایم. پس چنین کرد و میهمان خوراک خورد.

پس از آنکه از میهمان پذیرایی فرمودند، در بامداد، خداوند این آیه را درباره آنان نازل فرمود: «وَ یُۆْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(8): آنها را بر خود مقدم می‌کنند در حالی که خود بدان محتاج بودند، و کسانی که [برای آسایش دیگران] به نفس خود سخت‌گیری کنند از رستگارانند.

آن ها کسانی اند که ایثار می کنند، از چیزهایی که واقعاً حق خودشان است می گذرند، از چیزهایی که حقِ مشروع و نیازهای طبیعیشان است، از راحتی و خواب و خوراک خویش می گذرند. با اینکه این ها مخصوص خودشان است و اگر خودشان استفاده کنند، همه می پذیرند. آن کسی که بتواند در دنیا نفس خودش را کنترل کند و قدرت ایثار و گذشت پیدا کند، رستگار می شود. پیامبر فرمودند که: «مهربانترین شما کسانی اند که به فکر خودشان نباشند، خودشان ساده و راحت زندگی می کنند و بیشتر به فکر دیگرانند.» و این رابطه ای است میان مهربانی و زهد. سخت گرفتن بر خود، ساده گرفتن بر دیگران. (9)

ما باید این راه را برویم

ما باید این راه را برویم. ما هم باید گذشت کنیم، ایثار کنیم ... آن بزرگوار (حضرت زهرا سلام الله علیها) کاری کرد که سوره ی دهر (و حشر) درباره ی او و شوهر و فرزندانش نازل شد ، ایثار نسبت به فقرا و کمک به محرومان، به قیمت گرسنگی کشیدن خود: «وَیُۆْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ » ما هم باید همین کارها را بکنیم.

این نمی‌شود که ما دم از محبت فاطمه ی زهرا (سلام‌اللَّه‌علیها) بزنیم، در حالی که آن بزرگوار برای خاطر گرسنگان، نان را از گلوی خود و عزیزانش -مثل حسن و حسین (علیهماالسّلام) و پدر بزرگوارشان (علیه‌السّلام)- برید و به آن فقیر داد ... .

ما می‌گوییم پیرو چنین کسی هستیم؛ ولی ما نه فقط نان را از گلوی خود نمی‌بُریم که به فقرا بدهیم، اگر بتوانیم، نان را از گلوی فقرا هم می‌بُریم! این روایاتی که در «کافى» شریف و بعضی از کتب دیگر در باب علامات شیعه هست، ناظر به همین است؛ یعنی شیعه بایستی آن‌طور عمل کند. ما باید زندگی آنها را - ولو به صورت ضعیف - نمایش بدهیم. (10)

جاذبه مال و منال و مقام، و آنچه متاع دنیا به حساب می‌آید؛ انسان را از مسیر خود باز می‌دارد. وابستگی به دنیا پر خطرترین دام سر راه انسان است. بسیاری این خطر را احساس می‌کنند. لیکن مهم چاره‌سازی این مشکل است که چگونه باید از دام این خطر رهید.

انفاق و ایثار امامان از بهترین اموال خویش و در سخت‌ترین شرایط نیازمندی صورت می‌گرفت. این چنین است آنان الگوی زندگی و تلاش در سازندگی برای همگان هستند. آنان با این ارزش‌ها دل ها را شیفته خود و چشم‌ها را خیره هنرهای خویش نموده‌اند و وحی الهی و سروش آسمانی از سیره، انفاق و ایثار آنان، این چنین ستایش می‌نماید.

 

پی نوشت ها:

1.      سوره مبارکه توبه، آیه 41.

2.      حبیب الله احمدی؛ امام علی (علیه السلام) الگوی زندگی، صفحه 49، برگرفته از سایت امام علی نت.

3.      سوره مبارکه لیل، آیات 5-7.

4.      جامع السعادات، ج 1، ص 308.

5.      غررالحکم، ج 1، ص 986.

6.      عبدالعلی بن جمعه عروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص 286 و نیز رجوع کنید به حاکم حسکانی، شواهدالتنزیل، ج 2، ص 246.

7.      اسماعیل منصوری لاریجانی، در ملکوت حج.

8.      سوره مبارکه حشر، آیه 9.

9.      گفتاری از استاد رحیم پور ازغدی پیرامون اردوی جهادی

10.  بیانات رهبر عزیزمان، سید علی خامنه ای در دیدار جمعی از مداحان 05/10/1370 با اندکی دخل و تصرف.

فرآوری: بخش قرآن تبیان


تفسیر قرآن به قرآن و تفسیرالاثری چیست؟
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مذهبی ،قرآن

روش تفسیر قرآن به قرآن ریشه در آغازین روزهای نزول وحی و پیدایش تفسیر دارد؛ به گونه‌ای که نخستین نمودها و تجلیّات تفسیر و تبیین مفاهیم قرآن که توسّط معصومان (علیهم السلام) صورت گرفت، در قالب روش تفسیری «قرآن به قرآن» بوده است.

 

 

 

 

تفسیر

 

 

 

تفسیر قرآن به قرآن از چه زمانی آغاز شد؟

 

ردیابی پیشینه تفسیر قرآن به قرآن، از رهگذر تاریخ‌شناسی تفسیرهای کهن و نمونه‌شناسی تفاسیر معصومان (علیهم السلام) این حقیقت را آشکار می‌سازد که این روش تفسیری، ریشه در آغازین روزهای نزول وحی و پیدایش تفسیر دارد و اساساً سنگ بنیادین آن به دست مبارک شخص پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و سپس امامان معصوم (علیهم السلام) استوار گردیده، به گونه‌ای که نخستین نمودها و تجلیّات تفسیر و تبیین مفاهیم قرآن که توسّط معصومان (علیهم السلام) صورت گرفت، در قالب روش تفسیری «قرآن به قرآن» بوده است.

 

قبل از ذکر نمونه‌های عینی از این نوع تفسیر در کلمات معصومان (علیهم السلام)؛ به گوشه‌ای از گفتار آنان و برخی از مفسران در این‌باره اشاره می‌شود.

 

از پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) در منابع اهل سنت نقل شده است: همانا قرآن برخی [از آیاتش] برخی دیگر را تصدیق [و تأیید] می‌کند. (کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، ج 1، ص 619، ح 2861)

 

امیر المۆمنین علی (علیه السلام) نیز فرمود: «قرآن، کتاب خداوند است که با آن می‌بینید [حقایق را] و به کمک آن سخن [حق‏] می‌گویید و می‌شنوید و بعضى از آیات آن بعضى دیگر را توضیح می‌دهند و بعضى از آن به [تفسیر و تأویل‏] بعضى دیگر گواهى می‌دهند». (نهج البلاغه صالح، صبحی، خطبه 133، ص 192)

همچنین، علّامه طباطبائی (ره)، که تفسیرش به عنوان نمونه‌ای روشن از تفسیر قرآن به قرآن شناخته شده است، بر این باور است که اساس و بنیان تفسیر معصومان (علیهم السلام) را تفسیر قرآن به قرآن شکل داده و این روش، شیوه رایج تفسیر آنان است، ایشان می‌گوید: «پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام)، روششان در تعلیم و تفسیر قرآن کریم – به‌طورى که از احادیث تفسیرى آنان بر می‌آید- همین روش ]تفسیر قرآن به قرآن[ است که ما بیان کردیم». (المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 12)

 

ایشان معتقدند که حجم انبوهی از روایات تفسیری معصومان (علیهم السلام) از نوع استدلال به یک آیه برای توضیح آیه‌ای دیگر و یا استشهاد به مفهوم یک آیه برای آشکار شدن معنای آیه دیگر است، و این همان تفسیر قرآن به قرآن است. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 12)

بنابر این؛ روش یاد شده، افزون بر آن‌که از سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت گرامیش مورد تأکید قرار گرفته و شایستگان و قرآن دوستان را بدان ترغیب و تشویق نموده‌اند، بارها توسّط ایشان به اجرا درآمده، به گونه‌ای که هم اکنون نمونه‌هایی از آن در میراث تفسیریشان شاهد هستیم:

ضمیر کی آواز

 

نمونه اوّل: از امام علی (علیه السلام) روایت شده است (کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج ‌2، ص 140) که در تفسیر واژه «الظّالمین» در آیه «لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» (بقره، 124) فرموده است «أى المشرکین»، و دلیل تفسیر و ترجمه «ظالمین» به «مشرکین» را به کمک آیه دیگری از قرآن چنین فرمود: «لأنّه سمّى الشّرک ظلماً بقوله إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ»؛ یعنی، تفسیر ظالمین به مشرکین از آن جهت است که «خداوند متعال خود در آیه «إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ»، (لقمان، 13) شرک را ظلم خوانده است.

نمونه دوم: از امام رضا (علیه السلام) درباره معنای «ختم بر قلوب» در آیه «خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلى‏ سَمْعِهِمْ ...» (بقره، 7) پرسیده شده و امام (علیه السلام) در پاسخ به آن، با یادآوری آیه‌ای دیگر، فرمود: «ختم بر قلوب کفار، به معناى آن است که، به دلیل کفرورزى و انکار کافران، گویى بر دل‌هاى آنان مُهرى زده شده و بسته شده است، به گونه‌اى که ایمان به خداوند، به دل‌هایشان راه ندارد خداوند می‌فرماید: بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ فَلا یُۆْمِنُونَ إِلَّا قَلِیلا (نساء، 155)». (کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج ‌1، ص 153)

چنان‌که می‌بینیم، امام رضا (علیه السلام) این معنا و تفسیر را به کمک آیه 155 سوره مبارکه «نساء» بیان فرمودند، در این تفسیر، گرچه معنای واژگان آیه، یعنی؛ «ختم، قلوب، کفار و ...» روشن است و نیازی به توضیح و تفسیر ندارند ولی چنان‌که پیدا است، آنچه برای پرسش کننده روشن نبوده، تعبیر و اصطلاح «ختم بر قلوب» بوده است، که امام (علیه السلام) به کمک قرآن و به خوبی، معنای آن‌را تبیین فرمود.

بنابر این، می‌توان ریشه‌های تفسیر قرآن به قرآن را در کلام معصومان (علیهم السلام) به خوبی مشاهده کرد.

معنای تفسیرالاثری چیست؟ لطفاً دو نوع تفسیرالاثری معرفی کنید؟

مقصود از تفسیر اثری (روایی) تفسیری است که نویسنده آن در تفسیر قرآن، از روایات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیهم السلام) که به ما رسیده است، استفاده می کند.

برخی از تفاسیری که به صورت روایی نگاشته شده است عبارت است از:

1. البرهان فی تفسیر القرآن (بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن)

2. تفسیر نور الثقلین (عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین)

(شایان ذکر است، برای اطلاع از روش های مختلف تفسیری (روایی، ادبی، فقهی، عرفانی...) که مفسران از آن بهره برده اند، می توانید از نرم افزار جامع التفاسیر تولید مرکز تحقیقات اسلامی (نور) استفاده نمایید.)

فرآوری: بخش قرآن تبیان 

منابع:

سایت اسلام کوئیست

کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج ‌1

المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1

نهج البلاغه صالح، صبحی، خطبه 133


← صفحه بعد